
همزمان با ادامه درگیریهای نظامی بین ایران و ایالات متحده، پرونده «خرید جنگندههای سوخو از روسیه» همچنان یکی از موضوعاتی است که در رسانهها و شبکههای اجتماعی فارسیزبان، مطرح میشود. سوال اینجاست که آیا جمهوری اسلامی، جنگنده سوخو خریده و تحویلگرفته است یا نه.
پرونده نوسازی نیروی هوایی جمهوری اسلامی با جنگندههای روسی، سالها پیش از مطرح شدن نام سوخو Su-35 آغاز شد. از حدود سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ (۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ میلادی)، همزمان با فضای پس از توافق هستهای و بحث کاهش محدودیتهای تسلیحاتی علیه جمهوری اسلامی، گزارشها و گمانهزنیهایی درباره احتمال خرید جنگندههای سوخو Su-30SM از روسیه منتشر شد. این موضوع در سالهای بعد، بهویژه تا پایان محدودیت تسلیحاتی سازمان ملل در سال ۱۳۹۹، بارها در رسانهها و تحلیلهای نظامی تکرار شد. با این حال، پرونده سوخو Su-30SM هیچگاه به مرحله مذاکرات و خرید نرسید.

توضیح تصویر: جنگنده سوخو Su-30SM (نام ناتو فلانکر H) نیروی دریایی روسیه
با گذشت زمان و تغییر شرایط منطقهای، نام سوخو Su-35 بهتدریج وارد ادبیات رسانهای و تحلیلی مربوط به نوسازی نیروی هوایی ایران شد. نخستینبار در سال ۲۰۲۰ برخی رسانههای تخصصی نظامی از جمله Military Watch Magazine ایران را بهعنوان یکی از مشتریان احتمالی آینده این جنگنده معرفی کردند؛ اما این مطالب بیشتر جنبه تحلیلی و گمانهزنی داشتند. طرح مشخصتر برنامه خرید سوخو Su-35 در سال ۲۰۲۱ مطرح شد؛ زمانی که ایندیپندنت فارسی گزارشی درباره تلاش وزارت دفاع جمهوری اسلامی برای خرید ۲۴ فروند سوخو Su-35SE منتشر کرد؛ جنگندههایی که پیشتر برای مصر ساخته شده بودند.
از آن زمان به بعد، پرونده سوخو Su-35 به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات نظامی مرتبط با جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ پروندهای که میان شایعه، جنگ روانی، گزارشهای رسانهای، اظهارات رسمی و نبود شواهد روشن از تحویل عملیاتی، در نوسان بوده است. در این مطلب، به بررسی روند شکلگیری پرونده خرید سوخو Su-35، گزارشهای منتشرشده درباره آن، ابهامهای موجود، احتمال تحویل یا عدم تحویل این جنگندهها و موضوعات مرتبط با تأثیر احتمالی آن بر توان هوایی جمهوری اسلامی میپردازیم.
از زمان انتشار نخستین گزارشها درباره احتمال خرید جنگندههای سوخو Su-35 از روسیه در سال ۲۰۲۱، این موضوع به یکی از بحثبرانگیزترین و البته مبهمترین پروندههای نظامی تبدیل شده است. بسیاری از اخبار و گمانهزنیها بدون سند و منبع معتبر منتشر میشدند و اغلب جنبه جنگ روانی داشتند. برخی رسانهها ادعا میکردند تحویل جنگندهها «همین ماه» یا «تا پایان سال» انجام میشود، در حالی که واقعیت بسیار کندتر و پیچیدهتر پیش رفت.
یکی از مثالهای بارز شایعات، گزارش خرید ۲۴ فروند سوخو Su-35SE (مدلهای ساختهشده برای مصر) بود که قرار بود به سرعت تحویل داده شود. این ادعاها هرگز به مرحله عملی نرسید. شایعات دیگری هم درباره تحویل فوری در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ مطرح شد که فاقد شواهد ملموس بودند. همزمان، مقامات ایرانی نیز به موضوع اشاره میکردند؛ گفتههایی که احتمال خرید و تحویل جنگندهها را در فضای رسانهای و عمومی افزایش میداد.
مثلا سردار علی شادمانی (معاون هماهنگکننده قرارگاه خاتمالانبیا) در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که ایران سوخو-۳۵ خریداری کرده است و پیش از آن سردار مهدی فراهی (جانشین وزیر دفاع) در سال ۱۴۰۲ از نهایی شدن خرید سخن گفته بود.

توضیح تصویر: جنگنده سوخو Su-35S نیروی هوافضای روسیه مسلح به موشکهای هوا به هوا
یکی از مهمترین گزارشهایی که پشتوانه اسنادی داشت، مربوط به افشاگریهای اوکراینیها درباره اسناد داخلی هلدینگ KRET روسیه (زیرمجموعه روستک) بود. این اسناد که در اکتبر ۲۰۲۵ از سوی رسانههای اوکراینی و تحلیلگران منتشر شد، ایران را با کد مشتری «۳۶۴» بهعنوان سفارشدهنده ۴۸ فروند جنگنده سوخو Su-35 معرفی میکرد. جزئیات شامل ارزش بخش الکترونیک و جنگ الکترونیک (حدود ۵۸۸ میلیون یورو)، از جمله سامانه Khibiny-M (L-265) بود و برنامه تحویل مرحلهای بین سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ اعلام شده بود.
این افشاگریها با گزارشهای تحلیلی نشریه Military Watch Magazine همخوانی داشت و اعتبار بیشتری به پرونده بخشید. پس از انتشار اسناد، نشانههایی مانند آموزش خلبانان ایرانی در روسیه، آمادهسازی پایگاههای هوایی (مانند همدان) و پرداختهای مرحلهای ایران، احتمال جدی بودن قرارداد را تقویت کرد. البته روسیه و ایران هنوز جزئیات کامل را به صورت رسمی تایید نکردهاند.
تاکنون شواهد قطعی و قابل راستیآزمایی از تحویل عملیاتی جنگندهها به ایران منتشر نشده، اما گزارشهای اخیر حاکی از پیشرفت تولید در کارخانه کومسومولسک-نا-آمور است. طبق گزارش Military Watch Magazine، روسیه تا اوایل ژوئیه ۲۰۲۶ حدود ۲۰ فروند از این جنگندهها را برای ایران تکمیل کرده و ایران هزینه نگهداری آنها در خاک روسیه را پرداخت میکند. این موضوع نشاندهنده حرکت تدریجی اما واقعی پرونده است.
با وجود این، بسیاری از ادعاهای مرتبط با تولید و نگهداری جنگندههای سفارش ایران در روسیه (مانند تکمیل ۲۰ فروند یا پرداخت هزینه نگهداری توسط ایران) عمدتاً بر پایه گزارشهای رسانهای است و سند عمومی و مستقل معتبری برای تایید کامل آنها وجود ندارد.

توضیح تصویر: خط تولید جنگندههای سوخو در کارخانه کومسومولسک-نا-آمو
تاکنون ادعاهای رسمی ایرانی بیشتر بر «خرید» و «نهایی شدن» تمرکز دارند تا جزئیات عملیاتی.
در نهایت، پرونده سوخو-۳۵ نمونهای از ترکیب شایعات، اسناد لو رفته و تاییدهای محدود مقامات است. هر چند خبرهای مربوط به این نوسازی بالقوه میتواند در فرایند نهاییشدن تحویل جنگندهها تاثیرگذار باشد، اما چالشهای تحریم، لجستیک و آموزش همچنان پابرجاست.
جنگنده سوخو Su-35 (نام ناتو فلانکر E/M) یک هواپیمای چندمنظوره نسل ۴++ ساخت روسیه است که شرکت سوخوی (زیرمجموعه شرکت هواپیماسازی UAC) آن را توسعه داده است.
این جنگنده، نسخه مدرنشده و ارتقا یافته از خانواده Su-27 به شمار میرود و از سال ۲۰۱۴ وارد خدمت نیروی هوایی روسیه شده است. Su-35 تکسرنشین است و جزو جنگندههای چند منظورهاست. این هواپیما در کارخانه کومسومولسک-نا-آمور، واقع در شرق دور روسیه، در منطقه خاباروفسک کرای تولید میشود.
از نظر قابلیتهای فنی، Su-35 به رادار قدرتمند Irbis-E (PESA) مجهز است که روی کاغذ قادر به شناسایی اهداف با سطح مقطع راداری سه متر مربع در فاصله حدود ۴۰۰ کیلومتر، ردیابی همزمان ۳۰ هدف و درگیری با ۸ هدف است.موتورهای AL-41F1S (117S) با قابلیت تغییر بردار رانش (thrust vectoring)، سرعت نهایی بیش از ۲.۲۵ ماخ، برد پروازی حدود ۳۶۰۰ کیلومتر (تا ۴۵۰۰ کیلومتر با مخازن سوخت خارجی) و سقف پرواز حدود ۱۸۰۰۰ متر را فراهم میکنند.این جنگنده دارای ۱۲ نقطه حمل مهمات با ظرفیت ۸ هزار کیلوگرم است و میتواند طیف وسیعی از موشکهای هوا به هوا (مانند R-37M ، R-77-1 و R-73)، موشکهای هوا به سطح، بمبهای سقوط آزاد و مهمات هدایتشونده را حمل کند. همچنین این جنگنده مجهز به یک قبضه توپ ۳۰ میلیمتری تکلوله GSh-30-1 با خشاب ۱۵۰ گلولهای است که در ریشه بال سمت راست قرار دارد.

توضیح تصویر: رادار Irbis E جنگنده سوخو Su-35
جنگنده Su-35، به دلیل مانور پذیری بالا در نمایشهای هوایی شهرت دارد و در چند عملیات واقعی مانند سوریه و جنگ اوکراین، برای ماموریتهای مختلف، به خصوص در بحث برتری هوایی استفاده شده است. این جنگنده چندمنظوره بودن بالایی دارد و میتواند هم به عنوان رهگیر و هم برای پشتیبانی نزدیک هوایی عمل کند؛ هرچند مانند همه پلتفرمهای نسل ۴++، در برابر تهدیدات جنگندههای نسل پنجم و شبکهمحور مدرن چالشهایی دارد.
گزارشها نشان میدهد ارتش روسیه، نخستین و مهمترین مشتری این جنگندههاست.
روسیه تا کنون به عنوان کاربر اصلی، صدها فروند Su-35S سفارش داده و تحویل گرفته است. بر اساس گزارشهای موجود تا اواخر ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، ناوگان عملیاتی روسیه حدود ۱۱۰ تا ۱۴۰ فروند (با احتساب تحویلهای مداوم) تخمین زده میشود و تولید ادامه دارد، هرچند بخشی از ظرفیت تولیدی به سمت سفارشهای صادراتی هدایت شده است. تحویلهای سالانه در سالهای اخیر (مانند ۲۰۲۵) شامل چندین دسته بوده و تولید برای تقویت ناوگان، با وجود تلفات گزارششده، ادامه یافته است.
مشتریان خارجی Su-35 عمدتا به دلیل فشارهای سیاسی و تحریمها محدود بودهاند.
مثلا چین به عنوان نخستین مشتری خارجی، تا سال ۲۰۱۸ حدود ۲۴ فروند از این جنگنده ها را دریافت کرده است.
الجزایر نیز در سال ۲۰۲۵، تعدادی از این جنگندهها را دریافت کرد؛ هواپیماهایی که پیشتر برای تحویل به مصر ساخته شده بودند.
گزارشهایی از علاقه یا سفارشهای کوچکتر برای کشورهایی مانند اتیوپی وجود دارد، اما فروش صادراتی کلی نسبت به انتظارات اولیه به خاطر مسائلی چون جنگ اوکراین و تحریمهای تسلیحاتی علیه صنایع نظامی روسیه محدود مانده است.

توضیح تصویر: جنگندههای سوخو Su-35S نیروی هوایی جمهوری خلق چین
گزارشها نشان میدهد صنایع نظامی روسیه در سالهای جنگ اوکراین با رشدی موقت روبهرو شده است.
در میانه جنگ، روسیه به جز جنگنده به سایر تجهیزات نظامی نیز احتیاج داشت. در این سالها، تولید مهمات، پهپادهای تهاجمی، موشکهای کروز و برخی سامانههای زرهی و توپخانهای بهطور چشمگیری افزایش یافت و بخش دفاعی به موتور اصلی رشد صنعتی کشور تبدیل شد.
با این حال، مقامات روسی و تحلیلگران غربی اذعان کردهاند تا اواسط سال ۲۰۲۶ این رونق به سقف ظرفیت رسیده است. به نظر میرسد کارخانهها تقریبا در حداکثر توان خود کار میکنند، نیروی کار ماهر کمیاب شده، ذخایر شوروی تقریبا تهی گشته و رشد تولید در بسیاری از بخشها (بهجز پهپاد و مهمات) کند یا متوقف شده است.
جنگ اوکراین صنایع دفاعی روسیه را با محدودیتهای ساختاری جدی مواجه کرده است. تحریمهای غربی دسترسی به قطعات الکترونیکی پیشرفته و ماشینابزارها را محدود کرده، هرچند روسیه با دور زدنهای جزئی و تامین از چین ادامه داده است. کمبود نیروی کار، افزایش هزینهها، سودآوری پایین تحت قیمتگذاری دولتی و اولویت مطلق نیازهای جبهه (مهمات و پهپاد) باعث شده تولید پلتفرمهای پیچیده مانند جنگندههای سنگین، بسیار کندتر از نیازهای اعلامشده پیش برود. در نتیجه، روسیه مجبور شده حتی تحویل جنگندهها به نیروهای هوافضای خودی را کاهش دهد تا ظرفیت محدود تولید را مدیریت کند؛ واقعیتی که بدون شک بر زمان و چگونگی تحویل سفارشهای جمهوری اسلامی نیز موثر است.

توضیح تصویر: جنگنده منهدمشده سوخو Su-35S نیروی هوافضای روسیه در جنگ اوکراین
در مورد سفارش جنگندههای سوخو Su-35 برای ایران، گزارشهای غیررسمی و اسناد لورفته ادعا میکنند که تولید در کارخانه کومسومولسک-نا-آمور در جریان است و حتی تعدادی هواپیما تکمیل شده، اما هیچ مدرک قطعی و رسمی از سوی دولت روسیه یا ایران وجود ندارد که این هواپیماها واقعا برای تهران ساخته شده باشند یا آماده تحویل باشند. تا این لحظه هیچ تصویر ماهوارهای، عکس از هواپیما با نشان ایران، یا بیانیه رسمی مبنی بر تولید یا نگهداری ویژه برای ایران منتشر نشده است. بنابراین هرگونه ادعای «تولید در حال انجام برای ایران» همچنان در حد گزارشهای ثانویه و تایید نشده باقی مانده و تحویل واقعی به این زودیها (حداقل تا ۲۰۲۷) محتمل نیست.
در این میان، سوال دیگری نیز مطرح میشود: حتی با توجه به محدودیتها و جنگ روسیه، چرا الجزایر سفارش جنگندههای روسی خود را دریافت کرده اما این موضوع برای ایران هنوز آغاز نشده است؟
به نظر میرسد تفاوت در حساسیتهای سیاسی، یکی از دلایل موثر بر این مساله باشد. الجزایر بهعنوان مشتری سنتی روسیه در شمال آفریقا، با حساسیت کمتر نسبت به ایران، توانسته بخشی از جنگندههای سوخو Su-35 تولید شده (عمدتا از سفارش لغو شده مصر) را دریافت کند و تصاویر ماهوارهای و گزارشهای میدانی نیز این تحویل را تایید کردهاند.
به طور کلی، تحویل این جنگندهها به الجزایر ریسک ژئوپلیتیک کمتری دارد، فشار تحریمهای ثانویه آمریکا نیز کمتر است و تنش منطقهای ایجاد نمیکند. در مقابل، ایران بهخاطر تحریمهای گسترده، موقعیت حساس خاورمیانه و احتمال واکنش شدید اسرائیل و غرب، برای مسکو هزینهبرتر و پیچیدهتر است. به همین دلیل حتی اگر قراردادی وجود داشته باشد، روسیه با احتیاط بیشتری عمل میکند و مجموعه این مسائل، بر تاخیر در تحویل جنگندهها موثر است.

توضیح تصویر: جنگندههای سوخو Su-35 نیروی هوایی الجزایر
با وجود اینکه عوامل زیادی، میتواند مانع جدی در تحویل سریع سفارشها به ایران باشد اما در عین حال، در بلندمدت احتمال عمل به نیازهای نظامی ایران همچنان بالاست.
همکاری دوجانبه (پهپادها و موشکهای ایرانی در ازای فناوری و تسلیحات روسی)، انزوای مشترک در برابر غرب، نیاز روسیه به درآمد ارزی از صادرات تسلیحات (که پس از جنگ بهشدت افت کرده) و منافع استراتژیک ایجاد یک محور ضدغربی، انگیزههای قوی برای مسکو ایجاد میکند.
حتی اگر در کوتاهمدت بهخاطر ظرفیت محدود جنگ، ملاحظات سیاسی و نبود تایید رسمی، تحویل جنگندههای سوخو Su-35 به تعویق بیفتد، منافع متقابل بلندمدت احتمالا بر موانع موقت غلبه خواهد کرد. با این وجود باید به خاطر داشت که روسیه دستکم در یک مورد، سابقه چندان خوبی در تحویلِ بهموقع تجهیزات نظامی به ایران ندارد؛ سامانه S-300 که سفارش آن در سال ۲۰۰۷ ثبت شد اما بهدلیل فشارهای بینالمللی و ملاحظات سیاسی مسکو، تحویل نهایی تا سال ۲۰۱۶ (یعنی حدود ۹ سال بعد) به تعویق افتاد.
بررسی وضعیت نظامی و مشخصا زیرساختهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی نشان میدهد خرید جنگندههای سوخو Su-35 بهتنهایی نمیتواند تحول اساسی در وضعیت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. این هواپیماها اگرچه از نظر مانورپذیری، رادار و برد نسبت به ناوگان فعلی ایران برتری قابلتوجهی دارند، اما برای دستیابی به برتری هوایی واقعی و پوشش کامل راداری به سیستمهای مکمل نیاز است.
مهمترین کمبود، فقدان هواپیماهای آواکس (هشدار زودهنگام هوابرد) است که نقش چشم و گوش نیروی هوایی را بازی میکنند. بدون آواکس، حتی بهترین جنگندهها نیز در شناسایی تهدیدات دوربرد و هماهنگی نبرد هوایی دچار محدودیت جدی میشوند.

توضیح تصویر: هواپیمای آواکس Saab 2000 Erieye نیروی هوایی پاکستان
جغرافیای ایران، این مشکل را تشدید میکند. کوههای زاگرس، البرز و مناطق کوهستانی گسترده نقاط کور راداری متعددی ایجاد میکنند که رادارهای زمینی بهسختی میتوانند آنها را پوشش دهند. تهدیدات کمارتفاع مانند موشکهای کروز، پهپادها یا جنگندههای نفوذی میتوانند از این نقاط کور عبور کنند. سوخو-۳۵ با رادار قوی ایر بیس-ای خود توانایی خوبی دارد، اما این رادار فقط در محدوده دید مستقیم هواپیما عمل میکند و نمیتواند جایگزین پوشش گسترده و همهجانبه یک آواکس شود. بدون این قابلیت، برتری هوایی پایدار و دفاع یکپارچه هوایی عملا غیرممکن است.
ناوگان فعلی نیروی هوایی ایران بهشدت قدیمی و فرسوده است. بخش عمده آن را هواپیماهایی تشکیل میدهد که محمدرضا شاه از آمریکاییها خریده است (جنگندههای F-4E/D، F-14A و F-5E/F) و مابقی آن را جنگندههای شرقی خریداریشده مربوط به سالهای پایانی دهه ۵۰ و همچنین سالهای جنگ ایران و عراق (جنگندههای F-7، MiG-29 و Su-24) تشکیل میدهد.
بنابراین، بسیاری از این هواپیماها بیش از ۴۰ تا ۵۰ سال سن دارند، نرخ آمادگی عملیاتیشان پایین است و نگهداری آنها با مشکلات شدید قطعات یدکی روبهروست. برآوردها نشان میدهد مجموع تعداد ایرفریمهای سالم و موجود هواپیماهای رزمی ایران حدود ۲۰۰ تا ۲۳۱ فروند است که بخش قابلتوجهی از آنها در شرایط جنگی واقعی قابلیت ماندگاری کمی دارند و پس از تلفات جنگ اخیر نیز (از جمله نابودی تعدادی F-14A، F-4E، F-5 و F-7 بر روی زمین)، تعداد هواپیماهای عملیاتی حتی از این آمار هم کمتر شده است.

توضیح تصویر: جنگنده برتری هوایی میگ MiG-29A فولکروم نیروی هوایی جمهوری اسلامی
بر اساس برآوردهای تحلیلگران نظامی، برای جایگزینی ناوگان قدیمی و ایجاد یک نیروی هوایی مدرن و قابلاتکا، ایران به حداقل ۱۰۰ تا ۱۵۰ فروند جنگنده نسل چهار و نیم یا بالاتر نیاز دارد. برخی ارزیابیها حتی رقم ۲۰۰ تا ۳۰۰ فروند را برای دستیابی به قابلیت بازدارندگی معنادار در برابر تهدیدات منطقهای مطرح میکنند. تحویل حتی ۴۸ یا ۶۴ فروند سوخو-۳۵ (در صورت تحقق کامل) تنها بخش کوچکی از این نیاز را پوشش میدهد و بیشتر جنبه نمادین و محدود خواهد داشت تا تحول واقعی.
علاوه بر کمبود کمی، مشکل کیفی نیز وجود دارد. Su-35 بدون پشتیبانی آواکس، تانکرهای سوختگیری هوایی مدرن، سیستمهای جنگ الکترونیک پیشرفته و شبکه دادهلینک یکپارچه، نمیتواند پتانسیل کامل خود را نشان دهد. در نبردهای مدرن، جنگنده تنها یک قطعه از پازل است و نبود لایههای دیگر باعث میشود حتی هواپیماهای پیشرفته نیز آسیبپذیر بمانند.
در نهایت، با توجه به شرایط کنونی و نابودی بسیاری از زیرساختهای حیاتی نظامی (از جمله پایگاههای هوایی و تأسیسات پشتیبانی)، مشکلات شدید اقتصادی و اولویتهای نظامی جمهوری اسلامی که بیشتر بر برنامه موشکی و پهپادی متمرکز است، تحویل هر جنگنده جدیدی میتواند به تعویق بیفتد یا اصلاً انجام نشود. حتی در صورت تحویل محدود، تأثیر آن بر وضعیت کلی نیروی هوایی ایران بسیار محدود خواهد بود و تغییر بنیادینی ایجاد نخواهد کرد.

توضیح تصویر: جنگندههای F-14A تامکت منهدمشده در پایگاه هوایی هشتم شکاری اصفهان
پرونده خرید جنگندههای سوخوی Su-35 از سوی ایران، از سالها گمانهزنی و شایعات رسانهای آغاز شده و تا امروز در فضایی از ابهام و تناقض باقی مانده است. گزارشهای اولیه درباره Su-30SM، سپس ادعاهای خرید ۲۴ فروند Su-35SE و در نهایت افشاگریهای اسنادی اوکراینی درباره سفارش ۴۸ فروند با کد مشتری «۳۶۴» و برنامه تحویل ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸، همگی نشاندهنده جدیت نسبی مذاکرات است. با این حال، نبود هرگونه مدرک قطعی مانند تصاویر ماهوارهای، عکسهای هواپیما با نشان ایران یا بیانیه رسمی مشترک، باعث شده این پرونده همچنان ترکیبی از اسناد لورفته، اظهارات محدود مقامات ایرانی و گزارشهای تحلیلی باشد که تاکنون به تحویل جنگندهها منجر نشده است.
وضعیت کنونی صنایع دفاعی روسیه، که تحت فشار جنگ اوکراین به سقف ظرفیت رسیده و اولویت مطلق خود را به تولید مهمات و پهپاد اختصاص داده، یکی از مهمترین موانع عملی تحویل سریع این جنگندههاست. تفاوت آشکار میان تحویل سوخو-۳۵ به الجزایر (بهعنوان مشتری با حساسیت کمتر) و تاخیر در مورد ایران، ریشه در ملاحظات ژئوپلیتیک، تحریمهای ثانویه و ریسک واکنش غرب و اسرائیل دارد.
سابقه تاخیرهای طولانی روسیه در تحویل تجهیزات حساس به ایران (مانند S-300) نیز نشان میدهد حتی در صورت وجود قرارداد، تحویل واقعی احتمالا تا پس از ۲۰۲۷ یا دیرتر به تعویق خواهد افتاد؛ هرچند منافع بلندمدت دوجانبه (درآمد ارزی روسیه و نیاز ایران به فناوری) احتمال عملیشدن نهایی را همچنان زنده نگه میدارد.
در نهایت، حتی اگر تعداد قابلتوجهی از این جنگندهها تحویل شود، تاثیر آن بر توان هوایی ایران محدود و عمدتا نمادین خواهد بود. ناوگان فرسوده فعلی، نبود سامانههای مکمل حیاتی مانند آواکس و تانکرهای سوختگیری هوایی، و تمرکز اولویتهای نظامی کشور بر موشک و پهپاد، موجب میشود سوخو Su-35 نتواند بهتنهایی تحول بنیادینی ایجاد کند. این خرید، بیشتر نشانهای از تلاش برای نوسازی تدریجی و نمادین است تا راهکاری جامع برای جبران شکاف عمیق کیفی و کمی نیروی هوایی. در این شرایط، چالشهای لجستیکی، آموزشی و تحریمی همچنان پابرجا خواهند ماند.