
بیش از چهار ماه پس از کشتهشدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، و جمعی از اعضای خانوادهاش در حمله آمریکا و اسرائیل، مراسم تشییع او بین روزهای ۱۳ تا ۱۸ تیر در ایران و عراق برگزار شد؛ رویدادی که به دلیل ابعاد سیاسی و نمادین، اهمیت ویژهای برای ساختار حاکم داشت. از نگاه حاکمیت، ثبت و انعکاس حضور گسترده مردم در این تشییع نهتنها ابزاری برای نمایش مجدد «سرمایه ملی» و بازسازی مشروعیت پس از یک سال بحرانی بود، بلکه نوعی «بیعت» با فرزند و جانشین او هم تلقی میشد (لینک۱، لینک۲). از این رو روایت و شکل بازتاب این رویداد در مجامع بینالمللی هم برای ایران مهم و تعیین کننده شد.
بنابر گزارش سال ۲۰۲۶ رویترز، ۲۷ درصد مردم اخبار خود را از اینفلوئنسرهای خبری دریافت میکنند. از این رو با توجه به نفوذ فزاینده تولیدکنندگان محتوا و اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی در میان مخاطبان اخبار در جهان، جمهوری اسلامی این وضعیت را فرصتی برای انتشار روایت مطلوب خود از تحولات ایران و اثرگذاری بر نحوه بازنمایی آنها دید. در همین راستا دهها بلاگر، اینفلوئنسر و فعال شبکههای اجتماعی خارجی به ایران آمدند تا برای پوشش مراسم تشییع علی خامنهای در ایران حضور پیدا کنند. شواهد نشان میدهد که جمهوری اسلامی در راهبرد رسانهای جدید خود، با اعطای دسترسیهای ویژه، صدور ویزا و فراهم کردن امکانات سفر به بلاگرها، تلاش کرد به واسطه آنان روایتهایی همسو با اهداف خود را به افکار عمومی جهانی منتقل کند. کسانی که حضور آنها در استودیوهای ویژه، نقاط مشرف به مسیرهای اصلی تشییع، نشستهای رسمی شهرداری تهران و وزارت ارشاد نشان میدهد که فعالیتهایشان حاصل برنامهریزی سازمانیافته و هماهنگ میان نهادها و مؤسسات همسو بوده است، نه صرفاً اقداماتی فردی یا خودجوش.
عباس صالحی، وزیر ارشاد پیش از آغاز مراسم تشییع گفته بود که حدود ۶۰۰ خبرنگار و نماینده رسانههای خارجی در کنار رسانههای داخلی این مراسم را پوشش خواهند دادند.
محمد مهدی ایمانیپور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی هم از حضور حدود ۴۰۰ بلاگر از کشورهای مختلف برای پوشش تشییع خامنهای خبر داد.
طی روزهای تشییع علاوه بر رسانههای جریان اصلی مانند CNN ،BBC، نیویورکتایمز، اسکای نیوز و الجزیره که مستقیما از ایران گزارش میدادند، معاونت برونمرزی صداوسیما و نهاد اجرایی مرکز رسانهای صبح هم برای پنجمین بار در شش ماه اخیر توری برگزار کردند و اینفلوئنسرها و فعالان شبکههای اجتماعی غیرایرانی همسو با خود را برای پوشش این مراسم به ایران بردند.
همچنین در روزهای منتهی به مراسم، مواردی از دعوت سفارتخانههای ایران از رسانههای خارجی برای پوشش مراسم منتشر شده است. در این دعوتنامه تاکید شده فعالیت خبرنگاران به پوشش مراسم، بازدید از مناطق جنگزده و نشستهای خبری رسمی محدود خواهد بود. ویزای رایگان پنج روزه (سه تا هفت ژوئیه ۲۰۲۶) صادر میشود. هزینه سفر و اقامت بر عهده رسانههاست، اما حملونقل داخل ایران، سیمکارت دارای اینترنت و برخی تخفیفهای هتل از سوی برگزارکنندگان تأمین میشود و مراسم فقط در تهران پوشش داده خواهد شد. در ادامه نیز پستهایی از برخی از خبرنگاران و فعالان رسانهای منتشر شد که خبر از حضور خود در ایران به دعوت حکومت میدادند.
علاوه بر این تعداد زیادی از فعالان سیاسی، رسانهای و اینفلوئنسرها از کشورهای مختلف، از ایرلند و ایتالیا تا تانزانیا و یونان و پاکستان هم در ایران حضور داشتند که نه تنها در حال پوشش مراسم بودند بلکه خود نیز فعالانه در آن شرکت داشتند. از جمله افرادی مانند مکس بلومنتال، Max Blumenthal جکسون هینکل Jackson Hinkle و کریستوفر هلالی Christopher Helali.
پوشش رسانههای جریان اصلی از این رویداد در همان قالب سنتی تهیه گزارشهای تصویری میدانی، اشاره به جمعیت زیاد در لحظه گزارش، بازگو کردن تخمینهای مقامات ایرانی از تعداد شرکتکنندگان و معانی احتمالی سیاسی و اجتماعی این مراسم و جمعیت بود. در عوض بازنمایی این مراسم به صورتی که دقیقا منطبق بر خواست حکومت ایران بود بیشتر بر عهده افراد و رسانههای دیگری بود که در قالب فعالان شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرها به این مراسم دعوت شده بودند.
مرکز رسانهای صبح پنجمین تور خود را طی شش ماه اخیر برگزار کرد و افرادی را که گروهی از آنان حدود دو هفته پیش در ایران بودند، برای پوشش مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی به ایران بازگرداند.
گزارش فکتنامه از تورهای پیشین این نهاد را در مطالب زیر بخوانید:
از شرکتکنندگان تور پنجم مرکز رسانهای صبح، بشرا شیخ (Bushra Shaikh) فعال رسانهای بریتانیایی ـ پاکستانی و حسن فرهت (Hsen Farhat)، عکاس و فعال رسانهای لبنانی برای سومین بار و کسانی مانند دیمیتری لاسکاریس (Dimitri Lascaris)، روزنامهنگار و وکیل کانادایی، پاتریک هنینگسن (Patrick Henningsen)، روزنامهنگار و فعال رسانهای آمریکایی و کالا والش (Calla Walsh) فعال سیاسی آمریکایی برای بار دوم در شش ماه اخیر به ایران آمدند.

این دوره همچنین پرجمعیتترین تور این نهاد تا به حال بود و ما توانستیم دستکم ۱۷ نفر از شرکتکنندگان را به واسطه گزارشها و گفتوگوهای آنان که در شبکههای اجتماعی خودشان یا رسانههای داخل ایران منتشر شده بود شناسایی کنیم. از اینفلوئنسرهای پاکستانی و لبنانی تا عکاسان و فعالان شبکههای اجتماعی هندی و استرالیایی و ایرانشناس یونانی.
گزارشهای این افراد که در پرستیوی و اکانت جشنواره رسانهای صبح منتشر شده کاملا منطبق بر روایت مورد نظر جمهوری اسلامی از این مراسم است. (لینک۱، لینک۲، لینک۳)
از پیش از آغاز مراسم، تاکید بر حضور دهها میلیون نفر و تکرار اینکه این بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ است از پرتکرارترین حرفهای این افراد در گزارشهایشان بود (لینک۱، لینک۲).
به نظر میرسد سطح دسترسیها و امکاناتی که در اختیار این گروه قرار گرفته از گزارشگران رسانههای رسمی دعوت شده به این مراسم گستردهتر باشد و ویدیوهای منتشر شده نشان میدهد که آنان همچنین گفتوگوهای اختصاصی با صدا و سیما و رسانههای داخلی داشتند.
گروهی دیگر از گزارشگران خارجی هم در این مراسم حضور داشتند که در قالب تور مرکز رسانهای صبح و یا با رسانههای جریان اصلی نیامده بودند، با وجود این مستمرا در حال تولید و انتشار گزارشهایی از تشییع بودند.
این افراد که ما بیش از ۳۰ نفر از آنان را به واسطه گزارشهایشان در رسانههای محلی و یا در شبکههای اجتماعی شناسایی کردیم، به احتمال زیاد اکثرا با دعوت دولت ایران برای پوشش مراسم آمدند. مصاحبههایی با خبرنگاران ترک و پستی از اینفلوئنسرهای پاکستانی در فرودگاه امام خمینی منتشر شده که حاکی از دعوت شدن گروهی از آنها به این مراسم است.
در روز ۱۳ تیر ۱۴۰۵، یعنی اولین روز مراسم تشییع، کنفرانسی به میزبانی شهرداری تهران در ساختمان بلدیه شهرداری برگزار شد که بسیاری از این خبرنگاران، اینفلوئنسرها و بلاگرها در آن حضور داشتند. در این کنفرانس که «تولد جهان جدید، حرکت به سمت جهان پسا آمریکا» نام داشت افراد حاضر در تور جشنواره رسانهای صبح به عنوان سخنران حاضر بودند، (لینک) و سایر بلاگرهایی و فعالان رسانهای خارجی هم در سالن حضور داشتند.
آنها همچنین در نشستی به نام «از ایران بگو» به میزبانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی حاضر شدند. ایمانیپور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با اشاره به حضور این بلاگرها گفت «مهمانی از ۳۰ کشور برای بدرقه روایت غرب را تغییر داد».
بیش از دو سال است که طرح «از ایران بگو» با دعوت و حمایت از فعالان فضای مجازی و اینفلوئنسرهای داخلی و خارجی برای تولید محتوای مثبت درباره ایران اجرا می شود. متولیان طرح مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی هستند.
ویدیوهایی که تعدادی از این بلاگرها از مراسم تشییع تهیه کردند از بالکنهای ساختمانی در چهارراه ولیعصر مشرف به خیابان انقلاب گرفته شده (گوگل مپس).




از موسسات حکومتی واقع در این ساختمان میتوان به «مؤسسه فرهنگی آموزشی طلوع حق» اشاره کرد که از مدرسان اصلی آن وحید یامین پور از موسسان سازمان هنری رسانهای اوج و از مدیران اولیه شبکه افق است. ویدیوهای زیادی در مقابل در و اطراف این موسسه ثبت شده است (لینک۱، لینک۲)، از این رو به نظر میرسد این موسسه یا نهاد احتمالی دیگری در همین ساختمان، یکی از مراکز سازماندهی این بلاگرها باشد.
این گزارشگرانِ مراسم تشییع همچنین به نظر میرسد به صورت برنامهریزی شده با گروهی از بلاگرهای ایرانی مسلط به زبان انگلیسی مرتبط هستند و در ویدیوهای متعدد با همدیگر دیده میشوند.
یکی از این بلاگرها فردی به نام آرتین است که با صفحهای به نام iran.uncut فعالیت خود رو حدود هفت هفته پیش در اینستاگرام آغاز کرد. طی روزهای تشییع او گفتوگوهایی را با این بلاگرها انجام داد.

این اکانت همچنین پستهایی را به صورت Instagram Collab یا انتشار اشتراکی، با اکانت explosivemediaa، که به دلیل ساخت فیلمهای کوتاه لگویی درباره جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل مشهور شده، منتشر کرده است.
اکانت اینستاگرامی فعال دیگر متعلق به فردی به نام فرشته سادات رحیمی است. او بدون اینکه سمت مشخصی داشته باشد از بدو ورود این فعالان به فرودگاه تا رویدادهایی که با حضور این میهمانان برگزار شد و در اغلب مکانهایی که آنها حاضر هستند، دیده میشود و گفتوگوها و گاه تک گوییهایی را انجام میدهد که بسیاری از آنان آن را به اشتراک میگذارند. فرشته سادات رحیمی دانشجوی دکترای مطالعات آمریکای شمالی در دانشگاه تهران است.
تعداد این بلاگر ـ گزارشگران بیشتر از افرادی است که ما شناسایی کردیم و چنانچه نشان دادیم شواهد حاکی از آن است که آنان نه به صورت خودجوش و فردی بلکه در قالب یک سازماندهی حکومتی، در سطح شهرداری، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی وابسته به وزارت ارشاد و موسسات و یا به اصطلاح اندیشکدههای حکومتی وارد ایران شدند و به صورت هدفمند به تولید محتوای یکدست و هماهنگ درباره مراسم تشییع علی خامنهای پرداختند.
در ادامه در میان این افراد به طور مشخص فعالیتهای دو نفر از افراد شاخصتر این گروه را بررسی میکنیم؛ مکس بلومنتال و جکسون هینکل.
جکسون هینکل یکی از پرحاشیهترین مهمانان تشییع علی خامنهای بود که در گزارش و برگزاری آن حضور فعال داشت. هینکل فعال سیاسی و اینفلوئنسر ۲۶ ساله آمریکایی اهل سان کلمنته کالیفرنیا است که با وجود آغاز فعالیتهایش در دوران دبیرستان در حوزه محیطزیست و تأسیس سازمان غیرانتفاعی Team Zissou، بعدها تغییر مسیر داد و به حمایت از سوختهای فسیلی و ایدئولوژیهای سیاسی تلفیقی روی آورد. او از همبنیانگذاران و اعضای شورای مرکزی حزب کمونیست آمریکا (ACP) است. حزبی که کریستوفر هلالی میهمان آمریکایی دیگر مراسم ترحیم هم از اعضای شورای مرکزی آن است.
هینکل خود را مارکسیست ـ لنینیست، ضد «دولت پنهان» (Deep State)، ضد امپریالیسم، حامی حق حمل سلاح، سوختهای فسیلی، روسیه، چین و فلسطین معرفی میکند. در عین حال مواضع او نشان میدهد که حامی جنبش MAGA (عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم) نیز هست(لینک۱، لینک۲، لینک۳).
این فعال شبکههای اجتماعی پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ به شهرت گستردهای در شبکه اجتماعی X رسید.

منبع: نیویورکتایمز
انتشار مداوم ادعاها و اطلاعات نادرست و تئوریهای توطئه درباره دو جنگ اوکراین و غزه منجر به انتقادات گسترده از هینکل و مسدود شدن حسابهایش در پلتفرمهایی چون توییچ و یوتیوب شد.
پکا کالیونیِمی، پژوهشگر شبکههای اجتماعی و اطلاعات نادرست در دانشگاه تامپره فنلاند، درباره او گفت: «هینکل به نوعی تاجر خشم است» و این احتمال مطرح شده که هینکل با انگیزه مالی از موضوعات داغ ژئوپلیتیک برای جذب دنبالکننده، افزایش بازدید (Viral Visibility) استفاده میکنند.
جمهوری اسلامی ایران هم در حال حاضر در زمره کشورهایی قرار می گیرد که هینکل از آنان دفاع میکند. سال گذشته به پیادهروی اربعین رفته است که با مشارکت حکومت ایران برنامهریزی و سازماندهی میشود. این روزها هم برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنهای به ایران آمده است.
او در شبکههای اجتماعی خود از جمله در اینستاگرام دهها ویدیو از حضورش در ایران و در مراسم تشییع خامنهای منتشر کرده که او را در حال شعار دادن بر ضد آمریکا و اسرائیل و به دوش گرفتن پرچم ایران در میان عزاداران نشان میدهد.
شعار دادن هینکل بر ضد آمریکا خشم محافظهکاران آمریکایی را برانگیخت. لورا لومر، فعال شناخته شده جریان MAGA در شبکه X پرسید که چرا او به دلیل ارتباط با « اسلامگراها و تبلیغ برای آنها» بازداشت نشده. ربکا ال. هاینریش، تحلیلگر امنیت ملی و عضو ارشد موسسه هادسون هم با بازنشر ویدیو شعار دادن هینکل او را تلویحا به خیانت متهم کرد.
رسانهها نیز با استفاده از عنوان MAGA communist برای هینکل خبر شعار دادن او و واکنشها به آن را پوشش دادند (لینک۱، لینک۲).
جالب توجهترین بخش حضور هینکل در مراسم تشییع جنازه خامنهای ملاقاتهای متعدد او با مقامات و چهرههای تاثیرگذار تبلیغاتی حکومت ایران است. او عکسها و ویدیوهای متعددی با محمد مرندی، استاد دانشگاه و سخنگوی غیررسمی حکومت ایران در رسانههای انگلیسیزبان منتشر کرده است. پدر مرندی رییس تیم پزشکی رهبر سابق جمهوری اسلامی بود. (لینک۱، لینک۲، لینک۳).
در این گفتوگوی مرندی چکیده آنچه در روزهای تشییع در گزارشهای بیشمار این خبرنگاران و بلاگرها تکرار میشد را بازگو کرد. به گفته او جمعیت حاضر در مراسم، نشاندهنده محبوبیت نظام و رد روایت غرب درباره نامحبوب بودن آن است و حضور گسترده مردم نشانه حمایت عمومی است. او نظریه «همبستگی در زمان بحران» (rally around the flag effect) را رد میکند و حمایت مردم را ریشهدار میداند.
هینکل همچنین ویدیویی از خود در گفتوگو با فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه و یاسر جبرائیلی، روزنامهنگار نزدیک به اصولگرایان و رئیس سابق مرکز ارزیابی و نظارت راهبردی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت منتشر کرد.
در گزارشهای متعدد، هینکل بارها تأکید میکند که بهعنوان یک آمریکایی، اقدامات دولت ایالات متحده را محکوم میکند. او همچنین با ادبیاتی مذهبی مدعی است که آمریکا «به جنگ با خدا برخاسته» و به همین دلیل هرگز موفق نخواهد شد. او همچنین تاکید دارد که طی روزهای تشییع در ایران بیش از ۲۰ میلیون نفر در این مراسم شرکت کردند و میگوید در آمریکا اگر جمعیتی در این مقیاس جمع شوند دولت به هیچ عنوان از پس مدیریت آن برنمیآید.
ما پیش از این در فکتنامه جمعیت شرکتکننده در مراسم تشییع خامنهای در ایران را تخمین زده و نشان دادیم که جمعیت حاضران در مراسم تشییع خامنهای در تهران در مقیاس صد هزار نفری است و با اعداد چند میلیونی فاصله زیادی دارد.
ما فعالیتهای هینکل را در X از پیش از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، یعنی از ۲۹ آذر ۱۴۰۴ (۲۰ دسامبر ۲۰۲۵) تا به امروز بررسی کردیم و میزان تعاملات پستهای او و همچنین پستهایی که مشخصا در آن به «ایران» اشاره کرده را در نمودارهای زیر میبینید.
«نمودار۱ » میزان تعاملات حساب جکسون هینکل و کل پستهای او در برابر پستهای حاوی نام «ایران» را از ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۹ آذر ۱۴۰۴ تا ۱۷ تیر ۱۴۰۵)، یعنی حدود هفت ماه اخیر را نشان میدهد.

نمودار ۱: همه پستها در برابر پستهایی که در آن به ایران اشاره شده
این نمودار حجم تعاملات کاربران (Engagement) مانند لایک، ریپست و کامنت را نشان میدهد.
خط خاکستری: نشاندهنده مجموع تعاملات روی تمامی پستهای جکسون هینکل است (مجموع کل: ۱۳,۹۲۸,۱۶۶ تعامل).
خط قهوهای (با سایه نارنجی-قهوهای): میزان تعامل روی پستهایی را نشان میدهد که مستقیماً به «ایران» اشاره داشتهاند (مجموع: ۳,۶۴۲,۴۱۸ تعامل). این یعنی حدود ۲۶ درصد از تعاملات پستهای او در مطالب مربوط به ایران بوده است.
دقت در نمودار نشان میدهد که از دسامبر تا انتهای ماه آوریل، میزان تعاملات نزدیک به صفر بوده است این یعنی او اساسا در این دوره به هر دلیلی فعال نبوده یا پستهای خود را پاک کرده است. از اوایل ماه مه ۲۰۲۶ روند تعاملات رشد ناگهانی داشته و با شروع رویدادهای کلیدی (مانند آغاز درگیریهای نظامی میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل و سپس اعلام آتشبس)، جهشهای شدیدی (پیکهای متعدد تا بالای ۶۰۰ هزار تعامل در روز) در تعاملات کلی و تعاملات مربوط به ایران مشاهده میشود.
«نمودار۲» فعالیت پستگذاری حساب جکسون هینکل یعنی کل پستها در برابر پستهای حاوی نام «ایران» را از ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۹ آذر ۱۴۰۴ تا ۱۷ تیر ۱۴۰۵)، حدود هفت ماه اخیر نشان میدهد.

نمودار ۲: تعداد کل پستهای روزانه در برابر پستهایی که کلمه «ایران» در آنها به کار رفته
خط خاکستری: تعداد کل پستهای روزانه (مجموع کل: ۲,۷۴۹ پست) را نشان میدهد.
خط آبی: تعداد پستهایی که کلمه «ایران» در آنها به کار رفته است (مجموع کل: ۶۰۸ پست).
این یعنی ۲۲ درصد از پستهای او در این مدت به نوعی به ایران مربوط بود. همانند نمودار تعاملات، فعالیت پستگذاری در ۴ ماه اول نزدیک به صفر بوده و از اوایل مه ۲۰۲۶ فوراً اوج گرفته است. بیشترین حجم فعالیت در اوایل ژوئن و مقارن با آغاز درگیریهای ایران با ائتلاف آمریکا-اسرائیل رخ داده، جایی که تعداد کل پستهای روزانه به نزدیک ۱۲۰ پست رسید و سهم پستهای مربوط به ایران (خط آبی) نیز به بیشترین میزان خود (حدود ۵۰ پست در یک روز) دست یافت یعنی حدود ۴۱ درصد پستها.
مکس بلومنتال نویسنده، روزنامهنگار تحقیقی، مستندساز و فعال سیاسی آمریکایی است که به دلیل مواضع جنجالیاش در حوزه سیاست خارجی، خاورمیانه و رسانه شناخته میشود. او ۴۹ ساله و متولد بوستون، ماساچوست آمریکاست و فرزند سیدنی بلومنتال (Sidney Blumenthal) مشاور ارشد سابق بیل کلینتون (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و از نزدیکان هیلاری کلینتون، است.
Max Blumenthal reports from Tehran at the site of the assassination of Iran's Supreme Leader Ali Khamenei, where on February 28, the US and Israeli executed the elder statesman and many of his family members via airstrike — including his 14-month-old granddaughter. pic.twitter.com/I9c2148Clb
— The Grayzone (@TheGrayzoneNews) July 5, 2026
مکس بلومنتال در سال ۲۰۱۵ وبسایت خبری-تحقیقی The Grayzone را تاسیس کرد و خود به عنوان سردبیر آن فعالیت میکند. این رسانه خود را بخشی از جریان «روزنامهنگاری ضدامپریالیستی» معرفی میکند و معمولاً به عنوان یک وبسایتی با گرایشهای چپ افراطی یا اوراسیاگرایانه شناخته میشود. منتقدان اما آن را به توجیه اقدامات حکومتهای اقتدارگرا مانند روسیه چین و ایران متهم میکنند.
او همچنین با رسانههای متعددی از جمله The Nation، The Daily Beast، Al Jazeera و همچنین رسانههای دولتی مانند راشاتودی RT و Sputnik همکاری داشته است. (لینک۱، لینک۲)
بلومنتال همچنین نویسنده کتابهای پرفروشی مانند Republican Gomorrah و Goliath: Life and Loathing in Greater Israel است که کتاب دوم بررسی انتقادی و بسیار تند از جامعه اسرائیل، سیاستهای راستگرایانه و برخورد آن با فلسطینیان است.
مکس بلومنتال گزارشها و مشاهدات خود را از مراسم تشییع خامنهای در حساب اینستاگرام وبسایت The Grayzone و همچنین در حساب X خود منتشر کرده است.
او در اولین گزارش خود از این مراسم از تهران که در روز ۱۳ تیر مصادف با چهارم ژوئیه، روز استقلال آمریکا منتشر کرد. بلومنتال گفت که تصمیم گرفته روز چهارم ژوئیه خود را «در میدان تجریش جایی که صدها هزار ایرانی برای سوگواری رهبر فقید خود، علی خامنهای» عزاداری میکنند بگذراند.
او در ادامه گفت:
«وقتی امروز اینجا بودم، به جان کوئینسی آدامز فکر میکردم؛ کسی که با جنگهای امپریالیستی آمریکا مخالفت میکرد و هشدار داده بود که آمریکا نباید به خارج از مرزهای خود برود تا «هیولاهایی برای نابودی» پیدا کند.
همچنین به سخنرانی خداحافظی جرج واشنگتن فکر میکردم که در آن نسبت به دلبستگی شدید و احساسی به یک کشور خارجی هشدار داده بود. او هشدار داد که چنین وابستگیای میتواند آمریکا را از درون نابود کند.
آیا نمیتوان گفت که ایالات متحده در دویستوپنجاهمین سالگرد خود، بدترین هشدارهای آدامز و واشنگتن را محقق کرده است؟
اینکه به خارج از کشور برود تا هیولاهایی مانند ایران پیدا کند و در نهایت خودش به یک هیولا تبدیل شود؛ اینکه چنان دلبستگی شدیدی به دولت آپارتاید اسرائیل پیدا کند که اسرائیل عملاً سیاست خارجی آمریکا را در اختیار گرفته است.»
بلومنتال در روزهای بعد به میان جمعیت رفت و برای عزادارن طبل نواخت و با آنان گفتوگو کرد.
یکی از بخشهای مهم سفر بلومنتال هم گفتوگو با محمد مرندی بود. به طوری که از ۱۱ پستی که تا روز ۹ ژوئیه در گریزون درباره تشییع منتشر شد چهار پست آن گفتوگو و همراهی با مرندی در مراسم بود. (لینک۱، لینک۲، لینک۳، لینک۴)
او در اتومبیلی به همراه مرندی به مراسم رفت و در طی مسیر هم او را همراهی کرد. مرندی در این گفتوگوها به ذکر خاطرات خود از خامنهای پرداخت و مدعی شد که خامنهای به زبان انگلیسی مسلط و همزمان یک نابغه نظامی بود. مرندی با اشاره به یقین خود از پیروزی قاطع ایران در جنگ، از تجربه شخصی خود در از دست دادن دوستانش در جنگهای مختلف منطقه (از جمله ایران و عراق، سوریه، لبنان و عراق) گفت و تاکید کرد مردم ایران، لبنان، یمن و فلسطین فداکاریهای بزرگی از جمله از دست دادن رهبرانی چون هنیه و سید حسن نصرالله کردهاند تا به اشغالگری و برتریطلبی قومی در فلسطین پایان دهند.
در گفتوگویی در مسیر تشییع هم بلومنتال از مرندی درباره چشمانداز دیپلماسی و احتمال وقوع مجدد جنگ میان ایران و ایالات متحده میپرسد و مرندی با ابراز بدبینی نسبت به آینده دیپلماسی با آمریکا، مشکل اصلی واشنگتن را نفوذ برخی جریانها و برداشت اشتباه از حسننیت بهعنوان ضعف میداند. او احتمال جنگ را رد نمیکند، اما میگوید اسرائیل، بهویژه نتانیاهو، بیشتر از آمریکا خواهان جنگ است. به گفته او، در ایران با وجود اختلافات داخلی، بدبینی به آمریکا گسترده است.
ما فعالیتهای مکس بلومنتال را در X از پیش از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، یعنی از ۲۹ آذر ۱۴۰۴ (۲۰ دسامبر ۲۰۲۵) تا به امروز بررسی کردیم و میزان تعاملات پستهای او و همچنین پستهایی که مشخصا در آن به «ایران» اشاره کرده را بررسی کردیم.
«نمودار۳» میزان تعاملات کاربران شامل لایک، ریپست و کامنت حساب مکس بلومنتال نشان میدهد.

نمودار ۳ : همه پستها در برابر پستهایی که در آن به ایران اشاره شده
خط خاکستری: مجموع تعاملات روی تمامی پستهای منتشر شده به دست اوست که در کل بازه به رقم ۹,۱۸۶,۰۵۸ میرسد.
خط سبز تیره/فیروزهای (با سایه روشن): تعاملات اختصاصی مرتبط با پستهایی است که کلمه «Iran» در آنها به کار رفته است (مجموعاً ۳,۱۹۷,۰۸۱ تعامل). این میزان حدود ۳۵ درصد کل تعاملات او را در این دوره شامل میشود.
برخلاف الگوی حساب جکسون هینکل، بیشترین حجم تعاملات بلومنتال مربوط به نیمه اول بازه زمانی (حدود فوریه تا آوریل) است. بزرگترین اوج تعاملات او در ماه فوریه است که میزان تعامل روزانه به نزدیک ۳۲۰,۰۰۰ رسیده و بخش بزرگی از آن مستقیماً به موضوع ایران مربوط بوده است.
در بازه زمانی بعدی (ژوئن و ژوئیه، مقارن با وقایعی مانند آغاز درگیری ائتلاف آمریکا-اسرائیل با ایران و سپس اعلام آتشبس)، اگرچه تعاملاتی ثبت شده، اما شدت آن بسیار کمتر از اوج فعالیتهای او در ماههای فوریه و مارس بوده است.
«نمودار ۴» کل پستهای بلومنتال در برابر پستهای حاوی نام «ایران» را از ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۹ آذر ۱۴۰۴ تا ۱۷ تیر ۱۴۰۵)، حدود هفت ماه اخیر نشان میدهد.

نمودار۴ : عداد کل پستهای روزانه در برابر پستهایی که کلمه «ایران» در آنها به کار رفته
خط خاکستری: مجموع کل پستهای روزانه (در مجموع ۲,۳۸۹ پست).
خط بنفش (با سایه بنفش روشن): تعداد پستهای روزانه که نام «Iran» در آنها ذکر شده است (در مجموع ۷۵۴ پست). این میزان حدود ۳۱ درصد از کل پستهای او را تشکیل میدهد.
الگوی انتشار پست با نمودار تعاملات هماهنگی کامل دارد؛ بیشترین تراکم و حجم انتشار مطالب بلومنتال بین اواخر ژانویه تا اواسط مارس شکل گرفته است.
بیشترین فعالیت روزانه او در ماه فوریه ثبت شده که مجموع کل پستهایش در یک روز به بیش از ۵۰ پست رسید و تعداد زیادی از آنها (حدود ۲۰ تا ۲۵ پست در روز) مشخصاً درباره ایران بوده است.
از انتهای آوریل به بعد، تعداد کل پستها و همچنین سهم مطالب مرتبط با ایران روند کاهشی به خود گرفته است.
بیش از چهار ماه بعد از کشتهشدن علی خامنهای، مراسم تشییع او در ایران و عراق به رویدادی با اهمیت سیاسی برای حکومت تبدیل شد. با توجه به نفوذ فزاینده تولیدکنندگان محتوا و اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی در میان مخاطبان اخبار در جهان (۲۷ درصد مردم اخبار خود را از اینفلوئنسرهای خبری دریافت میکنند)، جمهوری اسلامی این وضعیت را فرصتی برای انتشار روایت مطلوب خود از تحولات ایران و اثرگذاری بر نحوه بازنمایی آنها دید.
در همین راستا ایران با بسیج گسترده امکانات اجرایی و رسانهای، تلاش کرد تشییع علی خامنهای را به نمایشی از حمایت مردمی، مشروعیت نظام و بیعت با مجتبی خامنهای تبدیل کند. این رویکرد در ادامه تغییری بود که نشانههای آن بعد از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) در راهبرد رسانهای حکومت به وضوح قابل مشاهده بود. رویکردی که نهادهایی مانند معاونت برونمرزی صداوسیما و مرکز رسانهای صبح و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را هدایت میکنند، و در آن، استفاده از اینفلوئنسرهای همسو، فعالان غربی «ضدامپریالیسم» و چهرههای رسانهای جهان عرب جایگاه پررنگتری یافته است.
عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از حضور حدود ۶۰۰ خبرنگار و نماینده رسانههای خارجی و محمدمهدی ایمانیپور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، از حضور حدود ۴۰۰ بلاگر و فعال رسانهای خارجی برای پوشش مراسم تشییع خامنهای خبر دادند.
در این تحقیق ما ۱۷ مهمان هماهنگشده در قالب تور «مرکز رسانهای صبح» و بیش از ۳۰ بلاگر و فعال رسانهای را که خارج از این تور برای پوشش مراسم به ایران سفر کرده بودند، شناسایی کردیم. این افراد تنها بخشی از پوششدهندگان غیررسمی مراسم تشییع در کنار رسانههای جریان اصلی بودند.
شواهد نشان میدهد که جمهوری اسلامی در این راهبرد رسانهای جدید، با اعطای دسترسیهای ویژه، صدور ویزا و فراهم کردن امکانات سفر به بلاگرها، تلاش میکند به واسطه آنان روایتهایی همسو با اهداف خود را به افکار عمومی جهانی منتقل کند. این سیاست در اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی نیز بازتاب یافته است؛ از جمله محمد مهدی ایمانیپور رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که با اشاره به حضور بلاگرها گفت: «مهمانانی از ۳۰ کشور برای بدرقه آمدند و روایت غرب را تغییر دادند.»
ترکیب مهمانان دعوتشده نشان میدهد که نهادهای برگزار کننده، از جمله مرکز رسانهای صبح و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، عمدتاً بر چهرههایی تمرکز کردهاند که در مخالفت با سیاستهای خارجی ایالات متحده و اسرائیل اشتراک نظر دارند و در عین حال از طریق شبکههای اجتماعی یا رسانههای محلی و آلترناتیو خود، دسترسی مستقیمتری به مخاطبانشان دارند.
با وجود این، بررسی محتوای تولید شده این افراد و متن دعوتنامهای که یکی از سفارتهای ایران منتشر کرده، نشان میدهد فعالیت آنان به پوشش مراسم، بازدید از مناطق جنگزده و شرکت در نشستهای خبری رسمی محدود بوده و آزادی عمل چندانی برای تهیه گزارشهای خارج از این چارچوب نداشتند.
این طیف، از فعالان چپ و ضد امپریالیسم مانند مکس بلومنتال تا چهرههای جنجالی جریانهای تلفیقی مانند «کمونیسم MAGA» نظیر جکسون هینکل را در بر میگیرد.
حضور این بلاگرها و فعالان رسانهای در استودیوهای ویژه، نقاط مشرف به مسیرهای اصلی تشییع، نشستهای رسمی شهرداری تهران وزارت ارشاد و همراهی آنان با فعالان رسانهای ایرانی مسلط به زبان انگلیسی، نشان میدهد که این فعالیتها حاصل برنامهریزی سازمانیافته و هماهنگ میان نهادها و مؤسسات همسو بوده است، نه صرفاً اقداماتی فردی یا خودجوش.