
بیش از چهل روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران گذشت. جنگ در وضعیتی شروع شد که هنوز زمان زیادی از کشتار گسترده در ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ نگذشته بود و جریان اخبار نادرست تولید شده درباره آن، همچنان جریان بود. با آغاز جنگ، به روال معمول جنگها، کارزار پروپاگاندا، تولید اطلاعات نادرست و رجزخوانی در بستر رسانهها و شبکههای اجتماعی جریان یافت.
این گزارش نتیجه رصد و درستیسنجی یک ماهه فکتنامه از این کارزار است. ما محتوای تولید شده به زبان فارسی در جبهه جمهوری اسلامی و طرف اپوزیسیون موافق جنگ/اسرائیل را بررسی کرده و الگوهایی را برای تولید اطلاعات نادرست در هر دو جبهه شناسایی کردهایم.
تمرکز این گزارش عمدتا بر محتوای تولید و منتشر شده در اینستاگرام است. با وجود این، الگوها در رسانهها و سایر شبکههای اجتماعی دیگر نیز کمابیش مشابه است. ما محتوای تولید شده به زبان «فارسی» در هر دو جبهه را بررسی میکنیم. از این رو اطلاعات نادرست تولید شده احتمالی به زبان عبری یا انگلیسی را رصد و درستیسنجی نمیکنیم، مگر آنکه نمونههایی از آن به زبان فارسی هم وجود داشته باشد.
یکی از متغیرهای مهم که در این روند تاثیر داشته قطع اینترنت در ایران است. این موضوع بر تولید محتوای کاربران عادی در ایران اثر گذاشته و عملا تولید آن به صفر رسیده است. در این وضعیت انحصار تولید محتوا (درست و نادرست) در ایران، در دست رسانهها و افراد نزدیک به حکومت (داخل و خارج از کشور) است که از امتیاز داشتن اینترنت برخوردارند و در مقابل آنان هم اپوزیسیون موافق جنگ خارج از کشور و اکانتهای منتسب و مرتبط به اسرائیل قرار دارند که روایت خودشان را منتشر میکنند.
از سوی دیگر در اسرائیل هم محدودیتها بیشتر به شکل کنترل و سانسور اخبار نظامی رسمی اعمال میشود. رسانهها موظفاند پیش از انتشار برخی اخبار حساس تأیید بگیرند و انتشار جزئیاتی مانند محل اصابت موشکها، اطلاعات عملیاتی و عملکرد سامانههای دفاعی محدود است. پوشش کلی رویدادها و خسارات غیرنظامی هم بدون ذکر اطلاعات دقیق مکانی ممکن است.
این دو متغیر بر محتوا و فرم اطلاعات نادرست منتشر شده تاثیر بسزایی دارد.
بر اساس مشاهدات ما، در این وضعیت بخشی از پروپاگاندای جمهوری اسلامی به نوعی برونسپاری شده است. البته به جز بازنشر گسترده روایتهای حکومت ایران از جنگ در اکانتهای کاربران عربی، اسپانیایی و انگلیسی زبان یا در کشورهایی مانند روسیه، پاکستان، هند، مالزی و فیلیپین ما نشانهای برای سیستماتیک بودن این برون سپاری نداریم. با وجود این در موارد متعددی اطلاعات نادرست ابتدا به فارسی منتشر شده و بعد از وایرال شدن به زبانهای دیگر، منبع اولیه ادعا را حذف کرده است.
ما پیشتر در فکتنامه گزارش کارزار دیسایفورمیشن در اعتراضات ۱۴۰۱ و همچنین الگوهای رایج اخبار جعلی در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل را منتشر کرده بودیم.
در ادامه به خطوط اصلی این کارزار در جبهه جمهوری اسلامی ایران و در جبهه اپوزیسیون/ آمریکا-اسرائیل، ابتدا در سطح روایی و در ادامه بر اساس الگوهای ساختاری در دو جبهه میپردازیم.
در سطح روایی کارزارهای اطلاعات نادرست پیرامون جنگ بین آمریکا/اسرائیل و ایران با استراتژیهای موضوعی متمایزی از سوی جمهوری اسلامی و جناح مقابل (اپوزیسیون و حسابهای حامی اسرائیل و آمریکا) شکل گرفتهاند.
در جبهه جمهوری اسلامی ایران پروپاگاندای حامی حکومت ایران عمدتاً بر اغراق در قدرت نظامی خود و میزان خسارات واردشده به دشمنان تمرکز دارد. مضامین رایج در این جبهه عبارتند از:
۱. تلفات و تخریب گسترده دشمن: انتشار ادعاهای نادرست و ویدیوهای ساختهشده با هوش مصنوعی یا بازیافتی که تخریب گسترده در اسرائیل، آمار بالای کشتهشدگان در میان نیروهای آمریکایی و اسرائیلی، و وحشت در میان شهروندان اسرائیلی را نشان میدهند.
۲. پیروزیهای نظامی ساختگی: تولید ویدیوهای جعلی و تصاویر ماهوارهای دستکاریشده برای به تصویر کشیدن حملات موفق به پایگاههای آمریکایی، سرنگونی هواپیماهای پیشرفته آمریکایی و اسرائیلی و آسیب شدید به ناوهای آمریکایی مانند ناو جرالد فورد. این در حالی است که خبرهای موثقی از عملیاتهای موفقیت آمیز ایران مخابره شده، اما عکس و ویدیوی چندانی از آنها وجود ندارد.
۳. ادعای نادرست درباره خویشتنداری: طرح این ادعا که ایران «بدون تعرض به کشورهای همسایه صرفاً پایگاههای نظامی را مورد حمله قرار داده است»، در حالی که شواهدی مبنی بر حمله به زیرساختهای غیرنظامی و تجاری وجود دارد.
۴. اخبار جعلی درباره نتانیاهو: انتشار گزارشهای نادرست و ویدیوهای هوش مصنوعی درباره کشته شدن بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، که معمولاً در واکنش به اخبار کشته شدن مقامات ایرانی تولید میشوند.
انتشار ویدیوهایی ساخته هوش مصنوعی و یا قدیمی و غیرمرتبط از انفجار و گاه تخریب گسترده ناشی از موشکهای ایران در اسرائیل یکی از محورهای پروپاگاندا از سوی جمهوری اسلامی بود. هر چند در حملههای پیوسته جمهوری اسلامی به اسراییل بعضی از موشکها از سد پدافند اسرائیل گذشتند و به محلهایی اصابت کردند، اما به نظر میرسد پروپاگاندای جمهوری اسلامی نیاز داشته ویدیوهای ساختگی، اغراق شده و نادرست از «خرابیهای گسترده» در اسرائیل تولید یا بازیافت کند.
انتشار ویدیوهای ساخت هوش مصنوعی، قدیمی یا غیر مرتبط با زمان و مکان این جنگ از جمله این موارد است.
این ویدیوها اغلب بعد از انتشار محدود در رسانههای داخلی یا شبکه های اجتماعی فارسی زبان در سطحی بسیار وسیع در شبکههای اجتماعی به زبانهای عربی، انگلیسی، اسپانیایی و سایر زبانها منتشر میشود.

تلفات بالای نیروهای آمریکایی و اسرائیلی یکی دیگر از این ادعاهای مکرر است که نه فقط در شبکههای اجتماعی که در سطوح بالای نظام هم مطرح میشود. نمایش وحشت و استیصال مردم در اسرائیل هم از جمله این موارد است که با استفاده از ویدیوهای قدیمی و نامرتبط به این جنگ و یا ویدیو های ساخت هوش مصنوعی تبلیغ میشود.

خبرهای حمله به مواضع، پایگاهها و تجهیزات آمریکا در منطقه یکی دیگر از محورهای تولید اخبار نادرست در طرف ایرانی بود.
هر چند حملات ایران خسارتهایی در این مواضع بر جا گذاشت، با وجود این نبود و یا منتشر نشدن ویدیوهایی از این اصابتها احتمالا یکی از دلایل تولید ویدیوها و عکسهای ساخت هوش مصنوعی از این اتفاقات شد. ویدیوهای اندکی هم که از اتفاقات این چنینی وجود دارد کیفیت کافی ندارند و نمیتوانند به ابزار پروپاگاندا برای نمایش قدرت نظامی جمهوری اسلامی بدل شود از این رو ویدیوهای مطلوب ساخته میشود.
مثلا با وجود گزارش خبرگزاریهای ایران درباره حمله به پایگاههای آمریکایی، از جمله پایگاه العدید در قطر در روز ۲۶ اسفند هیچ ویدیوی معتبری از لحظه اصابت موشک منتشر نشده است. در این وضعیت در رسانهها و شبکههای اجتماعی فارسی و غیرفارسی ویدیویی منتشر شده که ادعا میشود لحظه اصابت را نشان میدهد.

بخشی از این تصاویر ساختگی جعل تصاویر ماهوارهای است تا با علم مخاطب از منتشر نشدن ویدیویی از این وقایع، آنها را باور پذیرتر کند.
ویدیوهایی از ساقط کردن جنگندهها و پهپادهای آمریکایی و اسرائیلی و آسیب به ناوهای آمریکایی هم یکی دیگر از محورهای این ویدیوهای ساختگی است.

ادعای نادرست مقابله پدافند ایران با جنگنده اف۳۵ در بندرعباس
بررسی ادعاهای مطرحشده درباره سرنگونی جنگنده F-15 آمریکا
ویدیوی جعلی منتسب به ناو آسیب دیده جرالد فورد
ویدیوی «پهپاد ساقط شده دشمن»، لوکاس آمریکایی نیست
ویدیوی قدیمی با ادعای سقوط اف۱۶ در امارات در جنگ جاری
ویدیوی آتشسوزی منتسب به ناو جرالد فورد ساختگی است
با بالا رفتن ریسک تردد کشتیها و نفتکشها در تنگه هرمز و عملا بسته شدن آن اخبار این منطقه بسیار حساسیتزا شد. از این رو به یکی از منابع تولید خبرهای نادرست بدل شد.

همه این ادعاها در حالی مطرح شد که مجتبی خامنهای رهبر سوم جمهوری اسلامی در اولین پیام مکتوب خود پس از انتخاب به سمت رهبری ادعا کرده ایران «بدون تعرض به کشورهای همسایه صرفاً پایگاههای نظامی را مورد حمله قرار دادهاست». این ادعای نادرست در هفته دوم جنگ مطرح شده بود، در همان زمان هم ایران به ۳۵ مورد زیرساختهای غیرنظامی و تجاری، مانند هتل، اماکن مسکونی، فرودگاههای غیرنظامی، اماکن عمومی شهری و زیرساختهای انرژی و آب در این کشورها حمله کرده بود.

یکی دیگر از محورهای پروپاگاندا در طرف جمهوری اسلامی تاکید بر قدرت نظامی و نمایش آن است. در این نمایش شعارنویسی های روی موشک و مواردی از این دست هم دیده میشود.
این نمایش عمدتا با ویدیوهایی ساخت هوش مصنوعی و انتشار آن در سطح وسیع در اکانتهای غیرسیاسی در اینستاگرام صورت میگیرد. اکانتهایی که حتی در سابقه آنها انتشار محتوای جنسی هم دیده میشود. این روند از پیش از آغاز جنگ شروع شده و هنوز ادامه دارد.
نوشتن شعارها و پیامهایی روی موشک یکی از کارزارهای نمادین جمهوری اسلامی در طی این سالها در جنگ با اسراییل بوده. در این جنگ به عکس موشکهایی که خود با هوش مصنوعی ساخته شده بودند نوشتههایی با هوش مصنوعی اضافه شده و منتشر شد.

انتشار خبرهایی در مورد کشته شدن بنیامین نتانیاهو هم از خبرهای نادرست پرطرفدار در این جبهه است که عمدتا در پاسخ به خبرهای کشته شدن مقامات کشوری و نظامی ایران تولید و منتشر میشود.
در جبهه مقابل جمهوری اسلامی و در میان اپوزیسیون موافق جنگ و بالاخص هوادار اسرائیل، شکل دیگری از پروپاگاندا در جریان است. در اینجا محتوای تولید شده بیشتر حول انکار وجود کشتهشدگان غیرنظامی در اثر حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ناکارآمدی موشکها و ابزار نظامی ایران در مقابل نقطهزنی اسرائیل بالاخص در حمله به ایستهای بازرسی است. فرار، تسلیم یا به اصطلاح «ریزش» نیروهای امنیتی و نظامی هم یکی دیگر از محورهای اطلاعات نادرست تولید شده در این جبهه است.
انتشار ویدیوها و عکسهای بیشماری از خانواده خامنهای، علی و مجتبی، هم از محورهای تولید ویدیوهای هوش مصنوعی در میان مخالفان جمهوری اسلامی است.
ویدیوهایی جعلی و یا قدیمی برای ایجاد و اظهار همدردی با سربازان کشته شده آمریکایی هم پرتعداد و پربازدید است.
یکی از بزرگترین موجهای تولید اخبار نادرست در جبهه مخالفان جمهوری اسلامی انکار و بازنمایی نادرست آن چیزی بود که در روز اول جنگ در حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب اتفاق افتاد. انتساب ویدیوهای تخریب مدرسه به اتفاقی در پیشاور پاکستان، انکار عکس مزارهای دانشآموزان، ادعای این که موشکی که به مدرسه اصابت کرده موشک سپاه است که عمل نکرده و سقوط کرده و مواردی از این دست اطلاعات نادرست تولید شده درباره این موضوع بود.

یکی دیگر از راههای زیر سوال بردن کشتههای غیرنظامی جنگ، ایجاد تردید در صحت عکسهایی است که عکاسان داخلی ایران از شهروندان متاثر از جنگ و آسیبدیده منتشر میکنند. این تردیدها در بستر قطع اینترنت و محدودیت دسترسی به اطلاعات بیشتر رشد میکند و باورپذیر مینماید. این در حالی است که تابحال هیچ کدام از ادعاهای مطرح شده و وایرال شده در این زمینه به اثبات نرسیده و نتیجه بررسیهای فکتنامه صحت عکس ها را نشان میدهد.
نقطهزنی اسرائیل و ویدیوی حملات موشکی و پهپادی آن به مراکز بسیج و سپاه و ایستهای بازرسی از جمله ویدیوهای ساخت هوش مصنوعی است که در ابعاد وسیع تولید و بازنشر میشود. اسرائیل چند ویدیو از حمله به ایستهای بازرسی منتشر کرده با وجود این تعداد و ویدیوهای جعلی ساخته شده در این حوزه بسیار زیاد است. همچنین تاکید اکانتهای نزدیک به اسرائیل بر هواداری ایرانیان از این کشور به واسطه ویدیو هایی مانند ویدیوی پرچم اسرائیل بر دیوارهای اکباتان از دیگر نمونههای پروپاگاندا در این جبهه است.

ویدیوی ساختگی منتسب به حمله پهپادی به بسیجیها و سپاهیها
ویدیوی ساختگی با ادعای نقطه زنی یک پایگاه بسیج
ویدیوی ساختگی با ادعای لحظه هدف قرار گرفتن ایست بازرسی
ادعای نادرست نمایش پرچم اسرائیل با پروجکشن در شهرک اکباتان
ویدیوی ساختگی از حمله به ماشینهای گشت نیروی انتظامی در ایذه
ویدیو جعلی وحشت ماموران در یک ایست و بازرسی از حمله پهپادی
ویدیوی قدیمی منتسب به فرار نیروهای سرکوبگر از ایست بازرسی
ویدیوی منتسب به لحظه حمله به بسیج در خیابان ساختگی است
یکی دیگر از خطوط پر رنگ در تولید اخبار نادرست در جبهه اپوزیسیون تلاش برای نشان دادن وجود شکاف و ضعف در میان نظامیان و نیروهای امنیتی در جمهوری اسلامی است. ویدیوهایی با مضمون فرار نیروهای سپاهی، تسلیم ماموران پای لانچر سپاه، بازداشت ماموران خاطی، درگیری نیروهای سرکوبگر و یا حتی خودکشی بسیجیان که همه ساخته هوش مصنوعی هستند منتشر و پربازدید شده است.

ویدیوی ساختگی منتسب به فرار نیروی سپاه با خانواده
ویدیوی مربوط به فرار نیروهای سپاه به افغانستان واقعی نیست
عکس ساختگی از یک بسیجی که با چادر در حال فرار است
ویدیوی ساختگی دستگیری یک نیروی نظامی به خاطر سرپیچی
ویدیوی ساختگی تسلیم دو مامور لانچر سپاه در برابر پهپاد آمریکا و اسرائیل
ویدیوی ساختگی از درگیری نیروهای مسلح با یکدیگر
کشته شدن علی خامنهای در روز اول از مهمترین خبرهای این جنگ بود. این خبر منتشر شد و بعد از آن هیچ عکس یا خبر دیگری درباره مراسم تشییع احتمالی علی خامنهای، وضعیت جسدش و غیره منتشر نشد. هنوز هم، به جز خبر کشته شدن، همه خبرها در مورد او در هالهای از ابهام است. با وجود این مخالفان علی خامنهای دهها ویدیو و عکس ساختگی از جسد و آواربرداری محل کشتهشدن او منتشر کردند.

احتمالا تمایل به دانستن جزییات این اتفاق و نحوه کشته شدن علی خامنهای باعث شده که گروهی بتوانند ویدیوهای قدیمی نامرتبط به مرگ او را به عنوان توصیف وضعیت جسد او منتشر کنند.
مجتبی خامنهای که حالا به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی انتخاب شده هم یکی دیگر از سوژههای تولید ویدیوهای جعلی است. وضعیت مرگ و زندگی و سلامت مجتبی خامنهای در هالهای از ابهام است. علاوه بر این به جز یک ویدیوی کم کیفیت قدیمی و چند عکس قدیمی تصویری از او وجود ندارد. همین موضوع محمل تولید و انتشار ویدیوهای جعلی از او شده.

انتشار ویدیوهای جعلی یا قدیمی از مراسم استقبال از سربازان آمریکایی کشته شده در این جنگ یا دادن خبر کشته شدن آنها به خانواده آنها یکی دیگر از زمینههای انتشار ویدیوهای نادرست است.
جمعبندی
بررسی الگوهای انتشار اخبار نادرست در جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران نشان میدهد کارزار اطلاعات نادرست در این درگیری بر مجموعهای از روشهای تکرارشونده و گاه مشترک استوار است. این کارزار در درجه اول از خلأهای اطلاعاتی ناشی از جنگ، قطع اینترنت در ایران و سانسور نظامی در اسرائیل تغذیه میکند؛ فضایی که در آن نبود اطلاعات قابلراستیآزمایی، به سرعت با محتوای جعلی—از ویدیوهای هوش مصنوعی تا تصاویر ماهوارهای دستکاریشده—پر میشود.
در ادامه، این محتوا از طریق شبکههای چندلایه و چندزبانه، اغلب با حذف منبع اولیه، در مقیاسی فراتر از مرزها بازنشر میشود و حتی از طریق اکانتهای غیرسیاسی به مخاطبان عمومی راه پیدا میکند. همزمان، تکنیکهایی مانند بازیافت محتوای قدیمی، انتساب نادرست زمانی و مکانی، و ایجاد روایتهای متناقض، به شکلگیری نوعی «ابهام ساختاری» کمک میکنند که تشخیص واقعیت را دشوار میسازد.
در سطح محتوایی نیز هر دو جبهه، با وجود تفاوت در جهتگیری، از منطق مشابهی پیروی میکنند: بزرگنمایی موفقیتهای خود، کوچکنمایی یا انکار آسیبها، و تولید روایتهای جایگزین برای بیاعتبار کردن شواهد موجود. در نهایت، برآیند این الگوها نوعی «بمباران روایتی» است که هدف آن نه لزوماً اقناع کامل مخاطب، بلکه ایجاد تردید، سردرگمی و فرسایش اعتماد به واقعیتهای قابلاتکا است.