
در یک برنامه تلویزیونی در شبکه خبر جمهوری اسلامی، مهمان برنامه و مجری درباره «امکان ایجاد بحران زنجیرهای در زیرساختهای ماهوارهای در مدار پایین زمین» صحبت کردند. مدار LEO به مدار ماهوارههای نزدیک به سطح زمین گفته میشود که تنها چند صد کیلومتر با سطح زمین فاصله دارند، ماهوارههای استارلینک یا ایستگاه فضایی در این مدار قرار دارند.
این گفتوگو بهطور مستقیم ادعای نابودی استارلینک را مطرح نمیکند، اما با اشاره به انفجار در مدار پایین و سادهتر بودن آن نسبت به عبور از سامانههای پدافندی، این پرسش را پیش میکشد که آیا جمهوری اسلامی واقعا توان ایجاد بحران مؤثر در مدار پایین را دارد یا نه. در بخشی از گفتوگو سناریویی مطرح شد که در آن موشک به مدار پایین زمین برود و با انفجار در زمان مشخص، زیرساخت ماهوارهای را دچار بحران کند و ادعا شد چنین اقدامی نه نابودکننده همه زیرساختها، بلکه میتواند «شروعکننده یک بحران» باشد.
کارشناس: شما فرض کنید به هر دلیلی یک اتفاقی در مدار LEO بیفته؛ اتفاقی که از نوع اختلال باشه یا هر چیز دیگهای، خودش به این زنجیره دامن میزنه و چون هزینه توسعه فضایی اونقدر بالاست، اونقدر بالاست…مجری: یعنی یه چیزی، انفجار، یه چیزی پخش و پلا میشه میخورن به همدیگه، یکی از مدار دربیاد، به اون یکیها میخوره و همه چی دیگه به هم میخوره؟کارشناس: و این اتفاق خیلی سادهتر از مثلا عبور از چندین تا سامانه پدافندی و زدن مثلا یک کشوری در یک جاییه. خیلی سادهتر این اتفاق میفته و دچار واقعاً یک بحرانی در فضا ممکن بشه.مجری: یعنی، یعنی در واقع به جای اینکه یک موشکی از اینجا شلیک بشود، برود، سامانه پدافندی رو رد بکنه، به هدفی بخورد، اگر این موشک برود و مستقیم در مدار لئو، که تازه مدار پایینی هم هست، قرار بگیرد و مثلا در زمان مشخصی یک انفجاری رقم بخورد، میتواند کل این در واقع زیرساخت ماهوارهای رو…کارشناس: نه کلش، یک بحرانی. شروعکننده یک بحرانی باشه.
این تهدید روی مرز میان یک نگرانی واقعی علمی و یک تصویرسازی اغراقآمیز حرکت میکند. شلوغ شدن مدار پایین زمین، افزایش تعداد ماهوارهها و آزمایش تسلیحاتی در مدار پایین و رزمایش برای هدف قراردادن ماهوارهها از روی زمین بهدست بقیه کشورها واقعیت دارد. اما آیا از آن میتوان نتیجه گرفت که ایجاد اختلال گسترده در شبکههایی مانند استارلینک آسانتر از عبور از سامانههای دفاعی زمینی است؟ آیا نیروی هوافضای سپاه توان انجام عملیات نظامی یا خرابکاری در مدار پایین را دارد؟ اما آیا تهدید جمهوری اسلامی در مدار پایین جدی است؟
مدار پایین زمین یا Low Earth Orbit به اختصار LEO بخشی از فضای اطراف زمین است که بسیاری از ماهوارههای امروزی در آن قرار دارند. این مدار برای منظومههای اینترنت ماهوارهای، ماهوارههای سنجش از دور، ماهوارههای علمی، نظامی، مخابراتی و تصویربرداری اهمیت زیادی دارد. استارلینک نیز عمدتا در همین مدار فعالیت میکند.
بزرگترین استفادهکنندگان از مدار پایین زمین عمدتا آمریکا، چین، روسیه و اروپا هستند، اما تعداد ماهوارههای آنها در این مدار، تقریبی هستند و با پرتابهای جدید مدام تغییر میکنند و بهویژه درباره ماهوارههای نظامی و جاسوسی، تصویر عمومی همیشه کامل نیست؛ LEO همچنین محل حضور انسان در فضا، از ایستگاه فضایی بینالمللی تا ایستگاه فضایی تیانگونگ چین و طرحهای در حال توسعه برای ایستگاهها و گردشگری فضایی تجاری است. استفادهکنندگان دولتی و خصوصی عبارتند از:
اهمیت LEO در سالهای اخیر به دلیل رشد منظومههای بزرگ ماهوارهای چند برابر شده است. استارلینک بزرگترین نمونه این روند است. برآوردهای منتشر شده در مه ۲۰۲۶ نشان میدهد تعداد ماهوارههای فعال استارلینک از مرز ۱۰ هزار ماهواره گذشته است. همین مقیاس بزرگ، هم نقطه قوت استارلینک است و هم بخشی از نگرانی درباره آینده مدار پایین زمین. هرچه تعداد ماهوارهها بیشتر شود، مدیریت ترافیک مداری، جلوگیری از برخورد، خروج کنترلشده ماهوارههای از کار افتاده و رصد زبالههای فضایی اهمیت بیشتری پیدا میکند.

زباله فضایی به قطعاتی گفته میشود که در مدار باقی میمانند اما دیگر کارکرد مفیدی ندارند. این قطعات میتوانند بقایای موشک، ماهوارههای از کار افتاده، قطعات حاصل از انفجار یا برخورد و حتی قطعات کوچک فلزی باشند. مشکل اصلی این است که در مدار، سرعت نسبی اجسام بسیار بالاست (چند ده هزار کیلومتر بر ساعت). حتی یک قطعه کوچک میتواند در برخورد با ماهواره، آسیب جدی ایجاد کند (برنامه زبالههای فضایی ناسا).
سندروم کسلر یک سناریوی نظری اما جدی است. در این سناریو، برخورد یک جسم با جسم دیگر زبالههای بیشتری تولید میکند؛ این زبالهها به اجسام بعدی برخورد میکنند و زنجیرهای از برخوردها شکل میگیرد. این به معنای نابودی فوری همه ماهوارهها نیست، اما به معنای افزایش شدید ریسک عملیاتی در برخی مدارهاست.
بنابراین، بخش اول سخنان کارشناس برنامه درباره خطر زباله فضایی و امکان دامن زدن یک اختلال به بحران، بر یک نگرانی واقعی استوار است. مسئله از جایی شروع میشود که این نگرانی واقعی به سناریوی حمله ساده، هدفمند و موثر علیه زیرساختهای ماهوارهای تبدیل میشود.
ایده انفجار در فضا تازه نیست. در دوران جنگ سرد، آمریکا و شوروی به طور جدی بررسی کردند که انفجارهای هستهای در ارتفاع بالا چه اثری بر ماهوارهها، ارتباطات و سامانههای نظامی دارد. مشهورترین نمونه، آزمایش Starfish Prime آمریکا در ژوئیه ۱۹۶۲ بود. در این آزمایش، یک کلاهک هستهای در ارتفاع حدود ۴۰۰ کیلومتری منفجر شد. نتیجه، فراتر از انتظار بود: پالس الکترومغناطیسی، اختلال در هاوایی، ایجاد کمربندهای مصنوعی تشعشعی و آسیب به چند ماهواره در مدار. منابع تاریخی از جمله ثبتهای ناسا و گزارشهای علمی نشان میدهند که این آزمایش در ماههای بعد به خرابی چند ماهواره، از جمله Telstar 1 و Ariel 1، مرتبط دانسته شد.
موشک فضایی شچیت-۲ (Shchit-2) که در تصویر دیده میشود، ساخت اتحاد شوروی بود که برای محافظت از ایستگاههای فضایی نظامی آلماز در برابر تهدیدهای خارجی ساخته شدهبود.

این تجربهها یک درس کلیدی داشت: انفجار در فضا یک سلاح دقیق نیست. چنین انفجاری فقط هدف دشمن را نمیزند، بلکه محیط مداری را آلوده و خطرناک میکند و میتواند ماهوارههای خودی، متحدان و سامانههای غیرنظامی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
همین تجربهها در کنار نگرانی از گسترش آزمایشهای هستهای، به شکلگیری محدودیتهای حقوقی انجامید. معاهده منع جزئی آزمایشهای هستهای در سال ۱۹۶۳ آزمایش هستهای در جو، زیر آب و فضای بیرونی را ممنوع کرد. معاهده فضای ماورای جو در سال ۱۹۶۷ نیز استقرار سلاحهای هستهای و دیگر سلاحهای کشتارجمعی در مدار زمین را ممنوع کرد. بنابراین، ایده «بمب فضایی» در جنگ سرد فقط از نظر فنی خطرناک نبود؛ از نظر حقوقی و سیاسی هم به یک خط قرمز بینالمللی تبدیل شد. ایران در دهه ۱۹۶۰ هر دو این پیمانها را امضا کردهاست.
در سالهای اخیر بحث سلاحهای ضدماهواره (ASAT) بیشتر حول آزمایشهای غیرهستهای میچرخد. چین در سال ۲۰۰۷ یکی از ماهوارههای هواشناسی خود را با یک رهگیر ضدماهواره نابود کرد. این آزمایش هزاران قطعه زباله فضایی تولید کرد و یکی از مهمترین نقاط عطف بحث امنیت مدار پایین بود. سرویس پژوهشی کنگره آمریکا همان زمان گزارش کرد که آزمایش چین نگرانیهای بینالمللی درباره زباله فضایی و توان ضدماهوارهای پکن را افزایش داد.
روسیه نیز در سال ۲۰۲۱ یک آزمایش ضدماهواره انجام داد که باعث ایجاد میدان زباله در مدار پایین شد و ایستگاه فضایی بینالمللی را هم در معرض خطر قرار داد. زبالههای ناشی از این برخورد برای سالها فعالیتهای فضایی را تهدید خواهند کرد. همچنین ماموریت هندی Shakti یک آزمایش ضدماهوارهای هند در مارس ۲۰۱۹ بود که با موفقیت یک ماهواره در مدار پایین زمین را با استفاده از موشک زمین به فضا منهدم کرد.
گزارش بنیاد Secure World Foundation میگوید آزمایشهای ضدفضایی مخرب آمریکا، روسیه، چین و هند در مجموع ۶۹۰۴ قطعه زباله قابل ردیابی تولید کردهاند که ۲۷۷۳ قطعه آن همچنان در مدار باقی ماندهاست.
این اعداد نشان میدهد سناریوی انفجار یا نابودی فیزیکی ماهوارهها فقط یک عملیات نظامی علیه یک هدف نیست. چنین اقدامی محیط مشترک فضایی را برای همه خطرناکتر میکند.
استارلینک یک ماهواره منفرد نیست. حتی یک شبکه کوچک چند ده ماهوارهای هم نیست. این شبکه با هزاران ماهواره در مدار پایین طراحی شده و معماری آن بر افزونگی گسترده استوار است. یعنی اگر تعدادی از ماهوارهها از کار بیفتند، شبکه لزوما فرو نمیپاشد. ماهوارههای دیگر میتوانند بخشی از پوشش را جبران کنند، مسیرهای ارتباطی تغییر میکند و اثر اختلال ممکن است محدود، محلی یا موقت بماند.
برای ایجاد اختلال گسترده در استارلینک، باید یا تعداد بسیار زیادی ماهواره به طور همزمان از کار بیفتند، یا اختلال به لایههای کلیدیتر شبکه مانند ایستگاههای زمینی، لینکهای کاربری، لینکهای بین ماهوارهای، کنترل شبکه یا طیف فرکانسی منتقل شود. حمله فیزیکی به چند ماهواره در مدار، برای نابودی یک منظومه چند هزار ماهوارهای کافی نیست.
این همان جایی است که ادعای مطرحشده در تلویزیون ایران میتواند گمراهکننده شود. از نظر فیزیک، ایجاد زباله فضایی یا بحران مداری به دست جمهوری اسلامی ناممکن نیست. اما تبدیل آن به یک عملیات کنترلشده، هدفمند و موثر علیه استارلینک، موضوعی بسیار پیچیدهتر است. حملهای که به اندازه کافی بزرگ باشد تا واقعا استارلینک را فلج کند، احتمالا آنقدر زباله و خطر جانبی تولید میکند که دیگر فقط «حمله به استارلینک» نخواهد بود؛ بلکه بحرانی برای کل مدار پایین زمین، کلیه کشورها یا حتی تمدن بشری خواهد شد.
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر برنامه فضایی و موشکی خود را توسعه داده است. سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به وزارت دفاع چندین ماهواره سبک را به مدار پایین فرستادهاند. در یکی از مهمترین این پرتابها، نیروی هوافضای سپاه، در سپتامبر ۲۰۲۴ ماهواره چمران-۱ با موشک قائم-۱۰۰، در مدار حدود ۵۵۰ کیلومتری قرار داد. ماموریت اعلام شده این ماهواره، آزمایش فناوری مانور مداری، پیشران گاز سرد و زیرسامانههای ناوبری بود. سه ماه بعد در دسامبر ۲۰۲۴ جمهوری اسلامی با ماهوارهبر سیمرغ سنگینترین محموله فضایی خود را به مدار بیضوی با ارتفاع ۳۰۰ تا ۴۱۰ کیلومتر فرستاد؛ محمولهای شامل سامانه سامان ۱، یک کیوبست و یک محموله پژوهشی.
اینها نشان میدهد جمهوری اسلامی توان پرتاب ماهوارههای سبک و برخی آزمایشهای مداری را دارد. اما میان «پرتاب ماهواره» و «توان ضدماهواره عملیاتی» فاصله زیادی وجود دارد.
برای حمله موثر به ماهوارهها، یک کشور به زنجیرهای از تواناییها نیاز دارد: رصد و رهگیری دقیق مداری، پیشبینی مدار هدف، هدایت دقیق رهگیر یا ماهواره هممدار، فرماندهی و کنترل فضایی، توان مانور در مدار، سامانههای ارتباطی امن و توان ارزیابی خسارت. برای حمله موثر به منظومهای مانند استارلینک، این نیازها چند برابر پیچیدهتر میشود، چون هدف یک ماهواره نیست، بلکه شبکهای پویا، متحرک و بزرگ است.
تا امروز، شواهد علنی قابل اتکایی وجود ندارد که نشان دهد جمهوری اسلامی توان ضدماهواره مخرب و عملیاتی در مقیاسی دارد که بتواند یک ماهواره را به شکل معنادار از کار بیندازد. این ادعا برای شبکهای مانند استارلینک بسیار اغراقآمیزتر هم میشود. جمهوری اسلامی توانمندیهای ضدفضایی را توسعه میدهد، اما بیشتر بر جنگ الکترونیک، جمینگ و اسپوفینگ استارلینک است، نه توان اثباتشده برای نابودی فیزیکی منظومههای بزرگ ماهوارهای.
اگر بحث بر سر تهدید عملی علیه کاربران استارلینک باشد، مسیر محتملتر نه انفجار در مدار، بلکه جنگ الکترونیک و عملیات زمینی است.
جمینگ میتواند ارتباط میان ترمینال کاربر و ماهواره را مختل کند. اسپوفینگ میتواند سامانههای وابسته به موقعیتیابی یا سیگنال را فریب دهد. شناسایی ترمینالها میتواند کاربران را در معرض خطر امنیتی قرار دهد. حمله سایبری به زیرساختهای مرتبط، فشار امنیتی بر واردکنندگان و کاربران، و اختلال در طیف فرکانسی همگی سناریوهایی هستند که از نظر عملیاتی برای جمهوری اسلامی دسترسپذیرتر از جنگ فضایی به نظر میرسند. در عمل، تهدید واقعیتر برای کاربران داخل ایران میتواند بسیار زمینیتر، کمهزینهتر و پنهانتر باشد: شناسایی، سرکوب، جَمینگ و اختلال الکترونیکی.
در ویدیو گفته میشود ایجاد چنین بحرانی «خیلی سادهتر» از عبور از چند سامانه پدافندی و زدن یک کشور است. این جمله از نظر رسانهای اثرگذار است، اما از نظر فنی دقیق نیست. عبور از پدافند زمینی و حمله به یک هدف مشخص، یک مسئله نظامی پیچیده است. اما رساندن یک سامانه انفجاری به مدار، زمانبندی انفجار، تولید اثر مداری قابل پیشبینی، جلوگیری از آسیب به داراییهای خودی و ارزیابی پیامدهای زنجیرهای، سادهتر از آن نیست. ممکن است در برخی سناریوها عبور از پدافند زمینی دشوار باشد، اما جنگ در مدار نیز به سطح بسیار بالاتری از فناوری، محاسبه، رصد و کنترل فعلی نیروی هوافضای سپاه نیاز دارد.
مساله اصلی این است که انفجار در فضا اگر هم اثرگذار باشد، اثر آن به سختی کنترل میشود. این دقیقا همان درسی است که از Starfish Prime، آزمایش چین در ۲۰۰۷ و آزمایش روسیه در ۲۰۲۱ به دست آمد. هرچه اثر بزرگتر باشد، احتمال آسیب جانبی بیشتر است. هرچه هدف گستردهتر باشد، بحران کمتر قابل کنترل است. هرچند ماهوارههای شرکت استارلینک در چنین سناریویی ممکن است بیشترین آسیب را ببینند اما شرکای جمهوری اسلامی، یعنی جمهوری خلق چین که بخش زیادی از تمرکز فضایی خود را به درآمدزایی از مدار LEO اختصاص داده، و روسیه که بخش زیادی از سیستم جاسوسی فضایی خود را در این مدار مستقر کرده، یکی از بزرگترین ضرر کنندگان این اقدام خواهد بود.
در یک برنامه تلویزیونی در شبکه خبر جمهوری اسلامی، درباره «امکان ایجاد بحران زنجیرهای در زیرساختهای ماهوارهای در مدار پایین زمین» صحبت شد. در این برنامه سناریویی مطرح میشود که در آن موشک به مدار پایین زمین برود و با انفجار در زمان مشخص، زیرساخت ماهوارهای را دچار بحران کند.
ایجاد بحران در مدار پایین ناممکن نیست، اما ماجرا این است که ایجاد یک بحران کنترلشده، هدفمند و موثر علیه استارلینک بسیار دشوارتر، پرهزینهتر و خطرناکتر از چیزی است که از این گفتوگوی تلویزیونی گفته میشود.
۱- استارلینک یک هدف منفرد نیست، بلکه یک شبکه بزرگ و توزیعشده با هزاران ماهواره است.
۲- حمله فیزیکی در مدار، به ویژه اگر مخرب باشد، فقط به هدف مورد نظر آسیب نمیزند و برای کل محیط فضایی خطرناک است که کشورهای دیگر، از جمله چین و روسیه از آن استفاده میکنند،
۳- جمهوری اسلامی اگرچه توان پرتاب ماهواره سبک و توسعه برنامه فضایی را نشان داده، اما شواهد علنی از توان عملیاتی آن برای حمله مؤثر به منظومهای مانند استارلینک پشتیبانی نمیکند.
۴- تهدید واقعیتر علیه استارلینک و کاربران آن، احتمالا در حوزه جمینگ، اسپوفینگ، شناسایی ترمینالها و فشار امنیتی زمینی است، نه انفجار در مدار.