
این مقاله، نتیجه بررسی ۳۱۹ عنوان گزارش است که از تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴ تا تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ در بخش «گزارش و تحلیل» سایت اسپوتنیک فارسی منتشر شده است. (لینک دانلود دادهها در قالب CSV)
در این بازه زمانی پنج ماه و نیمه، وقایع زیادی در ایران اتفاق افتاده است: اعتراضات دی ماه و سرکوب و کشتار بیسابقه معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران در ۹ اسفند همان سال، کشته شدن علی خامنهای و شماری از دیگر مقامهای عالیرتبه سیاسی، امنیتی و نظامی در ایران، جانشینی مجتبی خامنهای، حملات گسترده به بسیاری از اماکن و زیرساختهای نظامی و امنیتی، جانباختن صدها تن از جمله شهروندان غیر نظامی از جمله کودکان مدرسه میناب و… دستآخر آتشبس ۱۷ فروردین و تفاهمنامه پایان جنگ در ۲۵ خرداد ۱۴۰۵.
هر کدام از این وقایع را میتوان نقطه عطفی تاریخی در نظر گرفت که به نوبه خود، بر جهتگیریهای سیاسی- اجتماعی ایران و کشورهایی دیگر تاثیر میگذارد. طبیعتا رویدادهایی در این ابعاد در کانون توجه رسانهها قرار دارند. اما بعضی از این رسانهها، فراتر از پوشش رسانهای، به صورت یک بازیگر نیز موضعگیری فعال دارند.
یکی از این رسانهها اسپوتنیک ایران، وابسته به دولت روسیه است. این رسانه، یکی از شاخههای سرویس خبری بینالمللی اسپوتنیک (Sputnik news agency) محسوب میشود که دولت روسیه در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۴ (۱۹ آبان ۱۳۹۳) راهاندازی کرده است. تنها چند ماه بعد، در اوایل فروردین ۱۳۹۴، دفتر نمایندگی اسپوتنیک در ایران رسما تاسیس شده و سایت فارسی اسپوتنیک در داخل ایران کار خود را آغاز (لینک بایگانی) کرده است.
در سایت اسپوتنیک ایران، اسامی مدیران، هیات تحریریه و چارچوب حرفهای فعالیت ذکر نشده، اما به شواهد و قرائن حاکی از آن است که فردی به اسم عماد آبشناس، مدیریت این سایت را در ایران برعهده دارد.
در یک رزومه (لینک بایگانی) قدیمی که در سال ۱۳۹۸، برای نامزد شدن نمایندگی در مجلس یازدهم ارائه شده، او خود را «نماینده و مدیر منطقهای خبرگزاری اسپوتنیک در تهران از ۱۳۹۳ [زمان تاسیس] تا به حال» معرفی کرده است. آبشناس از مدیران بخش بینالملل خبرگزاری جمهوری اسلامی و رسانههای دولتی ایران در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ بوده و پیش از اسپوتنیک، مدیر بینالملل موسسه مطبوعاتی ایران و مدیرمسئول ایراندیلی بوده است.

عماد آبشناس حضور بسیار پررنگی در سایت اسپوتنیک دارد. او فعالترین یادداشتنویس و تحلیلگر و پرتکرارترین نام فارسی در این رسانه روسی است. از مجموع ۳۱۹ مطلبی که در ۵ ماه و نیم گذشته در بخش «تحلیل و گزارش» سایت اسپوتنیک فارسی منتشر شده، ۲۴۱ مطلب با نام نویسنده منتشر شده که از این میان، بالای ۱۲۴ مطلب (۵۱درصد) نام «دکتر عماد آبشناس» نوشته شده است. بعد از او بیشترین تعداد مطالب از نویسنده دیگری است که نام فامیلی او هم آبشناس است: «شیوا آبشناس» که نام او در ۹۹ گزارش (۴۱درصد) به عنوان نویسنده ذکر شده و احتمالا با عماد آبشناس نسبت خانوادگی دارد.
ما از طریق ایمیلی که برای ارتباط با این رسانه معرفی شده، درباره مدیریت و تحریریه اسپوتنیک ایران و همچنین درباره سیاستها و مواضع و رویکردهای رسانهای این سایت و جهتگیری محتوای تولیدی آن پرسیدهایم که تاکنون پاسخی به سوالات خود دریافت نکردهایم.
تحلیل محتوای مطالب منتشر شده در بخش گزارش و تحلیل سایت اسپوتنیک ایران، نشاندهنده موضعگیری فعال اسپوتنیک ایران در دفاع از حکومت جمهوری اسلامی به طور عام، و همسویی فعال با برخی جریانهای سیاسی در داخل ایران است. این رسانه در جریان اعتراضات دی ماه، مواضع و ادبیات تندی علیه معترضان دارد و از سرکوب آنها به دست حکومت دفاع میکند. اسپوتنیک فارسی در زمان جنگ نیز، وقایع را به صورت یکسویه و صرفا از زاویه دید حکومت ایران روایت میکند. این سایت با برخی جریانهای سیاسی تندرو همراه و مخالف جریانهای موسوم به میانهرو است. حتی در این میان، به تئوریهای توطئه با زمینه سیاسی و اجتماعی دامن میزند که در مطلب حاضر، به برخی نمونهها و مصادیق آنها اشاره خواهیم کرد.
از نظر اسپوتنیک فارسی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران، پروژه عوامل مسلح موساد برای تجزیه ایران بوده است. این رسانه برای اشاره به معترضان، عبارتها و کلیدواژههایی مانند «اغتشاشگر» و «مزدور» را به کار میبرد و از سرکوب اعتراضات حمایت میکند.
عماد آبشناس، در تحلیلی (لینک بایگانی) به تاریخ ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، «سناریوی» وقایع دیماه را از نگاه خود چنین توصیف میکند:
«مزدوران اسرائیل در گیرودار تظاهرات مردمی اقدام به تیراندازی به مردم و نیروهای امنیتی کنند تا درگیریهای خونین ایجاد شود و دوم اینکه بخشی از نیروهای مسلح آن کشورها به بهانه پیوستن به مردم و معترضین بر علیه حکومت بایستند و عوامل نفوذی آمریکا و اسرائیل به آنها بپیوندند و جنگ داخلی راه بیفتد.»
پیش از اوجگیری اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه، اسپوتنیک فارسی در گزارشی (لینک بایگانی) به تاریخ ۱۳ دی ماه، تلاش میکند تا اعتراضها را «اغتشاش»ها جدا کند و مینویسد:
«برخی اینجا به دنبال سوءاستفاده از این شرایط و ایجاد اغتشاش در کشور میباشند تا سناریوهایی مانند سناریوی لیبی و یا سوریه را در ایران پیاده کنند. البته پشت پرده تشکیلات حامی آنها یکی است. مردم معترض هیچ وقت به اموال عمومی و حتی دولتی حمله نمیکنند و مردم معمولی هیچ کدام سلاح حمل نمیکنند، مردم با اراذل و اوباش و یا اغتشاشگران فرق میکنند. »
این رسانه، در مطلب دیگری (لینک بایگانی) که در تاریخ ۲۶ دی ماه، کمتر از یک هفته بعد از کشتار بیسابقه هزاران نفر در ایران نوشته شده مینویسد:
«نیروهای امنیتی ایران موفق شدند که ماجرا را جمع و جور کنند و از شنبه هفته گذشته تا به امروز دیگر تظاهراتی را شاهد نیستیم و علیرغم اینکه برخی تلاش داشتند جسته و گریخته جاهایی را شعله ور کنند اما مردم وقتی دیدند که دارند ماجرای اعتراضات به حق آنها را مصادره میکنند صف خودشان را از آنهایی که دنبال آشوب بودند جدا کردند.»
اسپوتنیک فارسی، در بخش گزارش و تحلیل خود حتی قطع اینترنت را نیز توجیه (لینک بایگانی) میکند و آن را اقدامی قانونی «برای مهار تروریسم» معرفی میکند:
«دسترسی به اینترنت یکی از ملزومات ضروری و اساسی… است، ولی در زمانی که این ابزار ارتباطی از سوی گروههای تروریستی و شبکههای آشوبطلب … استفاده گردد، از ابزار مدنی به ابزاری نظامی برای اهداف غیرقانونی و غیرمشروع تبدیل میشود و طبیعی است که قرار داشتن آن در اختیار گروهها و افراد فرصتطلب و آشوبطلب، میتواند خسارات بسیاری بر کشور وارد کند…. در چنین وضعیتی، اینترنت نه به ابزار آگاهی بخشی، که به ابزاری با ماهیت تروریستی به مثابه سلاح برای اقدامات خرابکارانه تبدیل میشود.»
البته تاریخ انتشار مطالب سایت اسپوتنیک ایران نشان میدهد در تمام طول دوران قطع اینترنت در ایران، چه در دی و بهمن ۱۴۰۴ و چه پس از آغاز جنگ، گردانندگان این سایت به اینترنت دسترسی داشته و کانالهای آن در شبکههای اجتماعی فعال بودهاند.
مدیر اسپوتنیک فارسی، در اولین واکنش (لینک بایگانی) به کشته شدن علی خامنهای، او را این چنین ستایش میکند:
«تاریخ نام او را به عنوان چهرهای ماندگار ثبت خواهد کرد، فردی که ایران را پس از پایان جنگ ایران و عراق بدون هیچ امکانات دفاعی تحویل گرفت و موفق شد بعد از ۲۵۰۰ سال اقتدار ایران را به دریای مدیترانه و دریای سرخ برساند و امروزه ایران با اقتدار در مقابل آمریکا و اسرائیل بتواند بایستد. زمان شهادت اش هم با اقتدار مانند کوه در محل کار خود ایستاده بود و در پناهگاه پنهان نشده بود.»
این اولین بار نیست که عماد آبشناس «شجاعت» خامنهای در بیرون پناهگاه را ستایش میکند. او چند هفته قبل در مطلب دیگری، حضور رهبر جمهوری اسلامی ایران در مراسم عمومی را «نمایشی مقتدرانه از سوی رهبری ایران» میخواند آن را «عملا یک تودهنی محکم به همه یاوهگویان» توصیف (لینک بایگانی) میکند.
علی خامنهای، اما تنها خامنهای نیست که در اسپوتنیک فارسی با ادبیات ستایشگرانه توصیف میشود. بعد از معرفی مجتبی خامنهای برای جانشینی پدرش، این رسانه انتخاب او را «مقتدرانه»، «عامل انسجام» و «خنثیکننده اهداف و توطئههای دشمن» معرفی میکند.
اسپوتنیک حتی پیش از معرفی مجتبی به عنوان رهبر جدید او را بهترین گزینه میداند و در واکنش به اظهارنظری از دونالد ترامپ در مخالفت با مجتبی خامنهای، در مطلبی (لینک بایگانی) به تاریخ ۱۵ اسفند مینویسد:
«اگر حتی برخی درباره انتخاب او به دلایل خاصی مردد بودند یا حتی افراد دیگری را مد نظر داشتند حالا دیگر یقین پیدا میکنند که بهترین پاسخ به ترور شهید خامنهای انتخاب فرزند او به عنوان جانشین میباشد.»
البته مدیر منطقهای اسپوتنیک در ایران، در حمایت از رهبری مجتبی خامنهای سابقهای طولانی دارد. چند سال پیش از این نیز، نوشتههای او در حمایت از رهبری مجتبی در فضای عمومی و رسانهای ایران خبرساز شده بود.
او حدود چهار سال پیش، در مطلبی (لینک بایگانی) در ارتباط با شرایط ایران بعد از مرگ علی خامنهای مینویسد:
«اگر زمانی برسد که رهبری دار فانی را وداع بگویند، آن زمان است که بحث جانشینی ایشان مطرح خواهد شد و به نظر میآید اگر احیانا در آن زمان آیت الله مجتبی خامنهای اصلح باشد آنوقت هیچ منطقی وجود ندارد که خبرگان به دلیل هیاهوی رسانه ای ایشان را انتخاب نکنند.»
بخش عمدهای از مطالب منتشر شده در سایت اسپوتنیک فارسی در شش ماه گذشته، مرتبط با جنگ است. تحلیلگران و گزارشگران این رسانه روسی، همزمان با پوشش اخبار در مطالب خود همپای رسانههای رسمی وابسته به حکومت ایران و نهادهای نظامی، به دفاع از عملکرد نیروهای مسلح ایران پرداخته است. در این میان میتوان به چند الگوی خاص اشاره کرد:
در میان مطالب این سایت میتوان نمونههایی از مطالب اغراقآمیز درباره توان نظامی ایران با آمریکا برخورد. مثلا در گزارشی (لینک بایگانی) که در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شده آمده است:
«مردمان لر و عرب… با کمترین امکانات و با تفنگهای شکار حیوانات به مقابله با هواپیماهای تا دندان مسلح آمریکایی پرداختند و امروز رسانههای اجتماعی پر شده از صحنههای مقابله غرور آفرین دلیر مردان و زنان ایرانی با آنهایی که به دنبال نابودی ایران و فرستادن ملت ایران به عصر حجر هستند.»
اسپوتنیک فارسی در گزارش دیگری(لینک بایگانی) به تاریخ ۷ اردیبهشت مدعی میشود آمریکا «بیش از پنجاه درصد موشکهای دفاعی و تهاجمی خود را در جنگ با ایران مصرف کرده و از دست داده» در حالی که «ایرانیها طی ۴۰ روز جنگ چیزی ما بین ۱۰ تا نهایتا ۲۰درصد تسلیحات خود را مصرف کردهاند.»
مدیر اسپوتنیک فارسی در همین مطلب حتی پا را از ادبیات متعارف رسانهای فراتر میگذارد و مینویسد: «خلبان ایرانی علاوه بر مهارت به قول معروف [...] جگر هم داشته، آن هم چه جگری، اندازه کله صد تا خلبان دشمن.»
اشاره او به خبری با این مضمون است که ایران با جنگندههای هفتاد ساله F5 خود به پایگاههای آمریکا در منطقه حملهور شده و آن طور که در گزارش اسپوتنیک آمده آنها را «با خاک یکسان» کرده است.
در میان مطالب اسپوتنیک فارسی، مطالبی هم در توجیه حمله به کشورهای عربی قابل مشاهدهاند.
در مقالهای (لینک بایگانی) که یک روز پس از آغاز جنگ در این رسانه منتشر شده، آمده:
«پس از ترور آیت الله خامنهای احتمالا دیگر بحث به هدف قرار دادن پایگاهها و نیروهای آمریکایی محدود نخواهد شد و چون ایرانیها میدانند درد آمریکا الان مسائل اقتصادی است به سمت هدف قرار دادن همه پروژهها و منافع اقتصادی آمریکاییها در منطقه روی بیاورند.»
مدیر این سایت چند ماه بعد، مطلبی (لینک بایگانی) را در توجیه حملات به کشورهای عربی منتشر میکند که عنوان زیر را دارد: «چرا ایران به برخی کشورهای عربی حمله کرد؟» در این مطلب دلیل حملات ایران، همکاری کشورهای منطقه با آمریکا و اسرائیل عنوان میشود. با این حال او پیشتر در مطالب (لینک بایگانی) دیگری مدعی شده بود ایران صرفا پایگاههای آمریکا را هدف قرار داده و حملات به بقیه اماکن در کشورهای عربی عملیات «پرچم دروغین» آمریکا و اسرائیل است تا روابط تهران را با کشورهای همسایه خراب کند.
در میان مقالات اسپوتنیک فارسی در ۶ ماه گذشته، همچنین میتوان به مطالبی برخورد که از موضع مخالفت با مذاکره و آتشبس نوشته شدهاند.
این رسانه روسی، در تاریخ ۶ فروردین ۱۴۰۵ مقالهای (لینک بایگانی) را منتشر میکند که تاکید دارد:
«پذیرش هرگونه آتش بس در شرایط موجود برای ایران اشتباه استراتژیک به حساب میآید و ایرانیها به هیچ وجه حاضر نیستند که تا محقق نشدن خواستههای خود چنین آتش بس ای را بپذیرند.»
او در مطلب (لینک بایگانی) دیگری هشدار میدهد که آمریکا و اسرائیل «هر وقت دیدند که شکست خورده اند یک آتش بس اعلام میکنند تا تجدید قوا کنند.»
البته اسپوتنیک پس از امضای توافق در اواخر خرداد، چرخش موضع میدهد و آن را یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک توصیف (لینک بایگانی) میکند.
از نظر اسپوتنیک فارسی، دستیابی به سلاح هستهای نه یک تهدید، بلکه «حق مشروع» و «راه بقا» در برابر چیزی است که «قانون جنگل» آمریکا و اسرائیل خوانده میشود. مدیر منطقهای اسپوتنیک در ایران، «الگوی کره شمالی» برای ایران، بهتر از «الگوی شکستخورده لیبی» است.
مدیر این رسانه روسی، در مقالهای (لینک بایگانی) به تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۵، با پیشنهاد راهکاری فقهی برای تولید سلاح هستهای مینویسد:
«امروزه این بحث در ایران مطرح است که آیا باز هم مقامات ایرانی باید به فتوای رهبر فقید خود پایبند بمانند و یا اینکه با توجه به تغییرات زمانه عدول به زنده کنند... ترامپ و نتانیاهو چاره ای برای ایران به جز رفتن به سمت مسیر کره شمالی نگذاشته اند.»
این رسانه وابسته به دولت روسیه، در تاریخ ۲۲ اردیبهشت گزارش دیگری (لینک بایگانی) با عنوان «تولید اورانیوم ۹۰درصد حق مسلم ایران است» منتشر میکند و در آن مینویسد: «امروزه بسیاری باور دارند که ایران مجبور است حتی به سمت تولید تسلیحات هسته ای برود.»
تاکید روی مدل کره شمالی، حتی پیش از آغاز جنگ نیز سابقه دارد. حدود یک هفته قبل از جنگ، عماد آبشناس در یک یادداشت تحلیلی (لینک بایگانی) با عنوان «شمشیر ایران ذوالفقار دو لبه است» مینویسد:
«لیبی از ترس درگیری با آمریکاییها اطاعت کرد و نابود شد ولی کره شمالی رفت به سمت ساخت سلاح هسته ای و حداقل موجودیت خودش را حفظ کرد... ایران هم که آب از سرش گذشته چه یک وجب چه صد وجب. حداقل تلاش خواهد کرد که موجودیت خودش را حفظ کند.»
اسپوتنیک فارسی، با اینکه یک رسانه خارجی است، اما در مناسبات سیاست داخلی ایران نیز بسیار فعال است. با بازخوانی گزارشهای ایران رسانه در ۶ ماه گذشته میتوان اسپوتنیک را رسانهای معرفی کرد که به طور فعال حامی گروههای تندرو و اصطلاحا «ارزشی» است و روایتهای آنها را به طور اغراقآمیز بازتاب میدهد.
این سایت همزمان، در مطالب دیگری با ادبیاتی بسیار تند و گزنده، مخالفان جمهوری اسلامی را «مزدوران دلاری»، «افراد سرخورده»، «فاشیست» و «خائن» معرفی میکند. از این فراتر به برخی از جریانات سیاسی داخل کشور نیز حمله میکند و آنان که «غربگرا» میداند را «ستون پنجم» و «جاسوس» معرفی میکند.
به عنوان نمونه در نوشتهای (لینک بایگانی) به تاریخ ۱۳ اردیبهشت تاکید میشود:
«خیانت ستون پنجمیها به مراتب بیشتر از خود جاسوسان میباشد... حال این کار میتواند در رستههای اداری باشد، یعنی عمدا اخلال در ساختار حکومتی و یا اداری کشور ایجاد کند».
مقاله دیگری (لینک بایگانی) در اسپوتنیک فارسی، به نقش رانتخواران و سودجویان در گرانیها اشاره میکند و هشدار میدهد: «بسیاری از اینها جزو همان ستون پنجمیها هستند که برخی کارشان جاسوسی و ترور است و برخی دیگر ماموریت شان به هم ریختن اوضاع اقتصادی و روانی جامعه میباشد.»
این سایت روسی در گزارشهای خود، از «جریان غربگرای داخل ایران که همواره بر ضد روسیه اقدام میکند» انتقاد (لینک بایگانی) میکند و درباره تکرار تجربه دولتهای گذشته هشدار میدهد:
«شاید بسیاری فراموش کرده باشند که سال ۲۰۰۴ میلادی ایرانیها توافقی با غربیها به امضا رساندند که با نام توافق سعدآباد معروف شد و در آن زمان آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود... در توافق برجام، سال ۲۰۱۵ همین ماجرا تکرار شد و علیرغم اینکه ایران همه تعهدات خود را انجام داد ولی آمریکا از توافق خارج شد و حتی یک تعهد خود را انجام نداد.»
اما شاید عجیبترین بخش ماجرا، طرحریزی تئوریهای توطئه بعضا عجیب و غریب است که در اسپوتنیک فارسی به عنوان تحلیل منتشر شدهاند؛ از پیوند زدن جنگ با «مناسک شیطانپرستی» تا «ادعای کنترل جهان توسط فراماسونری و کارتلهای یهودی».
یکی از عجیبترین تئوریهای توطئه در این مقالات، ربط دادن اهداف نظامی آمریکا و اسرائیل به مناسک شیطانی، جادوی سیاه و قربانی کردن کودکان است. عماد آبشناس در نوشتهای (لینک بایگانی) که در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شده، ادعا میکند بمباران مدارس در ایران، یک آیین شیطانی بوده است:
«طبق بسیاری از گزارشها در جزیره ابستین کارهای شیطانی از جمله قربانی کردن بچه دخترها... و یا برخی جادو جنبلهای معروف به جادوگریهای کابالا که به سنتهای دیرینه یهودیها و جادوی سیاه برمیگردد… برای اینکه بتوانند جسد خود را در اختیار اجنه و شیاطین قرار دهند باید اقدامات و رسوم شیطانیای را به جا بیاورند که ... یکی از آنها قربانی کردن دختران باکره و یا نوشیدن از خون آنها میباشد. اینکه آمریکاییها واسرائیلیها حمله خود به ایران را با قتل عام دختران بیگناه در میناب شروع کردهاند یکی از تعالیم همین شیطانپرستان باشد که احتمالا باور دارند شروع جنگ با ریختن خون دختران کوچک و باکره میتواند برای آنها خوشیمن باشد.»
مدیر منطقهای اسپوتنیک در ایران در همین مطلب، تا آنجا پیش میرود که سران آمریکا و اسرائیل را به موجودات فرازمینی و شیاطین انساننما تشبیه میکند که کالبد انسانی آنها تسخیر شده است:
«در برخی متون دینی و باورهای دینی هم وجود دارد که شیاطین و اجنه میتوانند وارد اجسام افراد شوند و شرط آن این است که آن افراد اجازه ورود این شیاطین و اجنه به اجساد خود را بدهند و در چنین شرایطی مصطلحات جسم آنها در تسخیر آن اجنه یا شیاطین در میآید و اینها به اجنه و شیاطینی تبدیل میشوند که به ظاهر انسان هستند اما در باطن اجنه یا شیاطین میباشند … صحبتهای اخیر وزیر جنگ آمریکا درباره جنگ آرماگدون و توهینهای ترامپ به پاپ و... به نوعی نشان از آن دارد که طرفهای مقابل به نوعی تسخیر شده میباشند.»
در یک مقاله (لینک بایگانی) دیگر، مدیر منطقهای این سایت روسی از توطئه «فراماسونری» و «کارتلهای یهودی» مینویسد. او ثروتمندان حوزه تکنولوژی مثل بیل گیتس و ایلان ماسک را عروسکهای خیمهشببازی آن محافل معرفی میکند و اینترنت را پروژهای از پیش تعیینشده برای سرقت اطلاعات بشریت میداند. به بیان او:
«ثروتمندترین افراد جهان مانند ایلان ماسک یا بیل گیتس... در واقع عروسکهای خیمه شب بازی این مجموعه [کارتلها] میباشند... همه میدانند که اینترنت یک طرح مربوط به ارتش آمریکا به نام آرپانت بوده... اگر ارتش آمریکا میآمد و میگفت که تحت نظارت این ارتش و یا سازمان سیا میخواهند این کار را انجام دهند قطعا بخش بزرگی از مردم حاضر نمیشدند از اینترنت استفاده کنند... وقتی که شرکتی مثل مایکروسافت به ریاست فردی مانند بیل گیتس... میآید نرم افزارهای مربوطه را ارائه میدهد مردم اعتماد پیدا میکنند.»
اسپوتنیک فارسی، رسانه وابسته به دولت روسیه، در ۶ ماه گذشته دهها مطلب منتشر کرده که نشان از موضعگیری فعال این رسانه در حساسترین مسائل و چالشهای داخلی ایران دارد.
اسپوتنیک تنها رسانه خارجی نیست که در ایران نمایندگی فعال دارد و اخبار را به زبان فارسی پوشش میدهد. رسانههای دیگری هم بخش فارسیزبان دارند و در چارچوبهای رسانهای خود یا در راستای منافع دولت متبوعشان، در ایران فعالیت میکند. انتشار مطالب جهتدار در این رسانهها بیسابقه نیست، با این حال، معمولا تلاش میکنند دستکم ظاهری بیطرفانه را به نمایش بگذارند. از سوی دیگر اما، مرور عملکرد ۶ ماه گذشته اسپوتنیک نشان میدهد این رسانهای ملاحظهای در حفظ ظاهری بیطرفی ندارد و درباره حساسترین موضوعات داخلی، در حد جانشینی رهبر، یا جنگ، به طور علنی و فعال موضعگیری میکند.
اسپوتنیک فارسی، در برهههای زمانی مختلف، به حمایت مستقیم از انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی پرداخته است. بعد از کشته شدن علی خامنهای، مدیر منطقهای اسپوتنیک در ایران، در مقالهای تاکید میکند: «بهترین پاسخ به ترور شهید خامنهای انتخاب فرزند او به عنوان جانشین میباشد.»
این سایت همچنین، در توجیه حمله به کشورهای عربی مقالاتی منتشر می کند و در نخستین روز جنگ مینویسد: «پس از ترور آیت الله خامنه ای احتمالا دیگر بحث پایگاهها و نیروهای آمریکایی نیست و پروژهها و منافع اقتصادی آمریکاییها در منطقه هدف قرار میگیرند.»
این سایت حدود ۱۰ روز قبل از آتشبس هشدار میدهد: ««پذیرش آتش بس در شرایط موجود اشتباه استراتژیک است و ایرانیها حاضر نیستند که چنین آتشبسی را بپذیرند.»
اسپوتنیک فارسی بدون تعارف به حمایت جریانهای سیاسی تندرو در ایران میپردازد. از سوی دیگر، جریانهای موسوم به میانهرو را نقد میکند و مدعی وجود ستون پنجم در دولت و بعضی جریانهای سیاسی میشود. این رسانه در گیرودار وقایع دی ماه، درباره لزوم قطع اینترنت مطلب منتشر میکند و برای معترضان، لقابی مانند «اغتشاشگر»، «خائن»، «جاسوس» را به کار می برد.
در نهایت، شاید عجیبترین بخش ماجرا، اشاعه تئوریهای توطئه در اسپوتنیک فارسی به عنوان تحلیل است. مواردی مانند رابطه جنگ با «مناسک شیطانپرستی»، ارتباط «آیین قربانی دختران باکره» و فاجعه میناب یا ادعای «ادعای کنترل جهان توسط فراماسونری و کارتلهای یهودی». این سایت روسی، همچنین تاکید دارد که «ثروتمندترین افراد جهان مانند ایلان ماسک یا بیل گیتس در واقع عروسکهای خیمه شب بازی کارتلها میباشند.»