
برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه CBS روز ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶، مصاحبهای را با افسر سامانههای تسلیحاتی جنگنده F-15E سرنگونشده آمریکا بر فراز ایران منتشر کرد.
این افسر فقط با نام رمز «براوو (Bravo)» معرفی شد؛ افسری که هواپیمایش اوایل آوریل ۲۰۲۶ در عملیاتی شبانه بر فراز جنوب اصفهان هدف موشک دوشپرتاب قرار گرفت.
بر اساس این گزارش، براوو نزدیک به دو روز در کوهستان مخفی ماند و بعد به دست نیروهای ویژه بیرون آورده شد. خلبان کابین جلو با نام رمز «آلفا» زودتر نجات یافت و در برنامه حاضر نشد. پیت هگست وزیر دفاع، دریاسالار برد کوپر فرمانده سنتکام و ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک نیز در گزارش صحبت کردند. آنها عملیات را یکی از بزرگترین نجاتهای رزمی آمریکا خواندند.ما در همان روزها و همزمان با انتشار خبرها در این باره، در گزارشی با عنوان «درباره عملیات نجات خلبانان آمریکایی در خاک ایران چه میدانیم؟» جزئیاتی را که تا آن زمان بر اساس گزارشها و منابع به دست آمده بود، بررسی کردیم.
خلاصه گزارش سیبیاس چه بود؟
در این گزارش، دریاسالار کوپر، فرمانده سنتکام، ماموریت «دیود ۴۴» را حمله به تاسیسات مرتبط با برنامه موشکی و پهپادی ایران اعلام کرد.
براوو در روایت خود، اصابت موشک دوشپرتاب به جنگنده را به برخورد با قطار باری تشبیه میکند. او در این گزارش میگوید خدمه برای لحظاتی کوشیدند هواپیما را حفظ کنند، اما کنترل از دست رفت. به گفته او، «آلفا» تصمیم به خروج اضطراری گرفت و براوو نجات خود را مدیون همین تصمیم میداند.
او میگوید پس از خروج، بخشی از صندلی پران جنگنده آسیب دیده بود و به همین دلیل، چتر نجات درست باز نشده است؛ هر چند براوو میگوید کوشیده چینهای گیر کرده را آزاد کند.
او در گزارش میگوید که بعدتر، «بر اساس نوع جراحات» تخمین زدند که او با سرعت ۷۰ تا ۱۰۰ مایل در ساعت به زمین خورده است. او میگوید بر اثر این اتفاق، کمر، دست و شانهاش شکسته و مچ پایش آسیب دید. او همچنین میگوید نخستین تصمیمش، فاصله گرفتن از محل فرود بوده است.

منطقه فرود کوهستانی و بیابانی بود. او میگوید با وجود جراحت، به سمت ارتفاع رفته تا بهتر مخفی شود، ارتباط پایدارتری برقرار کند و در ادامه خود را به خطالراسی در حدود ۷۰۰۰ پا رسانده است.
بر اساس این گزارش، او کیت اصلی بقا را همراه نداشت و فقط جلیقه بقا با آب بسیار کم و تجهیزات ارتباطی در اختیارش بوده است.
این گزارش به این مساله اشاره میکند که آلفا حدود شش ساعت بعد نجات یافته است.
هگست در این گزارش میگوید که در جریان عملیات نجات آلفا، درگیری مسلحانه رخ داده است. براوو نیز میگوید از دور بخشی از همان صحنه را دید و آن را نشانه ادامه جستوجو برای خودش دانست. کین گفت نیروهای ایرانی آشکارا به دنبال دو خدمه بودند. نگرانی شخص براوو اسارت و نمایش احتمالی آنها در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی بود.
بر اساس روایت این گزارش، در مرحله پایانی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در مکانیابی براوو و منحرف کردن جستوجوی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی نقش داشت. هگست تاخیر حدود یک شبانهروز را برای اثر کردن همین فریب، تصمیمی دشوار خواند. پس از حمله به نیروهای نزدیک منطقه، تیم نجات از باند موقت با بالگردهای MH-6 لیتل برد به خطالراس رسید. دو نیروی نجات رزمی خود را به براوو رساندند. هواپیماهای ترابری در زمان پرواز برای خارج شدن از ایران در شن گیر کردند و بعد منهدم شدند. سپس براوو به همراه بیش از ۹۰ نیروی عملیات ویژه با کمک یک واحد محرمانه نیروی هوایی از ایران خارج شد.
بر اساس این گزارش، از سرنگونی تا رسیدن به محل امن حدود ۵۰ ساعت گذشت.
بر اساس آنچه تا کنون از این گزارش منتشر شده، همچنان ابهامها و سوالاتی درباره جزئیات آنچه رخ داده وجود دارد. به نظر میرسد همچنان، بخشی از اطلاعات مربوط به این عملیات نجات گفته شده و بخشی ناگفته مانده است.
با این توضیحات، برخی از موارد مبهم عبارتند از:
سرعت برخورد و شدت جراحات
یکی از ابهامهایی که در این باره مطرح میشود، سرعت برخورد براوو به زمین و شدت جراحات او است.
براوو در برنامه «۶۰ دقیقه» گفت متخصصان نظامی بعد از حادثه، بر اساس شرح سقوط و نوع جراحات، احتمال دادهاند بین ۷۰ تا ۱۰۰ مایل در ساعت به زمین خورده است. خود برنامه هم گفت سرعت دقیق هرگز معلوم نمیشود.
این بازه از فرود با چتر سالم خیلی بیشتر بوده و به سرعت معمول سقوط آزاد نزدیکتر است. بنابراین با چتر آسیبدیده و نیمهباز سازگار است، نه با چتر کاملا باز.
برنامه روشن نکرده چتر تا چه حد باز شد، خروج از چه ارتفاعی انجام شد و محل برخورد چه شیبی داشت. ضمن اینکه شرح پزشکی دقیق شکستگیها در گزارش نیامده است. پس این عدد تخمین پسینی است و آن را نمیتوان رد یا تایید قطعی کرد.
ما نمیتوانیم به صورت مستقل، درستی ویدیویی که منتشر شده را تایید یا رد کنیم اما ویدیوی نجات، او را در حال دویدن به سمت بالگرد نشان میدهد. این تصویر شدت جراحت را نفی یا تایید نمیکند، اما با تصویر زمینگیری کامل هم یکی نیست.
آنچه میتوان گفت این است که از نظر فیزیکی چنین برخوردی غیرممکن نیست، اما نادر است. سرعت سقوط آزاد در حالت معمول حدود ۱۱۰ تا ۱۲۵ مایل در ساعت است. چتر نظامی سالم سرعت فرود را تا حدود ۱۲ تا ۲۰ مایل پایین میآورد. بازه ۷۰ تا ۱۰۰ مایل یعنی بخشی از چتر یا صندلی پران مقاومت ایجاد کرده، نه اینکه چتر کامل کار کرده باشد.
ضمن اینکه در مجموعه موارد مستند سقوطهای بلند، خلبانان و چتربازان نظامی با چتر معیوب یا خروج اضطراری ناقص زنده ماندهاند؛ معمولاً وقتی شیب زمین، پوشش گیاهی یا باز شدن دیرهنگام چتر بخشی از انرژی را گرفته است.
در مجموع، زنده ماندن با چند شکستگی، ممکن است. بالا رفتن بعدی فقط وقتی باورپذیر است که شکستگی ستون فقرات از نوع پایدار بوده باشد. بنابراین میتوان به طور کلی پذیرفت که امکان برخی شکستگیها وجود داشته باشد اما همچنان عدد ۷۰ تا ۱۰۰ مایل را نمیتوان با دادههای موجود اثبات کرد.
در ضمن باید به این نکته توجه کرد که سرعتهای اعلامشده، تخمین کارشناسان بر اساس آسیبها و جزئیات فرود بوده و محاسبه خود براوو نیست. در واقع به گفته او، کارشناسان با بررسی جزئیات و آسیبهای جسمی، حدس میزنند که او در هنگام فرود/سقوط چنین سرعتی داشته است.
ارتفاع خطالراس
یکی دیگر از مواردی که مورد توجه رسانهها و شبکههای اجتماعی قرار گرفته، ارتفاعی است که عملیات نجات در آن انجام شده است؛ ارتفاع حدود ۷۰۰۰ پایی.
۷۰۰۰ پا حدود ۲۱۳۰ متر است اما توجه کنیم در گزارش سیبیاس، این ارتفاع از سطح دریاست و به این معنا نیست که خلبان، تمام این ارتفاع را از کف دره بالا آمده باشد. بنابراین اینکه برخی میگویند براوو ادعا کرده ۷ هزار پا را با آن وضعیت جسمی پیموده، درست نیست، چون ارتفاعِ مبداء حرکت احتمالا «صفر» نبوده است.
در نتیجه اگر منظور رسیدن به خطالراسی با این ارتفاع مطلق باشد، میزان پیمودنِ مسیر میتواند کمتر باشد. گزارش البته این تفکیک را مشخص نکرده است. بدون نقشه و اختلاف ارتفاع مبدا و مقصد نمیتوان درباره امکانپذیری این مسیر حکم قطعی داد. همچنین نقاطی که دو خدمه پروازی (آلفا و براوو) نجات یافتند بر اساس ویدیوهای منتشرشده در برنامه شصت دقیقه موقعیتیابی شدند که این نقاط تقریبا در چهل کیلومتری جنوب شرق اصفهان قرار دارند.

سانسور بالگرد
یکی دیگر از موارد ابهام، مربوط به تار شدن تصویر بالگرد است که وزارت جنگ آمریکا آن را انجام داده است. ممکن است دلیل این تار شدن این باشد که این بالگرد، نسخهای ویژه با تجهیزات طبقهبندی شده و محرمانه باشد.این در حالی است که همین گزارش، نام بالگرد «لیتل برد» اعلام شده است و ویدیوی نجات، هواگردی را نشان میدهد که پنتاگون آن را تار کرده است. معلوم نیست هدف، پنهانکردنِ کدام جزء بوده است: مدل بالگرد، تجهیزات نصبشده روی آن، یا شیوه نزدیک شدن و فرود روی یال کوه. این کار میتواند حفاظت عملیاتی باشد یا انتخاب سازمانی برای کنترل میزان افشا.

توضیح تصویر: سانسور بالگرد ذکر شده در گزارش برنامه شصت دقیقه

توضیح تصویر: بالگرد عملیات ویژه MH-6M لیتل برد ارتش آمریکا
سایه بالگرد
برخی نیز اعلام کردهاند در ویدیوی برنامه ۶۰ دقیقه، سایه بالگرد HH-60W با حرکت خود بالگرد جور درنمیآید؛ یعنی بدنه میچرخد اما سایه روی زمین همان مسیر قبلی را ادامه میدهد.
همانطور که پیشتر اشاره کردیم، ما نمیتوانیم به صورت مستقل، درستی این ویدیوها را رد یا تایید کنیم. اما میتوان به نشانههایی که در ویدیو وجود دارد اشاره کرد.
توجه کنیم که این تصاویر، مربوط به عملیات نجات آلفا است که در روز انجام شد، نه در شب. نجات براوو جدا و حدود دو روز بعد صورت گرفت.
یکی از مواردی که قضاوت درباره این ویدیو را دشوار میکند این است که معمولا تفاوت بین «آنچه دوربین میبیند» و «آنچه خورشید روی زمین میاندازد» یکی نیستند.
خورشید از یک سمت میتابد و سایه را روی زمین میسازد. دوربین اما از جای دیگری، یعنی از بالا و با زاویه، به صحنه نگاه میکند. وقتی بالگرد میچرخد، شکلی که دوربین نشان میدهد عوض میشود؛ سایه روی زمین اما همچنان تابع جهت نور خورشید است، نه زاویه دوربین. برای همین ممکن است بالگرد چرخیده به نظر برسد ولی سایهاش همان مسیر قبلی را برود. ضمن اینکه از شکستگی پایین تصویر مشخص است که زمینِ زیر بالگرد یعنی جایی که سایه روی آن افتاده، مسطح نیست و همین شکستگی، شکل سایه بالگرد را تغییر میدهد.

نشان دادن چهره و پنهان کردن نام
یکی دیگر از ابهامها، مربوط به هویت براوو است. براوو با صورت کامل مقابل دوربین نشست، اما نامش گفته نشد و روی اتیکت لباس نوار زده شده بود. پنهان کردن نام تطبیق در بانکهای عمومی را سختتر میکند. با این حال چهره، درجه، نشان یگان، کالساین و شرح مسیر برای یک سرویس اطلاعاتی کافی است.
بنابراین ممکن است پوشاندن نام، بیشتر کارکرد نمادین داشته باشد و با حذف نام، ظاهر پروتکل پنتاگون را رعایت میکند. در همین ارتباط یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس با انتشار پستی مدعی کشف هویت براوو شده است. فکتنامه به صورت مستقل، قادر به تایید یا رد این ادعا نیست.

روایت ناقص دو خدمه
یکی دیگر از ابهامها، مربوط به روایت ناقص دو خدمه است. ما در گزارش «۶۰ دقیقه» فقط یکی از خدمه را جلوی دوربین میبینیم.
در همین راستا، سیانان گزارشی منتشر کرد که ادعاهایی را درباره ساختهشدن این برنامه مطرح میکند. ترجمه این گزارش در خروجی ایرنا، ایسنا، فرارو و چند رسانه دیگر بازنشر شده است.
آنچه میدانیم این است که برنامه فقط روایت براوو را روی آنتن برد و آلفا در مصاحبه حاضر نشد.
سیبیاس، دلیل حاضرنشدن آلفا را ملاحظات امنیتی اعلام کرد. او در بیانیهای کوتاه از نیروهای نجات تشکر کرد و گفت به پرواز بازگشته است.
آلفا خلبانی بود که تصمیم خروج اضطراری را گرفت، زودتر فرود آمد و حدود شش ساعت بعد از ایران خارج شد. اظهارات او میتواند فاصله دقیق دو نقطه فرود، وضعیت هواپیما در ثانیههای آخر و جزئیات مهمی را درباره عملیات اول روشن کند.
همزمان گزارش CNN مدعی شد دفتر هگست ابتدا اصرار داشت هر دو خدمه مقابل دوربین بنشینند. طبق این گزارش، دو خدمه در ابتدا مردد بودند و یکی از آنها نگران اجباریبودن حضور در برنامه بود. فرماندهان نظامی هم از افشای جزئیات امنیتی و نظامی در جنگ جاری میترسیدند. سیانان مینویسد پس از دیدار خصوصی با هگست، براوو حضور در این برنامه را پذیرفت و آلفا آن را رد کرد.
پنتاگون این روایت را نادرست خواند و گفت تصمیم فقط با خود خدمهها بوده است.
در مجموع، حضور نداشتن یکی از خدمه ابهامهایی را درباره جرئیات بیشتر این روایت تشدید میکند.
نقش CIA و تأخیر در نجات
گزارش برنامه «۶۰ دقیقه» نقش CIA را در دو جمله خلاصه کرد: فناوری طبقهبندیشده برای پیدا کردن محل براوو، و عملیات فریب چندلایه برای منحرف کردن نیروهای ایرانی.
هگست میگوید آنها در اتاق وضعیت تصمیم گرفتند «رول ۲۴» کنند؛ یعنی براوو باید حدود یک شبانهروز دیگر روی زمین بماند تا عملیات فریب اثر کند. او این تصمیم را دشوار خواند اما معلوم نشد خطر نزدیک شدن نیروهای ایرانی در آن لحظه چقدر برآورد شده بود، فریب دقیقا چه پیامی به طرف مقابل میداد، و چرا نجات فوری خطرناکتر از ماندن مجروح در کوهستان تشخیص داده شد.
گزارشهای آوریل در این زمینه تصویر کمی روشنتر، اما همچنان ناقص، ارائه میکنند. مقامهای آمریکایی گفتهاند CIA اینطور القا کرد که نیروها خدمه را پیدا کردهاند و میخواهند او را از مسیر دیگری، از جمله مسیر زمینی یا دریایی، خارج کنند. هدف این بود که جستوجوی ایرانیها از خطالراس دور شود. همزمان از فناوری خاصی برای مکانیابی استفاده شد که برنامه آن را «فوق سری» خواند و شرح نداد.
براوو هم چراغ ردیاب را مدام روشن نگذاشت، چون بیم آن میرفت سیگنال به نیروهای ایرانی هم برسد. قبل از ورود تیم نهایی، بمبافکنها و پهپادها به نیروهای نزدیک منطقه حمله بردند تا مسیر باز شود. همه اینها را میتوان هم عملیات نجات پیچیده دانست و هم بخشی از جنگ اطلاعاتی. گزارش سیبیاس، وزن هیچکدام را مشخص نکرده و ما همچنان نمیدانیم این تاخیر، چه مقدار برای حفظ جان براوو بود و چه مقدار برای فریب دستگاه امنیتی ایران.
خروج و انهدام هواپیماها
رسیدن دو نیروی نجات رزمی به براوو پایان کار نبود. بر اساس این گزارش، دو هواپیمای بزرگ عملیات ویژه (MC-130J) روی باند موقت کویری فرود آمدند و از آنجا بالگردهای سبک لیتل برد را به سمت خطالراس فرستادند. براوو را به باند برگرداندند. آنجا ارابه فرود هواپیماها در شن فرو رفت و پرواز ممکن نشد.
در این گزارش ادعا میشود بیش از ۹۰ نیروی نخبه همراه همان فردی که برایش آمده بودند، در ایران گیر کردند. تلاش برای بیرون کشیدن چرخها نتیجه نداد. پس از آنکه نیروهای آمریکایی هواپیماهای جا مانده و تعدادی بالگرد MH-6/AH-6 لیتل برد را از بین بردند تا به دست ایران نیفتد، یک یگان محرمانه نیروی هوایی با سه فروند هواپیما، براوو و نیروهای گرفتار را از ایران خارج کرد.
بر اساس ویدیویی که منتشر شده، دستکم یکی از هواگردها از نوع C-295W بوده که به اسکادران ۴۲۷ام عملیات ویژه نیروی هوایی آمریکا تعلق دارد.

توضیح تصویر: هواپیمای ترابری C-295W نیروی هوایی آمریکا
ادعا شده ارزش تقریبی هر هواپیمای ترابری عملیات ویژه بیش از ۱۰۰ میلیون دلار بوده، اما هزینه کامل انهدام در برنامه نیامده است.
ادعای سرقت اورانیومپس از عملیات، مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی گفتند هدف فقط نجات خلبان نبوده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، گفت این عملیات ممکن است پوششی برای بردن اورانیوم غنیشده بوده باشد. قرارگاه خاتمالانبیا هم ماجرا را با شکست عملیات طبس در سال ۱۳۵۹ مقایسه کرد.
استدلال تهران سه نکته بود. اول اینکه محل ادعایی اختفای خلبان با محل فرود نیروهای آمریکایی فاصله داشته است. دوم اینکه شمار هواپیما و نیرو برای بیرون آوردن یک نفر زیاد به نظر میرسیده است. سوم اینکه منطقه جنوب اصفهان به مراکز هستهای نزدیک است. تا امروز سندی منتشر نشده که نشان دهد مواد هستهای از ایران خارج شده است.
ترکیب نیرو و تجهیزاتی که در روایت آمریکا و فیلمهای منتشرشده دیده میشود با الگوی نجات رزمی سازگارتر است تا با استخراج اورانیوم؛ حدود ۹۰ نیروی ویژه وارد خاک ایران شدند، دو نیروی نجات رزمی خود را روی خطالراس به براوو رساندند و بالگرد سبک آنها را از همان نقطه بیرون برد. هواگردهایی که روی باند موقت گیر کردند نیز بعدا منهدم شدند تا به دست جمهوری اسلامی نماند.
برای جابهجا کردن اورانیوم معمولاً تیم حفاظت پرتوی، تجهیزات مخصوص و هواگردهای بیشتری نیاز است. همچنین با روایت های بازتابیافته توسط رسانههای داخلی جمهوری اسلامی و مقامات در ارتباط با جستجو برای خلبان آمریکایی نمیخواند. چنین چیزی در تصاویر و شرح عملیات دیده نشده است. کوپر هم گفت هدف ماموریت اولیه F-15E تاسیسات موشکی و پهپادی بوده، نه مجتمع هستهای اصفهان.
از سال ۱۳۵۹ و شکست عملیات طبس، این نخستین حضور اعلامشده نیروی زمینی آمریکا در ایران بود. اما الگوی نجات خدمه ساقطشده سابقه دارد. دو نمونه شاخص آن نجات «بت ۲۱ براوو» (Bat 21 Bravo) در ویتنام و نجات اسکات اوگریدی در جریان جنگ بوسنی است.
در آوریل ۱۹۷۲ هواپیمای جنگ الکترونیک EB-66 سرنگون شد. از شش خدمه فقط سرهنگ دوم جین همبلتون زنده بیرون آمد. ترکش به بدنش خورد، انگشتش بریدگی عمیق برداشت و دیسکهای کمرش آسیب دید. او در مسیر فرار زخم چاقو برداشت و بازویش شکست. با این حال حدود ۱۱ روز از نیروهای ویتنام شمالی گریخت. برای نجات او دستکم پنج هواپیما از دست رفت، ۱۱ نظامی کشته شدند و دو نفر اسیر شدند. در نهایت دو نیروی ویژه او را از رودخانه میو گیانگ بیرون آوردند.

توضیح تصویر: سرهنگ دوم جین همبلتون
این عملیات پرهزینهترین نجات یک خلبان در جنگ ویتنام و یکی از پرهزینهترین نمونهها در تاریخ نجات رزمی آمریکا دانسته میشود.
نمونه نزدیکتر از نظر روایت فردی، نجات سروان اسکات اوگریدی در ژوئن ۱۹۹۵ است. جنگنده F-16 او بر فراز بوسنی با موشک سرنگون شد. اوگریدی حدود شش روز در منطقه تحت کنترل صربهای بوسنی مخفی ماند، با تجهیزات محدود زندگی کرد و از اسارت گریخت. سپس بسته نجات از ناو آمریکایی با بالگرد و پوشش هوایی او را بیرون آورد. مدت اختفا از براوو بیشتر بود، اما تلفات عملیات به اندازه بت ۲۱ بالا نرفت. پس از بازگشت، داستان او بهسرعت به روایت رسانهای تبدیل شد.

توضیح تصویر: سروان اسکات اوگریدی
شباهت هر سه مورد در اصل مأموریت دیده میشود. خدمه مجروح یا تنها پشت خط دشمن میماند و نجات فردی به عملیات بزرگ تبدیل میشود. تفاوت در جغرافیا، مدت و هزینه است. اختفای براوو حدود ۵۰ ساعت طول کشید. در روایت رسمی آمریکا از کشته شدن نیروهای نجات هنگام بیرون آوردن او گزارشی نیامده است. بت ۲۱ از نظر جان آدمها گرانتر تمام شد و نجات اوگریدی از نظر شکل داستان بقا به گزارش «۶۰ دقیقه» نزدیکتر است.