برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

بررسی ادعاهای مطرح‌شده درباره آمار تلفات هواگردهای آمریکایی در جنگ ۴۰روزه

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۱۲ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • جمهوری اسلامی در طول جنگ بارها ادعا کرد که تعداد زیادی جنگنده، پهپاد و هواگرد آمریکایی و اسرائیلی را سرنگون کرده است. بعضی رسانه‌ها حتی از رقم بیش از ۲۰۰ هواگرد صحبت کردند، اما برای بسیاری از این ادعاها سند یا تصویر مستقلی منتشر نشد.
  • بعد از پایان جنگ، گزارشی از بخش تحقیقاتی کنگره آمریکا منتشر شد که در آن گفته شده دست‌کم ۴۲ هواگرد آمریکایی یا نابود شده‌اند یا آسیب دیده‌اند. این عدد شامل جنگنده‌ها، پهپادها، هواپیماهای سوخت‌رسان، هواپیماهای پشتیبانی و بالگردها می‌شود. اما این گزارش تاکید می‌کند که همه این موارد «سرنگونی کامل» نبوده و بخشی از آن فقط آسیب جنگی یا حتی آتش خودی بوده است.
  • بر اساس این گزارش، بیشترین خسارت آمریکا مربوط به پهپادها بود. طبق گزارش، ۲۴ پهپاد MQ-9 و یک MQ-4C آسیب دیدند یا از بین رفتند. همچنین آمریکا از دست رفتن چند جنگنده مهم مثل F-15E، یک F-35A و یک A-10 را هم ثبت کرده است. بخشی از این خسارت‌ها در عملیات رزمی رخ داده و بخشی هم به دلیل اشتباهات یا عملیات نجات و پشتیبانی بوده است.
  • آمریکا در بخش هواگردهای پشتیبانی هم خسارت قابل توجهی داشت. چند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135، یک هواپیمای آواکس E-3 و چند هواگرد عملیات ویژه آسیب دیدند یا نابود شدند. این موضوع نشان می‌دهد که فقط جنگنده‌ها هدف نبوده‌اند و شبکه پشتیبانی، سوخت‌رسانی و عملیات نجات آمریکا هم تحت فشار قرار گرفته است.
  • اگرچه عدد ۴۲ هواگرد در نگاه اول زیاد به نظر می‌رسد، اما آمریکا در طول این جنگ بیش از ۱۰ هزار سورتی پرواز انجام داد. به همین دلیل نرخ کلی خسارت کمتر از نیم درصد برآورد می‌شود. این یعنی آمریکا توان انجام عملیات گسترده را حفظ کرده، اما در عین حال خسارت به پهپادها، سوخت‌رسان‌ها و هواگردهای پشتیبانی نشان می‌دهد که نیروی هوایی ایالات متحده در یک جنگ پرتراکم می‌تواند هزینه قابل توجهی بدهد.

آنچه در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران بارها مورد توجه طرفین درگیر و جهان قرار گرفت، میزان تلفات هواگردهای آمریکا در طول این عملیات بود. بسیاری از کاربران، از جمله خبرنگاران رسانه‌های رسمی و نزدیک به جمهوری اسلامی، با اشاره به این تلفات، آن را نشانه‌ای از خسارت سنگین آمریکا در جنگ توصیف کرده‌اند.

از آغاز عملیات در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، برابر با ۹ اسفند ۱۴۰۴، تا اعلام توقف آن در ۸ آوریل ۲۰۲۶، برابر با ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، جمهوری اسلامی ایران در موارد متعددی مدعی رهگیری و سرنگونی شمار زیادی از هواگردهای آمریکایی یا اسرائیلی شد. بر اساس مجموع این ادعاها، بیش از ۲۰۰ فروند هواگرد آمریکایی/اسرائیلی توسط پدافند هوایی جمهوری اسلامی سرنگون شده‌اند؛ با این حال، به‌صورت تفکیکی مشخص نیست این رقم ادعایی شامل چه نوع هواگردهایی بوده و در بیشتر موارد تنها از عناوینی مانند پهپاد، جنگنده، سوخت‌رسان و موارد مشابه استفاده شده است.

توجه: منظور از واژه «هواگرد» یا Aircraft در این گزارش‌ها، تمامی وسایل پرنده است که می‌تواند شامل جت جنگنده، پهپاد، بالگرد، تانکر سوخت‌رسان، هواپیمای ترابری و هواپیمای آواکس باشد.

ادعاهای طرفین از میزان خسارات چه بود؟

رسانه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی، برای شماری از این موارد ادعایی، از جمله پهپادهای MQ-9، اسناد تصویری از لحظه هدف قرار گرفتن یا بقایای پهپاد سرنگون‌شده منتشر کرده اند؛ اما درباره بسیاری از موارد مطرح‌شده، سند یا تصویر مستقلی در دسترس نیست.

از سوی دیگر، بخش تحقیقاتی کنگره آمریکا، روز ۱۳ مه ۲۰۲۶ (۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵) گزارشی با عنوان «U.S. Aircraft Combat Losses in Operation Epic Fury: Considerations for Congress» درباره جزئیات تلفات هواگردهایی آمریکایی در طول این جنگ منتشر کرد (دانلود).

پس از انتشار گزارش رسمی کنگره درباره تلفات هواگردهای آمریکا در جریان عملیات، برخی رسانه‌های داخلی جمهوری اسلامی، حساب‌های کاربری سفارتخانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی با استناد به آمار ارائه‌شده، آن را «اعتراف آمریکا» به اخبار مربوط به سقوط F-35، A-10 و بالگردها توسط ایران دانستند. در برخی از این روایت‌ها، حتی هلیکوپتر یا هواگردهای آسیب‌دیده نیز که برخی از آن‌ها قابل پرواز بوده و تصاویری از آن‌ها منتشر شده، در شمار موارد ساقط‌شده قرار گرفته‌اند.

در گزارش کنگره، موارد ثبت‌شده شامل هواگردهایی است که یا به‌طور کامل از دست رفته‌اند، یعنی Airframe Loss محسوب می‌شوند، یا دچار صدمات جنگی، Battle Damage، شده‌اند.

آمریکا چه تعدادی از تلفات هوایی را تایید کرد؟

بر اساس گزارش کنگره، دست‌کم ۴۲ فروند هواگرد آمریکایی، شامل جنگنده‌ها، هواپیماهای سوخت‌رسان، هواپیماهای پشتیبانی ویژه، بالگرد نجات و پهپادها، در جریان این عملیات منهدم یا آسیب‌دیده‌اند.

توضیح تصویر : شهادت ژنرال مایکل ایی.کانلی در جلسه کمیته نیروهای مسلح سنا (۱۲ می ۲۰۲۶)

اهمیت این گزارش از آنجاست که پنتاگون هنوز ارزیابی جامع و رسمی خود از خسارت‌های رزمی این عملیات را منتشر نکرده است. بخش تحقیقاتی کنگره تاکید کرده که آمار موجود بر پایه گزارش‌های رسانه‌ای، اظهارات وزارت دفاع آمریکا و بیانیه‌های سنتکام تهیه شده و ممکن است به دلیل محرمانه‌بودن بخشی از اطلاعات، ادامه درگیری‌ها یا ابهام در انتساب برخی رخدادها، در آینده تغییر کند. هم‌زمان، مقام مالی پنتاگون در جلسه‌ای در ۱۲ می اعلام کرده برآورد هزینه عملیات نظامی آمریکا علیه ایران به حدود ۲۹ میلیارد دلار افزایش یافته که بخش مهمی از آن به هزینه تعمیر یا جایگزینی تجهیزات آسیب‌دیده مربوط است.

آمریکا چه تعداد پهپاد شناسایی/رزمی از دست داده ؟

بر اساس فهرست منتشر شده، سنگین‌ترین بخش تلفات مربوط به ناوگان پهپادی آمریکا بوده است. ۲۴ فروند MQ-9 Reaper و یک فروند MQ-4C Triton در این گزارش در شمار هواگردهای از دست‌رفته یا آسیب‌دیده آمده‌اند؛ آماری که بار دیگر آسیب‌پذیری پهپادهای بزرگ آمریکایی در محیط‌های درگیری پرخطر و مجهز به پدافند هوایی، جنگ الکترونیک و تهدیدات موشکی را برجسته می‌کند. در جلسه کمیته فرعی نیروهای زمینی و هوایی سنا نیز مقام‌های نیروی هوایی آمریکا اذعان کردند که ناوگان MQ-9 پس از خسارت‌های عملیات «خشم حماسی» به حدود ۱۳۵ فروند کاهش یافته و ارتش به دنبال جایگزین‌های ارزان‌تر و قابل تولید در تعداد بالاتر است.

پهپاد MQ-9 ریپر نیروی هوایی آمریکا

آمریکا چه تعداد جنگنده از دست داده؟

در بخش هواگردهای سرنشین‌دار، گزارش به از دست رفتن چهار فروند F-15E Strike Eagle، یک فروند F-35A Lightning II و یک فروند A-10 Thunderbolt II اشاره می‌کند. سه فروند F-15E در روزهای نخست عملیات بر اثر آتش خودی بر فراز کویت سرنگون شدند و خدمه آن‌ها زنده بازیابی شدند. یک F-15E دیگر نیز در جریان عملیات رزمی بر فراز ایران سقوط کرد. همچنین طبق گزارش، یک فروند F-35A در ۱۹ مارس بر اثر آتش زمینی ایران آسیب دید و یک فروند A-10 نیز پس از اصابت در جریان عملیات جست‌وجو و نجات سقوط کرد.

آمریکا چه تعداد هواگرد پشتیبانی/ماموریت ویژه از دست داده ؟

بخش قابل توجه دیگر خسارت‌ها به هواپیماهای پشتیبانی و سوخت‌رسان مربوط می‌شود؛ حوزه‌ای که برای عملیات‌های دورایستای آمریکا در خاورمیانه حیاتی است. طبق گزارش، یک KC-135 Stratotanker در ۱۲ مارس بر فراز عراق سقوط کرد و هر شش خدمه آن جان باختند. پنج فروند KC-135 دیگر نیز در حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی آسیب دیدند. علاوه بر این، یک فروند E-3 Sentry آواکس نیز در همین پایگاه هدف قرار گرفت و به شدت آسیب دید.

گزارش همچنین از نابودی دو فروند MC-130J Commando II در خاک ایران خبر می‌دهد؛ هواپیماهایی که در عملیات جست‌وجو و نجات برای بازیابی خدمه F-15E ساقط‌شده مشارکت داشتند و پس از ناتوانی در خروج از محل، به‌صورت عمدی منهدم شدند. همچنین چهار فروند هلیکوپتر ترابری/تهاجمی سبک MH-6/AH-6M لیتل برد که توسط هواپیماهای MC-130J منتقل شده بودند نیز در جریان انفجار از بین رفتند که این مورد با وجود اینکه در اسناد تصویری مشهود است و در گزارش وبسایت وارزون نقل شده، اما در گزارش سنا اشاره ای به آن نشده است.

پهپاد MQ-9 ریپر نیروی هوایی آمریکا

همچنین در همان ماموریت، یک فروند بالگرد HH-60W Jolly Green II نیز بر اثر آتش سلاح‌های سبک آسیب دید. این بخش از گزارش نشان می‌دهد که خسارت‌های آمریکا تنها به مرحله حمله محدود نبوده، بلکه عملیات‌های پشتیبانی، نجات و خروج نیروها نیز با تهدید جدی روبه‌رو شده‌اند.

چقدر این تلفات در مقایسه با تعداد سورتی‌های پروازی، قابل ملاحظه بوده‌است؟

در ارزیابی نسبت تلفات و خسارت هواگردهای آمریکایی در عملیات «خشم حماسی»، باید میان دو سطح از داده‌ها تفکیک کرد: نخست، تعداد کل هواگردهای از دست‌رفته یا آسیب‌دیده؛ و دوم، حجم کل فعالیت هوایی انجام‌شده در طول عملیات. بر اساس گزارش بخش تحقیقاتی کنگره آمریکا، دست‌کم ۴۲ فروند هواگرد آمریکایی، شامل جنگنده‌ها، پهپادها، هواپیماهای سوخت‌رسان، هواگردهای پشتیبانی و بالگرد، در جریان این عملیات منهدم یا آسیب‌دیده‌اند. این گزارش تاکید می‌کند که آمار یادشده بر پایه منابع علنی، اظهارات رسمی و گزارش‌های رسانه‌ای گردآوری شده و ممکن است در آینده با انتشار ارزیابی‌های تکمیلی تغییر کند.

از سوی دیگر، کاخ سفید در جمع‌بندی آماری خود از عملیات اعلام کرده که بیش از ۱۰ هزار و ۲۰۰ سورتی هوایی در جریان این کارزار انجام شده است. بر این اساس، اگر عدد ۴۲ هواگرد آسیب‌دیده یا از دست‌رفته را در برابر ۱۰٬۲۰۰ سورتی قرار دهیم، نرخ کلی خسارت حدود ۰/۴۱ درصد به دست می‌آید. به بیان ساده‌تر، این نسبت معادل حدود ۴/۱ هواگرد آسیب‌دیده یا از دست‌رفته به ازای هر ۱۰۰۰ سورتی هوایی است؛ یا تقریبا یک مورد خسارت به ازای هر ۲۴۳ سورتی.

با این حال، این عدد نباید به عنوان «نرخ سرنگونی جنگنده‌های آمریکایی» تفسیر شود. دلیل آن است که عدد ۴۲، مجموعه‌ای ناهمگون از هواگردها را در بر می‌گیرد؛ از پهپادهای MQ-9 و MQ-4C گرفته تا F-15E، F-35A، A-10، KC-135، E-3، MC-130J و HH-60W. همچنین بخشی از این موارد مربوط به آسیب‌دیدگی بوده، نه نابودی کامل؛ و بخشی دیگر نیز در نتیجه شرایط جانبی عملیات، از جمله آتش خودی، عملیات جست‌وجو و نجات یا حملات به پایگاه‌های پشتیبانی ثبت شده است. بنابراین این نسبت، بیش از آنکه شاخص مستقیم کارایی پدافند یا موفقیت تاکتیکی یک طرف باشد، تصویری کلی از سطح فرسایش عملیاتی در یک کارزار هوایی گسترده ارائه می‌دهد.

از منظر تحلیلی، نرخ حدود ۰/۳ تا ۰/۴ درصدی خسارت نسبت به حجم سورتی‌ها نشان می‌دهد که با وجود گستردگی عملیات، بخش عمده توان هوایی آمریکا ماموریت‌های خود را بدون ثبت خسارت مستقیم به پایان رسانده است. اما در عین حال، عدد مطلق ۴۲ هواگرد نیز برای ارتشی که بر برتری هوایی، پشتیبانی دورایستا و شبکه گسترده سوخت‌رسانی و پهپادی متکی است، قابل توجه محسوب می‌شود. به‌ویژه سهم بالای پهپادها و هواگردهای پشتیبانی در این فهرست نشان می‌دهد که تهدید فقط متوجه جنگنده‌های خط مقدم نبوده، بلکه لایه‌های پشتیبانی، شناسایی، سوخت‌رسانی و بازیابی نیروها نیز در معرض فشار قرار گرفته‌اند.

مقایسه تلفات آمریکایی با ۴۰ روز اول تهاجم روسیه به اوکراین

باید توجه کرد که نه نیروی هوایی روسیه به قدرت نیروی هوایی و دریایی آمریکا است و نه سیستم پدافند جمهوری اسلامی به اندازه پدافند اوکراین قوی است. با این حال در ۴۰ روز نخست جنگ اوکراین، یعنی از ۲۴ فوریه تا حدود ۴ آوریل ۲۰۲۲، نیروی هوافضای روسیه با وجود برتری عددی و فنی، نرخ تلفات قابل توجهی را تجربه کرد. بر اساس داده‌های متن‌باز و موارد ثبت‌شده با شواهد تصویری یا تاییدهای قابل اتکا، روسیه در این بازه حدود ۲۰ تا ۲۵ فروند هواپیمای رزمی بال ثابت، از جمله Su-25، Su-30SM، Su-34 و Su-35، و همچنین حدود ۲۷ فروند هلیکوپتر از دست داد یا دچار خسارت جدی کرد. به این ترتیب، مجموع تلفات هواگردهای سرنشین‌دار روسیه در ۴۰ روز نخست جنگ، شامل هواپیماها و بالگردها، به حدود ۴۷ تا ۵۲ فروند می‌رسد.

در مقابل، برآوردها نشان می‌دهد روسیه در همین بازه حدود ۳ هزار تا ۴۶۰۰ سورتی رزمی انجام داده است. اگر این میزان سورتی را در کنار تلفات هواپیماها و هلیکوپترها قرار دهیم، نرخ خام تلفات هوایی روسیه به حدود ۱۰ تا ۱۷ هواگرد سرنشین‌دار به ازای هر ۱۰۰۰ سورتی رزمی می‌رسد. به بیان درصدی، این یعنی روسیه در حدود ۱ تا ۱/۷ درصد از سورتی‌های رزمی خود، یک هواگرد سرنشین‌دار، اعم از هواپیمای رزمی یا هلیکوپتر از دست داده یا با خسارت جدی مواجه شده است.

این نسبت برای یک نیروی هوایی بزرگ، عدد قابل توجهی محسوب می‌شود؛ زیرا نشان می‌دهد روسیه در مرحله آغازین جنگ، با وجود انجام حجم نه‌چندان گسترده‌ای از پروازهای رزمی، سطح بالایی از فرسایش هوایی را تجربه کرد. البته باید توجه داشت که این محاسبه یک نرخ خام است، چون آمار سورتی‌ها عمدتاً به پروازهای رزمی هواپیماهای بال ثابت اشاره دارد، در حالی که بالگردها مأموریت‌ها و الگوی عملیاتی متفاوتی داشتند. با این حال، مقایسه مجموع سورتی‌ها با تلفات هواپیماها و بالگردها نشان می‌دهد که ۴۰ روز نخست جنگ برای نیروی هوافضای روسیه از نظر خسارات هوایی، یکی از پرهزینه‌ترین دوره‌های جنگ بود.

در نتیجه، نسبت تلفات به سورتی‌ها نشان‌دهنده یک تصویر دوگانه است: از یک سو، نرخ درصدی خسارت در برابر حجم کل پروازها پایین به نظر می‌رسد؛ از سوی دیگر، ترکیب و ارزش عملیاتی هواگردهای آسیب‌دیده نشان می‌دهد که هزینه چنین عملیاتی فقط در تعداد هواگردهای از دست‌رفته خلاصه نمی‌شود. فشار بر ناوگان پهپادی، سوخت‌رسان‌ها و هواگردهای پشتیبانی می‌تواند در عملیات‌های طولانی‌تر، بر آهنگ پروازها، توان تداوم عملیات و هزینه جایگزینی تجهیزات اثرگذار باشد. بنابراین شاخص اصلی در اینجا نه صرفا درصد تلفات، بلکه نسبت میان گستردگی عملیات، نوع هواگردهای آسیب‌دیده و توان آمریکا برای حفظ ریتم عملیاتی در یک محیط پر تهدید است.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

انتشار گزارش رسمی پنتاگون درباره خسارت‌های عملیات «خشم حماسی» احتمالا زمان‌بر خواهد بود. در نمونه‌های مشابه، معمولا ابتدا طی چند هفته تا چند ماه یک ارزیابی مقدماتی منتشر می‌شود، اما گزارش جامع‌تر که شامل جزئیات خسارت، علت از دست رفتن هواگردها، وضعیت تعمیرپذیری و هزینه جایگزینی باشد، ممکن است چند ماه تا بیش از یک سال طول بکشد.

نمونه قابل مقایسه، عملیات «توفان صحرا» در سال ۱۹۹۱ است. این عملیات در فوریه همان سال پایان یافت، اما گزارش موقت پنتاگون در ژوئیه ۱۹۹۱ منتشر شد و گزارش نهایی وزارت جنگ آمریکا حدود ۱۳ ماه بعد، در آوریل ۱۹۹۲، ارائه شد. حتی پس از آن نیز ارزیابی‌های تکمیلی درباره عملکرد نیروی هوایی و میزان خسارت‌ها در سال‌های بعد منتشر شد.

با این حال، پنتاگون نمی‌تواند چنین خسارت‌هایی را برای مدت طولانی پنهان نگه دارد. دلیل آن این است که از دست رفتن یا آسیب دیدن هواگردها مستقیما وارد چرخه بودجه، تعمیرات، سفارش قطعات، قراردادهای جایگزینی، جلسات کنگره و گزارش‌های نظارتی می‌شود. به همین دلیل، حتی اگر جزئیات عملیاتی محرمانه بماند، نوع هواگردهای آسیب‌دیده، هزینه تعمیر یا جایگزینی و اثر آن بر آمادگی رزمی در نهایت از مسیر اسناد رسمی و پرسش‌های کنگره آشکار خواهد شد.

بنابراین، تصویر نهایی از خسارت‌های عملیات «خشم حماسی» احتمالا به‌صورت مرحله‌ای روشن می‌شود: ابتدا با گزارش‌های مقدماتی و داده‌های علنی، و سپس با گزارش رسمی‌تر پنتاگون و بررسی‌های بودجه‌ای و نظارتی.

و در جمع‌بندی فنی، نسبت خسارت هواگردهای آمریکایی در عملیات «خشم حماسی» در مقایسه با حجم کل سورتی‌های انجام‌شده، از نظر عددی پایین ارزیابی می‌شود. اگر عدد ۴۲ هواگرد آسیب‌دیده یا از دست‌رفته در برابر بیش از ۱۰ هزار سورتی قرار گیرد، نرخ خسارت کمتر از نیم درصد است؛ یعنی به طور تقریبی یک هواگرد به ازای هر چند صد سورتی.

با این حال، اهمیت این آمار فقط در درصد آن نیست، بلکه در نوع هواگردهای آسیب‌دیده است. حضور پهپادهای شناسایی و رزمی، جنگنده‌ها، سوخت‌رسان‌ها، آواکس و هواگردهای عملیات ویژه در این فهرست نشان می‌دهد که فشار عملیاتی تنها محدود به خط مقدم نبوده و بخش‌های پشتیبانی، شناسایی، سوخت‌رسانی و عملیات نجات را هم درگیر کرده است.

بنابراین از نگاه عملیاتی، آمریکا با وجود حفظ توان انجام حجم بالایی از پروازها، هزینه قابل توجهی را در لایه‌های مختلف ناوگان هوایی خود متحمل شده است. این موضوع نشان می‌دهد که در یک محیط درگیری پرتراکم، حتی اگر نرخ کلی تلفات پایین باشد، آسیب به هواگردهای کلیدی می‌تواند بر تداوم عملیات، سرعت جایگزینی تجهیزات و برنامه‌ریزی برای مراحل بعدی اثر بگذارد.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه