برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

درباره ماجرای مدرسه میناب چه می‌دانیم؟

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۲۳ دقیقه

صبح روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۱۰:۴۵ صبح دقایقی پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، دبستان و پیش‌دبستانی «شجره طیبه ندسا» در شهر میناب هدف حمله قرار گرفت. ندسا مخفف واژه «نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» است. این مدرسه در مجاورت مجموعه‌ سیدالشهدا نیروی دریایی سپاه پاسداران قرار دارد.

مقام‌ها و رسانه‌های ایران می‌گویند در این حمله بیش از ۱۶۰ نفر کشته و ده‌ها نفر زخمی شده‌اند؛ بخش بزرگی از قربانیان را کودکان تشکیل می‌دهند. با توجه به شمار بالای تلفات غیرنظامی از جمله دانش‌آموزان مدرسه و موقعیت خاص مدرسه در کنار یک سایت نظامی، این حادثه به سرعت در کانون توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت و روایت‌های متفاوتی درباره نحوه اصابت، ماهیت هدف و مسئولیت حمله مطرح شد. یکی از شایعات اولیه این بود که ویدیو مربوط به میناب نیست و به انفجاری در پیشاور پاکستان ربط دارد.

ما در فکت‌نامه، در همان ساعات اولیه این ادعا را بررسی کردیم و نشان دادیم که ویدیو مربوط به میناب است و این ادعا که تصاویر مربوط به پیشاور است، نادرست است.

پرسش محوری این گزارش این است: آیا مدرسه هدف یک اصابت هدایت‌شده بوده یا نتیجه خطا در هدف‌گیری در مجاورت یک پایگاه نظامی؟

از زمان و مکان اصابت چه می‌دانیم؟

درباره حمله به مدرسه شجره طیبه ندسا در میناب، مجموعه‌ای از داده‌های تصویری، گزارش‌های رسانه‌ای و اظهارات رسمی منتشر شده است. بخشی از این اطلاعات از طریق تطبیق تصاویر ماهواره‌ای و ویدیوهای میدانی قابل تایید است، در حالی که برخی دیگر، به‌ویژه درباره تعداد تلفات و ماهیت دقیق اصابت، هنوز به‌طور مستقل راستی‌آزمایی نشده‌اند.

تصویر پلنت: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ / ساعت ۵:۵۸ صبح به وقت جهانی

تصویر پلنت: ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ / ساعت ۳:۴۰ صبح به وقت جهانی (۷ محل برخورد دیده می‌شود):

بررسی تصاویر تاریخی گوگل ارث نشان می‌دهد این ساختمان تا سال ۲۰۱۳ در محدوده دیوارهای مجموعه نظامی قرار داشته، اما در سپتامبر ۲۰۱۶ با احداث دیوارهای جدید و ایجاد ورودی‌های مستقل، از آن مجموعه جدا شده است.

نقشه گوگل در سال ۲۰۱۳ نشان‌دهنده اتصال مجموعه است. در گوشه بالا سمت راست ساختمان فعلی مدرسه هم برجک نگهبانی دیده می‌شود.

نقشه گوگل در سال ۲۰۱۸ نشان‌دهنده تفکیک مدرسه از محوطه نظامی با کشیدن دیوار است. دو برجک کنار مدرسه برداشته‌ شده‌اند.

محدوده «مجتمع سیدالشهدا» در میناب به‌عنوان یکی از پایگاه‌های نیروی دریایی سپاه پاسداران شناخته می‌شود و در گزارش‌های پیشین از استقرار «تیپ موشکی عاصف» در همین مجموعه یاد شده است. این مجموعه شامل ساختمان‌های اداری و پشتیبانی وابسته به نیروی دریایی سپاه است و در مجاورت مدرسه شجره طیبه قرار دارد. با این حال، جزئیات سازمانی و نحوه استقرار تجهیزات این یگان در منابع علنی به‌طور کامل منتشر نشده است. براساس تحقیق ایران‌وایر که در سال ۱۳۹۸ منتشر شده:

مجتمع مدارس «شجره طبیه» که شامل ۳۲ مدرسه است، وابسته به نیروی دریایی سپاه (ندسا) هستند... این مدارس در پیوند با نهادهای مذهبی و آموزشی مشهور به «بیت‌الزهرا»، یک شبکه مذهبی-آموزشی در استان‌های جنوبی کشور تشکیل داده است.

با حمله به میناب، نخستین ویدیوهای منتشر‌شده در رسانه‌ها، دو ستون دود بلند را نشان می‌داد.

تصاویر و ویدیوهای ویرانی دبستان و پیش‌دبستانی «شجره طیبه ندسا» ساعاتی پس از این حمله به‌طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها منتشر شد. چند رسانه بین‌المللی اعلام کردند موقعیت مدرسه را با تطبیق محتوای بصری با تصاویر ماهواره‌ای و نقشه‌های عمومی تایید کرده‌اند.

در این منطقه نظامی، ساختمانی با عنوان «درمانگاه شهید آبسالان» نیز قرار دارد که به فرماندهی بهداری نیروی دریایی سپاه تعلق دارد. این درمانگاه در سال ۲۰۲۵ افتتاح شده و ورودی مستقل از مجموعه نظامی دارد. تصاویر پس از حمله نشان می‌دهد نقاط اصابت در محوطه پایگاه و مدرسه به‌صورت مجزا قابل مشاهده‌اند.

در تصاویر ماهواره‌ای جدید، چند مرکز انفجار در داخل محدوده نظامی دیده می‌شود و ساختمان مدرسه نیز دچار تخریب متمرکز شده است. (نقاط قرمز رنگ محل برخورد است):

در بررسی‌های مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای آمده که ساختمان مدرسه تا ساعت ۱۰:۲۳ صبح سالم بوده است. بمباران در روایت‌های متعدد، حوالی ساعت ۱۰:۴۵ صبح به وقت محلی گزارش شده‌است.

الگوی تخریب

نخستین تصاویر منتشرشده از نمای جنوب‌شرقی ساختمان مدرسه نشان می‌دهد بخش میانی سازه دچار فروپاشی شدید شده است. سقف و دال‌های بتنی در یک محدوده متمرکز فرو ریخته و طبقه بالایی عملا به داخل حجم ساختمان سقوط کرده است. ستون‌های جلویی در ضلع شرقی تا حدی پابرجا مانده‌اند، اما دال‌های افقی میان آنها شکسته و به سمت پایین جمع شده‌اند.

الگوی آوار نشان می‌دهد تخریب عمدتا به‌صورت عمودی رخ داده و حجم اصلی ریزش در داخل رد پای سازه باقی مانده، نه آنکه به بیرون پرتاب شده‌باشد. در همین نما، بخش‌هایی از دیوارهای پیرامونی ایستاده‌اند، در حالی که قسمت مرکزی سقف به‌طور کامل فروریخته است. نشانه‌ای از دهانه بزرگ و گرد در سطح زمین یا جابه‌جایی گسترده جانبی سازه در قاب‌های موجود دیده نمی‌شود.

ترکیب تصاویر زمینی و نمای ماهواره‌ای نشان می‌دهد محدوده تخریب متمرکز، مساحتی در حدود ۲۰ در ۲۰ متر، معادل تقریبی ۴۰۰ متر مربع را در بر می‌گیرد. تمرکز ریزش در یک بلوک مشخص، شکل نسبتا مربعی محدوده تخریب و نبود مسیر برشی کشیده یا کانال تخریب طولی، با سناریوی نفوذ از بالا و آزاد شدن انرژی در حجم داخلی ساختمان سازگارتر است تا یک انفجار سطحی بیرون از سازه یا آسیب صرفاً ناشی از ترکش غیرمستقیم. چنین الگویی احتمال اینکه اصابت به طور مستقیم به ساختمان مدرسه صورت گرفته باشد، بیشتر از آن است که اصابت در اطراف ساختمان بوده باشد.

در خصوص «زاویه احتمالی اصابت»، نشانه‌های بصری موجود (فروپاشی متمرکز سقف در یک بلوک، باقی ماندن ستون‌ها، و نبود الگوی تخریب خطی) ما را به این جمع‌بندی موقت می‌رساند که زاویه برخورد محتمل‌تر در بازه متوسط تا بالا بوده است و با یک مسیر نزدیک به عمود سازگاری بیشتری دارد. اگر مهمات از بالا وارد سقف یا نزدیک لبه‌های بالایی شده و سپس در فضای داخلی یا بلافاصله پس از نفوذ منفجر شده باشد، انتظار می‌رود موج انفجار در حجم داخلی مصرف شود و نتیجه آن، فروپاشی عمودی دال‌ها و تخریب سنگین داخلی باشد، در حالی که دیوارهای پیرامونی و برخی اجزای قائم می‌توانند تا حدی پابرجا بمانند.

در تصویر نزدیک‌تر از ضلع جنوب‌شرقی، شکست دال‌های بتنی به‌صورت قطعات بزرگ و نسبتا یکپارچه دیده می‌شود که روی هم انباشته شده‌اند. برخی آرماتورها بیرون‌زده‌اند و قطعات بتن به‌صورت صفحات ضخیم فرو ریخته‌اند، نه به شکل پراکندگی وسیع ترکش‌های ریز در شعاع گسترده. ستون گوشه‌ای ساختمان هنوز ایستاده و ترک‌های مورب در دیوار مجاور دیده می‌شود، اما سازه به‌صورت کامل واژگون یا از پی کنده نشده است. این الگو نشان می‌دهد بار عمودی ناشی از فروپاشی دال‌ها نقش اصلی را در گسترش تخریب ایفا کرده و شکست به‌صورت پیشرونده از بالا به پایین توسعه یافته است، نه آنکه یک موج انفجاری جانبی گسترده سازه را از بیرون متلاشی کرده باشد.

برای «برآورد تقریبی انرژی انفجار» صرفا بر پایه خرابی سقف، ما تنها می‌توانیم یک بازه مهندسی مشروط ارائه دهیم، نه عدد قطعی. با فرض سازه بتن مسلح متداول اواخر دهه ۱۳۸۰ و ضخامت تقریبی دال در حدود ۱۵ تا ۲۰ سانتی‌متر، فروپاشی دالی به مساحت حدود ۴۰۰ متر مربع به معنای درگیر شدن جرمی در حد صدها تُن بتن در شکست و سقوط پیشرونده است.

میزان انرژی لازم برای ایجاد چنین خرابی به شدت به متغیرهایی مانند محل انفجار (داخل حجم یا بیرون)، میزان نفوذ پیش از انفجار، کیفیت بتن و آرماتور، و رفتار پیشرونده سازه وابسته است. برداشت اولیه این است که شدت رویداد با «انفجار متوسط تا سنگین در فضای داخلی یا پس از نفوذ» سازگارتر است تا انفجار سطحی بسیار بزرگ با اثر شعاعی گسترده (که معمولاً با دهانه برخورد واضح‌تر و آسیب سنگین‌تر به محیط اطراف همراه است).

برای دقیق‌سازی این برآورد، داده‌های کلیدی که فعلا نداریم عبارتند از: تصویر نزدیک از «نقطه ورود» روی سقف یا دیواره‌ها، جهت خم‌شدگی آرماتورهای بیرون‌زده، و هرگونه الگوی ترکش یا ترک شعاعی روی دال‌های باقی‌مانده که بتواند جهت موج و مسیر نفوذ را روشن کند و بقایای مهمات یا قطعات فیوز بمب.

مهمات استفاده‌شده احتمالی

یکی از بحث‌هایی که در این باره وجود دارد این سوال است که چه کسی به مدرسه حمله کرده؟ آیا پرتابه‌های آمریکایی یا اسرائیلی موجب مرگ این کودکان شد یا تسلیحات نظامی ایران؟

کسانی که می‌گویند جمهوری اسلامی موجب این کشتار است هم بر دو دسته‌اند؛ گروهی می‌گویند سپاه عمدا مدرسه را هدف قرار داده (لینک۱، لینک۲) تا در ابتدای جنگ بهانه‌ای برای مظلوم‌نمایی و هدایت جریان رسانه‌ای داشته باشد. گروهی هم می‌گویند انفجار بر اثر سقوط موشک سپاه پاسداران بر روی مدرسه افتاده و کودکان را کشته است (لینک۱) و حتی این ادعا مطرح شد که سپاه هم مسئولیت آن را پذیرفته است. در این باره ویدیوهایی هم منتشر شد که مشخص شد نادرست است مربوط به واقعه دیگری در استان زنجان است.

برای تقویت این فرض، نیاز به شواهدی مانند قطعات شناسایی‌پذیر پدافندی، الگوی ترکش متفاوت، یا گزارش مستقل از رهگیری نافرجام وجود دارد. در حال حاضر، تصاویر منتشرشده چنین شواهد قطعی‌ای ارائه نمی‌کنند. هیچ رد دودی هم از موشک عمل‌نکرده سپاه در تصاویر وجود ندارد. هیچ گزارش مستقل از رهگیری ناموفق هم وجود ندارد. هم‌زمان بخش‌های دیگر هم مورد حمله هوایی آمریکا قرار گرفته‌اند. بنابراین این ادعا پایه و اساسی ندارد.

اما با توجه به آنچه در بخش مهندسی تخریب توصیف شد، یعنی فروپاشی عمودی یک بلوک حدودا ۲۰ در ۲۰ متر، باقی‌ماندن نسبی ستون‌ها، نبود دهانه بزرگ و گرد در سطح زمین، و عدم مشاهده پراکندگی وسیع جانبی آوار، می‌توان سناریوهای احتمالی را با این الگو تطبیق داد.

نخست باید به این نکته توجه کرد که گزارش‌های میدانی از «شنیده نشدن صدای موتور جت در لحظه پیش از انفجار» سخن گفته‌اند؛ موضوعی که در صورت صحت، احتمال استفاده از موشک‌های کروز پرصدا مانند تاماهاوک یا SLAM-ER را کاهش می‌دهد و سناریوی استفاده از مهمات هواپرتاب سقوط آزاد یا گلایدی را تقویت می‌کند. البته این گزاره قطعی نیست، زیرا فاصله، جهت باد و ارتفاع پرتاب می‌تواند بر شنیده شدن صدا اثر بگذارد.

کلاس ۲۰۰۰ پوندی (GBU-31)

بمب‌های GBU-31 بر پایه Mk-84 یا نسخه نفوذگر BLU-109 حدود ۴۳۰ تا ۴۵۰ کیلوگرم ماده منفجره معادل TNT دارند. در انفجار سطحی، چنین جرمی از مواد منفجره معمولا دهانه برخورد بزرگ‌تر، آسیب گسترده جانبی و تخریب وسیع‌تر محیط اطراف را ایجاد می‌کند. شعاع ترکش مؤثر این کلاس می‌تواند تا چند صد متر برسد.

الگوی مشاهده‌شده در مدرسه، تخریب متمرکز در یک بلوک، بدون تخریب وسیع محیط پیرامونی و بدون جابه‌جایی گسترده جانبی سازه با انفجار سطحی کلاس ۲۰۰۰ پوندی همخوانی کامل ندارد. با این حال، اگر نسخه نفوذگر BLU-109 استفاده شده باشد و انفجار در عمق سازه رخ داده باشد، تمرکز انرژی در داخل می‌تواند توضیح‌دهنده فروپاشی عمودی باشد، هرچند انتظار می‌رود آثار دهانه نفوذ یا آسیب پیرامونی بارزتری دیده شود. در وضعیت فعلی تصاویر، این سناریو ممکن اما نه غالب به نظر می‌رسد.

در تصویر زیر جنگنده چند منظوره F/A-18F سوپر هورنت متعلق به اسکادران VFA-41 Black Aces مستقر بر روی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن (CVN-72) که در کنار آن سه تیر بمب هدایت GPS دو هزار پوندی GBU-31V4/B قرار دارد، دیده می‌شود. این بمب‌ها مجهز به نفوذگر BLU-109 هستند که قدرت نفوذ ۴۸ تا ۷۲ اینچ (۱٫۲۲ تا ۱٫۸۳ متر) در بتن مسلح را دارند.

تاریخ انتشار عکس : ۲ مارس ۲۰۲۶ / ناشر: روابط عمومی سنتکام (CENTCOM Public Affairs)

کلاس ۱۰۰۰ پوندی (GBU-32)

بمب GBU-32 با حدود ۱۷۰ تا ۲۰۰ کیلوگرم ماده منفجره، تعادلی میان قدرت تخریب و کنترل شعاع جانبی ایجاد می‌کند. شعاع کشنده مستقیم آن به‌مراتب کمتر از کلاس ۲۰۰۰ پوندی است و در صورت نفوذ یا انفجار در داخل ساختمان، می‌تواند فروپاشی یک بلوک سازه‌ای را بدون ایجاد دهانه عظیم سطحی یا تخریب شعاعی وسیع ایجاد کند.

الگوی تخریب مشاهده‌شده، یعنی ریزش پیشرونده سقف و دال‌ها در محدوده‌ای محدود و باقی ماندن نسبی سازه‌های عمودی، با این کلاس سازگاری دارد، به‌ویژه اگر انفجار پس از نفوذ در سقف یا طبقه فوقانی رخ داده باشد. اما چون متریال به‌کاررفته و ساختمان قدیمی‌است، ممکن است بمب های سبک‌تری مانند کلاس ۵۰۰ پوندی، احتمال بیشتری داشته باشد.

کلاس ۵۰۰ پوندی (GBU-38 / GBU-54)

این کلاس با حدود ۸۷ تا ۹۵ کیلوگرم ماده منفجره، شعاع کشنده مستقیم بسیار محدودتری دارد. در صورت اصابت مستقیم به ساختمان بتن مسلح، می‌تواند یک بخش محدود را تخریب کند، اما فروپاشی کامل حدود ۴۰۰ متر مربع از دال‌های بتنی معمولاً نیازمند یا اصابت دقیق به نقطه سازه‌ای حساس یا وقوع شکست پیشرونده ثانویه است.

این سناریو از محتمل‌ترین گزینه‌هاست و حجم آوار و شدت شکست دال‌ها نشان می‌دهد انرژی آزادشده احتمالا از کلاس ۵۰۰ پوندی بوده است، مگر آنکه ساختار سازه از نظر مهندسی ضعیف‌تر از حد متعارف بوده باشد. این ضعف، در سازه‌های مدارس میناب قبلا هم گزارش شده‌بود. ویدیو زیر نشاندهنده تاثیر استفاده نیروی هوایی اوکراین از بمب ۵۰۰ پوندی GBU-62 JDAM-ER بر علیه نیروهای روسیه است:

در تصویر زیر بمب‌های هدایت GPS پانصد پوندی (۲۲۷ کیلوگرمی) GBU-38V2/B آماده سوار شدن بر روی جنگنده‌های F/A-18E سوپر هورنت مستقر بر روی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن (CVN-72) دیده می‌شود. سوپر هورنت‌های در تصویر به ترتیب متعلق به اسکادران های VFA-14 Top Hatters (جنگنده سمت راست تصویر-NG211) و VF-151 Vigilantes (سمت چپ تصویر-NG402) هستند.

تاریخ انتشار عکس : ۲ مارس ۲۰۲۶ / ناشر: روابط عمومی سنتکام (CENTCOM Public Affairs)

AGM-154C JSOW

این مهمات گلایدی با سرجنگی حدود ۲۲۵ کیلوگرم دو مرحله‌ای و قابلیت نفوذ تا حدود ۱/۵ متر بتن، طراحی شده تا انرژی خود را در داخل هدف متمرکز کند. در صورت انفجار پس از نفوذ، تخریب داخلی شدید و آسیب جانبی کنترل‌شده‌تری ایجاد می‌شود. نبود پراکندگی وسیع جانبی و تمرکز تخریب در حجم داخلی، با چنین سناریویی همخوانی قابل توجهی دارد.

از منظر الگوی تخریب، JSOW یا مهمات نفوذگر مشابه می‌توانند توضیح دهند چرا سازه در محدوده‌ای مشخص فروپاشیده اما دیوارهای مجاور به‌طور گسترده آسیب ندیده‌اند.

گزینه‌های کم‌احتمال‌تر

موشک‌های کروز مانند تاماهاوک یا SLAM-ER معمولا علاوه بر انفجار، نشانه‌های بارزتری از مسیر پرواز و گاه آثار برخورد زاویه‌دار ایجاد می‌کنند. همچنین در بسیاری از موارد صدای پیش از اصابت یا بقایای شاخص بدنه گزارش می‌شود. در تصاویر موجود چنین نشانه‌هایی به‌طور واضح دیده نشده است. همچنین موشک AGM-114 هلفایر با سرجنگی ۸ تا ۹ کیلوگرمی به‌وضوح برای ایجاد چنین فروپاشی گسترده‌ای ناکافی به نظر می‌رسد و با حجم تخریب مشاهده‌شده سازگار نیست.

موشک‌های زمین‌به‌زمین مانند ATACMS یا PrSM نیز با توجه به شعاع تخریب و الگوی معمول دهانه انفجار سطحی، انتظار ایجاد آسیب گسترده‌تر محیطی را به همراه دارند. علاوه بر این، استفاده از چنین سامانه‌هایی در این جغرافیا مستلزم شرایط عملیاتی خاصی است که تاکنون شواهد مستقلی درباره آن منتشر نشده است.

در مجموع بر اساس داده‌های فعلی تصویری، الگوی تخریب بیشتر با یک مهمات هدایت‌شونده هواپرتاب کلاس متوسط تا سنگین که پس از نفوذ یا در فضای داخلی منفجر شده، سازگار است تا یک انفجار سطحی بسیار بزرگ یا یک اصابت کم‌انرژی.

نمونه اصابت مستقیم: تخریب کامل ساختمان دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام با بمب‌های هدایت‌شونده سری JDAM پرتاب شده از جنگنده‌های اسرائیلی

سناریوهای احتمالی

برای بررسی سناریوهای احتمالی باید ببینیم درباره مسئولیت عملیات چه می‌دانیم. بر اساس شواهد موجود و گزارش منتشر شده توسط روزنامه تایمز آف اسرائیل و به نقل از نیروی دفاعی اسرائیل (IDF)، از عملیات خشم حماسی (Epic Fury) حیطه عملیاتی نیروهای آمریکایی در جنگ علیه جمهوری اسلامی، ساحل جنوبی ایران و مناطقی از استان فارس بوده است.

هواگردها، ناوشکن‌های کلاس آرلی برک و سامانه‌های توپخانه‌ای راکتی نیروهای مسلح آمریکا طیف وسیعی از تسلیحات را بر علیه اهدافشان در خاک ایران استفاده کرده‌اند که تمامی این تسلیحات از نوع هدایت دقیق است. در بریف ارتش آمریکا، اینفوگرافیک از گستردگی حملات نشان داده شد. در این تصویر میناب نیز جزو اهداف دیده می‌شود:

با این حال، نه اسراییل و نه آمریکا مسئولیت مشخص اصابت به مدرسه را به‌صورت رسمی نپذیرفته‌اند و موضوع را «در حال بررسی» اعلام کرده‌اند. با بررسی ویدئوی مدرسه و تخریب بخشی از بافت مدرسه، با وجود ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر هدف‌گیری عمدی، مدرکی دال بر عمدی بودن حمله صورت گرفته هنوز در دسترس نیست با وجود اینکه این مدرسه در یک منطقه نظامی قرار داشته است. تصاویر و ویدئوهای موجود عمدتا ویرانی گسترده ساختمان، آواربرداری، کوله‌پشتی‌ها و وسایل دانش‌آموزی در میان آوار، و تلاش‌های امدادی را نشان می‌دهند، اما تحلیل دقیق نوع اصابت (مستقیم یا انفجار نزدیک) تنها از روی این ویدیوها قابل تعیین قطعی نیست.

با توجه به تخریب شدید بخشی از مدرسه و گزارش‌های متعدد، این مکان در نزدیکی مجموعه سازمانی و پایگاه مرتبط با نیروی دریایی سپاه قرار دارد. این نزدیکی جغرافیایی باعث می‌شود احتمال خسارت جانبی ناشی از هدف‌گیری یک سایت نظامی مجاور، بسیار محتمل به نظر برسد، نه لزوما حمله مستقیم به خود مدرسه به عنوان هدف غیرنظامی.

بمب‌های هدایت‌شونده سری JDAM (مخفف Joint Direct Attack Munition) قابلیت برنامه‌ریزی زاویه برخورد نهایی را از صفر تا ۹۰ درجه (عمودی خالص) دارند که این ویژگی توسط کیت هدایت GPS/INS و سطوح کنترل هوایی اجرا می‌شود. طبق دفترچه تاکتیکی رسمی JDAM و اسناد نیروی هوایی آمریکا، زاویه ۹۰ درجه نه تنها برای اهداف خاص، بلکه به‌طور کلی به‌عنوان گزینه توصیه‌شده برای اکثر سناریوهای عملیاتی در نظر گرفته می‌شود؛ زیرا این زاویه اجازه می‌دهد بمب پس از رها شدن، مسیر پیچیده‌تری را طی کند و زمان پرواز طولانی‌تری داشته باشد. این زمان بیشتر، فرصت بیشتری برای سیستم هدایت فراهم می‌آورد تا خطاهای اولیه مسیر (مانند انحراف باد، خطای ترازگیری یا عدم دقت اولیه) را فیلتر و اصلاح کند و دقت نهایی را به کمتر از ۵ متر برساند.

در حالت کلی (نه فقط نفوذ در سنگرهای بتنی)، توصیه به زاویه برخورد ۹۰ درجه به دلیل بهره‌برداری از دقت افقی برتر GPS نسبت به دقت عمودی است؛ زاویه‌های شیب‌دارتر (۶۵ درجه و بالاتر) باعث می‌شوند بمب انرژی بیشتری صرف مانور میانی کند و سیستم موقعیت‌یابی اینرسیال/GPS فرصت بیشتری برای تصحیح مداوم موقعیت داشته باشد. بر اساس همان دفترچه تاکتیکی، زاویه‌های بالا، زمان پرواز را افزایش می‌دهند و خطاهای ارتفاع را کاهش می‌دهند، در حالی که زاویه‌های کم (زیر ۳۰ درجه) منطقه قابل قبول رها (LAR) را محدود کرده و فرصت اصلاح را کم می‌کنند. این قابلیت همچنین اجازه می‌دهد بمب از جهت متفاوتی نسبت به هواپیمای پرتاب‌کننده به هدف نزدیک شود و ریسک شناسایی کاهش یابد.

این فناوری از طریق الگوریتم‌های هدایت ترکیبی (Blended Control Law) و تنظیم پارامترهای از پیش برنامه‌ریزی‌شده اجرا می‌شود و حتی در شرایط اختلال جزئی GPS، عملکرد را حفظ می‌کند. منابع معتبر مانند اسناد بوئینگ (سازنده بمب أ‌َ-۳۲ ) و گزارش‌های عملیاتی تأیید می‌کنند که انتخاب زاویه ۹۰ درجه (یا نزدیک به آن) JDAM را به سلاح انعطاف‌پذیرتری تبدیل کرده و در عملیات واقعی، با فراهم کردن زمان بیشتر برای اصلاح مسیر، دقت و اثربخشی کلی را به‌طور قابل توجهی افزایش داده است.

سناریو اول: خطای اطلاعاتی یا بانک هدف قدیمی

می‌دانیم که پیش از تاسیس مدرسه، این ساختمان وجود داشته و اتفاقا در درون منطقه نظامی و پشت سیم‌خاردار و برجک نگهبانی بوده‌ست. در این فرض، ساختمان مدرسه همچنان در برخی بانک‌های هدف به‌عنوان بخشی از مجموعه نظامی ثبت بوده و تغییر کاربری و تفکیک فیزیکی سال ۲۰۱۶ در داده‌های هدف‌گیری منعکس نشده است. چنین خطاهایی در مخاصمات پیشین نیز گزارش شده‌اند؛ به‌ویژه در مواردی که ساختمان‌ها تغییر کاربری داده اما به‌روزرسانی داده‌های اطلاعاتی با تاخیر انجام شده است.

نقطه قوت این سناریو آن است که می‌تواند «اصابت دقیق» را با «هدف‌گیری غیرنظامی ناخواسته» جمع کند. نقطه ضعف آن، مستلزم پذیرش نقص جدی در چرخه به‌روزرسانی اطلاعات در عملیاتی است که به‌عنوان دقیق و مبتنی بر داده‌های به‌روز معرفی شده است.

سناریو دوم: خسارت جانبی ناشی از هدف‌گیری مجموعه نظامی

در این فرض، هدف اصلی تاسیسات نظامی مجاور بوده و مدرسه در اثر خطای چند ۱۰ متری در نقطه اصابت، انحراف جزئی مسیر یا اختلال هدایت در شرایط جنگ الکترونیک آسیب دیده است. حمله هم‌زمان به بیشتر ساختمان‌های پایگاه «سیدالشهدا» این سناریو را از نظر زمانی قابل تصور می‌کند.

با این حال، تمرکز تخریب در یک بلوک مشخص از مدرسه و سالم ماندن بعضی از آنها، این فرض را پیچیده می‌کند. اگر خطای صرف CEP رخ داده باشد، انتظار می‌رود الگوی آسیب تصادفی‌تر یا توزیع‌شده‌تر باشد، نه فروپاشی متمرکز یک بخش خاص ساختمان مدرسه.

سناریو سوم: خطای داخلی یا سقوط پدافند

در این سناریو، پرتابه یا بقایای آن متعلق به موشک‌های سپاه یا پدافند ارتش بوده که پس از رهگیری ناموفق یا نقص فنی سقوط کرده است. برای تقویت این فرض، نیاز به شواهدی مانند قطعات شناسایی‌پذیر پدافندی، الگوی ترکش متفاوت، یا گزارش مستقل از رهگیری نافرجام وجود دارد.

در حال حاضر، تصاویر منتشرشده چنین شواهد قطعی‌ای ارائه نمی‌کنند. هیچ رد دودی هم از موشک عمل‌نکرده سپاه وجود ندارد. هیچ گزارش مستقل از رهگیری ناموفق هم وجود ندارد. هم‌زمان بخش‌های دیگر هم مورد حمله هوایی آمریکا قرار گرفته‌اند. با این حال، بدون دسترسی به بقایای فیزیکی یا گزارش کارشناسی رسمی، رد کامل این احتمال نیز ممکن نیست.

سناریو چهارم: هدف‌گیری عمدی مدرسه

این سناریو مستلزم آن است که ساختمان مدرسه به‌عنوان هدف مستقل انتخاب شده باشد. برای اثبات چنین فرضی، باید شواهدی از استفاده نظامی فعال از ساختمان در زمان حمله، حضور تجهیزات یا فرماندهی نظامی در آن، یا الگوی هدف‌گیری مشابه در سایر نقاط وجود داشته باشد.

تا این لحظه، داده‌های علنی موجود چنین شواهدی را به‌طور مستقل تأیید نمی‌کنند. صرف وابستگی اداری مدرسه به نهادی نظامی یا مجاورت جغرافیایی آن با یک پایگاه، به‌تنهایی معیار تبدیل آن به هدف نظامی محسوب نمی‌شود.

اطلاعات گمراه‌کننده رسانه‌ی از آمار تلفات و خاکسپاری

گزارش‌های مختلف بر سنگین بودن تلفات و کودک بودن بخش بزرگی از قربانیان تاکید دارند، اما عدد دقیق محل اختلاف است. در یک روایت خبری، به نقل از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران از «بیش از ۱۶۰ کشته» یاد شده و همزمان تصریح می‌شود که راستی‌آزمایی مستقل ممکن نبوده است.

در ساعات و روزهای پس از حمله، علاوه بر تصاویر و ویدیوهای مربوط به ویرانی مدرسه، مجموعه‌ای از تصاویر یا ادعاهای نادرست نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. این موارد نمونه‌ای از آشفتگی اطلاعاتی در فضای اولیه پس از بحران است که تشخیص تصویر معتبر از محتوای بازنشرشده قدیمی را دشوار می‌کند.

در مورد تعداد قربانیان نیز اختلاف روایت وجود دارد. مهدی کشت‌دار، مدیرعامل خبرگزاری میزان، متعلق به قوه قضاییه، ۱۲ اسفند اعلام کرد که ۱۱۰ دانش‌آموز شامل ۶۶ پسر و ۵۴ دختر در جریان حمله به این مدرسه کشته شدند. همان روز روزنامه ایران به نقل از محمد رادمهر ‌فرماندار شهرستان میناب فهرستی دست‌نویس از نام قربانیان این حمله منتشر کرد که در آن نام ۴۴ پسر و ۷۶ دختر به چشم می‌خورد.

بعضی دیگر از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران از «بیش از ۱۶۰ کشته» سخن گفته‌اند و رسانه‌های مختلف بر سنگین بودن تلفات و کودک بودن بخش بزرگی از قربانیان تأکید کرده‌اند. با این حال، بسیاری از گزارش‌ها همزمان تصریح کرده‌اند که راستی‌آزمایی مستقل آمار اعلام‌شده ممکن نبوده است.

تاکنون فهرست اسامی کامل و قابل تطبیق با منابع مستقل منتشر نشده و دسترسی ناظران بیرونی به محل حادثه نیز محدود بوده است. بنابراین، در حالی که اصل سنگینی تلفات به‌طور گسترده گزارش شده، عدد دقیق همچنان در وضعیت «تایید نشده» قرار دارد.

واکنش‌های مقامات آمریکایی و اسرائیلی

در تصاویر عمومی و داده‌های ماهواره‌ای موجود، نشانه‌ای آشکار از سکوی پرتاب موشک، انبار مهمات یا استقرار مستقیم سامانه‌های رزمی در مجاورت بلافصل ساختمان مدرسه دیده نمی‌شود. با این حال، نبود چنین نشانه‌هایی در تصاویر تجاری به‌تنهایی نمی‌تواند درباره ماهیت کلی فعالیت‌های نظامی در مجموعه سیدالشهدا حکم قطعی صادر کند، زیرا بسیاری از یگان‌های موشکی ساحلی در سازه‌های استتار شده، زیرزمینی یا پراکنده فعالیت می‌کنند.

از منظر حقوق مخاصمات مسلحانه، وجود یک یگان نظامی در محدوده شهری اهمیت دارد، اما صرف مجاورت جغرافیایی یک هدف نظامی با یک ساختمان آموزشی، آن ساختمان را به هدف نظامی تبدیل نمی‌کند. معیار تعیین‌کننده، «کاربری واقعی و نظامی در زمان حمله» است، نه وابستگی اداری یا نزدیکی مکانی.

در سطح سیاسی، ایالات متحده اعلام کرده «آگاهانه مدرسه‌ای را هدف قرار نمی‌دهد». مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، گفته است اگر این حمله توسط نیروهای آمریکایی انجام شده باشد، پنتاگون آن را بررسی خواهد کرد و تأکید کرده که هدف‌گیری عمدی مدارس در دکترین نظامی آمریکا وجود ندارد. فرماندهی مرکزی آمریکا نیز اعلام کرده گزارش‌های مربوط به آسیب غیرنظامیان را بررسی می‌کند، اما مسئولیت مستقیم این حادثه را تأیید نکرده است. اسرائیل نیز مسئولیت مشخصی برای این مورد نپذیرفته و نماینده این کشور در سازمان ملل به روایت‌های متفاوت موجود اشاره کرده است.

در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی این حمله را عمدی توصیف کرده‌اند و آمار تلفات را بیش از ۱۶۰ نفر اعلام کرده‌اند؛ آماری که تاکنون راستی‌آزمایی مستقل نشده است. نهادهایی مانند یونسکو نیز یادآور شده‌اند که حمله عمدی به مدرسه یا هر سازه غیرنظامی دیگر، در صورت اثبات، می‌تواند مصداق جرم جنگی باشد.

از منظر حقوق مخاصمات مسلحانه، بررسی این حادثه در سطح یک پرونده احتمالی «جنایت جنگی» زمانی مطرح می‌شود که شواهد قابل اتکا نشان دهد یک هدف غیرنظامی مانند مدرسه، عمدا هدف قرار گرفته است یا حمله‌ای علیه یک هدف نظامی به‌گونه‌ای انجام شده که اصل تفکیک و تناسب رعایت نشده و فرماندهان می‌دانسته‌اند یا باید می‌دانسته‌اند که تلفات غیرنظامی نامتناسب ایجاد خواهد شد.

همچنین اگر مشخص شود نیروهای نظامی از یک مدرسه برای مقاصد نظامی استفاده کرده‌اند و در نتیجه آن را در معرض حمله قرار داده‌اند، یا برعکس، اگر حمله‌کننده بدون بررسی کافی ماهیت هدف اقدام کرده باشد، هر دو وضعیت می‌تواند موضوع بررسی حقوقی قرار گیرد. در چنین مواردی، ارزیابی نهایی معمولا بر پایه مجموعه‌ای از شواهد مانند داده‌های هدف‌گیری، نوع مهمات، بقایای تسلیحات، گزارش‌های میدانی مستقل و زنجیره تصمیم‌گیری عملیاتی انجام می‌شود.

بر اساس داده‌های فنی موجود، الگوی تخریب با یک اصابت هدایت‌شده سازگار است. اما این داده‌ها به‌تنهایی برای تعیین اینکه مدرسه هدف مستقیم بوده یا نتیجه خطای اطلاعاتی، عملیاتی یا فنی در مجاورت یک هدف نظامی، کافی نیست. پاسخ قطعی به این پرسش مستلزم انتشار داده‌های هدف‌گیری، بقایای مهمات و دسترسی مستقل به محل حادثه است؛ داده‌هایی که تاکنون در اختیار عموم قرار نگرفته‌اند.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه

آخرین گزارش‌ها