برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

نیروهای اسرائیلی در نزدیکی مرز لبنان، ۲۱ مارس ۲۰۲۶

ادعاهای کیهان درباره «تسلیم آمریکا و اسرائيل»؛ گزارش‌ها از خسارت‌های جنگ چه می‌گویند؟

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۱۳ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • روزنامه کیهان در مطلبی با عنوان «آنچه آمریکا و اسرائیل را به تسلیم واداشت؛ انگار گنبد آهنین را خاموش کرده بودند»، روایت‌هایی درباره دلایل توقف جنگ مطرح کرده است.
  • بخش‌هایی از روایت این روزنامه بر واقعیت‌هایی مانند عبور تعدادی از موشک‌ها از شبکه پدافندی اسرائیل، فشار بر ذخایر موشک‌های رهگیر، خسارت به پایگاه‌های آمریکا و آسیب‌دیدن تعدادی از هواگردهای این کشور استوار است؛ اما همین واقعیت‌ها در گزارش کیهان اغلب بدون ارائه زمینه کامل، با تعمیم‌های نادرست یا عباراتی اغراق‌آمیز بازتاب یافته‌اند.
  • ادعای «خاموش بودن گنبد آهنین» در این گزارش، از نظر فنی نادرست است و نگرانی درباره کاهش ذخایر مهمات نیز به معنای پایان یافتن آن‌ها نیست.
  • ارقام ارائه‌شده درباره تلفات هواگردهای آمریکا، شامل موارد مختلفی مثل آسیب‌دیدگی، سانحه، آتش خودی و انهدام عمدی خود آمریکا می‌شود، نه صرفاً تجهیزات کاملاً منهدم‌شده به دست جمهوری اسلامی.
  • شواهد موجود، ادعای کیهان مبنی بر اینکه حملات جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل را به «تسلیم» واداشته‌اند، را تایید نمی‌کند. توقف یا کاهش درگیری، حاصل مجموعه‌ای از ملاحظات سیاسی، نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک است و صرفا به عملکرد موشکی یا فرسایش ذخایر پدافندی مربوط نیست.
  • گزارش کیهان را باید روایتی گزینشی دانست که برخی داده‌های واقعی را در خدمت نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده قرار داده و مرز میان «خسارت وارد کردن»، «کاهش توان عملیاتی» و «وادار کردن طرف مقابل به تسلیم» را نادیده گرفته است.

روزنامه کیهان با انتشار مطلبی با عنوان «آنچه آمریکا و اسرائیل را به تسلیم واداشت؛ انگار گنبد آهنین را خاموش کرده بودند!» در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ (۱۷ ژوئن ۲۰۲۶)، روایت‌هایی را درباره دلایل توقف جنگ مطرح کرده است.

نویسنده کیهان در این مطلب، ادعا می‌کند جمهوری اسلامی ایران در جنگ، آمریکا و اسرائیل را از نظر نظامی و سیاسی در موضع ضعف قرار داد و در نهایت آنها را به پذیرش توافق وادار کرد. کیهان به این موضوع اشاره می‌کند که سامانه‌های پدافندی اسرائیل، از جمله گنبد آهنین، در برابر حملات موشکی ایران کارایی خود را از دست داده بودند، آمریکا و اسرائیل با کمبود موشک‌های رهگیر و تجهیزات نظامی روبه‌رو شدند و حملات ایران خسارت‌های سنگینی به پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی آمریکا وارد کرد. همچنین ادعا می‌شود توان نظامی و جسارت ایران فراتر از انتظار غرب بوده و حتی رسانه‌ها و کارشناسان خارجی نیز به تغییر موازنه قدرت و دست بالای ایران اعتراف کرده‌اند. در بخش پایانی نیز نویسنده می‌گوید عامل اصلی این موفقیت، حمایت گسترده مردم از جمهوری اسلامی پس از جنگ بوده و حتی برخی چهره‌های مخالف حکومت نیز به انسجام و همراهی بخش بزرگی از مردم با نظام اذعان کرده‌اند.

این مطلب را می‌توان نمونه‌ای از رویکردی دانست که در آن، برخی رسانه‌های داخلی جمهوری اسلامی با تحریف، گزینش یا وارونه جلوه‌دادن واقعیت‌ها تلاش می‌کنند از تحولات روز به نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده برسند؛ روشی که فارغ از گرایش‌های سیاسی، به‌ویژه در موضوعات مرتبط با آمریکا و اسرائیل، بارها به کار گرفته شده است.

صرف‌نظر از نتیجه نهایی جنگ و تصمیم‌هایی که در سطوح سیاسی و نظامی اتخاذ شده‌اند، هنوز اطلاعات کامل و قابل راستی‌آزمایی درباره بسیاری از رخدادهای این درگیری منتشر نشده است. از این رو، ارائه روایت‌های قطعی درباره دلایل توقف جنگ، عملکرد سامانه‌های دفاعی یا عوامل مؤثر بر تصمیم طرفین، در شرایط فعلی بیش از آنکه بر شواهد کامل استوار باشد، متکی به تفسیرهای سیاسی و رسانه‌ای است.

در این مطلب، ادعاهای مطرح‌شده در گزارش روزنامه کیهان را به‌صورت جداگانه بررسی می‌کنیم و می‌کوشیم با اتکا به اطلاعات در دسترس، گزارش‌های معتبر و شواهد قابل راستی‌آزمایی، میزان صحت هر یک از آنها را ارزیابی کنیم.

خاموش بودن گنبد آهنین و بحث سانسور در اسرائیل

در بخشی از گزارش روزنامه کیهان، به صحبت‌های محمد منظرپور، روزنامه‌نگار ایرانی، درباره آخرین حمله موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل در پاسخ به عملیات اسرائیلی‌ها در جنوب لبنان اشاره شده است. کیهان، گفته منظرپور مبنی بر اینکه «انگار گنبد آهنین را خاموش کرده بودند» را به‌عنوان نشانه‌ای از ناتوانی کامل سامانه‌های پدافندی اسرائیل تفسیر کرده است. با این حال، این عبارت به‌خودی‌خود نه اثبات می‌کند که سامانه‌ای خاموش بوده و نه اطلاعات فنی مشخصی درباره عملکرد شبکه پدافندی اسرائیل ارائه می‌دهد؛ به‌ویژه آنکه حمله جمهوری اسلامی در هفتم ژوئن ۲۰۲۶ عمدتاً با موشک‌های بالستیک انجام شد و رسانه‌های بین‌المللی نیز از مشاهده فعالیت موشک‌های رهگیر اسرائیلی در جریان حمله خبر دادند.

گنبد آهنین سامانه‌ای پدافندی برای مقابله با تهدیدهای کوتاه‌برد و برخی تهدیدهای میان‌برد، از جمله راکت‌های توپخانه‌ای، گلوله‌های خمپاره، پهپادها، موشک‌های کروز و دیگر اهداف هوایی است. اگرچه سازنده این سامانه از توانایی آن در مقابله با برخی تهدیدهای موشکی کوتاه‌برد نیز سخن می‌گوید، گنبد آهنین لایه اصلی دفاع اسرائیل در برابر موشک‌های بالستیک میان‌برد و دوربرد شلیک‌شده از ایران محسوب نمی‌شود. در ساختار پدافند چندلایه نیروهای دفاعی اسرائیل، سامانه فلاخن داوود وظیفه مقابله با راکت‌های سنگین، موشک‌های کروز و موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد را بر عهده دارد؛ درحالی‌که پیکان ۲ برای رهگیری موشک‌های بالستیک در ارتفاع بالا و پیکان ۳ برای رهگیری برون‌جوی تهدیدهای بالستیک دوربرد طراحی شده‌اند.

توضیح تصویر: پرتابگرهای سامانه گنبد آهنین

توضیح تصویر: شلیک موشک رهگیر پیکان ۳

اسرائیل، مانند بسیاری از کشورهای درگیر جنگ، انتشار اطلاعات مربوط به محل دقیق برخورد موشک‌ها، خسارت واردشده به تأسیسات نظامی و موقعیت سامانه‌های رهگیر را محدود می‌کند. کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران گزارش داده که سانسور نظامی اسرائیل، انتشار تصاویر و اطلاعات مربوط به محل برخورد موشک‌های ایرانی به مراکز نظامی را مشروط به دریافت مجوز قبلی کرده است. بنابراین نمی‌توان تنها بر اساس اطلاعیه‌های رسمی اسرائیل نتیجه گرفت که تمام موشک‌ها رهگیری شده یا هیچ خسارتی وارد نشده است؛ اما در جهت مقابل نیز وجود سانسور یا انتشار تصاویر چند اصابت، مدرکی برای «خاموش بودن» سامانه‌های پدافندی یا از کار افتادن کامل شبکه دفاع موشکی اسرائیل محسوب نمی‌شود.

نتیجه حملات موشکی را باید افزون بر میزان اصابت و خسارت، در تأثیر عملیاتی آن بر ادامه جنگ ارزیابی کرد. حملات جمهوری اسلامی توانستند شماری از موشک‌ها را از شبکه پدافندی عبور دهند و هزینه دفاعی و امنیتی قابل توجهی به اسرائیل تحمیل کنند، اما شواهد موجود نشان نمی‌دهد که این حملات توانسته باشند قابلیت اسرائیل برای ادامه عملیات نظامی در ایران یا لبنان را به‌طور کامل متوقف کنند.

همچنان که گزارش‌ها نشان می‌دهد اسرائیل پس از حملات موشکی نیز عملیات خود در جنوب لبنان، حمله به مواضع حزب‌الله و حفظ نیروهایش در منطقه امنیتی را ادامه داد. در نتیجه، استناد به عبارت «خاموش شدن گنبد آهنین»، هم از نظر فنی نادرست است زیرا گنبد آهنین سامانه اصلی مقابله با موشک‌های بالستیک ایران نیست و هم نمی‌تواند به‌تنهایی اثبات‌کننده فروپاشی پدافند اسرائیل یا توقف توان عملیاتی این کشور باشد.

موضوع کمبود ذخایر مهمات

موضوع دیگری که در مطلب کیهان به آن اشاره شده، بحث داغ کمبود ذخایر مهمات، به‌خصوص موشک‌های پدافندی اسرائیل و آمریکا است. تقریباً در تمامی کشورهای جهان، آمار دقیق ذخایر تسلیحات و تجهیزات نظامی محرمانه نگه داشته می‌شود؛ بااین‌حال، درباره نرخ تولید، قراردادهای خرید و تخمین تعداد مهمات تحویل‌داده‌شده، معمولاً اطلاعاتی از سوی دولت‌ها و شرکت‌های سازنده منتشر می‌شود. بر همین اساس، می‌توان وجود فشار بر ذخایر موشک‌های پدافندی آمریکا و اسرائیل را یک نگرانی واقعی دانست، اما از اطلاعات علنی موجود نمی‌توان نتیجه گرفت که ذخایر این کشورها تمام شده یا در آستانه پایان یافتن است.

در بحث موشک‌های پدافندی، به‌خصوص سامانه‌هایی که وظیفه مقابله با موشک‌های بالستیک را بر عهده دارند، مانند تاد و پاتریوت، ساخت رهگیرها فرایندی گران‌قیمت، پیچیده و زمان‌بر است. پیش از برنامه جدید افزایش ظرفیت، نرخ تولید رهگیرهای تاد تنها حدود ۹۶ فروند در سال اعلام شده بود و قرار است طی یک برنامه چندساله به ظرفیت ۴۰۰ فروند در سال برسد. شرکت لاکهید مارتین نیز اعلام کرده در سال ۲۰۲۵ تعداد ۶۲۰ فروند موشک PAC-3 MSE تحویل داده و براساس توافقی هفت‌ساله، ظرفیت تولید این موشک قرار است از حدود ۶۰۰ فروند به دو هزار فروند در سال افزایش پیدا کند. همین تلاش گسترده برای چند برابر کردن ظرفیت تولید نشان می‌دهد که نرخ کنونی، در مقایسه با میزان مصرف احتمالی در یک جنگ طولانی و همزمان با تقاضای متحدان آمریکا، همچنان یک محدودیت جدی به شمار می‌رود.

توضیح تصویر: شلیک موشک رهگیر سامانه پاتریوت

در طول جنگ نیز شاهد بودیم که شماری از موشک‌های شلیک‌شده به سمت اسرائیل رهگیری نشدند و در مناطق باز یا نقاطی که تهدید فوری برای مراکز جمعیتی و تأسیسات حساس محسوب نمی‌شدند، فرود آمدند. این موضوع الزاماً به معنای نبود موشک رهگیر نیست، زیرا سامانه‌های پدافندی اسرائیل براساس مسیر محاسبه‌شده اهداف تصمیم می‌گیرند و در مواردی که موشک به سمت مناطق خالی حرکت می‌کند، طبق پروتکل، از شلیک رهگیر خودداری می‌شود تا ذخایر برای تهدیدهای خطرناک‌تر حفظ شود؛ البته بخشی از اصابت‌ها نیز ناشی از شکست فنی یا عبور موشک از شبکه دفاعی بوده است. برخلاف ادعای پنهان‌ماندن کامل نتایج حملات، بسیاری از محل‌های اصابت، خسارت‌ها و تلفات از سوی رسانه‌های اسرائیلی و خبرگزاری‌های بین‌المللی گزارش شده است. برای نمونه، در پایان مرحله اصلی نبرد در آوریل ۲۰۲۶، رسانه‌های اسرائیلی از کشته‌شدن ۲۴ نفر در داخل اسرائیل و چهار فلسطینی در کرانه باختری بر اثر حملات موشکی ایران خبر دادند. بنابراین آمار تلفات و اصابت‌ها، هرچند ممکن است با گذشت زمان اصلاح شود، اما به‌طور کامل ناشناخته یا سانسورشده نبوده‌اند.

همچنین در مورد ادعای کمبود مهمات، شواهد علنی کافی برای تعمیم بحران موشک‌های رهگیر به مهمات تهاجمی متعارف، مانند بمب‌های هدایت‌شونده سری JDAM و بمب‌های کم‌قطر SDB، وجود ندارد. تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از عملیات نیز استفاده گسترده اسرائیل و آمریکا از این خانواده مهمات را نشان می‌دهد و قراردادهای تولیدی آمریکا حاکی از ادامه تولید انبوه آن‌ها در بازه‌های طولانی است. وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۲۴ قراردادی با سقف حدود ۷٫۴۸ میلیارد دلار برای تولید و پشتیبانی کیت‌های JDAM تا سال ۲۰۳۰ و قراردادی با سقف ۶٫۹ میلیارد دلار برای تولید چندین سری از بمب‌های SDB-I تا سال ۲۰۳۵ منعقد کرد و تولید SDB-II نیز در قالب قراردادهای جداگانه ادامه دارد. این قراردادها به معنای نامحدود بودن ذخایر نیست، اما نشان می‌دهد که ظرفیت تولید و جایگزینی مهمات تهاجمی پرمصرف، در مقایسه با رهگیرهای پیچیده تاد، پیکان یا PAC-3، بسیار گسترده‌تر است و نمی‌توان نگرانی درباره ذخیره موشک‌های پدافندی را بدون ارائه سند به تمام مهمات مورد استفاده آمریکا و اسرائیل تعمیم داد.

توضیح تصویر: بمب‌های هدایت GPS دو هزار پوندی GBU-31V4/B

خسارات وارد شده به پایگاه‌های نظامی آمریکا

بخش دیگری از گزارش کیهان، به خسارت‌های واردشده به پایگاه‌های نظامی آمریکا اشاره کرده و مستقیم از برخی سرویس‌های خبری نقل قول می‌کند. این ادعا در مجموع بر گزارش‌های واقعی رسانه‌های معتبر استوار است، اما در بازنشر آن، برخی جزئیات حذف یا بزرگ‌نمایی شده‌اند.

مهم‌ترین تحریف، استفاده از عبارت «خسارات سنگین و جبران‌ناپذیر» و نسبت‌دادن آن به BBC است؛ درحالی‌که گزارش BBC از آسیب‌دیدن تجهیزات و تاسیسات نظامی و هزینه بالای جایگزینی آنها سخن گفته، اما خسارات را «جبران‌ناپذیر» توصیف نکرده است. همچنین ۲۰ محل مورد اشاره، مجموعه‌ای از پایگاه‌های مورد استفاده آمریکا و تاسیسات نظامی مشترک در هشت کشور بوده‌اند و لزوماً همگی پایگاه‌های مستقل و انحصاری آمریکا محسوب نمی‌شوند.

بخش مربوط به گزارش NBC نیز در کلیت خود درست است. این شبکه به نقل از شش مقام آمریکایی و شماری از منابع مطلع گزارش داده بود که خسارت وارد شده به پایگاه‌ها و تجهیزات آمریکا در منطقه، بسیار بیشتر از چیزی است که به‌صورت عمومی اعلام شده و هزینه تعمیر و جایگزینی آنها ممکن است به میلیاردها دلار برسد. بااین‌حال، این گزارش بر اساس ارزیابی رسمی و نهایی وزارت دفاع آمریکا نبود و عمدتاً بر اظهارات مقام‌های بی‌نام، اطلاعات غیرعلنی و برآوردهای کارشناسی استوار شده است؛ بنابراین ارقام و جزئیات آن را نمی‌توان به‌عنوان آمار قطعی پنتاگون در نظر گرفت.

توضیح تصویر: تصویر ماهواره‌ای از تأسیسات هدف قرار گرفته آمریکا در کویت توسط پهپادهای ایرانی

واشینگتن‌پست نیز با بررسی تصاویر ماهواره‌ای اعلام کرد دست‌کم ۲۱۷ سازه و ۱۱ قطعه تجهیزات، در مجموع ۲۲۸ مورد، در ۱۵ محل نظامی آسیب دیده یا منهدم شده‌اند. این رقم به معنای انهدام ۲۲۸ پایگاه نیست، بلکه ساختمان‌ها، آشیانه‌ها، انبارها، هواگردها و تجهیزات مختلف مستقر در داخل چند مجموعه نظامی را شامل می‌شود. بخش مهمی از تصاویر اولیه این تحقیق از سوی رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی منتشر شده بود، اما واشینگتن‌پست آنها را با تصاویر ماهواره‌ای سامانه اروپایی کوپرنیک و شرکت Planet مقایسه کرد، ۱۹ تصویر غیرقابل‌تأیید را کنار گذاشت و حتی ۱۰ مورد خسارت را یافت که در تصاویر منتشرشده از سوی ایران، وجود نداشت. با وجود این، خود روزنامه تأکید کرده که آمار ارائه‌شده تنها یک شمارش ناقص و مبتنی بر تصاویرِ در دسترس است.

نقل‌قول مارک کانسیان نیز واقعی است. این سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی آمریکا و مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، پس از بررسی تصاویر به واشینگتن‌پست گفت: «حملات ایران دقیق بودند و دهانه‌های تصادفی که نشان‌دهنده خطا باشند، دیده نمی‌شود.» این اظهارنظر تنها به تصاویر و اهداف بررسی‌شده مربوط است و به معنای موفقیت تمام موشک‌ها و پهپادهای شلیک‌شده ایران نیست. تا زمان انتشار این بررسی، سنتکام یا وزارت دفاع آمریکا گزارش رسمی، جامع و نهایی از مجموع خسارات منتشر نکرده‌اند؛ در نتیجه تقریباً همه آمارهای موجود ناقص هستند و بر ترکیبی از تصاویر منتشرشده در منابع وابسته به جمهوری اسلامی، داده‌های منابع باز، تصاویر تجاری ماهواره‌ای و گفته‌های مقام‌های بی‌نام استوارند. بنابراین این ادعا را می‌توان «عمدتاً درست، اما همراه با اغراق و حذف زمینه» ارزیابی کرد.

موضوع تلفات هواگردها

در ارتباط با تلفات هواگردهای آمریکایی در جنگ، در گزارش روزنامه کیهان به عدد ۴۴ فروند اشاره شده و این عدد مستقیماً به گزارش کنگره درباره تلفات هواگردهای آمریکایی در طول جنگ نسبت داده شده است. با این حال، گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا با عنوان «تلفات رزمی هواگردهای آمریکا در عملیات خشم حماسی؛ ملاحظاتی برای کنگره» در ۱۳ مه ۲۰۲۶، از دست رفتن یا آسیب‌دیدگی دست‌کم ۴۲ فروند هواگرد سرنشین‌دار و بدون سرنشین را ثبت کرده است. بنابراین، نسبت‌دادن مستقیم عدد ۴۴ به این گزارش، دقیق نیست و ممکن است این عدد از افزودن موارد دیگری به فهرست اولیه به دست آمده باشد.

پیش‌تر در فکت‌نامه به‌صورت مفصل به این گزارش پرداخته بودیم. فهرست ارائه‌شده در گزارش کنگره شامل چهار فروند جنگنده F-15E، هفت فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135، دو فروند MC-130J، یک فروند A-10، یک فروند F-35A، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام E-3، یک فروند بالگرد HH-60W و ۲۵ پهپاد شامل ۲۴ فروند MQ-9 و یک فروند MQ-4C است. جمع این موارد به ۴۲ فروند می‌رسد؛ اما با این توضیح که همه آن‌ها مستقیماً بر اثر آتش نیروهای جمهوری اسلامی سرنگون یا منهدم نشده‌اند.

توضیح تصویر: هواپیمای پیش اخطار هوابرد E-3 سنتری هدف قرار گرفته در عربستان سعودی

اصطلاح «تلفات هواگردی» در این گزارش، تنها به هواگردهای کاملاً منهدم‌شده اشاره ندارد، بلکه هواگردهای آسیب‌دیده، ساقط‌شده بر اثر آتش خودی، از دست رفته در سانحه و حتی هواگردهایی را که خود نیروهای آمریکایی برای جلوگیری از افتادن به دست طرف مقابل عمداً منهدم کرده‌اند نیز در بر می‌گیرد. برای نمونه، یک فروند F-35A پس از آسیب‌دیدن توانست به پایگاه بازگردد، پنج فروند KC-135 در حمله به پایگاه شاهزاده سلطان روی زمین آسیب دیدند و بالگرد HH-60W نیز در جریان عملیات نجات هدف تیراندازی قرار گرفت. در مقابل، دو فروند MC-130J پس از فرود در خاک ایران توسط خود نیروهای آمریکایی منهدم شدند.

توضیح تصویر: بقایای جنگنده F-15E استرایک ایگل که در عمق خاک ایران سقوط کرد

نکته مهم دیگر این است که گزارش سرویس پژوهشی کنگره، ارزیابی نهایی و عملیاتی وزارت دفاع آمریکا محسوب نمی‌شود. نویسندگان گزارش تصریح کرده‌اند که فهرست خود را بر پایه گزارش رسانه‌ها و بیانیه‌های وزارت دفاع و فرماندهی مرکزی آمریکا تنظیم کرده‌اند و به ارزیابی‌های محرمانه خسارات دسترسی نداشته‌اند. وزارت دفاع آمریکا نیز هنوز ارزیابی جامع و نهایی خود را از تلفات عملیات منتشر نکرده و تعداد هواگردهای آسیب‌دیده یا منهدم‌شده ممکن است به دلایلی مانند محرمانه‌بودن اطلاعات، اختلاف در انتساب حوادث و تکمیل تحقیقات فنی، تغییر کند. بنابراین عدد ۴۲ فعلاً کامل‌ترین برآورد عمومی است، اما نمی‌توان آن را آمار قطعی و نهایی دانست.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه