برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

۳۰ هواگرد منهدم‌شده؛ جنگ ۴۰ روزه چگونه توان هوایی ایران را تضعیف کرد؟

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۱۱ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • بررسی گزارش‌ها، تصاویر ماهواره‌ای و ویدیوها نشان می‌دهد خسارت‌های حملات نظامی اسرائیل و آمریکا به نیروهای هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در «جنگ ۴۰ روزه» چه ابعادی داشته است.
  • بر اساس برخی گزارش‌ها، پیش از این جنگ، نیروی هوایی ارتش ایران ناوگان بزرگی داشت؛ اما بخش عمده آن از هواپیماهای قدیمی آمریکایی و تعدادی هواپیمای روسی و چینی تشکیل شده بود.
  • گزارش‌ها تایید می‌کند این ناوگان به طور حدودی شامل ۲۰۹ جنگنده، ۵۸ هواپیمای آموزشی و رزمی، ۸ هواپیمای ماموریت ویژه، ۶ تانکر سوخت‌رسان، ۵۵ هواپیمای ترابری و ۵ بالگرد بوده است.
  • با این حال، این آمار تعداد ایرفریم‌های موجود را نشان می‌دهد، نه تعداد هواپیماهای آماده پرواز. تحریم، کمبود قطعات و فرسودگی باعث شده بود آمادگی عملیاتی برخی مدل‌ها حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد یا حتی کمتر برآورد شود.
  • شواهد موجود نشان می‌دهد فعالیت رزمی سرنشین‌دار نهاجا در جنگ اخیر محدود بود و بیشتر در روزهای نخست جنگ ۴۰ روزه انجام شد. تنها دو مورد از عملیات‌های هوایی ایران با شواهد رسمی و تصویری مستقل تایید شده است: دو فروند سوخوی ۲۴ که در مسیر قطر به دست جنگنده‌های قطری سرنگون شدند و یک فروند یاک ۱۳۰ که یک جنگنده اسرائیلی اف ۳۵ آن را بر فراز تهران هدف قرار داد. در مقابل، ادعاهایی مانند حمله جنگنده‌های اف ۵ ایران به پایگاه آمریکایی در کویت یا درگیری با جنگنده اف ۱۶ آمریکا، همچنان فاقد مدارک مستقل و قابل‌تایید هستند.
  • بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، ویدیوهای رسمی و شواهد علنی، در جریان جنگ ۴۰ روزه، دست‌کم ۳۰ هواگرد ارتش ایران منهدم شده‌اند. این آمار شامل ۱۰ اف ۷، سه اف ۵، دو اف ۴، دو اف ۱۴، پنج هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ و ۷۴۷، سه سی ۱۳۰، یک پی ۳ اوریون، دو سوخوی ۲۴ و یک یاک ۱۳۰ است. بیشتر هواپیماها روی زمین و در پایگاه‌هایی مانند مهرآباد، تبریز، اصفهان، شیراز، کرمان و یزد از بین رفتند. در کنار نابودی هواگردها، آسیب به باندها، آشیانه‌ها، مخازن سوخت و مراکز پشتیبانی، توان ترابری، سوخت‌رسانی و انجام عملیات هوایی نهاجا را به‌شدت تضعیف کرد.

حمله نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از اسفند ۱۴۰۵ آغاز شد، یکی از شدیدترین کارزارهای هوایی منطقه‌ای در دهه‌های اخیر به شمار می‌رود. در این درگیری، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) با چالش‌هایی روبرو شد که ابعاد آن فراتر از درگیری‌های پیشین بود.

بررسی گزارش‌ها و شواهد تصویری نشان می‌دهد ناوگان این نیرو، به صورت بی‌سابقه‌ای در برابر حملات هوایی کامل آمریکا و اسرائیل قرار گرفت؛ نیرویی که بخش قابل توجهی از تجهیزات آن، هواپیماهای قدیمی آمریکایی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و تعداد محدودی هواپیمای روسی و چینی بود.

توضیح تصویر: جنگنده F-4E فانتوم ۲ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

در این گزارش تلاش می‌کنیم بر اساس شواهد موجود، از جمله تصاویر ماهواره‌ای تجاری و بیانیه‌های رسمی، وضعیت نهاجا پیش از آغاز درگیری، فعالیت‌های آن در روزهای نخست جنگ و سپس، ابعاد خسارت‌های واردشده به پایگاه‌ها و هواگردهای این نیرو را مرور می‌کنیم.

درباره وضعیت نهاجا، پیش از جنگ ۴۰ روزه چه می‌دانیم؟

پیش از آغاز درگیری‌های نظامی اسفند ۱۴۰۵ (مشهور به جنگ ۴۰ روزه) نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) همچنان یکی از بازیگران مهم در معادلات هوایی منطقه به‌شمار می‌رفت.

با وجود سال‌ها تحریم و محدودیت دسترسی به قطعات و فناوری‌های جدید، برآوردها نشان می‌دهد این نیرو حدود ۳۷ هزار پرسنل در اختیار داشت و ساختار آن شامل حدود ۱۳ پایگاه عملیات اصلی بود که در شهرهایی مانند تهران (مهرآباد)، اصفهان، شیراز، تبریز، بوشهر، همدان و دزفول قرار داشتند. در این میان، پایگاه پنجم شکاری شهید اردستانی امیدیه بر اساس طرح جدایی پدافند هوایی از ساختار نیروی هوایی در سال ۱۳۸۷، به پدافند هوایی تحویل داده شد.

از نظر ناوگان هوایی، برآوردهای مختلف تعداد کل هواگردهای موجود در فهرست فعال (active inventory) را بین ۴۰۰ تا بیش از ۶۰۰ فروند اعلام می‌کردند که بخش رزمی آن حدود ۲۵۰ تا ۲۹۵ هواپیمای جنگی را شامل می‌شد.

این اعداد عمدتا به ایرفریم‌های موجود اشاره دارند و نه لزوما به هواپیماهایی که در آن مقطع کاملا قابلیت پرواز داشته و ماموریت‌پذیر (mission-capable) بوده‌اند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد بسیاری از این هواپیماها در وضعیت نگهداری، تعمیرات اساسی، ذخیره‌سازی یا با سطح آمادگی پایین قرار داشتند. به دلیل تحریم‌های طولانی‌مدت، کمبود قطعات یدکی و کهنگی ناوگان، نرخ واقعی آمادگی عملیاتی نهاجا، پایین‌تر از ارقام فهرست بود و برای برخی از انواع هواپیما اغلب در محدوده ۴۰ تا ۶۰ درصد یا کمتر تخمین زده می‌شد.

توضیح تصویر: جنگنده MiG-29A فولکروم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

بر اساس اطلاعات منتشرشده، ترکیب ناوگان شامل ترکیبی از هواپیماهای غربی باقی‌مانده از دوران پیش از انقلاب و انواع شرقی و بومی بود. در میان جنگنده‌های نسل سوم و چهارم، تعدادی F-14A و F-4D/E و نیز RF-4E و F-5E/F تایگر و نسخه‌های ارتقایافته بومی آن، MiG-29A/UB فولکروم و سوخوی Su-24MK فنسر قرار داشتند. همچنین تعدادی میراژ F-1EQ/BQ و F-7/FT-7 ایرگارد نیز در این فهرست دیده می‌شد. ناوگان ترابری نیز شامل سی-۱۳۰ هرکولس، بوئینگ ۷۰۷ و ۷۴۷ و تعدادی بالگرد بود.

گزارش‌هایی که منتشر شده نشان می‌دهد آمادگی عملیاتی این ناوگان با چالش‌های جدی روبه‌رو بوده است.

مشکلاتی چون کمبود قطعات، محدودیت دسترسی به سیستم‌های اویونیک مدرن و مشکلات نگهداری باعث شده بود درصد قابل توجهی از هواپیماها در هر زمان در وضعیت غیرعملیاتی قرار گیرند.

با این حال، تلاش‌های داخلی برای بومی‌سازی قطعات، ارتقای محدود برخی هواپیماها و استفاده از تجربه خلبانان، همچنان به نهاجا امکان حفظ سطحی از عملیات را می‌داد. پایگاه‌های اصلی نیز با شبکه‌ای از پناهگاه‌های بتنی و اقدامات پدافندی محافظت می‌شدند، هرچند که میزان اثربخشی این اقدامات در برابر حملات جنگ ۴۰ روزه، محک زده شد.

توان نهاجا در جنگ ۱۲ روزه چه بود؟

جنگ ۱۲ روزه، خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) پیش‌زمینه‌ای مهم برای ارزیابی وضعیت نهاجا در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

گزارش‌ها و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد در آن درگیری، نیروی هوایی ارتش، روی زمین با خسارت‌های قابل توجهی روبرو شد. از جمله این خسارت‌ها می‌توان به انهدام چند فروند F-14A در اصفهان و مهرآباد، آسیب به پایگاه‌هایی مانند تبریز و همدان و از دست رفتن تعدادی هواگرد از جمله یک مورد انهدام هواپیمای سوخت‌رسان KC-707 در فرودگاه مشهد اشاره کرد.

توضیح تصویر: تانکر سوخت‌رسان بوئینگ KC707 منهدم‌شده نهاجا در فرودگاه مشهد، در جریان جنگ ۱۲ روزه - منبع: Maxar

در مقابل، بررسی گزارش‌ها نشان می‌دهد نهاجا موفق نشد در این جنگ ۱۲ روزه، پاسخ هوایی معنادار و موثری به این حمله‌ها بدهد و برتری هوایی طرف مقابل تقریبا بدون چالش جدی برقرار ماند.

این عملکرد موجب انتقادهایی در محافل نظامی و تحلیلی شد که بر کهنگی ناوگان، محدودیت‌های عملیاتی ناشی از تحریم‌ها، ضعف در پدافند هوایی زمین پایه و ناتوانی در ایجاد بازدارندگی هوایی فعال تأکید داشتند.

در کنار این انتقادها، بازار شایعاتی مثل برنامه نیروی هوایی برای خرید جنگنده‌های جدید در راستای نوسازی ناوگان باز هم مطرح شد. در این میان، خبر خرید جنگنده‌های سوخوی Su-35 نیز از سوی مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی مطرح شد.

مقاله‌های مرتبط

این موضوع تا پیش از جنگ اخیر، هیچگاه به طور رسمی تایید نشد.

تنها مورد رسمی و قابل استناد از الحاق هواگرد به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، هواپیماهای آموزشی رزمی یاک Yak-130 بودند که در سال ۱۴۰۲ شمسی (۲۰۲۳ میلادی) وارد خدمت شدند.

بنابراین می‌توان گفت تا پیش از جنگ ۴۰ روزه، نهاجا با ترکیبی از این دو مورد تعریف می‌شد: کمیت قابل توجه ایرفریم‌های موجود و البته کیفیت عملیاتی محدود آنها؛ مساله‌ای که نشانه‌های جدی آن در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز مشخص شد.

توضیح تصویر: هواپیمای آموزشی رزمی یاک Yak-130 نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران

فعالیت نهاجا در طول جنگ ۴۰ روزه

بررسی گزارش‌ها و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد به طور کلی، فعالیت رزمی سرنشین‌دار نیروی هوایی ارتش (نهاجا) در جنگ ۲۰۲۶ محدود بوده و عمدتا به روزهای نخست درگیری منحصر شده است. پس از برقراری برتری هوایی نیروهای مهاجم، پروازهای عملیاتی به‌شدت کاهش یافت و بخش عمده‌ای از هواپیماها روی زمین هدف حملات قرار گرفتند.

در میان ادعاهای متعدد درباره عملیات‌های این نیرو در جنگ اخیر، تنها دو مورد با شواهد رسمی و تصویری قابل استناد همراه است.

نخستین مورد، ماموریت دو فروند سوخوی Su-24MK در ۲ مارس ۲۰۲۶ است.

بر اساس بیانیه رسمی وزارت دفاع قطر، دو هواپیمای Su-24MK که از سمت ایران به پرواز درآمده و به سوی اهدافی در قطر (از جمله پایگاه العدید و تاسیسات گازی رأس لفان) حرکت می‌کردند، به‌دست جنگنده‌های F-15QA نیروی هوایی قطر رهگیری و سرنگون شدند.

گزارش‌ها تاکید می‌کنند این هواپیماها در آب‌های سرزمینی قطر سقوط کردند. مقامات آمریکایی نیز این رویداد را تایید و آن را نخستین پیروزی هوایی نیروی هوایی قطر توصیف کردند.

طرف ایرانی روایت‌هایی از موفقیت نسبی یا اصابت به اهداف در مسیر بازگشت ارائه داد، اما شواهد راداری و بیانیه‌های رسمی نشان می‌دهد که رهگیری پیش از رسیدن هواپیماها به هدف انجام شده است. بعدتر، پیکر یکی از خلبانان از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.

در روزهای گذشته نیز جمهوری اسلامی مدعی شد که قطر سه خلبان دیگرِ سوخوهای سرنگون‌شده را در اختیار دارد، اما قطر این ادعا را تکذیب کرده است.

مورد دوم، سرنگونی یک فروند Yak-130 ارتش جمهوری اسلامی در ۴ مارس ۲۰۲۶ بر فراز تهران است. نیروی هوایی اسرائیل اعلام کرد یک فروند F-35I آدیر، هواپیما یاک ۱۳۰ را در درگیری هوایی سرنگون کرده است.

ویدیوی منتشر شده از حسگر الکترواپتیکال F-35I لحظه اصابت موشک و انفجار هواپیما را به‌وضوح نشان می‌دهد. این رویداد، نخستین سرنگونی هواپیمای سرنشین‌دار به‌دست F-35 در جهان و نخستین درگیری هوا به هوای نیروی هوایی اسرائیل پس از حدود چهار دهه محسوب می‌شود. Yak-130 ظاهرا در ماموریت گشت ضدپهپاد یا شناسایی در حال پرواز بوده و به‌عنوان تهدیدی برای هواپیماهای مهاجم شناسایی شده بود.

در مورد ادعاهای دیگر، از جمله گزارش‌های مربوط به حمله به پایگاه کمپ بوهرینگ در کویت به‌دست جنگنده (جنگنده‌ها، بر اساس ادعاهای مختلف) F-5، باید تاکید کرد که این ادعاها، مانند برخی ادعاهای مشابه درباره رهگیری یا درگیری با جنگنده‌ F-16CJ آمریکا، فاقد هرگونه شواهد، سند و مدرک مستقل و تاییدشده هستند. هیچ مدرکی از حضور هواگرد ایرانی در صحنه عملیات، ویدیوی تاییدکننده نوع هواپیما یا جزئیات عملیاتی رسمی و بی‌طرفانه‌ای که موفقیت چنین ماموریتی را اثبات کند، منتشر نشده است.

بسیاری از این روایت‌ها بر اساس گزارش‌های ثانویه و مصاحبه‌های بعدی شکل گرفته‌اند و همچنان محل تردید باقی مانده‌اند. در مقابل، موارد Su-24MK و Yak-130 با بیانیه‌های رسمی و شواهد تصویری قابل استناد همراه بوده‌اند.

درباره خسارت‌های واردشده به نهاجا چه می‌دانیم؟

بررسی تصاویر ماهواره‌ای، ویدیوها و گزارش‌ها نشان می‌دهد خسارت اصلی به نیروی هوایی ارتش (نهاجا) در جنگ اخیر از طریق حملات به پایگاه‌های هوایی و فرودگاه‌های دوکاربردی وارد شد.

تقریبا تمام پایگاه‌های شکاری تاکتیکی نهاجا در واقع بخشی از یک مجموعه فرودگاهی دو منظوره (غیرنظامی و نظامی) هستند. به همین دلیل، هدف قرار گرفتن این فرودگاه‌ها، از جمله باندها، تاکسی‌وی‌ها، رادارهای فرودگاهی، برج مراقبت و مخازن سوخت، به‌طور مستقیم بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های غیرنظامی را نیز از بین برد و باعث شد فعالیت پروازهای مسافری و تجاری، مختل یا متوقف شود.

تصاویر ماهواره‌ای تجاری پیش و پس از حملات، الگوی روشنی از نابودی هواپیماهای پارک‌شده در فضای باز، آسیب گسترده به آشیانه‌ها، باندهای پروازی، تاکسی‌وی‌ها و زیرساخت‌های پشتیبانی را نشان می‌دهد. این حملات با استفاده از مهمات هدایت‌شونده انجام شد و عمدتا در شرایطی صورت گرفت که برتری هوایی مهاجمان برقرار بود و امکان پرواز دفاعی موثر برای نهاجا وجود نداشت. با این حال، همچنان نمی‌توان به صورت مستقل، عدد دقیق هواگردهای منهدم‌شده یا تاسیساتی را که در جریان حملات از بین رفته‌اند، اعلام کرد و ارقامی که تاکنون اعلام‌شده نیز اغلب بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، ویدیوهای منتشرشده و برآوردهای تحلیلی است.

فرودگاه مهرآباد تهران (پایگاه اول تاکتیکی) یکی از شدیدترین ضربات را متحمل شد. در موج حملات اوایل مارس ۲۰۲۶، دست‌کم ۱۷ هواپیما در این فرودگاه از بین رفتند. از جمله این هواپیماها می‌توان به چندین فروند بوئینگ ۷۴۷ (که برخی از آن‌ها نقش سوخت‌رسان را ایفا می‌کردند)، C-130E/H هرکولس و تعدادی هواپیمای دیگر اشاره کرد. نابودی این ناوگان ترابری و سوخت‌رسان، قابلیت پشتیبانی هوایی، جابه‌جایی نیرو و سوخت‌رسانی هوایی نهاجا را به‌شدت تضعیف کرد و عملا یکی از ستون‌های اصلی پشتیبانی عملیاتی این نیرو را از کار انداخت.

تصاویر ماهواره‌ای در پایگاه شیراز (پایگاه هفتم تاکتیکی)، نابودی دست‌کم دو فروند C-130E/H هرکولس را تایید می‌کند.

توضیح تصویر: لاشه دو فروند هواپیمای ترابری C-130E/H هرکولس در پایگاه هوایی شیراز

در اصفهان (پایگاه هشتم شکاری)، چندین فروند F-14A تامکت و F/FT-7 ایرگارد روی زمین منهدم شدند. تصاویر قبل و بعد از حملات، لاشه هواپیماها و دهانه‌های ناشی از انفجار را در مناطق پارکینگ و حتی برخی آشیانه‌های حفاظت‌شده نشان می‌دهد. این پایگاه مرکز اصلی ناوگان F-14 به‌شمار می‌رفت و نابودی بخش قابل توجهی از این هواپیماها، ضربه سنگینی به قابلیت دفاع هوایی دوربرد و رهگیری نهاجا وارد کرد.

توضیح تصویر: قبل و بعد از حملات علیه آشیانه‌های آلرت پایگاه هشتم شکاری (مختصات 32°45'40.02"N 51°53'10.53"E) - منبع: Vantor

دایره‌های قرمز: جنگنده‌های F-7/FT-7 و دایره‌های سیاه: جنگنده‌های F-14A - منبع: Vantor

در تبریز (پایگاه دوم تاکتیکی)، جنگنده‌های F-5E تایگر و F-4E فانتوم ۲ روی باند یا در مناطق پارکینگ هدف قرار گرفتند. علاوه بر انهدام هواپیماها، خسارت به باندها و تاکسی‌وی‌ها استفاده عملیاتی از پایگاه را برای مدتی محدود کرد.

در فرودگاه کرمان (فرودگاه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) نیز حملات اواسط مارس منجر به انهدام چندین هواپیمای نظامی شد. بر اساس ویدیوی رسمی سنتکام، یک فروند C-130E/H هرکولس و یک فروند هواپیمای گشت دریایی P-3 اوریون روی زمین نابود شدند. این خسارت به ناوگان ترابری و گشت دریایی نهاجا در جنوب شرق کشور ضربه دیگری وارد کرد.

فرودگاه بوشهر (پایگاه ششم تاکتیکی) نیز از جمله پایگاه‌هایی بود که خسارات سنگینی متحمل شد. باندهای پروازی در چندین نقطه آسیب دیدند، ترمینال مسافری به‌طور کامل تخریب شد و بخشی از زیرساخت‌های پشتیبانی از بین رفت.

شدت خسارات به حدی بود که مقامات رسمی اعلام کردند فرودگاه بوشهر عملا از چرخه عملیاتی خارج شده و نیاز به بازسازی اساسی از پایه دارد. این سطح از تخریب، یکی از شدیدترین موارد آسیب به زیرساخت‌های هوایی در جریان جنگ محسوب می‌شود.

در ارتباط با پایگاه چهارم شکاری در دزفول، تصاویر ماهواره‌ای منتشر نشده اما ویدیویی از آتش‌سوزی وسیع و انفجار ناشی از اصابت پرتابه‌های شلیک‌شده از سوی نیروهای آمریکایی/اسرائیلی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

در فرودگاه یزد نیز دست‌کم یک فروند جنگنده F-7/FT-7 از سوی هواگردهای آمریکایی هدف حمله هوایی قرار گرفت که ویدیوی آن در حساب کاربری رسمی سنتکام منتشر شد.

در پایگاه هوایی چابهار-کنارک هم تعدادی از پناهگاه‌های حفاظت‌شده هواگردهای نهاجا هدف قرار گرفتند که دست‌کم در چهار مورد، آثار سوختگی ناشی از انفجار دیده می‌شود.

توضیح تصویر: پناهگاه‌های حفاظت‌شده هدف قرار گرفته در پایگاه هوایی چابهار-کنارک

گزارش‌ها،‌ تصاویر ماهواره‌ای و ویدیوها نشان می‌دهد در جریان این حمله‌ها، در مجموع، ده‌ها هواپیمای جنگی و ترابری نهاجا روی زمین از بین رفتند. ناوگان ترابری نظامی تقریبا فلج شد و بسیاری از جنگنده‌های باقی‌مانده نیز به دلیل آسیب به زیرساخت‌های نگهداری، کمبود قطعات یدکی، اختلال در زنجیره پشتیبانی و کنترل کامل فضای هوایی از سوی مهاجمان، امکان عملیاتی شدن پیدا نکردند. ویدیوهای منتشرشده از حسگرهای هواپیماهای مهاجم، انهدام هواپیماهای پارک‌شده با مهمات دقیق را نشان می‌دهد.

میزان خسارت‌های وارد شده به ناوگان نهاجا

موارد ذکر شده، از شمارش هواگردهای منهدم‌شده که در تصاویر ماهواره‌ای، عکس‌ها و ویدیوهای رسمی انتشار یافته و شبکه‌های اجتماعی به‌دست آمده‌اند.

توضیح تصویر: جنگنده F-5 منهدم‌شده نیروی هوایی در طول جنگ

جمع‌بندی

بررسی وضعیت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) در جنگ اخیر نشان می‌دهد که این نیرو با ترکیبی از محدودیت‌های ساختاری دیرینه و برتری هوایی مطلق طرف مقابل مواجه شد. ناوگان قدیمی، نرخ پایین آمادگی عملیاتی ناشی از تحریم‌های طولانی‌مدت و خسارات قبلی جنگ ۱۲ روزه، از همان ابتدا قابلیت پاسخ هوایی موثر را محدود کرده بود. فعالیت هواگردهای سرنشین‌دار نهاجا تنها به چند روز نخست درگیری منحصر شد و پس از آن، اکثر هواپیماها روی زمین هدف حملات دقیق قرار گرفتند. تنها دو مورد مستند از درگیری هوایی (سرنگونی Su-24 از سوی قطر و Yak-130 به‌دست اسرائیل) به ثبت رسید، در حالی که ادعاهای گسترده‌تر از سوی جمهوری اسلامی، تاکنون فاقد شواهد مستقل باقی مانده‌اند.

خسارت‌های واردشده به پایگاه‌ها و فرودگاه‌های دومنظوره، ابعاد عملیاتی نهاجا را به‌شدت کاهش داد. انهدام ده‌ها هواپیمای ترابری و جنگی در تهران (مهرآباد)، شیراز، اصفهان، تبریز، کرمان و بوشهر، ناوگان ترابری را تقریبا از کار انداخت و قابلیت دفاع هوایی دوربرد و نفوذی را تضعیف کرد.

از آنجا که تقریبا تمام پایگاه‌های شکاری تاکتیکی بخشی از مجموعه‌های فرودگاهی مشترک (نظامی و غیرنظامی) هستند، آسیب به باندها، رادارها، برج مراقبت و مخازن سوخت، بخش غیرنظامی را نیز تحت تاثیر قرار داد. با وجود تصاویر ماهواره‌ای و عکس‌ها ویدیوهای منتشرشده، همچنان نمی‌توان عدد دقیق هواگردهای منهدم‌شده نهاجا را به‌صورت مستقل و قطعی اعلام کرد؛ اما با شمارش مواردِ تاییدشده، می‌توان با «ده‌ها فروند» (دست‌کم ۳۰ فروند) آن را توصیف کرد.

در مجموع، جنگ ۲۰۲۶ آشکار ساخت که نهاجا بیش از آنکه نیروی هوایی تهاجمی یا حتی تدافعی کارآمد باشد، به نیرویی عمدتا زمین‌گیر تبدیل شده بود. محدودیت‌های فناوری، کمبود قطعات و آسیب‌پذیری پایگاه‌ها در برابر حملات دقیق، بازدارندگی هوایی متعارف این نیرو را در میدان نبرد عملا خنثی کرد و تمرکز اصلی دفاع هوایی ایران را به سمت سامانه‌های پدافندی زمین‌پایه سوق داد.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه

آخرین گزارش‌ها