
Airbus
صبح روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، در نخستین ساعات آغاز عملیات نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل، سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در بمباران هوایی دفتر رهبری جمهوری اسلامی ایران مشهور به بیت رهبری واقع در محله پاستور تهران کشته شد.
این عملیات که از سوی فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) «Operation Epic Fury» و از سوی ارتش اسرائیل «Operation Roaring Lion» نامگذاری شده بود، بخشی از کارزار گستردهای توصیف شد که علاوه بر مراکز نظامی و زیرساختهای فرماندهی، راس ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را نیز هدف قرار داد. آنچه این حمله را از بسیاری عملیاتهای پیشین متمایز میکند، نه صرفا اهمیت نمادین هدف، بلکه سطح هماهنگی اطلاعاتی، دقت اصابت و پیامدهای فوری آن در ساختار قدرت ایران است.
در ادامه این گزارش، جزئیات فنی این حمله عمدتا بر پایه تحلیل تصاویر ماهوارهای و دیگر شواهد منبعباز که در ۲۴ ساعت پس از این حمله منتشر شدهاست، بررسی میشود. گفته میشود، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ تصاویر جسد خامنهای را مشاهده کردهاند. بدیهیست در آینده اطلاعات دقیقتری از جزییات این حمله منتشر خواهد شد.
صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز موج نخست حملات گزارششده در تهران، کاربران شبکههای اجتماعی و ساکنان مناطق مرکزی پایتخت نخستین ویدیوها و تصاویر از صدای انفجار و ستونهای دود را منتشر کردند. این ویدیوها که در فاصله کوتاهی بازنشر گسترده یافتند، وقوع انفجارهایی در محدوده پاستور، جایی را که مجموعه موسوم به بیت رهبری قرار دارد، نشان میدادند.
ژئولوکیشن ۴ تصویر از تصاویر انفجارها در شبکههای اجتماعی هم نشان داد محل ثبت ویدیوهای اولیه انفجار در نقاط مختلف اطراف محدوده پاستور بود.

بر اساس تطبیق زمانی دادههای منتشرشده با گزارشهای بینالمللی، موج اول اصابتها حدود ساعت ۹:۴۰ صبح به وقت تهران ثبت شده است؛ زمانی که طبق گزارشها حدود دو ساعت و پنج دقیقه از برخاستن جنگندهها از پایگاههای اسرائیل گذشته بود (IDF1 / IDF2).
بیانیه سخنگوی فارسی زبان ارتش اسرائیل، سرهنگ دوم کمال پنحاسی، درباره به هلاکت رسیدن رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای به پیوست تقدیم می گردد: pic.twitter.com/Mn2SG80CVo
— ارتش دفاعی اسرائیل | IDF Farsi (@IDFFarsi) March 1, 2026
بر اساس گزارش نیویورک تایمز، در آستانه عملیات، سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده (CIA) از برگزاری نشست شورای عالی دفاع در مجموعه بیت رهبری مطلع شدند و به این جمعبندی رسیدند که مقامهای ارشد دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در صبح شنبه در آنجا گرد هم خواهند آمد و خامنهای نیز در محل حضور خواهد داشت. این اطلاعات که به گفته منابع آگاه از «دقت بالا» برخوردار بوده، موجب شد ایالات متحده و اسرائیل در زمانبندی حمله تجدیدنظر کنند. به نوشته این روزنامه، طرح اولیه اجرای حمله در شب و در پوشش تاریکی بوده، اما با آشکار شدن این فرصت اطلاعاتی، تصمیم گرفته شد زمان عملیات به صبح همان روز منتقل شود تا آنها از همزمانی حضور رهبر و فرماندهان ارشد در یک نقطه بهرهبرداری کنند. ارتش اسرائیل تصویر زیر را از این عملیات منتشر کرد:

واشنگتنپست، در گزارشهای پیدرپی همان روز، تصویری روشنتر از تقسیم کار ارائه میدهد: بنا به گفته افرادی که با جزئیات عملیات آشنا توصیف شدهاند، نیروهای آمریکایی ظاهرا بیشتر روی اهداف نظامی تمرکز داشتند و اسرائیل «اهداف حکومتی» را میزد. این تفکیک اگر درست باشد، از نگاه نظامی منطقی است: آمریکا میتواند با حمله به پدافند، سایتهای موشکی، و مراکز فرماندهی و کنترل، فضای عملیات را برای حملات نمادینتر یا سیاسیتر طرف دیگر «امنتر» کند و احتمال پاسخ سریع را کاهش دهد.
در عملیاتهای نظامی مدرن که باید اصل غافلگیری در آن رعایت شود به خصوص عملیاتی به این شکل، احتمال اینکه از تسلیحات دورایستا مانند موشکهای کروز یا بالستیک هواپرتاب استفاده شدهباشد بسیار بالاست. در گذشته و بر اساس الگوی حملات صورت گرفته قبلی، نیروی هوایی اسرائیل احتمالا در سری اولیه حملات و برای غافلگیر کردن نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از موشکهای بالستیک هواپرتاب بهره بردهبود.
اولین تصاویر در تهران قبل از شروع انفجارها مربوط به عبور موشکهای تاماهاوک از میدان امام خمینی (توپخانه) است. این موشکهای کروز از سمت جنوب ساختمان مخابرات به سمت شمال شرق تهران در حرکت هستند در حالی که بیت رهبری در فاصله ۱۸۰۰ متری غرب ساختمان مخابرات در میدان توپخانه در امتداد خیابان سپه قرار دارد.
BGM-109 Tomahawk missiles flying over Toopkhaneh Square in Tehran.
— Stinky (@Stinky915846091) February 28, 2026
Location: 35.683982, 51.419232
MCM9+HMX Tehran, Tehran Province, Iran@GeoConfirmed https://t.co/JlBNWjzV2y pic.twitter.com/wQep2ULcY4
تصاویر منتشر شده از سوی فرماندهی مرکزی نیروهای ایالات متحده نشان میدهد در این حملات برای اولین بار از گونه پیشرفته موشک کروز تاماهاوک مجهز به پوشش جاذب امواج راداری و عایق های حرارتی استفاده شده است.

تصاویر ماهوارهای تجاری ثبتشده در ساعات پس از حمله، نشان داد که ساختمانهای اصلی در مجموعه بیت رهبری دچار تخریب متمرکز شده است. الگوی آسیب، شامل فروریزش بخش مرکزی سازه و تمرکز تخریب در یک نقطه مشخص، حاکی از اصابت مستقیم یک پرتابه دقیق است، نه آسیب گسترده ناشی از موج انفجار جانبی.
Satellite imagery appears to show three separate holes indicative of bunker buster bombs inside Ayatollah Khamenei's home in Tehran.
— Matt Tardio (@angertab) February 28, 2026
If this is the case, the operation was likely kicked off at a time intended to pin the Ayatollah inside his bomb shelter and then attacked it… pic.twitter.com/coeposJbvT
گستره تخریب محدود به یک خوشه ساختمانی در داخل مجموعه است و ساختمانهای پیرامونی آسیب کمتری دیدهاند؛ الگویی که معمولا با استفاده از تسلیحات نقطهزن دورایستا سازگار است.

از جمله سامانههایی که در گذشته در زرادخانه اسرائیل گزارش شدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:




بر اساس اطلاعات موجود دستکم در نسخههای Air LORA و Rocks و سری Sparrow سرجنگی نفوذکننده (سنگرشکن) وجود دارد و بر اساس تصاویری که در ساعات اولیه حمله از عراق منتشر شده بود، بوسترهای موشک بالستیک هوا پرتاب توسط مردم محلی نیز کشف شده بود که این موضوع می تواند مدرک استفاده از این موشکها در این عملیات بوده باشد.

موشکهای بالستیک هواپرتاب (ALBM) با پرتاب از ارتفاع بالا، حملهای بسیار سریع، غافلگیرکننده و دقیق ارائه میدهند و زمان هشدار دشمن را به شدت کاهش میدهند. انرژی جنبشی بالای سرعت برخورد (۵ تا ۱۰+ ماخ) حتی بدون انفجار سرجنگی، تخریب قابلتوجهی ایجاد میکند. با سرجنگی نفوذ کننده، این موشکها به یکی از موثرترین سلاحهای متعارف علیه پناهگاههای عمیق و تاسیسات سخت زیرزمینی تبدیل میشوند.
به غیر از موشکهای بالستیک هواپرتاب، گزینه دیگر میتواند استفاده از جنگندههای پنهانکار F-35I آدیر و استفاده از بمبهای سنگر شکن دو هزار پوندی (۹۰۸ کیلوگرمی) GBU-31V3/B باشد، که این جنگنده میتواند حداکثر دو تیر از این بمبها را در جایگاه جنگ افزار داخلیش حمل کند.

نیروی هوایی اسرائیل بارها از بمب GBU-31V3/B در عملیات های نظامی اخیر بر علیه پناهگاه های زیرزمینی استفاده کرده است. این بمب از سرجنگی نفوذگر BLU-109 بهره می برد که به عنوان یکی از پرمصرفترین تسلیحات سنگرشکن در زرادخانه آمریکا و متحدانش شناخته می شود. این بمب توسط جنگندههای F-15I رَعَم نیروی هوایی اسرائیل در عملیات «نظم جدید» (Operation New Order) علیه پناهگاه زیرزمینی سید حسن نصرالله، رهبر وقت حزبالله لبنان به کار رفته است. تصویر زیر یک جنگنده ضربتی F-15I رعم نیروی هوایی اسرائیل متعلق به اسکادران ۶۹ام معروف به «چکشها» را نشان میدهد.

تصاویر ماهواره ای منتشر شده از مجموعه بیت رهبری همچنین نشاندهنده انهدام یک ساختمان کوچک در مجموعه ورودی «حسینیه امام خمینی» (محل سخنرانیهای خامنهای) در خیابان فلسطین است. مجموعه ورودی «حسینیه امام خمینی» به عنوان اولین مرحله از ایست و بازرسی های امنیتی وظیفه غربالگری مراجعان ورودی به بیت رهبری را برعهده دارد.

در مجموع، آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که تصاویر ماهوارهای و ویدیوهای ثبتشده از سطح شهر، وقوع اصابتهای دقیق و متمرکز در داخل مجموعه بیت را تایید میکنند. اما تعیین قطعی نوع تسلیحات مورد استفاده، در حال حاضر در حوزه ارزیابی احتمالی باقی میماند و مستلزم شواهد فنی تکمیلی است.
آنچه از مجموع گزارشهای رسانهای و چارچوبهای تحلیلی رسمی برمیآید، این عملیات تنها محصول یک تصمیم لحظهای سیاسی یا یک فرصت تصادفی نبوده، بلکه نتیجه یک چرخه کامل اطلاعاتی و عملیاتی بوده است؛ چرخهای که از مرحله جمعآوری داده آغاز و به اجرای دقیق در میدان ختم شدهاست.
بر اساس گزارش نیویورک تایمز، نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده ماهها پیش از اجرای حمله، در حال تعقیب و رصد الگوهای رفتاری علی خامنهای بودهاند. این نوع رصد، مطابق با آنچه در دستورالعمل رسمی وزارت ارتش آمریکا در سند ATP 2-33.4 درباره تحلیل اطلاعاتی آمده، صرفا به تعیین موقعیت فیزیکی محدود نمیشود، بلکه شامل بازسازی «الگوهای رفتاری» هدف است؛ از عادات روزمره و شیوه جابهجایی گرفته تا نحوه مدیریت جلسات، ترجیح به حضور فیزیکی یا ارتباطات غیرحضوری، و شبکه ارتباطی پیرامون او. هدف از این مرحله، کاهش عدم قطعیت و افزایش دقت پیشبینی درباره زمان و مکان حضور هدف در نقاط حساس است.
در این مرحله با ادغام اطلاعات جمعآوری شده (مانند شنود الکترونیکی و یا تصاویر چند بعدی ماهوارهای) و گسترهای از روشهای محاسباتی (مانند تحلیل گراف و تئوری احتمالات) ارتباطات شخص و رفتارهای روزمره او تعیین میشود. این مرحله از شناسایی هدف، امکان شناسایی رفتار غیرمترقبه و راستیآزمایی پیشبینیها درباره رفتار هدف را فراهم میکند. بازسازی الگوهای رفتاری شامل عادات روزمره و نحوه سپری کردن اوقات فراغت و همچنین تمایل فرد به اعمال مدیریت مستقیم در موارد خاص با جلسات حضوری یا ارتباط الکترونیک است.

در همین چارچوب، اطلاع از برگزاری نشست شورای عالی دفاع در مجموعه بیت رهبری، نقطه عطف چرخه اطلاعاتی بوده است. بنابر روایت نیویورک تایمز، دستگاههای اطلاعاتی آمریکا به این جمعبندی رسیده بودند که نه تنها فرماندهان ارشد دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی در صبح شنبه در آنجا گرد هم خواهند آمد، بلکه شخص رهبر نیز در محل حضور خواهد داشت. این «اطمینان عملیاتی» درباره حضور همزمان رأس هرم قدرت سیاسی و بخش مهمی از فرماندهی نظامی، بهطور مستقیم در بازنگری زمانبندی حمله نقش داشته است. شلیک موشکهای تاماهاوک از دریای مدیترانه که نیازمند زمان چند ساعته برای رسیدن به تهران است، موید اطلاع قبلی نهادهای اطلاعاتی آمریکا از الگوی رفتاری خامنهای و اطمینان از حضور او در این جلسه است.
در سطح میدانی، آنچه دیده میشود تبدیل همین برآورد اطلاعاتی به یک اجرای زمانبندیشده است. طبق دادههای زمانی موجود در گزارش، اصابتها حدود ساعت ۹:۴۰ صبح به وقت تهران ثبت شدهاند؛ یعنی زمانی که جلسه در جریان بوده است. انتخاب این بازه زمانی، بهجای اجرای حمله در شب، نشاندهنده اولویت دادن به «همزمانی هدفها» بر اصل کلاسیک پوشش تاریکی است. به بیان دیگر، اصل غافلگیری نه از طریق تاریکی، بلکه از طریق تمرکز هدفها در یک نقطه محقق شده است. در بازسازی فنی عملیات در سطح میدان، چند مولفه برجسته است:
۱) نخست، محدود بودن دامنه تخریب به یک خوشه ساختمانی در داخل مجموعه بیت، که با الگوی یک حمله نقطهزن سازگار است.
۲) دوم، فاصله زمانی میان برخاستن جنگندهها و لحظه اصابت که با یک طراحی بسیار دقیق و از پیشمحاسبهشده برای همپوشانی با جلسه قابل توضیح است.
۳) سوم، همزمانی گزارشها از حملات به دیگر مراکز فرماندهی و نظامی که نشان میدهد حمله به بیت بخشی از یک موج هماهنگ چندلایه بوده، نه یک اقدام منفرد.
در سطح کلان عملیاتی، هدف قرار دادن راس هرم قدرت، راهبردی برای ایجاد اختلال فوری در زنجیره فرماندهی و تصمیمگیری و فروپاشی موقت سازوکار تصمیمگیری و تحمیل شوک سیاسی است. چنین حملهای علاوه بر بعد نظامی، حامل پیام استراتژیک نیز هست: نمایش توان نفوذ اطلاعاتی، نمایش برتری در چرخه کشف تا اصابت، و القای این پیام که حتی حفاظتشدهترین حلقه قدرت نیز مصون نیست.

با این حال، همانگونه که در بخشهای پیشین نیز تأکید شده، مرز میان دادههای قابل اثبات و تحلیل احتمالی باید حفظ شود. آنچه با اتکا به تصاویر ماهوارهای، تطبیق زمانی و گزارشهای رسانههای معتبر میتوان گفت، وجود یک همگرایی کمسابقه میان اطلاعات پیشینی و اجرای میدانی دقیق است. اما میزان نفوذ اطلاعاتی، دامنه کامل شبکههای مورد استفاده و جزئیات طراحی نهایی عملیات، همچنان در حوزه اطلاعات طبقهبندیشده باقی میماند.