
علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، از نخستین روزهای انقلاب ۱۳۵۷، یکی از چهرههای مهم نظام جمهوری اسلامی بود. او در سالهای دهه ۶۰، رئیسجمهور ایران بود و پس از مرگ آیتالله رهبر جمهوری اسلامی شد.
خامنهای برای نزدیک به چهار دهه، اصلیترین چهره سیاست ایران بود. او نه تنها به طور مستقیم فرمانده کل قوا بود و عزل و نصبهای قوه قضائیه را انجام میداد، بلکه در امور مربوط به وزرا و نمایندگان مجلس، آشکارا و پنهان دخالت میکرد. خامنهای همزمان در امور مربوط به سیاستهای اجتماعی، فرهنگی و همچنین تعیین سیاستهای کلان جمهوری اسلامی در عرصه داخلی، منطقهای و بینالمللی نقش کلیدی داشت.
سخنرانیهای خامنهای، جزو اصلیترین ابزارهای قدرت او بود؛ اهرمی که از آن در کنار قدرت مالی، نظامی، بوروکراتیک و دیپلماتیک خود برای پیشبرد سیاستهایش استفاده میکرد.
او گاهی چند بار در یک هفته، سخنرانی عمومی میکرد و عمدتا دیدگاههای اصلیاش را از طریق همین سخنرانیها، به گوش گروههای مختلف مخاطب خود میرساند؛ صحبتهایی که با عنوان «بیانات» معرفی میشد.
ما در فکتنامه ۴۹ ادعای رهبر پیشین جمهوری اسلامی را بررسی کردیم؛ ۱۳ شاخدار، ۱۹ نادرست، ۱۱ گمراهکننده، ۲ نیمهدرست و ۴ ادعا که از ما نشان درست گرفتند.

بخش عمده گفتهها و سخنرانیهای عمومی رهبر جمهوری اسلامی، مفاهیم انتزاعی و اظهارنظرهای کلی درباره سیاستها و وضعیت کشور و بعضا رجزخوانی و خط و نشان کشیدن برای «دشمن» است. مواردی که عموما قابل درستیسنجی نیستند.
فکتنامه اولین بار در اولین سال فعالیت خود در نوروز ۱۳۹۷ یک گفته از رهبر جمهوری اسلامی را درستیسنجی کرد. او در سخنرانی ابتدای سال خود که جزو مهمترین سخنرانیهای سالانه اوست، آماری درباره ضریب جینی و توزیع عادلانه درآمد در ایران پیش و پس از انقلاب داد. خامنهای با استناد به آمارهای نادرست مدعی وضع بهتر ایران در این زمینه بعد از انقلاب شد و تلاش کرد وضعیت اقتصاد ایران را بهتر از آنچه در واقعیت است، نشان دهد.
ما در همان روزها، ادعاهای او درباره ضریب جینی و همچنین فقر مطلق در ایران را بررسی کردیم و به آن نشان «نادرست» دادیم.
از آن تاریخ تا امروز، حدود ۵۰ ادعای دیگر او را درستیسنجی کردیم؛ ادعاهایی که مستقیما سرنوشت معیشت، سلامت و زندگی سیاسی و اجتماعی دهها میلیون ایرانی را تعیین میکرد.
یکی از اصلیترین هدفهای رهبر جمهوری اسلامی برای استفاده از عددها، آمارها و رتبهبندیها این بود که بگوید: «وضع ایران خوب است».
با وجود اینکه آمارهای اقتصادی نشان از بحرانهای ساختاری میداد و ایران به وضوح در سالهای زمامداری خامنهای، در بسیاری از شاخصهای اصلی از جمله تورم، ارزش ثروت ملی، سطح درآمد و اشتغال، وضعیت ناگواری را تجربه میکرد، خامنهای اصرار داشت که جمهوری اسلامی وضعیت مطلوبی دارد و همزمان تاکید میکرد فساد در ایران ساختاری نیست؛ ادعاهایی که حتی بسیاری از چهرههای نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی نیز درباره درستی آن تردید دارند.
خامنهای تلاش میکرد ایران را «یکی از چند» کشور اول در علوم دانشگاهی و فناوری معرفی کند. او حتی برای نشان دادن وضعیت مطلوب ایران، بارها اعلام کرد وضعیت بهره هوشی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است؛ ادعایی بیاساس و نادرست.
ادعاهای نادرست رتبه علمی شانزدهم در دنیا یا رتبه دوم جهان در دانشآموختگان علوم و مهندسی و از سویی آمارهای نادرست درباره رشد صادرات در دولت ابراهیم رئیسی یا ادعای سالم بودن انتخابات در ایران، بخشی از نمونههای این تلاش رهبر جمهوری اسلامی برای القای این باور بود که حکمرانی او بر ایران، نتایج مناسبی برای کشور و مردم داشته است.
آیا استعداد ذهنی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است؟
روسای جمهوری با سلایق مختلف نشانه سلامت انتخابات ایران؟
آمار دانشآموختگان علوم و مهندسی در ایران چقدر است؟
آیا ایران شانزدهمین کشور دنیا در دانش و فناوری است؟
روایت گمراهکننده رهبر جمهوری اسلامی درباره بدهیهای خارجی ایران
گفته گمراهکننده خامنهای درباره رشد صادرات
ادعای نادرست علی خامنهای درباره نبود فساد سازمانیافته در ایران
تلاش دیگر خامنهای، القای این تصویر بود که بگوید غرب و به طور مشخص، ایالات متحده آمریکا، دشمن کشور و مردم ایران است؛ بخشی از پروژه او که با عنوان «غربستیزی» شناخته میشود. او بارها با استناد به مدارک جعلی و بیپایه، اعلام کرد داعش را آمریکا به وجود آورده است.
در نمونهای دیگر، او در سال ۱۳۹۸ ادعا کرد «سیاستمداران و رسانههای اروپا حاضر نشدند از واژه «تروریستی» برای جنایت نیوزیلند استفاده کنند.»
حمله ۲۴ اسفند به دو مسجد در نیوزلند، نه تنها همانروز از سوی نخستوزیر نیوزلند به عنوان اقدامی «تروریستی» اعلام شد، بلکه نمایندگان اتحادیه اروپا، سران کشورهای اروپایی و بریتانیا نیز صراحتا آن را با عنوان «اقدام تروریستی» محکوم کرده بودند.
جالب اینجاست که همزمان با این غربستیزی، او گاهی برای اثبات درستی سیاستها و دیدگاههای خود، دقیقا از غرب و آمریکا به عنوان شاهدی در حمایت از ایدههایش استفاده میکرد. مثلا اگر به دنبال توجیه این ایده بود که خانوادههای ایرانی باید فرزندان بیشتری بیاورند، ادعا میکرد دولت آمریکا نیز خانوادهها را به فرزندآوری بیشتر تشویق میکند؛ ادعایی که البته واقعی و درست نبود.
خامنهای با استناد به آمارهای نادرست درباره تاثیر حضور آمریکا در افغانستان، تلاش کرد نشان دهد حضور این کشور در کشورهای منطقه، به نفع آنها نبوده است؛ از جمله زمانی که ادعای نادرستی را مطرح کرد که میگفت «افغانستان امروز به لحاظ پیشرفتهای مدنی و عمرانی اگر از ۲۰ سال قبل عقبتر نباشد جلوتر نیست.»
ادعای خامنهای درباره ارتباط داعش با دموکراتهای آمریکا
درستیسنجی ادعای خامنهای درباره پیشرفت افغانستان در ۲۰ سال گذشته
نقش آمریکاییها در «دهها برابر» شدن تولید مواد مخدر در افغانستان
آیا خانوادههای آمریکایی تشویق به زاد و ولد میشوند؟
آیا اروپاییها از «تروریستی» خواندن حملات نیوزیلند پرهیز کردند؟
باورهای توطئهمحور خامنهای، شاید در هیچ دورهای از دوران حکمرانیاش به اندازه سالهای همهگیری کووید۱۹ بر زندگی مردم ایران تاثیر آنی نداشت.
علی خامنهای از همان روزهای آغاز شیوع کرونا در ایران، آن را را در چارچوب «توطئه» تحلیل کرد. ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، چند روز پس از اعلام رسمی ورود ویروس به ایران و همزمان با برگزاری انتخابات مجلس، او کرونا را «بهانه» و «بیماری دروغین» خواند و آن را تلاشی برای کاهش مشارکت در انتخابات دانست. با گسترش بحران و افزایش مرگومیر، این روایت تغییر کرد، اما رویکرد «تئوری توطئه» او پابرجا بود.
چند بعد، در پیام نوروزی ۱۳۹۹، رسما گفت که به آمریکا مشکوک است که خود سازنده ویروس باشد و از احتمال «حمله بیولوژیک» و حتی «طراحی ژنتیکی علیه ایرانیان» سخن گفت؛ نگاهی که بعدتر منجر به بیاعتمادی به کمکهای خارجی شد و در نهایت تیم «پزشکان بدون مرز» از ایران اخراج شد.
او همزمان، با ادبیات «دفاع بیولوژیک» از دخالت نیروهای نظامی جمهوری اسلامی برای مقابله با کرونا حمایت کرد.
اوج این رویکرد در دی ۱۳۹۹ رخ داد؛ زمانی که خامنهای واردات واکسنهای آمریکایی و بریتانیایی (از جمله فایزر و مدرنا) را «ممنوع» اعلام کرد و گفت به این کشورها اعتمادی نیست و ایران نباید «آزمایشگاه» آنها شود.
پس از این دستور، برنامههای واردات واکسن متوقف شد و تمرکز بر تولید واکسنهای داخلی مانند برکت، نورا و پاستوکووک قرار گرفت؛ پروژههایی که درباره ظرفیت تولید انبوهشان ادعاهای بزرگی مطرح شد اما در عمل پاسخگوی موج مرگبار تابستان ۱۴۰۰ نبود.
در مرداد ۱۴۰۰، همزمان با اوجگیری شدید مرگومیر و افزایش فشار افکار عمومی، خامنهای از ضرورت تأمین «میلیونها دوز واکسن» از طریق واردات نیز سخن گفت و مسیر واردات عملاً باز شد. با این حال، بعدها رسانههای نزدیک به حکومت کوشیدند انکار کنند که او اساساً واردات واکسنهای خارجی را ممنوع کرده بوده است.
ایران در آن دوران، تجربه تلخی در زمینه بهداشت عمومی داشت. رهبر جمهوری اسلامی اما ادعا کرد کرونا، پیشرفتهای ایران را در زمینه سلامت نشان داد؛ ادعایی که فاصله بسیار زیادی با واقعیت دارد.
ما در فکتنامه مستندی را با عنوان «خامنهای و توطئه کرونا» تولید و منتشر کردیم؛ روایتی از توهم توطئه رهبر جمهوری اسلامی که منجر به بحران سلامت عمومی در سراسر ایران شد.
پرسشگری از خامنهای هر چند نه در قانون اما در عمل ممنوع بود و سابقهای از او وجود ندارد که به اشتباه خود اقرار کرده باشد؛ به جز یک مورد.
در سخنرانی نوروزی سال ۱۴۰۰ خود به نقل از آمار بانک جهانی اعلام کرد اقتصاد ایران هجدهمین اقتصاد برتر جهان است؛ ادعایی که ما به آن نشان نادرست دادیم و توضیح دادیم که این رتبهبندی، اشتباه است. این فکتچک به سرعت در شبکههای اجتماعی دست به دست شد و در روزهای بعد، رسانههای رسمی نزدیک به جمهوری اسلامی تلاش کردند نشان دهند، ادعای رهبر جمهوری اسلامی درست است؛ تا اینکه خبرگزاری تسنیم، جدول رتبهبندی را با فتوشاپ به طرز ناشیانهای تغییر داد، تا ایران را در ردهبندی بالاتر نشان دهد.
🚨دستکاری در آمار!
— FactNameh | فکتنامه (@factnameh) March 26, 2021
خبرگزاری تسنیم برای اثبات درستی آمار آقای خامنهای درباره رتبه اقتصاد ایران از اطلاعات قدیمی و تصاویر دستکاری شده استفاده کرده است. در مقاله تسنیم، کشورهای لهستان و تایلند به طرز ناشیانهای از اسکرینشات آمار بانک جهانی حذف شدهاند.https://t.co/YmRYppUhy2 pic.twitter.com/BBx63tpEsK
بعد از اینکه فکتنامه این دستکاری را هم درستیسنجی کرد و بیش از بار قبل در فضای آنلاین پخش شد، رهبر جمهوری اسلامی، در ابتدای سخنرانی بعدی خود اعلام کرد آماری که در سخنرانی پیشینش گفته بود درست نبوده است:
«در سخنرانی نوروزی آماری را درباره رتبه اقتصادی ایران بیان کردم ولی بعد از آن چند نفر به من تذکر دادند که این آمار درست نیست. من به دفترمان گفتم که بررسی کنند و بررسی کردند معلوم شد که حرف آنها درست است. آماری که من درباره رتبه هجدهم ایران دادم مربوط به پنج شش سال قبل بود.»
تا جایی که میدانیم این اولین و آخرین بار بود که علی خامنهای دستکم در دوران رهبریاش در فضای عمومی به اشتباه خود اقرار کرد.
ادعاهای نادرست رهبر جمهوری اسلامی، محدود به ارائه آمارهای غلط از ایران نبود. او با وجود اینکه شواهد زیادی مبنی بر دخالت مستقیم جمهوری اسلامی در جنگ اوکراین وجود داشت، اعلام کرد ما هیچ مشارکتی در جنگ اوکراین نداریم.
او بعد از حملات گروههای تحت رهبری حماس در هفت اکتبر ۲۰۲۳ اعلام کرد ساکنان کیبوتسهایی که به آنها حمله شده، غیرنظامی نبوده و مسلح بودهاند و کمی بعد ادعا کرد این حمله منطبق قوانین بینالمللی بوده است.
حمایت او از این حملهها در حالی مطرح میشد که او ادعا میکرد جمهوری اسلامی، نیروی نیابتی ندارد؛ ادعایی که آشکارا برخلاف گزارشها و شواهد مستند مبنی بر تشکیل گروههای نظامی و شبهنظامی در منطقه خاورمیانه به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.
در مجموع، ادعاهای خامنهای الگوهای روشن و تکرارشوندهای را نشان میدهد. او در طول دههها بهطور مداوم اعداد را بزرگنمایی میکرد، مشکلات را کوچک جلوه میداد و مسائل پیچیده را به شکلی مطرح میکرد که جمهوری اسلامی را قدرتمند نشان دهد و در عین حال، مخالفان داخلی و خارجی را بهعنوان تهدید معرفی کند.
در نه سال پایانی زندگیاش، او در سخنرانیهای خود از دادههای اقتصادی، علمی و اجتماعی استفاده میکرد تا روایتی از پیشرفت و قدرت ارائه دهد، حتی زمانی که واقعیتها با گفتههایش همخوانی نداشت. او بهطور منظم از نظریههای توطئه، استفاده گزینشی از شواهد و چارچوببندیهای مکرر ضدغربی بهره میبرد؛ رویکردی که اقتدار او را تقویت میکرد و سیاستهایش را موجه جلوه میداد.
در گذر زمان، این روند به شکلگیری نسخهای از واقعیت انجامید که با اطلاعات نادرست شکل گرفته بود؛ نسخهای که بر درک مردم از جهان تأثیر گذاشت و زندگی میلیونها ایرانی را تحت تاثیر قرار داد.