
در سالهای گذشته، ناتوانی و ناکارآمدی دولت در ایجاد فرصتهای شغلی مورد انتظار جامعه، بخشهای محرومتر را در ابعاد وسیعی بهسمت کسبوکارهای عمدتاً غیررسمیِ اینترنتی کشانده است. پژوهشهای مختلف نشان میدهند که این اقتصاد غیررسمی متکی بر فضای آنلاین، با سرعت قابل توجهی در شهرهای کوچک و مناطق حاشیهنشین گسترش پیدا کرده است. این در حالی است که کماکان وقتی صحبت از کسبوکارهای اینترنتی میشود، عمدهی توجهها بهسمت کسبوکارهای بزرگی که مخاطب و مشتری میلیونی دارند میروند و کسبوکارهایی که در سطح محلی فعالیت میکنند کمتر مورد اعتنا قرار میگیرند.
این گزارش بر اساس تحلیل دادههای نمونه ۲۹۱۰ تایی از صفحههای پرمخاطب اینستاگرامی محلی در استان تهران (با بیش از ۱۰ هزار دنبالکننده) تهیه شده و قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که کسبوکارهای محلی چگونه و به چه میزان تحت تأثیر محدودیتها در دسترسی به اینترنت قرار گرفتهاند. این تصویر توزیع جغرافیایی این نمونه را به تفکیک شهرستانهای استان تهران نشان میدهد. سهم هر شهرستان بر اساس دیتابیسی شامل اطلاعات ۱۴,۱۳۹ صفحه پرمخاطب محلی و متناسب با میزان تراکم این صفحهها در هر کدام از شهرستانها تعیین شده است.
برای تهیه این دیتابیس از روش ردیابی پیوندها (Link tracing) استفاده شده است و نمونهی مورد بررسی نیز متناسب با توزیع جغرافیایی صفحههای پرمخاطب محلی در شهرستانهای استان تهران انتخاب شده است.

نمودار زیر نشان میدهد بعد از کاهش مقطعیای که بعد از آغاز فیلترینگ اینستاگرام در سال ۱۴۰۱ در فضای ایرانی اینستاگرام رخ داد، فعالیت صفحههای پرمخاطب محلی (اعم از کسبوکارها و سایر صفحههای پرمخاطب محلی) با سرعتی بیش از پیش رشد کرده و این روند تا سال ۱۴۰۳ نیز ادامه پیدا کرده است. اما در سال ۱۴۰۴ و نیز در سه ماه نخست سال ۱۴۰۵ شاهد کاهش محسوس فعالیت این صفحهها هستیم. به بیان دیگر، اگر در ماههای باقیمانده سال ۱۴۰۵، بهبود معناداری در دسترسی کاربران ایرانی رخ ندهد، انتظار میرود برای دومین سال متوالی شاهد کاهش فعالیت کسبوکارهای محلی متکی بر اینستاگرام باشیم.
با دقت بر جزئیات فعالیت کسب<کارها در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ میتوان تاثیر وقایع مهم، از جمله دو جنگ را مشاهده کرد. نمودار ۲ نشان میدهد که هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در اعتراضات دیماه و متعاقباً جنگ ۴۰ روزه، فعالیت کسبوکارهای محلی بهطور جدیتری با کاهش مواجه شده است.
صاحب یک فروشگاه اینستاگرامی لباس بعد از جنگ ۱۲ روزه در صفحهاش نوشته است:
«سلام هموطن. امیدوارم حال همگیتون خوب باشه. همتون میدونید ۱۲ روزه مجموعه ما هیچ فعالیتی نداره و پیج ما بهشدت ریزش کرده و از الگوریتم خارج شده. با توجه به فرارسیدن موعد چکها و حقوق پرسنل با کسب اجازه از مردم نازنینم فعالیتمون رو از امروز شروع میکنم. ممنون میشم حتی شده با یه کامنت از مجموعهای که ۱۰ سال واسش زحمت کشیدیم حمایت کنید.»

نمودار ۳ نشان میدهد که در فاصلهی اعتراضات دیماه تا آغاز جنگ ۴۰ روزه، کسبوکارهای یکنفرهای که متعلق به زنان هستند، بیشتر از سایر کسبوکارها غیرفعال شدهاند. آنطور که این زنان بعدها در صفحههای خود نوشتهاند، بخشی از این توقف فعالیت بهطور خودخواسته و در همراهی با معترضان و همدردی با خانوادههای عزادار و بخشی دیگر نیز ناشی از محدودیت در دسترسی به اینستاگرام بوده است.
نمودار ۴ نشان میدهد که در قطعی سراسری اینترنت در دو ماه نخست سال ۱۴۰۵، کسبوکارهای محلی شهرستانهای نسبتاً محرومتر در مقایسه با کسبوکارهای محلی شهرستانهای تهران و شمیرانات، آسیب بیشتری دیدهاند.
در نمودار شماره ۵، روند واکنشهای کسبوکارهای محلی و مخاطبانشان به رویدادها و مسائل سیاسی و اجتماعی از سال ۱۳۹۳ تا پایان تیرماه ۱۴۰۵ دیده میشود. برای انجام این کار، تعداد بیش از یک میلیون و صد هزار پست اینستاگرامی منتشرشده توسط این کسبوکارهای محلی از ابتدای فعالیتشان تا تیرماه ۱۴۰۵ استخراج شده و با استفاده از روش رگرسیون لجستیک، کپشنهای تبلیغاتی و شخصی شناسایی شده و کنار گذاشته شدند و در مرحلهبعدی محتوای کپشنهایی که در واکنش به مسائل سیاسی و اجتماعی نوشته شده بودند مورد تحلیل قرار گرفتند.
در اوایل دههی ۹۰ موضوعهایی از جمله پلاسکو، زلزله کرمانشاه، کشتی سانچی، فوت شجریان، انتخابات و ... از سوی کاربران واکنشبرانگیز میشدند و این واکنشها در مقایسه با موضوعهای واکنشبرانگیز سالهای اخیر محدود بودهاند. البته بخشی از این تفاوت ناشی از این واقعیت است که در اوایل و اواسط دههی ۹۰، هنوز کسبوکارها به اندازهی امروز با اینستاگرام درهمتنیده نشده بودند؛ اما حتی با در نظر گرفتن این روند نیز میتوان گفت که افزایش واکنشها نسبت به مسائل سیاسی بسیار شدیدتر از نرخ رشد تعداد کسبوکارهای محلی بوده است. نکتهی حائز اهمیت دیگر در این نمودار این است که واکنشهای صاحبان کسبوکارها و مخاطبانشان نسبت به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بهطور مشهودی بسیار بیشتر از سایر آیتمها بوده و تنها با اعتراضات نسبت به وضعیت اقتصادی کشور قابل مقایسه است.

واکنش کسبوکارهای به به مهمترین مسائل سیاسی و اجتماعی سالهای اخیر یکسان نیست و تفاوتهای معناداری میان گروههای شغلی دیده میشود. یکی از معنادارترین نشانهها در نمودارهای زیر، تفاوت مشهود میان پزشکان و طلافروشان با سایر کسبوکارها بهلحاظ واکنش نسبت به مسائل سیاسی است. این دو گروه شغلی، بهطور مشهودی محافظهکارتر از سایر گروههای شغلی بودهاند؛ که این وضعیت تا حد زیادی با تفاوتهای طبقاتی پزشکان و طلافروشان با صاحبان سایر کسبوکارها قابل توضیح است. آرایشگران و فروشندگان لوازم خانگی بیشترین همراهی را با معترضان دیماه داشتهاند و همچنین این دو گروه شغلی در کنار فروشندگان لباس و غذا (کافهدارها و رستوراندارها) بیشترین اعتراض و نگرانی را از وضعیت کسبوکار خودشان ابراز کردهاند. از سویی دیگر، مشاورین املاک بیشتر نسبت به وضعیت اقتصادی کشور و بروز جنگ واکنش نشان دادهاند؛ که این میتواند واکنش غیرمستقیمی به رکود بازار مسکن در وضعیت جنگی و نیمهجنگی باشد. این در حالی است که مشاورین املاک در کنار پزشکان و طلافروشها کمتر از سایر گروههای شغلی بهطور مستقیم از وضعیت کسبوکار خودشان ابراز نارضایتی کردهاند. بعد از املاکیها، فروشندگان لوازم خانگی نیز بیشترین نگرانی را نسبت به وضعیت اقتصادی کشور ابراز کردهاند.
نمودار ۷ نیز نشان میدهد که زنانی که کسبوکار اینستاگرامی یکنفره دارند، در مقایسه با مردانی که کسبوکار یکنفره دارند و نیز کسبوکارهای غیرشخصی، بهطور توأمان همراهی بیشتری با معترضان دی ۱۴۰۴ و نیز جنبش زن زندگی آزادی داشتهاند و از طرفی بیشتر نسبت به وضعیت کسبوکار خودشان ابراز نگرانی یا نارضایتی کردهاند.
نکتهی مشهود در این تفاوتها این است که کسبوکارهایی که وضعیت شکنندهتری دارند، علاوه بر اینکه نسبت به وضعیت کسبوکار خودشان بیشتر ابراز نگرانی میکنند، همراهی بیشتری نیز با اعتراضات داشتهاند. بهعنوان مثال یک خانم شیرینیفروش در روز ۱۸دیماه با هشتگهای #وطنم و #نه_به_گرانی نوشته است:
«جدا از کارمون، پختن کیک برای بچههامون کوچیکترین دلخوشی بود که اونم نابود شد.»

بخش مهمی از اعتراضات نسبت به وضعیت کسبوکار مربوط به نارضایتیهای صاحبان کسبوکارها از اختلالات اینترنت است. به عنوان آرایشگرها که کسبوکار کوچک و آسیبپذیری دارند و برای جذب مخاطب و مشتری نیز وابستگی بیشتری به تبلیغات اینستاگرامی خدماتشان دارند، بیش از باقی گروههای شغلی به این موضوع اعتراض کردهاند. یکی از آرایشگرها بعد از جنگ ۱۲ روزه در این باره نوشته است:
«ولی تو این روزایی که جنگ بود و ناامیدی … من داشتم به دخترایی مثل خودم قوی بودن و مستقل بودن یاد میدادم. امید برای روزای قشنگ. [ … ] تو این روزا که اینترنت نداشتیم من دلخوشیم هنرجوهام بودن. دخترایی که حتی تو اون شرایط بازم امید داشتن. برای آیندشون و مستقل شدنشون … در رگهای ما، امیدیست که میدود.»

اما علاوه بر محدودیتهای فزاینده در دسترسی به اینترنت، عوامل دیگری نیز در ناراضیسازی صاحبان کسبوکارها مؤثرند. پلمب شدن کافهها و رستورانها بهدلیل حضور مشتریان با حجاب اختیاری یکی از تکرارشوندهترین مواردی است که لطمات زیادی به صاحبان و کارکنان در این کسبوکارها وارد میکند. یک نمونه از اطلاعرسانی یکی از کافهها را با هم مشاهده کنیم:

یکی دیگر از موارد نارضایتی صاحبان کسبوکارها، تأثیرپذیری آنها از وضعیت کلی اقتصادی کشور است. یک فروشنده لوازم آرایشی، در پست اینستاگرامیای که قبل از شروع اعتراضات دی منتشر کرده، نوشته است:
«اگه رفیق کاسب داری این روزا حواست بیشتر بهش باشه. کاسبا حالشون این روزا خیلی بده.»

از روزگار قدیم این رسم در بین بخشی از ایرانیان بهجای مانده است که وقتی خانوادهای یکی از اعضایش را از دست میداد، کسبه و اهالی محل بعد از مراسم هفتم جمع میشدند و کرکره مغازههایشان را پایین میکشیدند و بهسمت مغازهی صاحب عزا به راه میافتادند و بعد از ابراز همدردی با صاحبان عزا، مغازه را باز میکردند و سپس برای باز کردن مغازهی خودشان از صاحب عزا اجازه میگرفتند. در عزای فراگیر زمستان ۱۴۰۴ تشخیص اینکه چه کسانی باید از چه کسانی برای بازگشتن به کسبوکارشان اجازه بگیرند چندان آسان نبود. با این حال، این رسم قدیمی در بستر اینستاگرام به شکل جدیدی بروز پیدا کرد؛ بهطوری که صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی برای شروع مجدد فعالیتشان از مخاطبان و مشتریانشان اجازه میگرفتند.
یک آرایشگر زن در اسفند ۱۴۰۴ و قبل از شروع جنگ ۴۰ روزه نوشته است:
«با احترام بعد ۵۰ روز فعالیت رو شروع کردیم و پست گذاشتیم، تسلیت میگم به خانواده های داغدار که عزیزانشون رو از دست دادن، ما هیچوقت فراموش نمیکنیم و به یادشون هستیم، بعد۵۰ روز که هیچ فعالیتی نداشتیم یه پست گذاشتیم اونم بخاطر اینکه باید خرج و قسط ها رو در بیاریم. در قسمت کامنت ها اعلام کنید که فعالیت کردن رو شروع کنیم؟ یا همچنان فعالیت نکنیم؟ که طبق نظر شما هممیهنامم پیش بریم»
.

چند مورد دیگر را با هم مرور کنیم:
«شاید روزی از خواب برخواستیم و تمام رویاهایمان را زندگی کردیم. این بازگشت از سر شوق نیست. از سر ضرورت است. ساختن در روزهای سخت بخشی از مسئولیت ماست.»

«زمستان امسال سرد بود؛ آنقدر سرد که همه ما در این زمستان مردیم. سوگواریم و با تمام سنگینیها، با توجه به شرایط بد اقتصادی مجبوریم به ادامه دادن.»

«شما همیشه همراه من بودید و با وجودتون عشق و برکت رو به من هدیه دادید. الانم میخوام میخوام ازتون انرژی بگیرم برای ادامه. خودتون میدونید که اوضاع اقتصادی خیلی سخت و سرسامآور شده و مجبوریم به ادامه کار و زندگی. ما ادامه میدیم به امید روزای خوب برای حال دل هممون.»

مشکلاتی که بهدلیل قطع اینترنت برای کسبوکارها بهوجود آمدهاند هنوز هم ادامه دارند و بسیاری از کسبوکارها را در معرض نابودی قرار دادهاند. یک فروشنده لباس در خرداد ۱۴۰۵ نوشته است:
«متاسفانه پیجمون به همون دلایلی که هممون درگیرشیم از الگوریتم خارج شده. تو این گرونی کلی ضرر کردیم. میشه اگه وصلی یه لایک و کامنت بزاری. حتی شده یه نقطه بزارید ممنون میشم ...»

اما این مشکلات فقط ناشی از محدودیت در دسترسی به اینترنت نیستند و وضعیت بغرنج اقتصادی کشور، نارضایتیهای مضاعفی را برای این کسبوکارهای خرد ایجاد کرده است. یک فروشنده کفش با ابراز نارضایتی از رکود بازار در تیر ۱۴۰۵ نوشته است:
«اسیر شدیم بخدا.... اوضاع کاسبی شما چجوریه؟؟ #جنگ #کاسبی #ایران"»

یک آرایشگر زن نیز در تیر ۱۴۰۵ بعد از اینکه به گفتهی خودش برای چندمین بار برق مغازهاش قطع شده است، فیلمی از ادامهی آرایش مشتری خود را در پشتبام ساختمان منتشر کرده و نوشته است:
«امیدوارم زودتر از این شرایط نجات پیداکنیم هم خودمون و هم کسب و کارمون.»

جمعبندی
کارشناسان و حتی مقامهای دولتی بارها درباره خسارت قطع اینترنت، جنگ و بحرانهای بزرگ سیاسی و اجتماعی بر اقتصاد صحبت کردهاند؛ اما در این میان کمتر به کسبوکارهای کوچک توجه میشود.
بررسی اطلاعات و دادههای بیش از یک میلیون و صدهزار پست از ۲۹۱۰ کسب و کار اینستاگرامی، طی یک دهه گذشته نشان میدهد، قطع و محدودیت اینترنت کسبوکارهای کوچک را در معرض نابودی قرار میدهد.
یافتههای این مطالعه بهوضوح نشان میدهند که اختلال در دسترسی به اینترنت برای کسبوکارهای محلی صرفاً به معنای دشوار شدن ارتباط با مشتریان نیست، بلکه مستقیماً بر امکان ادامه فعالیت، درآمد و بقای آنها اثر میگذارد. این آسیبپذیری در میان کسبوکارهای شکنندهتر، بهویژه کسبوکارهای خرد و یکنفره، محسوستر است و در شهرستانهای محرومتر نیز شدت بیشتری پیدا میکند. همچنین، زنانی که بهدلیل وجود نابرابری در دستیابی به فرصتهای شغلی در فضاهای رسمی و آفلاین بهسمت مشاغل غیررسمی مبتنی بر فضای آنلاین روی آوردهاند نیز بیش از مردان از اختلال و قطعی اینترنت آسیب دیدهاند. از سوی دیگر، همزمانی اختلال اینترنت با بحرانهای اقتصادی، جنگ، اعتراضات و سایر مسائل سیاسی و اجتماعی، فشار مضاعفی بر این کسبوکارها وارد کرده و بسیاری از آنها را در معرض تعطیلی یا کاهش فعالیت قرار داده است. در چنین شرایطی، اینترنت برای بخشی از جامعه نه یک ابزار جانبی، بلکه زیرساخت اصلی کسب درآمد و ادامه زندگی اقتصادی است. بنابراین سیاستهای محدودکننده دسترسی به اینترنت، بیش از همه به همان بخشهایی آسیب میزنند که پیش از این نیز از منابع و فرصتهای کمتری برخوردار بودهاند. از این منظر، اختلال در اینترنت به عاملی برای تعمیق نابرابریها و تضعیف بیشتر بخشهای آسیبپذیرتر اقتصاد محلی تبدیل شده است. بر اساس یافتهها و شواهد موجود، شاید نتوان به برآورد چندان دقیقی از میزان هزینههایی که به این بخش از جامعه وارد شده است دست یافت؛ ولی میتوان گفت که روند تغییرات قطعاً بهسمت تشدید نابرابریها است.
به بیان دیگر، رفتوبرگشتها میان جنگ و قطعی اینترنت - وضعیتی که ممکن است شکل فرسایشی و تکرارشونده پیدا کند - جنگ نامتقارنی را نیز برعلیه کسبوکارهای محلیِ متکی بر اینترنت به جریان انداخته است که بخشهای ضعیف جامعه را روز به روز ضعیفتر میکند؛ با این تفاوت که اخبار این جنگ معمولاً پوشش داده نمیشوند.