
علیرضا داودی
قائممقام رادیو تهران
در جریان جنگ ۴۰ روزه، اسرائیل بیش از ۲۰۰۰ کشته و آمریکا بیش از ۱۰۰۰ کشته داده است.

شاخدار

علیرضا داودی، کارشناس شبکه خبر و قائم مقام رادیو تهران، روز ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ در گفتگویی که از شبکه خبر پخش شد، ادعا کرد در جریان جنگ ۴۰ روزه، اسرائیل بیش از ۲۰۰۰ کشته و ۵۰۰۰ زخمی و آمریکا نیز بیش از ۸۰۰۰ زخمی و دستکم ۱۰۰۰ کشته داده است.
او گفت:
«اسرائیلیها بالای ۲۰۰۰ تا کشته دادند. اسرائیلیها بالای ۵۰۰۰ تا زخمی دادند. آمریکاییها بالای هفت-هشت هزار تا زخمی دادند؛ در طول جنگ ۴۰ روزه. آمریکاییها بالای حداقل ۱۰۰۰ تا کشته دادند. برای ما کشته گرفتن از آمریکاییها و اسرائیلیها هیچ کاری ندارد.»
طرح چنین عددهایی از سوی رسانههای دولتی جمهوری اسلامی موضوع تازهای نیست. در سالهای گذشته نیز بارها مقامات، کارشناسان، مجریان یا خبرنگاران رسانههای وابسته به حکومت، آمارهایی مشابه درباره تلفات آمریکا و اسرائیل منتشر کردهاند؛ آمارهایی که در جریان جنگ ۱۲روزه، حملات موشکی جمهوری اسلامی و حتی پیشتر در ماجرای حمله موشکی به پایگاه نظامی عینالاسد نیز تکرار شده بود.
بنابراین این ادعا تنها به یک اظهارنظر تلویزیونی محدود نمیشود، بلکه به نظر میرسد ادامه و بخشی از یک الگوی تکرارشونده در روایتسازی رسانههای جمهوری اسلامی درباره میزان خسارتها و تلفات وارد شده به طرف مقابل است؛ الگویی که در آن، اعداد بزرگ و ادعاهای سنگین بدون ارائه شواهد روشن مطرح میشوند و سپس در رسانهها و شبکههای اجتماعی همسو، بازنشر میشود.
برای بررسی ادعای کشتهشدن هزاران نفر آمریکایی و اسرائیلی، به سراغ منابع رسمی و همچنین گزارش رسانههای معتبر میرویم.
بر اساس گزارش تایمز آو اسرائیل از جمعبندی ۴۰ روز جنگ، ایران در این دوره حدود ۶۵۰ موشک بالستیک به سوی اسرائیل شلیک کرد. این گزارش میگوید در نتیجه این حملات، ۲۰ نفر در داخل اسرائیل، شامل شهروندان اسرائیلی و اتباع خارجی، کشته شدند و چهار فلسطینی نیز در کرانه باختری جان باختند. همین گزارش، با استناد به وزارت بهداشت اسرائیل، تعداد زخمیها در داخل اسرائیل را بیش از ۷ هزار نفر اعلام کرده است.
بنابراین، بر اساس این گزارش، تلفات مستقیم حملات ایران در اسرائیل و کرانه باختری در پایان ۴۰ روز جنگ، ۲۴ کشته گزارش شده که همه آنها اسرائیلی نبودند. این عدد فاصلهای بسیار زیاد با ادعای ۲۰۰۰ کشته اسرائیلی دارد.

این آمار در منابع دیگر اسرائیلی نیز با همین چارچوب کلی همخوانی دارد. برای نمونه، مؤسسه اسرائیلی Alma در گزارش روز ششم آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرده بود که از آغاز جنگ، ۲۳ غیرنظامی در اسرائیل کشته و بیش از ۷۰۳۵ نفر زخمی شدهاند؛ آماری که از نظر روند کلی با گزارش بعدی تایمز آو اسرائیل و هاآرتص همپوشانی دارد. هاآرتص نیز در گزارش خود از پایان ۴۰ روز جنگ، از ۲۴ کشته در اسرائیل و کرانه باختری و بیش از ۷ هزار زخمی سخن گفته است. در نتیجه، منابع اسرائیلی نیز عدد تلفات را در سطح چند ده کشته و چند هزار زخمی ثبت کردهاند، نه در سطح هزاران کشته.
اما به جز رسانهها و مراکزی که در اسرائیل به این آمارها اشاره کردهاند، ما در رسانههای دیگر (به عنوان مثال در الجزیره) نیز هیچ گزارش، ادعا یا حتی سرنخی پیدا نکردیم که در آن به کشتهشدن این تعداد اسرائیلی اشاره شده باشد.
گزارش جمعبندی صدروزه آغاز درگیریهای خاورمیانه در الجزیره را مرور میکنیم. در این گزارش، بر اساس اسناد و گزارشهای منتشرشده، تعداد کشتهشدههای اسرائیل ۲۶ و تعداد کشتهشدههای آمریکایی ۱۳ نفر اعلام شده است. بنابراین سوالی که وجود دارد این است که چگونه ممکن است حتی شبکه الجزیره نیز در اعلام خبر کشتهها، هیچ اشارهای به کشتهشدن هزاران آمریکایی و اسرائیلی نکرده باشد، اما یک کارشناس در صداوسیمای جمهوری اسلامی، به آمارهایی دسترسی داشته باشد که در آنها هزاران اسرائیلی و آمریکایی کشته شدهاند؟

در مورد آمریکا نیز آمارهای رسمی منتشر شده فاصله زیادی با ادعای «هزار کشته و هفت تا هشت هزار زخمی» دارد. بر اساس دادههای اعلامشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در ۴۰ روز نخست عملیات «خشم حماسی» ۱۳ نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند؛ آماری که در گزارش رویترز نیز بازتاب یافت. در تفکیک این تلفات، شش نفر مربوط به سقوط یک هواپیمای سوخترسان KC-135 در غرب عراق بودند که سنتکام اعلام کرد بر اثر آتش دشمن یا آتش خودی ساقط نشده است، و هفت نفر دیگر در جریان عملیاتها و حملات مرتبط با جنگ کشته شدند.
در ادامه نیز آمار رسمی پنتاگون در سامانه Defense Casualty Analysis System نشان داد که شمار زخمیهای ثبتشده در عملیات «خشم حماسی» تا ماه مه ۲۰۲۶ به ۴۰۶ نفر رسیده است. گزارشهای بعدی رویترز نیز با استناد به منابع نظامی آمریکا از حدود ۴۰۰ زخمی و ۱۳ کشته سخن گفتند و تأکید کردهاند که بیش از ۹۰ درصد زخمیها به خدمت بازگشتهاند. بنابراین، حتی با در نظر گرفتن بهروزرسانیهای بعد از ۴۰ روز نخست جنگ، آمار رسمی و رسانهای موجود هیچ نسبتی با ادعای هزار کشته و ۷-۸ هزار زخمی آمریکایی ندارد و چنین رقمی فاقد پشتوانه قابل راستیآزمایی است.

یکی از دلایلی که ادعای پنهانکردن گسترده تلفات توسط آمریکا و اسرائیل قابل دفاع نیست، ساختار اداری و حقوقی ثبت تلفات در این دو کشور است. در آمریکا، تلفات نظامی از مسیر زنجیره رسمی ارتش، وزارت دفاع و سامانههای ثبت تلفات مانند Defense Casualty Analysis System ثبت و منتشر میشود. این روند فقط یک اطلاعیه رسانهای نیست، بلکه با فرآیند شناسایی فرد، اطلاعرسانی به خانواده، ثبت در دادههای رسمی، پرداخت مزایا، رسیدگی درمانی و در موارد کشتهشدن، تشریفات خاکسپاری و یادبود همراه است. به همین دلیل، پنهانکردن صدها یا هزاران کشته نظامی به معنای حذف همزمان صدها و هزاران خانواده، پرونده اداری، سوابق درمانی، گزارش واحدهای نظامی و دادههای رسمی خواهد بود.
در آمریکا، وزارت جنگ و نیروهای مسلح پیش از انتشار عمومی نام کشتهشدگان، موظف هستند ابتدا خانواده و نزدیکان درجه اول را مطلع کنند. همین قاعده نشان میدهد که دولت نمیتواند بهسادگی تلفات را از چرخه عمومی خارج کند؛ زیرا خانوادهها، واحدهای نظامی، نمایندگان کنگره، رسانههای محلی و نهادهای ایالتی درگیر این روند میشوند. در جنگهای اخیر نیز معمولاً نام، سن، یگان، محل خدمت و گاه شهر محل سکونت نیروهای کشتهشده پس از اطلاعرسانی به خانوادهها منتشر شده است. بنابراین، ممکن است دولت آمریکا جزئیات عملیاتی، محل دقیق حادثه یا زمانبندی برخی رویدادها را به دلایل امنیتی محدود کند، اما پنهانکردن شمار بزرگ کشتهها و زخمیها در عمل بسیار دشوار و تقریباً غیرممکن است.

در اسرائیل نیز وضعیتی مشابه وجود دارد. کشتهشدن نظامیان اسرائیلی معمولاً از سوی نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) اعلام و در پایگاههای رسمی یادبود و ثبت اسامی مانند سامانه «ییزکور» وزارت دفاع ثبت میشود. افزون بر آن، خانوادههای کشتهشدگان نظامی تحت پوشش ساختار رسمی وزارت دفاع قرار میگیرند و همین موضوع باعث میشود مرگ نیروهای نظامی فقط یک عدد در اطلاعیه ارتش نباشد، بلکه به پروندهای رسمی، خانوادگی، مالی، اجتماعی و رسانهای تبدیل شود. در جامعهای مانند اسرائیل که خدمت نظامی و نیروهای ذخیره، بخش گستردهای از جامعه را درگیر میکند، کشتهشدن تعداد زیادی نظامی بدون بازتاب در خانوادهها، شهرها، رسانهها و مراسم رسمی یادبود قابل پنهانسازی نیست.
در مورد غیرنظامیان اسرائیلی نیز ثبت تلفات از مسیر بیمارستانها، وزارت بهداشت، سازمان امدادی مگن داوید آدوم، پلیس، شهرداریها و نهاد بیمه ملی انجام میشود. مجروحان حملات موشکی یا پهپادی به بیمارستان منتقل میشوند و آمار پذیرش آنها معمولاً توسط وزارت بهداشت یا رسانههای اسرائیلی به نقل از وزارت بهداشت منتشر میشود. از سوی دیگر، قربانیان حملات، برای دریافت حمایتها و مزایای قانونی باید در نظام بیمه ملی اسرائیل ثبت شوند. بنابراین، حتی اگر دولت بخواهد در مقطعی بخشی از اطلاعات را با تأخیر منتشر کند، زنجیره درمان، ثبت اداری، پرداخت مزایا، مراسم خاکسپاری و گزارشهای رسانهای مانع از پنهانماندن آمارهای بزرگ میشود.

به همین دلیل، باید میان «تأخیر در اعلام»، «محدودیت انتشار جزئیات عملیاتی» و «پنهانکاری گسترده تلفات» تفاوت گذاشت. دولتهای آمریکا و اسرائیل ممکن است در شرایط جنگی نام افراد، محل دقیق اصابت، وضعیت یگانها یا جزئیات فنی عملیات را تا زمان اطلاع به خانوادهها یا رفع ملاحظات امنیتی منتشر نکنند، اما پنهانکردن کشتهها و زخمیها، آن هم در ابعاد صدها و هزاران نفر، با ساختارهای رسمی این کشورها سازگار نیست. وجود سامانههای رسمی ثبت تلفات، بیمارستانهای متعدد، خانوادهها، رسانههای آزاد، نهادهای بیمهای و روندهای قانونی، باعث میشود هر ادعایی درباره هزاران کشته پنهانشده نیازمند مدارک بسیار قوی، اسناد قابل راستیآزمایی و شواهد مستقل باشد.
با این توضیحات، فکتنامه به این ادعای کارشناس صداوسیما مبنی بر اینکه در جریان جنگ ۴۰ روزه، اسرائیل بیش از ۲۰۰۰ کشته و آمریکا بیش از ۱۰۰۰ کشته داده است، نشان «شاخدار» میدهد، زیرا ادعای او فاصله بسیار زیادی با گزارشهای معتبر دارد.

شاخدار
گفته یا آمار، به قدری نادرست و مضحک است که حتی مرغ پخته هم به خنده میافتد!
درباره نشانهای میرزاروش کار ما