
با رشد و افزایش اهمیت شبکههای اجتماعی، به نظر میرسد دیگر انحصار گزارشدهی از وقایع بزرگی مانند جنگها از دست رسانههای سنتی خارج شده است. بسیاری از مخاطبان بالقوه رسانهها دیگر اخبار و گزارشها را نه از شبکههای عریض و طویل خبری با سیاستها و محدودیتهای مشخص و یا خبرنگاران کارآموخته، که از طریق صفحات «اینفلوئنسرها» دنبال میکنند.
جمهوری اسلامی ایران با علم به این موضوع، برای جا انداختن روایت خود از وقایع بزرگی که در یک سال اخیر در ایران اتفاق افتاد، یعنی دو جنگ و یک کشتار بزرگ، به سراغ این شکل از روایتپردازی رفت؛ تورهای رسانهای برگزار کرد و در قالب آن نه رسانهها، خبرنگاران زبده و گزارشگران جنگ، بلکه اینفلوئنسرها، ادارهکنندگان صفحات خبری کوچک و کاربران فعال شبکههای اجتماعی را به ایران آورد.
معاونت برونمرزی صداوسیما مسئولیت ایجاد زمینه و امکانات برای این نوع از روایتگری را بر عهده گرفت و نهاد «جشنواره رسانهای صبح» که تحت نظر این سازمان فعالیت میکند مسئول برگزاری تورهایی برای این «روزنامهنگاران، فيلمسازان و فعالان رسانهای» شد.
تور اول این نهاد بعد از اعتراضات سراسری دی ماه در ایران برگزار شد و فکتنامه گزارش مفصلی از آن منتشر کرد.
احتمالا نتایج رضایتبخش تور اول منجر به این شد که فراخوان برگزاری تور دوم هم کمتر یک ماه بعد در اسفند ۱۴۰۴ در بحبوحه جنگ ۴۰ روزه منتشر شود، در ادامه هم در جریان برگزاری تور دوم فراخوان تور سوم هم صادر شد.
تور دوم، با فاصله کمتر از سه ماه از تور قبلی، در حالی برگزار شد که اینترنت در ایران به طور کامل قطع بود. با وجود این، شرکتکنندگان تور دسترسی نامحدودی به اینترنت داشتند و هر روز ویدیوها و خبرهای متعددی را از درون ایران در اکانتهای شبکههای اجتماعی خود منتشر کردند.
تور، سهشنبه اول اردیبهشت آغاز شد. شرکتکنندگان از پایانه مرزی نوردوز، در استان آذربایجان شرقی از گذرگاه زمینی میان ایران و ارمنستان وارد کشور شدند و از لحظه ورود شروع به انتشار عکسها و ویدیوهای خود کردند. آنها تاکید دارند که در حال انعکاس روایتهای آلترناتیوی هستند که رسانههای جریان اصلی در «غرب» به آن نمیپردازند. با وجود این بررسی محتوی تولید شده به دست این افراد نشان میدهد که آنان در حال بازتاب بی کم و کاست روایت جمهوری اسلامی از جنگ اخیر و وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور هستند و نه لزوما روایتی مستقل.
یکی از فعالترین و حاشیهسازترین چهرههای این تور که بخش قابل توجهی از تولید محتوای میدانی را برعهده داشت، بشرا شیخ، فعال رسانهای بریتانیایی ـ پاکستانی بود. شیخ در تور بهمن ماه مرکز رسانهای صبح هم حضور داشت.
کریستفر هلالی، خبرنگار ساکن ایالات متحده هم یکی دیگر از شرکتکنندگان فعال بود. او برای وبسایت DD_Geopolitics گزارش میکند. DD Geopolitics خود را یک رسانه و شبکه تحلیلی با گرایش ضدروایتهای غربی و حامی نظم جهانی چند قطبی معرفی میکند که در رسانههایی مانند Russia Today، TNT، Sputnik، PressTV و سایر پلتفرمها حضور داشته.
وایات رید گزارشگر آمریکایی دیگری بود که از وبسایت The Grayzon در ایران حضور پیدا کرد. او هم گزارشهای میدانی و تحلیلی تقریبا مشابهی منتشر کرد، اما فعالیت او به اندازه دو خبرنگار پیشین نبود و جزییات کمتری داشت.
محمود عساف روزنامهنگار عربزبان هم دیگر شرکتکنندگان این تور بود که گزارشهای میدانی متعددی منتشر کرد. او برای رسانهای به نام Vocal politics گزارش میکرد که اخبار و تحولات جهانی را از منظر کشورهای جنوب جهانی پوشش میدهد.
به جز این افراد در روز اول تور حضور افراد دیگری مانند؛ مهوش قاماس خان خبرنگار پاکستانی، کاتیا آنتون روزنامهنگار اهل یونان هم اعلام شده بود. با وجود این آنها به بازنشر خبرهای عمومی درباره ایران اکتفا کرده و عملا گزارش میدانیای از ایران منتشر نکردند.

در میان شرکتکنندگان این تور، در این گزارش تمرکز ما بر بشرا شیخ است؛ بهطور مشخص فرم و محتوای گزارشهای او، شیوه روایت و گزارشدهی، و همچنین نحوه تعاملاش با میزبانان و مخاطبانش را بررسی میکنیم. بخش دیگری از این گزارش نیز به تحلیل فعالیت حساب @Bushra1Shaikh در شبکه X اختصاص دارد؛ از زمانی که او به موضوع ایران علاقهمند شد تا روند انتشار و جهتگیری محتوای پستهایش.
خانم شیخ که به همراه چند فعال رسانهای دیگر در بهمن ۱۴۰۴ به ایران آمده بود، در بازتولید روایت حکومت از اعتراضات دی ماه ایران در شبکههای اجتماعی نقش فعالی داشت و ویدیوهای پربازدید درباره «آزادی حجاب» در راهپیماییهای حکومتی در ایران منتشر کرد. حال از آن جمع تور بهمن ماه جشنواره رسانهای صبح، تنها بشرا شیخ به ایران بازگشته است.
مرور گزارشهای بشرا شیخ نشان میدهد روایتهای او همپوشانی قابلتوجهی با خطوط تبلیغاتی جمهوری اسلامی دارد. حضور در نقاط حساسی چون تنگه هرمز، طرح ادعاهای اختصاصی غیرقابل راستیآزمایی و دیدار با مقامهای ارشد حکومتی در شرایط جنگی، بیانگر سطح بالای دسترسی و اعتماد به او از سوی حاکمیت ایران است. مقایسه سفر اخیر او با گزارشهای سه ماه قبل نشان میدهد دامنه این دسترسیها بهمراتب گستردهتر شده و او درگیر بخشهای جدیتری از سیاست ایران شده است. از این جهت محتوی تولیدی به دست بشرا شیخ میتواند سرشتنمای هدف برگزاری تورهایی از این دست باشد.
مرور فعالیت بشرا شیخ در شبکههای اجتماعی در رابطه با ایران نشان میدهد بخش قابل توجهی از محتوای او در چند ماه اخیر واکنشی به موضوعات جنجالی و ترندهای مرتبط با ایران در X است. او اغلب بهجای گزارش مستقیم، در پاسخ به ادعاها و روایتهای مطرح از سوی کاربران محتوا تولید میکند و با رد یا تمسخر آنها، تلاش دارد توجه بیشتری به ویدیوهایش جلب کند و بحثها را به فضایی تقابلی میبرد.
نگاهی به جستجوی نام او در گوگل هم نشان میدهد او در این چند سال توانسته به مرور توجه کاربران را نسبت به محتوایی که تولید میکند، جلب کند.

شهرت اولیه بشرا شیخ در بریتانیا به خاطر حضور در فصل ۱۷ شوی تلویزیونی کارآموز (The Apprentice) بریتانیا است. این شوی واقعنما یا Reality Show در هر فصل بر گروهی از فعالان دنیای کسبوکار تمرکز دارد که پس از تجربه مجموعهای از چالشهای مرتبط با تجارت خود را به مراحل نهایی میرسانند. خانم شیخ در این برنامه به عنوان زنی حضور پیدا کرد که طراح مد برای زنان مسلمان است؛ طراح، مدیرعامل و صاحب برند iila.
او در سال ۲۰۱۹ در یادداشتی رسانهای اعلام کرد برخلاف آنچه از زمان کودکی انجام میداده دیگر به اینکه همواره حجاب بر سر کند اعتقادی ندارد و معتقد است زنان مسلمان، با رعایت اصول دین و بدون رعایت حجاب هم میتوانند به بهشت بروند. او همچنین فعالیتهایی را علیه سو استفادههای جنسی از کودکان انجام داده است.
For years I have been raising my voice for the victims of grooming gangs.
— Bushra Shaikh (@Bushra1Shaikh) January 19, 2025
2022 pic.twitter.com/QcMJseMcPi
اخیرا مجموعه تلویزیونی مستند و واقعنما Go Back To Where You Came From «برگرد به جایی که از آن آمدهای» از کانال چهار بریتانیا، که بشرا شیخ هم از شرکتکنندگان آن بود، برنده جایزه بفتای بخش سرگرمیِ واقعمحور (Factual Entertainment) شد.
در یک نگاه کلی پستهای او در این یک سال عمدتاً حول موضوعات سیاسی و اجتماعی مرتبط با جنگ غزه، ایران و نقد کشورهای غربی میچرخد. در این محتواها، رسانهها و نخبگان غربی به ریاکاری، فساد و سوءاستفاده متهم میشوند و موضوعاتی مانند پرونده اپستین، کودکآزاری، نژادپرستی، اسلامهراسی و سیاست هویتی بهعنوان نشانههای فساد اخلاقی و سیاسی غرب مطرح میشوند. همزمان، پستها تصویری مثبت و دفاعی از ایران ارائه میدهند؛ ایران را کشوری منطقیتر و خویشتندارتر از دولتهای غربی نشان میدهند و سیاستهای آمریکا و متحدانش را عامل تنش معرفی میکنند. همچنین انتقادهای غربی درباره حجاب و حقوق زنان، بهعنوان تلاشی برای انحراف افکار از فشارها و تهدیدهای سیاسی علیه ایران توصیف میشود. در مجموع، این روایتها بر حمایت از ایران، مقابله با تصویرسازی منفی غرب و تأکید بر استانداردهای دوگانه کشورهای غربی متمرکز است.
آنالیز دادههای اکانت X بشرا شیخ در یک بازه زمانی یکساله (از می ۲۰۲۵ تا می ۲۰۲۶) نشان میدهد، در بیشتر موارد دورههای اوج فعالیت او در شبکههای اجتماعی همزمان با تشدید درگیریهای نظامی عمده، اعلام آتشبس و اعتراضات سراسری در ایران بود.

این نمودار به وضوح نشان میدهد علاقه و تمرکز بشرا شیخ روی موضوع ایران، یک روند عادی یا خبری مستمر نیست، بلکه تابع رویدادهای بحرانی در ایران است. از مجموع ۴,۰۴۷ پست او در این یک سال، ۷۹۶ پست (حدود ۲۰ درصد کل فعالیتش) مربوط به ایران بوده که بخش اعظم آن در دو بازه زمانی حضورش در تورهای رسانهای ایران (بهمن ۱۴۰۴ و اردیبهشت ۱۴۰۵) تولید شده است. از فوریه تا آوریل ۲۰۲۶ (شدت گرفتن جنگ و آتشبس دوم) شلوغترین و پرفعالیتترین دوره کاری او در رابطه با ایران است. کل پستهای روزانه او به بالاترین حد خود (نزدیک به ۳۵ تا ۴۰ پست در روز) میرسد و بخش زیادی از این پستها مستقیماً به ایران اختصاص دارد.
اوجگیری خط آبی همزمان با «اعتراضات» و «شدت گرفتن جنگ»، تاییدکننده این برداشت است که حاکمیت از این چهرهها در شرایط حساس برای «مدیریت روایت» و خنثی کردن خط خبری رسانههای غربی استفاده کرده است.

نمودار خاکستری: میزان تعامل کل پستهای او در روز است.
نمودار قهوهای (بخش سایهدار): میزان تعامل پستهایی است که مستقیماً به «ایران» مربوط میشوند.
بررسی میزان تعامل کاربران (Engagement) با پستهای بشرا شیخ نشان میدهد که از مجموع حدود ۸.۳ میلیون تعامل کل صفحه او در یک سال، بیش از ۲.۱ میلیون تعامل (حدود ۲۵ درصد) فقط متعلق به ۷۹۶ پست مربوط به ایران بوده است. این یعنی پستهای ایران به طور متوسط بسیار بیشتر از پستهای معمولی او لایک و کامنت میگرفتهاند.
در یک دستهبندی کلی گزارشهای خانم شیخ در مدت حدود ۲۰ روزی که در ایران به سر برد اغلب حول این محورها بود:
یکی از اولین کارهایی که بشرا شیخ در بدو ورود به ایران کرد درستیسنجی و رد برخی ادعاهایی است که به گفته او در رسانهها و شبکههای اجتماعی غیرفارسی درباره ایران در گردش است.
«چه دروغ و پروپاگاندای مضحکی. نیروهای گارد ایران بههیچوجه آیتالله را گروگان نگرفتهاند. من در ایران هستم و همهمان به این برداشتهای احمقانه میخندیم. این واقعاً از طرف فاکس نیوز خیلی از روی استیصال است».
او در توضیحات ویدیو میگوید در حال حاضر در ایران است و این خبر را کاملاً بیاساس و دروغ میداند و میگوید خودش و همکارانش به آن خندیدهاند.
نگاهی به ویدیو فاکسنیوز که منبع این خبر شیخ است نشان میدهد که اساسا چنین ادعایی مطرح نشده. در بخشی از ویدیو با لحنی کنایهآمیز آمده:
So, the gay Ayatollah told his ministers wheels up, but the military said, "Not so fast." We're basically looking at another Iranian hostage crisis. This time, they've taken themselves hostage and therefore the negotiations.
ترجمه:
«خب، اون آیتاللهِ همجنسگرا به وزرایش دستور شروع حرکت داد، اما نظامیها گفتند: "تند نرو" ما عملاً با یه بحران گروگانگیری ایرانی دیگه طرف هستیم؛ با این تفاوت که اینبار، خودشون رو گروگان گرفتن و به تبع اون، مذاکرات رو هم گروگان گرفتن.
از این رو به نظر میرسد که در اینجا نه بحث از یک گروگانگیری واقعی که موضوع اختلافات داخلی احتمالی در ایران بر سر مذاکرات با آمریکا است.
«در حال حاضر هیچ زن ایرانی داخل ایران در صف اعدام نیست. سه زن با قرار وثیقه آزاد هستند و منتظر طی شدن روند قضاییاند و دو نفر بدون اتهام آزاد شدهاند. بقیه تصاویر تولید شده با هوش مصنوعی هستند. دونالد ترامپ یک دروغگوی دیوانه و منتشر کننده اطلاعات نادرست است».
این در حالی است که بررسیهای منابع حقوق بشری نشان میدهد وضعیت این افراد متفاوت و پیچیده است: برای یکی از آنها حکم بدوی اعدام گزارش شده، برخی در معرض اتهامات سنگین هستند، چند نفر بدون اتهام مشخص بازداشت شدهاند، و درباره تعدادی دیگر اطلاعات دقیق یا قابلراستیآزمایی وجود ندارد.
همچنین ادعای جعلی بودن تصاویر همه این افراد رد شده، چون برای اکثر آنها تصاویر و گزارشهای مستقل وجود دارد و تنها درباره یک مورد احتمال ابهام مطرح شده است. در مجموع، نه ادعای ترامپ بهطور کامل تأیید میشود و نه ادعاهای مطرحشده از سوی بشرا شیخ با اطلاعات موجود قابل اثبات است (لینک۱، لینک۲، لینک۳، لینک۴، لینک۵، لینک۶، لینک۷، لینک۸، لینک۹، لینک۱۰).
یکی از جبهههای اصلی پروپاگاندای ایران در جنگ اخیر خیابانها بودند. از آغاز جنگ، خیابانهای شهرهای مختلف ایران عرضه حضور نیروهای هوادار حکومت شد که با شعارهایی مانند «میدان با شما خیابان با ما» با نیروهای نظامی همراهی می کردند.
بشرا شیخ از همان شب اول حضور خود در ایران در شهر تبریز به خیابان رفت و از میان این هواداران نظام گزارش داد. او همچنین پرچم جمهوری اسلامی را در این ویدیو به اهتزاز درآورد و تاکید کرد که کسانی که به خیابان آمدند تاکید دارند که جنگ نمیخواهند.

این ادعا نادرست است و ویدیوهایی که از منابع رسمی و رسانههای حکومتی منتشر میشود به وضوح بر تاکید حاضران در خیابان به ادامه جنگ دلالت دارد.
در تهران او به عنوان یکی از سخنرانان اصلی در یکی از این تجمعات شبانه روی صحنه رفت و در پاسخ به کامنتهای انتقادی و گویی برای برانگیختن واکنش بیشتر عکسها و ویدیوهایی دیگری هم از حضور خود در تجمعات منتشر کرد.
از این رو او نه به عنوان یک خبرنگار و مشاهدهگر بیطرف بلکه به عنوان کسی که روایت بخش غالب در حکومت را بازتولید میکند در ایران حضور یافته و نه تنها در روایت که در تولید آن هم نقش فعال دارد.
او درباره قطع بیش از دو ماهه اینترنت در ایران که در وضعیت آتشبس هم ادامه پیدا کرد نوشت:
«به نظر میرسد کسانی که خارج از ایران هستند بیشتر از خودِ ایرانیهای داخل ایران بابت محدود بودن دسترسی اینترنتی ایرانیها به دنیای خارج ناراحتاند. بیشتر مردم آن را سرکوب دولتی نمیبینند، بلکه آن را نوعی امنیت موقت برای شهروندان تلقی میکنند».
شیخ نمیگوید ادعای معترض نبودن «بیشتر مردم» به قطع اینترنت و «امنیت» تلقی کردن آن از سوی شهروندان را با استناد به کدام منابع و اطلاعات میگوید. او این ادعا را در حالی مطرح میکند که مسئولان حکومتی در ایران هر روز از خسارات مستقیم و غیرمستقیم قطع اینترنت بر زندگی و اقتصاد شهروندان خبر میدهند.
او با زنی جوان هم گفتگو میکند که میگوید کسی است که خانه خود را در بمباران اسرائیل از دست داده، زن تاکید میکند که قطع اینترنت به کسب و کارهای آنلاین ضرر زده با وجود این در عین حال او میداند که قطع اینترنت در مقاطعی برای «امنیت» ضروری بوده و حالا هم مردم با «اینترنت ملی» کارشان راه افتاده است.
ما پیش از این در فکتنامه گزارش مفصلی درباره اینترنت داخلی با عنوان «افسانه “اینترنت داخلی” در ایران» نوشتیم و به راستیآزمایی یک کارزار هماهنگ برای شکلدهی به روایتها درباره قطع بیسابقه اینترنت در ایران پرداختیم.
بشرا شیخ در حالی این ادعاها را مطرح میکند که در سراسر سفر خود به اینترنت نامحدود دسترسی دارد.
بشرا شیخ به جنوب ایران رفت و از تنگه هرمز گزارشهایی را تهیه و منتشر کرد و تنگه هرمز را «سلاح هستهای ایران» خواند.
در پستهای متعددی که او از حضور خود در تنگه هرمز منتشر کرده همواره بر قدرت و هوشمندی جمهوری اسلامی تاکید دارد و مینویسد:
«نادیده گرفتن احساس قدرت ایران در تنگه سخت است. کنترل هوشمند: سیستم جدید. اکنون این تنگه تحت کنترل هوشمند نیروهای دریایی ایران قرار دارد. مسیرهای امن توسط نیروی دریایی تعیین شدهاند و کشتیها باید برای عبور، مجوز امنیتی دریافت کنند. این تنگه به روی کشتیهای دشمن و کشتیهای وابسته به آنها بسته است. هر کشتیای که مبدا یا مقصد آن یک کشور دشمن باشد، صرفنظر از پرچمش، اجازه عبور ندارد .کشتیهایی که مدت طولانی در اینجا ماندهاند، در انتظار دریافت مجوز هستند. مردم محلی میگویند برای کشتیهایی که نمیتوانند به اسکله نزدیک شوند، غذا و آب ارسال میشود».
در این مورد هم برخلاف آنچه از یک خبرنگار بیطرف انتظار میرود گزارش او نه حاوی واقعیتهای میدانی که انباشته از ستایش از طرف ایرانی در جنگ است.
ملاقات با اقلیتهای مذهبی در ایران از جمله یهودیان و مسیحیان یکی دیگر از بخشهای سفر او بود.
بشرا شیخ به یکی از صومعههای مسیحیان ارمنی در «جلفای نو» در اصفهان رفت و در ویدیویی که در این مکان ثبت کرد گفت که چند تن از روحانیون در آنجا به او گفتهاند که جامعه ارامنه در اینجا نخستینبار حقوق خود، از جمله آزادی انجام آیینهای مذهبی، را در دوران جمهوری اسلامی ایران به دست آورد. به گفته او به نقل از این روحانیون «در این دوره، حقوق اقلیتها از جمله حقوق ارامنه در قانون اساسی گنجانده شد. ما نماینده خود را در مجلس داریم؛ در واقع دو نماینده ارمنی در مجلس شورای اسلامی حضور دارند: یکی نماینده ارامنه اصفهان و جنوب ایران و دیگری نماینده ارامنه تهران و شمال ایران. بنابراین، ما نماینده رسمی در مجلس داریم».
این اظهارات این فعال رسانهای گمراهکننده است و دقیق نیست. بنابر گزارشهای منابع حقوق بشری از جمله گزارش سال ۲۰۲۵ مای ساتو گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران، ارامنه در ایران با تبعیض سیستماتیک مواجه هستند. آنها بهدلیل گزینشهای ایدئولوژیک و اولویتدادن به اسلام، با موانع قانونی در اشتغال در بخش دولتی، نقشهای حکومتی، نظامی، قضایی، آموزش و فرصتهای اقتصادی روبهرو هستند.
به جز این گزارشها، آنچه در گزارش بشرا شیخ به آن اشاره نمیشود، شرط مسلمانبودن برای نمایندگی در مجلس است. قانون اساسی جمهوری اسلامی، «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» را یکی از شرطهای اصلی کاندیدا شدن افراد، عنوان کرده و به همین دلیل، افراد غیرمسلمان (از جمله یهودیان و ارامنه و همچنین افرادی که به هیچ دینی اعتقاد ندارند،) نمیتوانند مانند شهروندان مسلمان، برای نمایندگی مردم اقدام کنند. در قانون اساسی آمده «اقلیتهای دینی» فقط میتوانند از تعداد کرسیهای مخصوص این اقلیتهای مذهبی برای انتخابشدن استفاده کنند.
بشرا شیخ در مدت حضور خود در ایران با اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه و ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفتگو کرد.
ابراهیم عزیزی، یه شیخ اطمینان داد که اورانیوم غنیشده ایران به هیچکس داده نخواهد شد در داخل کشور باقی میماند و هیچ طرف سومی مسئول نگهداری آن نخواهد بود.
او نوشت که جلسهاش یا بقایی، غیررسمی و (آفدِ رکورد) بو و تاکید کرد که «وزرای ایرانی محترم، خوشبیان، بسیار تحصیلکرده و کاملاً سنجیده هستند. و حتی درباره دونالد ترامپ هم با هم خندیدیم».
یکی از محورهای تولید محتوی بشرا شیخ در ایران مانند دفعه پیش موضوع حجاب بود. او در حالی که در اکثر ویدیوهای خود روسری بر سر دارد در ویدئوهایی مشخصا به این بحث پرداخته است.
شیخ در ویدیویی در بازار تبریز در حال قدم زدن شالاش را بر میدارد و در توضیح ویدیو خود نوشته:
«این آخرین ویدیویی است که درباره حجاب در ایران میسازم. بله، حجاب یک قانون است. بله، اجرای آن تا حدی کاهش یافته است. بله، برخی آن را رعایت نمیکنند. همه اینها واقعیت دارند.
اما در همین حال، یک جامعه کامل در معرض تهدید نابودی بهدست آمریکا قرار دارد و تمام چیزی که این افراد دربارهاش صحبت میکنند، حجاب در ایران است».
او در توضیحات خود روی ویدیو میگوید که در ایران داشتن یا نداشتن حجاب همیشه یکسان نیست و به شرایط بستگی دارد؛ مثلاً هنگام فیلمبرداری برای رسانههای رسمی معمولاً باید حجاب داشته باشد، اما بعد از اتمام کار میتواند آن را بردارد. در نهایت تأکید میکند که این موضوع انتخابی است.
با وجود این او باز هم درباره حجاب در ایران حرف میزند و در ویدیوی دیگری در پاسخ به کاربری که از او خواسته بود به خیابان برود و بدون روسری ویدیو بگیرد، در بازار تجریش بدون روسری راه میرود و میگوید که باید ۲۴ ساعته و همیشه شال را به همراه داشته باشد و تصمیم میگیرد که آن را به سر بگذارد یا نه.
بشرا شیخ مجموعه ویدیوها و گزارشهایی را هم از میناب و کودکانی که در مدرسه شجره طیبه میناب در روز اول جنگ بر اثر حملات ایالات متحده کشته شدند منتشر کرد. با خانوادههای کودکان کشته شده گفتگو کرد و از مزارهای آنان گزارش تهیه کرد (لینک۱، لینک۲، لینک۳، لینک۴).
این فعال رسانهای هوادار جمهوری اسلامی در پاسخ به کاربرانی که در توصیف وضعیت سرکوب در ایران ویدیوهای دی ماه ۱۴۰۴ را به اشتراک می گذارند، در واکنشی گمراهکننده ویدیوهایی از خیابانهای این روزها و آمد و شد عادی مردم منتشر کرده و با لحنی تمسخرآمیز سرکوب را انکار میکند.
بشرا شیخ همچنین پستهایی در پاسخ به هواداران رضا پهلوی و خبرهایی که درباره او منتشر میشود، نوشت. مثلا در پاسخ به کاربری که نوشته بود رضا پهلوی رهبری است که در حال حاضر نیاز دارد نوشت: «واضح است که تو درکی از نظر اکثریت ایرانیان داخل ایران نداری. حداقل ۹۰٪ کاملاً با تو مخالفاند. آنها از رضا پهلوی متنفرند. او سوژه هر شوخی در اینجاست؛ از بندرعباس تا سوادکوه».
ادعای او درباره مخالفت ۹۰ درصدی ایرانیان با رضا پهلوی و تنفر از او بیاساس است. در سالهای اخیر جامعه ایران بهشدت دوقطبی است و نظرسنجی یا شاخص قابل اتکایی برای اندازهگیری میزان محبوبیت پهلوی وجود ندارد، همزمان میتوان گفت با توجه به سرعت اتفاقات در ایران احتمالا «احساس» ایرانیان نسبت به پهلوی یا سایر سیاسیون ثابت نیست و در حال تغییر است. او همچنین در پست دیگری با هشتگ سس خرسی، رضا پهلوی و ریختن سس گوجه روی او را در برلین به تمسخر گرفت.
شیخ همچنین به پستی که او را با کاترین شکدم مقایسه میکرد هم واکنش نشان داد و درباره خود نوشت:
«او مثل کاترین شکدام جاسوس نیست؛ او همان چیزی است که یک روزنامهنگار واقعی باید باشد. این آدمهای عجیبوغریب چه کسانی هستند، واقعاً؟ اول میگفتند من عامل پولگرفته سپاه هستم و حالا میگویند نفوذی موساد اسرائیل هستم. بالاخره تصمیمتان را بگیرید!»