برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

حمله به مهرآباد؛ نابودی ناوگان‌های لجستیک، پشتیبانی و ترابری

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۲۵ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • در شامگاه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴، حمله هوایی اسرائیل بخش‌هایی از فرودگاه مهرآباد تهران را هدف قرار داد.
  • بررسی تصاویر ماهواره‌ای پیش و پس از حمله نشان می‌دهد تمرکز حمله بر بخش‌های نظامی و لجستیکی فرودگاه بوده است.
  • برخلاف برخی گمانه‌زنی‌ها، باندهای پروازی، ترمینال مسافری و آشیانه‌های جنگنده‌ها هدف اصلی نبوده‌اند.
  • اهداف اصلی در دو بخش قرار داشتند: رمپ لجستیکی پایگاه یکم شکاری نیروی هوایی ارتش، محوطه‌های عملیاتی پایگاه «قدر» متعلق به نیروی هوافضای سپاه
  • این مناطق محل استقرار هواپیماهای ترابری و سوخت‌رسان نظامی هستند که در پشتیبانی عملیاتی، انتقال تجهیزات و ماموریت‌های برون‌مرزی نقش دارند.
  • تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد چند هواپیمای ترابری و سوخت‌رسان آسیب دیده یا احتمالا منهدم شده‌اند.
  • در مقابل، بخش‌های غیرنظامی فرودگاه و زیرساخت‌های اصلی پروازی عمدتا سالم مانده‌اند.
  • الگوی هدف‌گیری نشان می‌دهد این حمله به توان لجستیکی و ترابری هوایی نیروهای نظامی ایران بوده، و شواهد نشان نمی‌دهد فرودگاه کاملا از کار افتاده باشد یا خسارت گسترده‌ای به زیرساخت‌های بخش غیرنظامی وارد شده باشد.

در شامگاه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴، ششم مارس ۲۰۲۶، موجی از حملات هوایی اسرائیل فرودگاه مهرآباد تهران را هدف قرار داد؛ فرودگاهی که اگرچه شلوغ‌ترین مرکز پروازهای داخلی کشور است، اما در کنار آن یکی از مهم‌ترین گره‌های لجستیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی و نیروی هوافضای سپاه پاسداران نیز محسوب می‌شود. در تصاویر اولیه‌ای که ساعاتی پس از حمله در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، شعله‌های آتش و ستون‌های دود از محوطه‌های مختلف این فرودگاه دیده می‌شد. با این حال، آنچه در این تصاویر آشکار نبود، پرسشی مهم‌تر بود: این حمله دقیقا چه چیزی را نابود کرد؟

برای پاسخ به این پرسش، تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا را که در روزهای پیش و پس از حمله ثبت شده‌اند به دقت بررسی کرده‌ایم.

نشانه‌ای از حمله به باندهای پروازی، زیرساخت‌های عمومی فرودگاه، ترمینال مسافری و حتی آشیانه‌های جنگنده‌های مستقر در این فرودگاه دیده نمی‌شود، بلکه ناوگان ترابری راهبردی مستقر در دو بخش کلیدی مهرآباد هدف بوده است:

۱- رمپ لجستیکی پایگاه یکم شکاری نیروی هوایی جمهوری اسلامی

۲- محوطه‌های عملیاتی پایگاه قدر نیروی هوافضای سپاه پاسداران

در این نقاط، مجموعه‌ای از هواپیماهای ترابری سنگین، سوخت‌رسان‌های هوایی و ناوگان لجستیکی سپاه در کنار هواپیماهای تجاری و حتی بدنه‌های از رده خارج پارک شده بودند.

این تحقیق با تکیه بر تحلیل تطبیقی تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های هوانوردی و شواهد منتشرشده در منابع باز، تلاش می‌کند تصویری دقیق‌تر از ابعاد واقعی این حمله ارائه دهد: کدام هواپیماها هدف قرار گرفتند، کدام واحدها آسیب دیدند و چگونه ترکیب هواپیماهای نظامی با هواپیماهای غیرعملیاتی در محوطه‌های فرودگاه می‌تواند تشخیص و هدف‌گیری چنین دارایی‌هایی را پیچیده کند.

نتیجه این بررسی نشان می‌دهد که نبرد بر سر ناوگان ترابری راهبردی جمهوری اسلامی تنها یک عملیات هوایی نبود، بلکه رقابتی پیچیده میان توان شناسایی و هدف‌گیری از یک سو و تلاش برای پنهان‌سازی و استتار دارایی‌های نظامی از سوی دیگر بود.

اهمیت راهبردی فرودگاه مهرآباد

فرودگاه مهرآباد در غرب تهران، برخلاف ظاهر آن به عنوان یک فرودگاه عمدتا داخلی، یکی از مهم‌ترین گره‌های لجستیکی و عملیاتی نیروی هوایی جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران به شمار می‌رود. این فرودگاه نه تنها میزبان بخش قابل توجهی از پروازهای داخلی ایران است، بلکه در دل خود چند مجموعه نظامی و شبه‌نظامی را جای داده که نقش مهمی در شبکه ترابری هوایی جمهوری اسلامی ایفا می‌کنند.

نزدیکی مهرآباد به مراکز سیاسی و فرماندهی در تهران، و نیز وجود زیرساخت‌های گسترده تعمیر و نگهداری هواپیما، این فرودگاه را به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های پشتیبانی هوایی کشور تبدیل کرده است.

پایگاه یکم شکاری نیروی هوایی جمهوری اسلامی

در ضلع جنوبی و غربی این فرودگاه، پایگاه یکم شکاری نیروی هوایی جمهوری اسلامی قرار دارد که بخشی از ناوگان ترابری و سوخت‌رسان نیروی هوایی در آن مستقر است. هواپیماهایی مانند بوئینگ ۷۰۷ و بوئینگ ۷۴۷ که برای ماموریت‌های ترابری سنگین و سوخت‌رسانی هوایی به کار می‌روند، در این پایگاه نگهداری می‌شوند. این ناوگان نقشی حیاتی در حفظ توان عملیاتی جنگنده‌های دوربرد ایران، از جمله اف-۱۴ تامکت و برخی جنگنده‌های اصلاح‌شده ساخت بلوک شرق، ایفا می‌کند.

پایگاه هوایی قدر نیروی هوافضای سپاه پاسداران

در فاصله‌ای کوتاه از این پایگاه، بخش دیگری از زیرساخت‌های مهرآباد در اختیار نیروی هوافضای سپاه پاسداران قرار دارد. پایگاه قدر سپاه در بخش شمال غربی فرودگاه واقع شده و در کنار آن مجموعه‌هایی مانند شرکت خدمات هوافضای پارس و تاسیسات باری خطوط هوایی ماهان قرار دارند. این هم‌جواری میان زیرساخت‌های نظامی، شرکت‌های هواپیمایی تجاری و مراکز تعمیر و نگهداری، شبکه‌ای پیچیده از فعالیت‌های لجستیکی ایجاد کرده است که در بسیاری از موارد برای انتقال نیرو، تجهیزات یا محموله‌های حساس استفاده می‌شود.

مهرآباد تنها یک فرودگاه شهری نیست، بلکه بخشی از زیرساخت پشتیبانی راهبردی جمهوری اسلامی در حوزه حمل‌ونقل هوایی محسوب می‌شود. تمرکز همزمان ناوگان ترابری نیروی هوایی، هواپیماهای لجستیکی سپاه و شرکت‌هایی که در شبکه حمل‌ونقل هوایی تحت تحریم فعالیت می‌کنند، این فرودگاه را به یکی از حساس‌ترین نقاط زیرساختی در ساختار نظامی و لجستیکی ایران تبدیل کرده است. حمله به چنین نقطه‌ای، در واقع تلاشی برای ضربه زدن به شریان اصلی انتقال هوایی نیرو و تجهیزات به شمار می‌آید.

برای تعیین ابعاد واقعی حمله به مهرآباد، تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا که در روزهای پیش و پس از حمله ثبت شده‌اند با یکدیگر مقایسه شدند. این تصاویر امکان شناسایی دقیق محل استقرار هواپیماها، تغییرات ایجادشده در محوطه‌های پارکینگ و آثار تخریب ناشی از حمله را فراهم می‌کنند.

پایگاه یکم شکاری، ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۰ به وقت جهانی:

در مرحله نخست، تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده پیش از حمله به‌عنوان خط مبنا بررسی شدند. در این تصاویر، آرایش هواپیماهای مستقر در رمپ لجستیکی پایگاه یکم شکاری نیروی هوایی و همچنین در محوطه‌های مرتبط با پایگاه قدر سپاه و شرکت خدمات هوافضای پارس شناسایی شد. نوع هواپیماها بر اساس شکل بدنه، طول بال‌ها، موقعیت موتورها و الگوی پارک آنها در رمپ‌های مختلف تشخیص داده شد. برای افزایش دقت شناسایی، این داده‌ها با تصاویر آرشیوی هوانوردی، پایگاه‌های داده ثبت هواپیما و عکس‌های منتشرشده از هواپیماهای مشابه در همان فرودگاه مقایسه شد.

فرودگاه مهرآباد، ۱۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۰ به وقت جهانی:

ما در مرحله دوم، تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده پس از حمله را تحلیل کردیم تا آثار تخریب، نقاط اصابت و تغییرات در آرایش هواپیماها مشخص شود. این مقایسه امکان انجام یک ارزیابی خسارت جنگی را فراهم می‌کند که در تحلیل‌های نظامی به آن «ارزیابی خسارت پس از حمله» گفته می‌شود. در این روش، محل دقیق هواپیماهای نابودشده یا آسیب‌دیده با موقعیت آنها در تصاویر پیش از حمله تطبیق داده می‌شود تا مشخص شود کدام هواپیماها هدف قرار گرفته‌اند.

تصاویر SAR فرودگاه مهرآباد از سرویس FIRMS ناسا

در کنار داده‌های ماهواره‌ای، تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیز برای تکمیل تصویر کلی رویداد بررسی شدند. این تصاویر عمدتا توسط شهروندان ساکن اطراف فرودگاه ثبت شده و نمایی از انفجارها و آتش‌سوزی در بخش‌های مختلف مهرآباد ارائه می‌دهند. هرچند چنین تصاویر میدانی، اغلب زاویه دید محدودی دارند، اما در کنار داده‌های ماهواره‌ای می‌توانند در تعیین زمان‌بندی تقریبی حمله و موقعیت نقاط اصابت کمک‌کننده باشند.

در نهایت، داده‌های به‌دست‌آمده از این منابع با اطلاعات هوانوردی مربوط به ناوگان فعال در مهرآباد تطبیق داده شد تا بتوان تصویر دقیق‌تری از هواپیماهای مستقر در این پایگاه‌ها و نقش عملیاتی آنها ارائه داد. این رویکرد ترکیبی امکان می‌دهد که ارزیابی خسارت حمله نه بر اساس گمانه‌زنی، بلکه بر پایه شواهد قابل بررسی در منابع باز انجام شود.

اسکادران یازدهم ترابری

یکی از اصلی‌ترین اهداف حمله در مهرآباد، رمپ لجستیکی مرتبط با اسکادران یازدهم ترابری راهبردی نیروی هوایی جمهوری اسلامی بود؛ یگانی که ستون فقرات توان ترابری سنگین و سوخت‌رسانی هوایی ایران است. این اسکادران که در پایگاه یکم شکاری مستقر است، از معدود واحدهای ساختار نیروی هوایی ایران است که توانایی اجرای ماموریت‌های ترابری دوربرد و پشتیبانی هوایی از جنگنده‌ها را دارد.

ناوگان این اسکادران عمدتا از هواپیماهای ساخت ایالات متحده تشکیل شده که زمان شاه خریداری شده بودند. در میان آنها، بوئینگ ۷۰۷ و بوئینگ ۷۴۷ نقش محوری دارند. بخشی از این هواپیماها به عنوان تانکرهای سوخت‌رسان هوایی تجهیز شده‌اند و قادرند در عملیات سوخت‌رسانی هوابه‌هوا به جنگنده‌های نیروی هوایی کمک کنند.

این قابلیت برای حفظ برد عملیاتی جنگنده‌هایی مانند اف-۱۴ تامکت یا دیگر هواگردهای اصلاح‌شده در نیروی هوایی جمهوری اسلامی اهمیت حیاتی دارد، زیرا بدون پشتیبانی سوخت‌رسانی، توان انجام ماموریت‌های طولانی‌مدت یا گشت‌های هوایی گسترده به شدت محدود می‌شود.

تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده پیش از حمله نشان می‌دهد که چندین هواپیمای سنگین ترابری و سوخت‌رسان این اسکادران در رمپ لجستیکی مهرآباد پارک شده بودند. در میان آنها، هواپیماهای بویینگ ۷۴۷ مدل ۱۳۱F که برای ماموریت‌های سوخت‌رسانی تجهیز شده‌اند از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. این هواپیماها که به عنوان سوپرتانکرهای نیروی هوایی شناخته می‌شوند، از معدود هواگردهایی هستند که توانایی هم‌زمان انتقال محموله و انجام عملیات سوخت‌رسانی هوایی را دارند. وجود یک بخش تیره‌رنگ روی دماغه این هواپیماها، که محل سامانه دریافت سوخت هوابه‌هوا را می‌پوشاند، از نشانه‌های ظاهری قابل تشخیص آنها در تصاویر هوایی است.

اسکادران یازدهم، سابقه عملیاتی طولانی در تاریخ هوانوردی نظامی ایران دارد. در دهه‌های گذشته، این واحد نقشی کلیدی در انتقال تجهیزات نظامی، پشتیبانی لجستیکی از پایگاه‌های دوردست و اجرای ماموریت‌های ترابری راهبردی ایفا کرده است. در دوره جنگ ایران و عراق نیز ناوگان ترابری این اسکادران برای انتقال تجهیزات و پشتیبانی از عملیات‌های نظامی استفاده می‌شد و بعدها در ماموریت‌های مختلف لجستیکی در منطقه به کار گرفته شد.

با گذشت زمان و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، نگهداری و به‌روزرسانی این ناوگان با دشواری‌های جدی روبه‌رو شد. در چنین شرایطی، بخشی از هواپیماهای این اسکادران به فعالیت‌های تجاری نیز وارد شدند و در قالب خطوط هوایی وابسته به نیروی هوایی، از جمله شرکت هواپیمایی ساها، برای جابه‌جایی مسافر یا بار استفاده می‌شدند. این وضعیت باعث شد که مرز میان ماموریت‌های نظامی و فعالیت‌های تجاری در بخشی از ناوگان ترابری ایران تا حدی درهم‌آمیزد.

با وجود این محدودیت‌ها، اسکادران یازدهم همچنان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی نیروی هوایی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. هرگونه آسیب جدی به این ناوگان می‌تواند توان سوخت‌رسانی و ترابری دوربرد نیروی هوایی را به طور قابل توجهی کاهش دهد؛ عاملی که در صورت وقوع یک درگیری گسترده، تاثیر مستقیمی بر توان عملیاتی جنگنده‌های ایران خواهد داشت.

درباره ناوگان خاکستری جمهوری اسلامی چه می‌دانیم؟

در کنار ناوگان رسمی نیروی هوایی، بخش قابل توجهی از شبکه ترابری هوایی جمهوری اسلامی در قالب مجموعه‌ای از شرکت‌های ظاهرا غیرنظامی فعالیت می‌کند که در ادبیات تحلیلی از آن با عنوان «ناوگان خاکستری» یاد می‌شود. این اصطلاح به هواپیماهایی اشاره دارد که در ظاهر تحت مالکیت شرکت‌های هواپیمایی تجاری فعالیت می‌کنند، اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد آنها در عمل در ماموریت‌های لجستیکی مرتبط با نهادهای نظامی، به‌ویژه سپاه پاسداران، به کار گرفته می‌شوند.

بخشی از این ناوگان در طول دو دهه گذشته در قالب شرکت‌هایی شکل گرفته که نام و ساختار آنها بارها تغییر کرده‌است. شرکت‌هایی مانند یاس ایر، پویا ایر، پارس ایر و قشم ایر در دوره‌های مختلف به عنوان بازوی حمل‌ونقل هوایی شبکه‌های لجستیکی وابسته به سپاه شناخته شده‌اند. برخی از این شرکت‌ها بعدها با نام‌های جدید یا ساختارهای حقوقی متفاوت به فعالیت ادامه دادند، اما در بسیاری از گزارش‌های تحریمی و اسناد بین‌المللی به نقش عملیاتی آنها در انتقال محموله‌ها اشاره شده است.

کارکرد اصلی این ناوگان، جابه‌جایی محموله‌هایی است که در چارچوب تحریم‌های بین‌المللی امکان انتقال رسمی آنها وجود ندارد. در بسیاری از موارد، هواپیماهای این شرکت‌ها برای انتقال تجهیزات، قطعات یا محموله‌های دیگر به مقاصدی در منطقه خاورمیانه استفاده شده‌اند. در برخی گزارش‌های تحریمی، به‌ویژه اسناد منتشرشده از سوی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، به نقش این شبکه در انتقال تجهیزات نظامی و پشتیبانی از نیروهای هم‌پیمان جمهوری اسلامی در کشورهایی مانند سوریه اشاره شده است.

محوطه قرمز رنگ: خدمات باری شرکت هوایی ماهان، محوطه زرد: پایگاه قدر نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، محوطه سبز: شرکت هوافضای پارس

ویژگی مهم ناوگان خاکستری در این است که مرز میان فعالیت تجاری و ماموریت‌های نظامی در آن به‌طور عمدی مبهم نگه داشته می‌شود. بسیاری از هواپیماهای استفاده‌شده در این شبکه در ظاهر با رنگ‌آمیزی و شناسه‌های شرکت‌های هواپیمایی غیرنظامی پرواز می‌کنند، اما در عین حال در ماموریت‌هایی به کار گرفته می‌شوند که ماهیت آنها فراتر از یک عملیات تجاری معمولی است. همین ویژگی باعث می‌شود که شناسایی دقیق نقش عملیاتی این هواپیماها در بسیاری از موارد دشوار باشد.

فرودگاه مهرآباد یکی از نقاط مهم در استقرار بخشی از این ناوگان محسوب می‌شود. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که هواپیماهای مرتبط با شرکت‌هایی که در شبکه موسوم به ناوگان خاکستری فعالیت می‌کنند، در نزدیکی تاسیسات مرتبط با سپاه پاسداران و مراکز تعمیر و نگهداری هواپیما در این فرودگاه پارک شده‌اند. این هم‌جواری میان هواپیماهای نظامی، هواپیماهای تجاری فعال و حتی بدنه‌های از رده خارج، فضایی ایجاد می‌کند که در آن تشخیص دقیق ماهیت هر هواپیما تنها بر اساس ظاهر آن ممکن نیست.

در چنین شرایطی، حمله به زیرساخت‌های هوایی در مهرآباد صرفا به معنای هدف قرار دادن یک پایگاه نظامی نبود، بلکه به شبکه‌ای از هواپیماها مربوط می‌شد که در مرز میان عملیات نظامی و فعالیت‌های ظاهرا غیرنظامی قرار دارند. همین ساختار پیچیده باعث می‌شود ارزیابی دقیق خسارت واردشده به توان ترابری هوایی جمهوری اسلامی نیازمند بررسی دقیق تصاویر ماهواره‌ای و شناسایی جداگانه هر یک از هواپیماهای مستقر در این مجموعه باشد.

ناوگان لجستیکی سپاه و پایگاه هوایی قدر

در بخش غربی فرودگاه مهرآباد، مجموعه‌ای قرار دارد که در ظاهر در میان تاسیسات هوانوردی غیرنظامی و شرکت‌های خدماتی پنهان شده، اما در عمل یکی از مراکز مهم لجستیکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران محسوب می‌شود. این مجموعه که به عنوان پایگاه هوایی «قدر» شناخته می‌شود، میان تاسیسات شرکت خدمات هوافضای پارس و بخش خدمات باری خطوط هوایی ماهان قرار گرفته و به دلیل همین هم‌جواری با زیرساخت‌های غیرنظامی، در نگاه نخست به‌سادگی قابل تشخیص نیست.

دایره‌های سیاه: هواپیماهای ترابری آنتونف An-74، دایره‌های قرمز: هواپیماهای ترابری ایلیوشین IL-76، مستطیل آبی: هواپیماهای مسافربری بمباردیه CRJ-200

تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده پیش از حمله نشان می‌دهد که در جلوی آشیانه‌های این پایگاه، مجموعه‌ای از هواپیماهای ترابری متوسط و سنگین پارک شده بودند. در میان این هواپیماها، چند فروند آنتونوف An-74 در نسخه‌های An-74T-200 و An-74TK-200 دیده می‌شود که بخشی از آنها در اختیار نیروی هوافضای سپاه قرار دارند و بخشی دیگر با شرکت خدمات هوافضای پارس مرتبط هستند. این هواپیماها به دلیل توانایی پرواز از باندهای کوتاه و شرایط محیطی دشوار، برای مأموریت‌های لجستیکی و جابه‌جایی نیرو یا تجهیزات در مناطق مختلف مناسب هستند.

در کنار آنها، چند فروند هواپیمای ترابری سنگین ایلیوشین IL-76 نیز در همین محدوده دیده می‌شود. برخی از این هواپیماها با رنگ‌آمیزی مشخص دم که از ترکیب رنگ‌های پرچم ایران استفاده می‌کند قابل شناسایی هستند و در اسناد هوانوردی به شرکت‌هایی مرتبط با شبکه لجستیکی سپاه نسبت داده شده‌اند. هواپیماهای IL-76 به دلیل ظرفیت بالای حمل بار، یکی از مهم‌ترین ابزارهای ترابری هوایی برای انتقال تجهیزات سنگین یا محموله‌های حجیم هستند.

در کنار این هواپیماهای ترابری، در برخی تصاویر ماهواره‌ای هواپیماهای کوچکتری نیز در این مجموعه دیده می‌شود که به نظر می‌رسد برای ماموریت‌های پشتیبانی یا پروازهای کوتاه‌برد استفاده می‌شوند. ترکیب این هواپیماها در کنار آشیانه‌های تعمیر و نگهداری و تاسیسات لجستیکی نشان می‌دهد که پایگاه قدر در عمل به عنوان یکی از مراکز پشتیبانی عملیاتی ناوگان ترابری سپاه عمل می‌کند.

تاکتیک پنهان‌سازی در میان هواپیماهای غیرعملیاتی

یکی از نکات قابل توجه در بررسی تصاویر ماهواره‌ای مهرآباد، الگوی استقرار هواپیماهای عملیاتی در میان هواپیماهای از رده خارج یا غیرفعال است؛ روشی که می‌توان آن را نوعی دفاع منفعل برای کاهش احتمال شناسایی و هدف‌گیری دقیق دارایی‌های نظامی دانست. در بخش‌هایی از مهرآباد، به‌ویژه در محدوده شمالی پایگاه قدر سپاه و در نزدیکی آشیانه‌های تعمیر و نگهداری، مجموعه‌ای از بدنه‌های هواپیما دیده می‌شود که به نظر می‌رسد فاقد موتور یا قطعات اصلی هستند و احتمالاً برای تامین قطعات یا نگهداری بلندمدت در این محل پارک شده‌اند.

در میان این بدنه‌های غیرفعال، برخی هواپیماهای عملیاتی نیز قرار گرفته‌اند؛ وضعیتی که تشخیص آنها را در نگاه نخست دشوار می‌کند. از دید تحلیل تصاویر هوایی، چنین ترکیبی می‌تواند فرآیند شناسایی هدف را پیچیده‌تر کند، زیرا در بسیاری از موارد تشخیص فعال یا غیرفعال بودن یک هواپیما تنها از طریق بررسی دقیق جزئیات فنی یا مقایسه تصاویر در بازه‌های زمانی مختلف امکان‌پذیر است. برای مثال، تفاوت‌هایی مانند وجود یا نبود موتور، سایه بال‌ها، موقعیت تجهیزات زمینی یا تغییرات در محل پارک می‌تواند نشانه‌هایی از وضعیت عملیاتی یک هواپیما ارائه دهد.

تصویر: یک) بوئینگ ۷۴۷ باری، دو) مدل هواپیما نامشخص، سه) ایلیوشین IL-76، چهار) ایلیوشین IL-76، پنج) آنتونف An-74، شش) آنتونف An-74، هفت) ایلیوشین IL-76

نمونه‌ای از چنین الگوی استقرار پیش‌تر در یکی از پایگاه‌های هوایی ایران نیز مشاهده شده بود. در ویدیویی که فرماندهی مرکزی ایالات متحده از حمله به جنگنده‌های اف-۵ نیروی هوایی جمهوری اسلامی در فرودگاه اهواز منتشر کرد، دیده می‌شود که این جنگنده‌ها در کنار چند هواپیمای توربوپراپ از رده خارج قرار گرفته بودند. هدف از چنین آرایشی احتمالا دشوارتر کردن شناسایی جنگنده‌های عملیاتی در تصاویر هوایی بوده است. با این حال، در آن مورد نیز این روش نتوانست مانع شناسایی دقیق اهداف شود.

در مهرآباد نیز به نظر می‌رسد ترکیب هواپیماهای فعال با بدنه‌های از رده خارج بخشی از یک الگوی مشابه باشد. برخی از هواپیماهای ترابری سنگین، از جمله مدل‌هایی مانند IL-76 یا حتی یک بوئینگ ۷۴۷، در نزدیکی محوطه‌هایی دیده می‌شوند که تعداد قابل توجهی از هواپیماهای غیرفعال در آن پارک شده‌اند. چنین چیدمانی می‌تواند تشخیص سریع ارزش عملیاتی هر هواپیما را برای تحلیلگران خارجی دشوارتر کند، به‌ویژه زمانی که تصاویر تنها از یک زاویه یا در یک مقطع زمانی محدود در دسترس باشند.

در تصویر دو فروند ایرباس A-340 دیده می شوند(دایره های قرمز رنگ) که یکی از آن ها به نظر می رسد از نوع A-340 سری ۶۰۰ باشد که پیشتر به صورت دست دوم در سال ۲۰۱۵ از شرکت ویرجین آتلانتیک خریداری شده‌بود (دم و پوسته موتور قرمز رنگ).

با این حال، تحلیل تطبیقی تصاویر ماهواره‌ای در بازه‌های زمانی مختلف معمولا می‌تواند این الگوها را آشکار کند. تغییر در محل پارک هواپیماها، حضور تجهیزات زمینی، یا تفاوت در سایه‌ها و وضعیت بال‌ها از جمله نشانه‌هایی هستند که امکان تمایز میان هواپیماهای فعال و بدنه‌های غیرعملیاتی را فراهم می‌کنند. در نتیجه، هرچند این نوع پنهان‌سازی می‌تواند فرآیند شناسایی را پیچیده‌تر کند، اما در برابر تحلیل دقیق و چندمرحله‌ای تصاویر ماهواره‌ای معمولاً به طور کامل مؤثر نیست.

فالکن ۵۰ و پرونده «سوزانا»

در میان هواپیماهایی که در موج دوم حملات در محدوده غربی مهرآباد آسیب دیدند، یک هواپیمای کوچک‌تر نیز در تصاویر پس از حمله دیده می‌شود که از نظر ابعاد و شکل بدنه با هواپیماهای ترابری مستقر در این پایگاه تفاوت دارد. بررسی تطبیقی تصاویر پیش از حمله نشان می‌دهد که این هواپیما به احتمال زیاد از نوع داسو فالکن ۵۰ بوده است؛ یک جت سه‌موتوره فرانسوی که در دهه‌های گذشته در اختیار نیروی هوایی جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

ناوگان فالکن ۵۰ ایران ترکیبی از هواپیماهایی است که در دوره‌های مختلف و از مسیرهای گوناگون وارد این کشور شده‌اند. بخشی از این هواپیماها در دهه‌های گذشته به طور مستقیم خریداری شدند و بخشی دیگر در سال ۱۹۹۱ و در جریان جنگ خلیج فارس به ایران رسیدند، زمانی که تعدادی از هواپیماهای نیروی هوایی عراق برای فرار از حملات ائتلاف به ایران پناه بردند. در میان این هواپیماها دست‌کم دو فروند فالکن ۵۰ نیز وجود داشت که بعدها در ناوگان ایران باقی ماندند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین هواپیماهای این مجموعه هواپیمایی است که در منابع مختلف با نام «سوزانا» شناخته می‌شود. این فالکن ۵۰ در دهه ۱۹۹۰ توسط عراق به گونه‌ای تغییر یافته بود که بتواند دو موشک ضدکشتی اگزوسه را حمل و شلیک کند. در این پیکربندی، هواپیما به یک سامانه الکترونیکی ویژه و پایلون‌هایی زیر بال مجهز شده بود که امکان حمل این موشک‌ها را فراهم می‌کرد. چنین قابلیتی باعث می‌شد این هواپیما در نقش یک پلتفرم کوچک حمله دریایی عمل کند؛ نقشی که برای یک جت تجاری سبک بسیار غیرمعمول به شمار می‌آید.

تصویر: جابه‌جایی فالکن ۵۰ (مشخص نیست سوزانا است یا نه) در روز قبل

در سال‌های بعد، گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد این هواپیما در ایران تحت تغییرات بیشتری قرار گرفته است. در نوامبر ۲۰۲۰ نیز نیروی هوایی جمهوری اسلامی از نسخه‌ای اصلاح‌شده از این هواپیما رونمایی کرد و آن را به عنوان یک هواپیمای جنگ الکترونیک و ماموریت‌های ویژه معرفی کرد. با این حال، جزئیات دقیق سامانه‌های نصب‌شده روی این هواپیما به طور عمومی منتشر نشده‌است.

با وجود این سابقه، هنوز مشخص نیست که آیا هواپیمای کوچکی که در تصاویر پس از حمله در مهرآباد آسیب دیده است همان فالکن ۵۰ «سوزانا» بوده یا یکی دیگر از هواپیماهای این مدل در ناوگان ایران. به دلیل اندازه کوچک این هواپیما و محدودیت زاویه دید در تصاویر ماهواره‌ای، تحلیلگران نمی‌توانند با قطعیت درباره هویت دقیق آن اظهار نظر کنند. با این حال، حضور یک هواپیمای فالکن ۵۰ در میان اهداف احتمالی این حمله نشان می‌دهد که در کنار ناوگان ترابری سنگین، برخی هواپیماهای ماموریت ویژه نیز در همان محدوده از فرودگاه مهرآباد نگهداری می‌شدند.

اهداف باقی‌مانده

با وجود گستردگی حملات و خسارات قابل توجهی که به ناوگان ترابری و سوخت‌رسان وارد شد، بررسی تصاویر ماهواره‌ای پس از حمله نشان می‌دهد که تمامی دارایی‌های هوایی مستقر در مهرآباد نابود نشده‌اند. در میان هواپیماهایی که در رمپ‌های لجستیکی این فرودگاه مستقر بودند، دست‌کم یک هواپیمای سوخت‌رسان بوئینگ ۷۰۷ توانست از حمله جان سالم به در ببرد.

در تصاویر ثبت‌شده پس از حمله، این هواپیما در بخش جنوبی رمپ لجستیکی دیده می‌شود و شواهد بعدی نشان می‌دهد که اندکی پس از پایان حملات، مهرآباد را ترک کرده است. این هواپیما به‌راحتی قابل تشخیص است، زیرا در نوک بال‌های آن دو پاد سوخت‌رسانی قرمز رنگ نصب شده که برای سامانه سوخت‌رسانی شیلنگی استفاده می‌شوند. چنین سامانه‌ای برای پشتیبانی از جنگنده‌هایی که از سیستم سوخت‌رسانی بوم استفاده نمی‌کنند اهمیت حیاتی دارد.

تصویر: سمت راست، قبل و سمت چپ، بعد از حمله که نشان می‌دهد هواپیمای سوخت‌رسان بویینگ ۷۰۷ از بین نرفته‌است (جای خالی دومین هواپیما از سمت چپ)

وجود این پادهای سوخت‌رسانی نشان می‌دهد که این هواپیما یکی از معدود تانکرهای فعال نیروی هوایی جمهوری اسلامی بوده است؛ هواپیماهایی که نقش مهمی در افزایش برد عملیاتی جنگنده‌های ایران ایفا می‌کنند. بدون چنین هواپیماهایی، امکان اجرای گشت‌های هوایی طولانی‌مدت یا پشتیبانی از عملیات‌های دوربرد به‌طور قابل توجهی محدود می‌شود.

در عین حال، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که در بخش‌های دیگر فرودگاه مهرآباد نیز تعدادی هواپیما باقی مانده‌اند که یا از محدوده اصابت حمله خارج بوده‌اند یا در محوطه‌هایی قرار داشته‌اند که در این عملیات هدف قرار نگرفته است. این موضوع نشان می‌دهد که اگرچه حمله توانست بخشی از ناوگان ترابری و سوخت‌رسان را نابود کند، اما همه ظرفیت لجستیکی هوایی جمهوری اسلامی در مهرآباد در این عملیات از بین نرفته است.

تصویر: هواپیمای سوخت‌رسان بویینگ ۷۰۷ که در جای خود قرار ندارد (پاد قرمز در دو سر بال).

در نتیجه، ارزیابی نهایی از پیامدهای این حمله نشان می‌دهد که آسیب وارد شده به ناوگان ترابری و سوخت‌رسان قابل توجه است، اما همچنان بخشی از این توانایی در اختیار نیروی هوایی باقی مانده است. این واقعیت نشان می‌دهد که حتی در حملاتی که به طور مستقیم زیرساخت‌های کلیدی یک پایگاه هوایی را هدف قرار می‌دهند، نابودی کامل توان عملیاتی یک ناوگان هوایی به ندرت در یک مرحله امکان‌پذیر است.

محدودیت‌های برتری هوایی

حملات هوایی گسترده می‌توانند در مدت کوتاهی خسارت قابل توجهی به زیرساخت‌های نظامی وارد کنند، اما تجربه‌های متعدد نشان می‌دهد که حتی در شرایطی که یک طرف از برتری هوایی برخوردار است، نابودی کامل شبکه‌های لجستیکی و عملیاتی طرف مقابل به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. بررسی حمله به مهرآباد نیز نمونه‌ای از همین واقعیت را نشان می‌دهد. هرچند بخش مهمی از ناوگان ترابری و سوخت‌رسان مستقر در این فرودگاه آسیب دید، اما ترکیب پیچیده‌ای از استتار، پراکندگی دارایی‌ها و هم‌جواری زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی می‌تواند فرآیند شناسایی و هدف‌گیری دقیق را دشوار کند.

یکی از عوامل مهم در این زمینه استفاده از روش‌های دفاع منفعل است. قرار دادن هواپیماهای عملیاتی در کنار بدنه‌های از رده خارج، استفاده از رمپ‌های مشترک میان هواپیماهای تجاری و نظامی و پراکندگی دارایی‌ها در نقاط مختلف یک فرودگاه از جمله روش‌هایی هستند که می‌توانند تشخیص سریع اهداف با ارزش عملیاتی را پیچیده‌تر کنند. در چنین شرایطی، حتی اگر حمله‌کننده از اطلاعات دقیق و ابزارهای شناسایی پیشرفته برخوردار باشد، ارزیابی کامل ارزش هر هدف در زمان کوتاه پیش از حمله همیشه ساده نیست.

عامل دیگری که در ارزیابی چنین حملاتی اهمیت دارد، ماهیت دوگانه بسیاری از زیرساخت‌های هوانوردی است. در فرودگاه‌هایی مانند مهرآباد، هواپیماهای نظامی، هواپیماهای تجاری فعال و بدنه‌های غیرعملیاتی اغلب در فاصله‌ای بسیار نزدیک از یکدیگر قرار دارند. این هم‌جواری می‌تواند برنامه‌ریزی برای هدف‌گیری را پیچیده‌تر کند، زیرا هرگونه خطا در تشخیص هدف ممکن است به آسیب دیدن هواپیماهای غیرنظامی یا تاسیسات عمومی منجر شود.

از سوی دیگر، حتی در صورت موفقیت در نابودی بخشی از ناوگان یک پایگاه، شبکه‌های لجستیکی معمولا انعطاف‌پذیری بالایی دارند. هواپیماهای باقی‌مانده می‌توانند به پایگاه‌های دیگر منتقل شوند، مأموریت‌ها ممکن است به شکل پراکنده انجام شود و بخشی از توان عملیاتی می‌تواند از طریق ناوگان‌های جایگزین یا شرکت‌های وابسته ادامه یابد. به همین دلیل، تاثیر واقعی چنین حملاتی اغلب نه در نابودی کامل توان عملیاتی، بلکه در ایجاد اختلال و کاهش موقت ظرفیت لجستیکی ظاهر می‌شود.

تصویر: یکی از تاسیساتی که در جریان حمله مورد اصابت قرار گرفته است، یکی از دو آشیانه حفاظت شده آلرت پایگاه یکم است.

در مجموع، حمله به مهرآباد نشان می‌دهد که برتری هوایی به تنهایی تضمین‌کننده نابودی کامل دارایی‌های حیاتی یک شبکه نظامی نیست. حتی در شرایطی که مهاجم قادر است اهداف مشخصی را با دقت بالا هدف قرار دهد، ترکیبی از تدابیر دفاع منفعل، پیچیدگی محیط عملیاتی و محدودیت‌های ذاتی عملیات هوایی می‌تواند مانع از دستیابی کامل به همه اهداف مورد نظر شود.

نتیجه‌گیری

تحلیل تطبیقی تصاویر ماهواره‌ای پیش و پس از حمله نشان می‌دهد که عملیات هوایی علیه فرودگاه مهرآباد صرفا یک حمله نمادین به زیرساخت‌های یک فرودگاه شهری نبود، بلکه از شواهد به نظر می‌رسد تلاشی هدفمند برای ضربه زدن به بخشی از شبکه ترابری هوایی راهبردی جمهوری اسلامی بوده است. اهداف اصلی این حمله در دو محور متمرکز بود: رمپ لجستیکی اسکادران یازدهم ترابری راهبردی نیروی هوایی و محوطه‌های عملیاتی مرتبط با ناوگان لجستیکی سپاه پاسداران در محدوده پایگاه قدر.

در این حمله، چندین هواپیمای ترابری سنگین و سوخت‌رسان، از جمله بویینگ‌های ۷۰۷ و ۷۴۷ و همچنین بخشی از ناوگان آنتونوف An-74 و ایلیوشین IL-76 که در شبکه لجستیکی سپاه استفاده می‌شدند، آسیب دیدند یا نابود شدند. این هواپیماها نقش مهمی در جابه‌جایی تجهیزات، پشتیبانی از عملیات هوایی و انتقال محموله‌ها در شبکه منطقه‌ای جمهوری اسلامی داشتند. ازین رو، آسیب وارد شده به آنها می‌تواند به‌طور مستقیم بر ظرفیت ترابری و پشتیبانی هوایی این شبکه تأثیر بگذارد.

با این حال، بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که ساختار استقرار هواپیماها در مهرآباد به‌گونه‌ای بوده که تشخیص ارزش عملیاتی هر هدف را پیچیده می‌کرد. قرار گرفتن هواپیماهای عملیاتی در کنار بدنه‌های از رده خارج، هم‌جواری زیرساخت‌های نظامی با تأسیسات غیرنظامی و پراکندگی ناوگان در نقاط مختلف فرودگاه، همگی عواملی بودند که شناسایی کامل اهداف را دشوارتر می‌کردند. در نتیجه، هرچند این حمله توانست خسارت قابل توجهی به بخشی از ناوگان ترابری وارد کند، اما به نظر نمی‌رسد که تمامی ظرفیت لجستیکی مستقر در مهرآباد در این عملیات از بین رفته باشد.

در نهایت، بررسی حمله به مهرآباد نشان می‌دهد که نبرد بر سر دارایی‌های راهبردی هوایی تنها به توان تهاجمی و دقت تسلیحات وابسته نیست، بلکه به رقابتی پیچیده میان توان شناسایی، استتار و مدیریت دارایی‌های عملیاتی نیز مربوط می‌شود. در چنین محیطی، حتی در شرایط برتری هوایی، دستیابی به نابودی کامل یک شبکه لجستیکی پیچیده اغلب دشوارتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه

آخرین گزارش‌ها