برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی
محمدباقر قالیباف

محمدباقر قالیباف

رییس مجلس شورای اسلامی

هر چقدر زمان [از آغاز این دور جنگ] گذشت، در نواخت تیر ما، دقت تیر ما… اتفاقی نیفتاد

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۱۰ دقیقه

نادرست

ادعای نادرست قالیباف درباره بهبود نواخت و دقت شلیک موشکی ایران

اگر وقت ندارید …

قالیباف در مصاحبه تلویزیونی درباره مذاکرات گفت «[دشمن] گفت من با بمباران‌هایی که انجام می‌دهم، توان موشکی ایران را از بین می‌برم،‌ هر چقدر زمان گذشت، نواخت تیر ما، دقت تیر ما… اتفاقی نیفتاد.»
اظهارات قالیباف درباره ارتقا یا تثبیت «نواخت تیر و دقت شلیک‌ها» نیازمند داده‌های کمی منظم از روند حملات است، اما منابع رسمی داخل ایران چنین داده‌ای ارائه نمی‌کنند.
گزارش‌های داخلی عمدتا توصیفی، «موج‌محور» و غیرکمی هستند (مثل «ده‌ها موشک» یا «حملات گسترده») و به‌ندرت عدد دقیق می‌دهند.
حتی در مواردی که عدد ارائه می‌شود، استاندارد واحدی وجود ندارد (گاهی تعداد موشک، گاهی اهداف، گاهی نوع سلاح) و تفکیک میان موشک بالستیک، کروز و پهپاد هم منسجم نیست.
در مقابل، داده‌های مستقل نشان می‌دهد شدت حملات در طول جنگ نوسان داشته و عموماً پس از هفته‌های ابتدایی کاهش یافته است.
نمونه‌های موردی (اسرائیل، امارات و دیگر کشورها) نیز نشان می‌دهد حجم شلیک‌ها در روزهای اولیه بسیار بالاتر از روزهای پایانی بوده است.
بنابراین، از دل منابع رسمی ایران نمی‌توان ثبات یا بهبود «نواخت تیر» را اثبات کرد، و شواهد موجود بیشتر با الگوی کاهش تدریجی شدت حملات در طول زمان سازگار است.
شواهد علنی از بهبود یا ثبات «دقت نقطه‌زنی» حمایت نمی‌کنند و اصولا تفکیک میان «رسیدن به شهر/منطقه» و «اصابت دقیق به هدف نظامی» در بسیاری از گزارش‌ها روشن نیست.
استفاده گزارش‌شده از مهمات خوشه‌ای از نظر فنی با ادعای دقت بالا یا افزایش دقت سازگار نیست، چون این نوع تسلیحات ذاتاً خطای پراکندگی بالا دارند.
برآوردهای فنی از دقت برخی موشک‌های مورد استفاده (در حد صدها متر خطای دایره‌ای) نیز نشان می‌دهد «دقت بالا» یا «بهبود محسوس دقت» قابل اثبات نیست.

در پی دور نخست مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پاکستان، پس از آتش‌بش دو هفته‌ای، روز ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد تا به بعضی از سوالاتی که این روزها در افکار عمومی درباره جزئیات مذاکرات مطرح شده، پاسخ دهد.

قالیباف در این برنامه تلویزیونی، درباره قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران مدعی شد: «ما در یک جنگ نامتقارن به‌ گونه‌ای جنگیدیم که با طراحی و آمادگی خودمان دشمن را پس زدیم… ما در این جنگ برنده میدان هستیم… حتما برتری میدان به دست ماست و به همین دلیل است که ترامپ درخواست آتش بس دارد.» قالیباف در همین زمینه مدعی شد (دقیقه ۱۲:۲۰): «[دشمن] گفت من با بمباران‌هایی که انجام می‌دهم، توان موشکی ایران را از بین می‌برم،‌ هر چقدر زمان گذشت، نواخت تیر ما، دقت تیر ما… اتفاقی نیفتاد.»

برای بررسی این ادعا، نواخت و دقت شلیک موشک‌ها و پهپادهای شلیک‌شده را بررسی می‌کنیم.

از تغییر نواخت شلیک موشک‌های ایران چه می‌دانیم؟

مرور گزارش‌های منتشر شده از سوی منابع رسمی حکومت جمهوری اسلامی ایران و رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که داده‌های کمی اعلام شده با ابهام‌های جدی مواجه‌اند و به‌سختی می‌توان از آن‌ها برای بازسازی دقیق ابعاد حملات استفاده کرد. الگوی غالب گزارش‌دهی، توصیفی و «موج‌محور» است (با عباراتی مانند «حملات گسترده»، «ده‌ها موشک» یا «پهپادهای متعدد») و تنها در موارد محدود اعداد مشخص، آن هم بدون تفکیک منظم میان موشک‌های بالستیک، کروز و پهپاد، ارائه می‌شود.

علاوه بر این، نبود یکنواختی در واحدهای گزارش (عدد دقیق در برابر توصیف کیفی)، تکرار و بازنشر یک حمله در قالب خبرهای جداگانه، ادغام یا تفکیک نامشخص جغرافیای اهداف و وقفه‌های زمانی در انتشار اطلاعات، عملا امکان تجمیع این داده‌ها در قالب یک سری زمانی قابل اتکا را از بین می‌برد. در نتیجه، حتی با گردآوری کامل این گزارش‌ها نیز نمی‌توان به برآوردی دقیق از تعداد شلیک‌ها در هر روز یا کل دوره رسید و این منابع بیشتر بازتابی از روایت سیاسی و عملیاتی هستند تا یک داده‌مجموعه کمی منسجم و قابل راستی‌آزمایی.

آنچه می‌شود با اتکا به همین منابع رسمی و شبه‌رسمی شمرد، خط سیر تقریبی تعداد موج‌های ادعایی است: تا روز دوم جنگ، ایرنا از آغاز موج‌های هفتم و هشتم خبر می‌دهد، یعنی در دو روز اول دست‌کم ۸ موج در روایت رسمی ثبت شده بود. تا روز پنجم ایرنا از موج هفدهم خبر می‌دهد و همان‌جا می‌گوید این موج با بیش از ۴۰ موشک انجام شده است. تا روز هفتم، ایرنا از موج بیستم خبر داده و فارس در جمع‌بندی «روز ششم» به نقل از سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا می‌نویسد که تا پایان موج ۲۰، بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و بیش از ۶۰۰ موشک شلیک شده است. ده روز پس از شروع جنگ در ۸ مارس (۱۷ اسفند)، ایرنا از موج‌های ۲۸، ۲۹ و ۳۰ حرف می‌زند. در روز ۱۰ مارس، خبر موج ۳۴ و تا ۱۵ و ۱۶ مارس، پایگاه اطلاع‌رسانی سپاه از موج‌های ۵۳، ۵۴ و ۵۵ خبر می‌دهد. روز ۲۰ مارس، خبر موج ۶۸ اعلام شده‌است. تا ۲۵ مارس، ایرنا می‌گوید عملیات به موج ۸۰ رسیده‌است. تا ۱ آوریل، فارس و ایرنا از موج ۸۹ خبر می‌دهند. در ۳ آوریل، پایگاه اطلاع رسانی سپاه موج ۹۲ را اعلام کرده‌است. تا ۶ آوریل، فارس موج ۹۸ را گزارش می‌کند. در نهایت در آخرین روز حمله خبر صدمین موج عملیات وعده صادق ۴ منتشر شد.

اما مشکل دیگر تعداد نواخت تیر در هر موج است. منابع معیارهای گزارش‌دهی یکنواختی ندارند. بعضی وقت‌ها تعداد پرتابه را می‌دهند، مثل موج ۱۷ با «بیش از ۴۰ موشک» یا موج ۵۳ با «۱۰ موشک هایپرسونیک فتاح و قدر و پهپادهای انهدامی». بعضی وقت‌ها فقط از تعداد اهداف حرف می‌زنند، مثل موج ۶۳ که ایرنا می‌گوید ۸۰ نقطه نظامی و پشتیبانی نظامی هدف قرار گرفتند، یا گزارشی در فارس که می‌گوید در تازه‌ترین موج، بیش از ۷۰ هدف در حیفا، دیمونا و تل‌آویو زده شد. بعضی وقت‌ها هم فقط نوع سلاح ذکر می‌شود، بدون تعداد شلیک، مانند گزارش‌های مربوط به موج ۹۲ یا ۹۸. این ناهمگونی اجازه نمی‌دهد از دل منابع رسمی جمهوری اسلامی، یک سری زمانی تمیز و استاندارد از «تعداد شلیک روزانه» استخراج شود.

اما ادعای طرف‌های مقابل (کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل) درباره تعداد برخوردها، تا حدودی قابل راستی‌آزمایی بوده و موسسات تحقیقاتی نیز با بررسی آنها، این داده‌ها را مبنی آمار خود قرار داده‌اند.

داده‌های منبع بازی که که تیم Faytuks Network Intelligence Team گردآوری کرده نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران بیشترین حجم حملات را به سمت امارات متحده عربی انجام داده است با ۵۳۷ موشک بالستیک، ۲۶ موشک کروز و ۲۲۵۶ پهپاد؛ پس از آن اسرائیل، بحرین، عربستان سعودی، کویت و قطر در رده‌های بعدی قرار دارند.

در مجموع، داده‌های جدول بالا نشان می‌دهد حملات به دست‌کم ۱۶ کشور و همچنین چند پایگاه نظامی خارجی در کشورهای دیگر، ترکیبی شامل هزاران پهپاد انتحاری در کنار صدها موشک بالستیک و تعداد محدودتری موشک کروز بوده‌است. این جدول تلاش می‌کند تصویر کمی از دامنه منطقه‌ای عملیات ارائه دهد و نشان دهد وزن اصلی کارزار بر استفاده گسترده از پهپادها قرار داشته، در حالی که موشک‌های بالستیک نقش ضربه‌های راهبردی‌تر علیه اهداف مشخص را ایفا کرده‌اند.

اما برای بررسی نواخت شلیک باید به اخبار روزانه مراجعه کرد. حملات جمهوری اسلامی ایران به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل دستکم در صد ساعت اول جنگ، با استفاده از پهپاد و موشک در تعداد بالا صورت پذیرفت اما پس از تثبیت برتری هوایی توسط آمریکا و اسرائیل بر فراز ایران و با افزایش بمباران ها، تعداد حملات کاهشی شد. به طور مثال برای اسرائیل، به سوی این کشور از ابتدای جنگ تا اعلام آتش بس، ۶۵۰ موشک بالستیک (آمار تقریبی) شلیک شد و روند شلیک آن نیز روز به روز کاهش پیدا کرد. به طور مثال در روز اول جنگ بیش از ۹۰ موشک به سوی اسرائیل شلیک شد که در روزهای آخر جنگ این مقدار به ۱۰ تا ۱۵ موشک رسید.

در مورد امارات متحده عربی اعداد دقیق‌تری وجود دارد. آمار نشان می‌دهد حجم شلیک موشک‌ها و پهپادهای جمهوری اسلامی ایران به سمت امارات، در یک هفته به پایان این دور از جنگ حدودا کمتر از نصف حجم هفته نخست جنگ بود. این کاهش در حجم پس از هفته اول، احتمالا نتیجه حملات نیروهای آمریکا و اسراییل به دارایی‌های موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران بوده‌است.

آمار حملات به بحرین، متغیر است. هرچند تعداد آنها با تعداد حملات به امارات قابل مقایسه نیست و کسر کوچکی نسبت به امارات است (نمودار زیر) اما بیشترین «نواخت تیر» در هفته اول و یک هفته پیش از پایان جنگ بر می‌گردد و در بقیه روزها، شلیک‌ها انگشت‌شمار بوده است.

همچنین حملات به کویت در نخستین روزهای جنگ در مجموع از کل حملات در بقیه جنگ، بسیار بیشتر است.

اما در مورد عربستان، وضعیت حملات، برعکس الگوی امارات و بحرین است. هفته اول و روزهای پایانی جنگ، تعداد حملات بسیار کم و انگشت‌شمار است، اما در ۴، ۵ هفته میانی جنگ، تعداد حملات به روزی ۷۰تا رسیده‌است.

از تغییر دقت پرتاب‌های پهپادی و موشکی ایران چه می‌دانیم؟

قالیباف در کنار ادعای ثابت ماندن یا افزایش «نواخت تیر»، مدعی است که «دقت تیر» جمهوری اسلامی نیز در طول جنگ افت نکرده است. برای سنجش این ادعا باید میان چند مفهوم تفکیک قائل شد: عبور برخی پرتابه‌ها از سامانه‌های پدافندی، رسیدن به محدوده یک شهر یا منطقه هدف، و اصابت دقیق به یک هدف نظامی مشخص، سه چیز یکسان نیستند. نفوذ از پدافند یا حتی ایجاد خسارت در یک شهر، به خودی خود نشان‌دهنده بهبود دقت نیست. معیار اصلی دقت آن است که آیا پرتابه به همان هدف ادعایی و با خطای محدود اصابت کرده یا نه. در شواهد علنی موجود از این جنگ، چنین الگویی به صورت منظم و قابل اثبات دیده نمی‌شود.

بخش مهمی از موشک‌هایی که جمهوری اسلامی ایران به سوی اسرائیل شلیک کرد، بنا بر گزارش رویترز، با سرجنگی خوشه‌ای مجهز شده بودند و حدود نیمی از موشک‌های شلیک‌شده در مقطعی از جنگ از این نوع بودند. هر یک از این سرجنگی‌ها حدود ۲۴ بمبچه را در هوا پخش می‌کرد. دیده‌بان حقوق بشر نیز پس از بررسی ده‌ها ویدیو و عکس، استفاده مکرر جمهوری اسلامی از مهمات خوشه‌ای پرتاب‌شونده با موشک‌های بالستیک را تایید کرد و تصریح کرد که این سلاح‌ها به دلیل پخش بمبچه‌ها در سطح وسیع، ذاتا در مناطق پرجمعیت «بی‌تمایز» هستند. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ هم توضیح می‌دهد که مهمات خوشه‌ای سلاح «منطقه‌زن» هستند و زیرمهمات آن‌ها غالبا هدایت‌شونده دقیق نیستند و ممکن است خارج از هدف مورد نظر فرود بیایند. بنابراین، خود اتکای گسترده به چنین سرجنگی‌هایی بیشتر با منطق گسترش شعاع اثر و دشوار کردن رهگیری و پاکسازی سازگار است تا با ادعای افزایش دقت نقطه‌زن.

نمونه‌های میدانی نیز از ادعای «بهبود دقت» پشتیبانی نمی‌کنند. عفو بین‌الملل در تحقیق خود درباره حمله ۱ مارس به بیت‌شمش نوشت که در محل اصابت، هیچ هدف نظامی مشروعی در نزدیکی فوری دیده نشده و نزدیک‌ترین هدف نظامی شناسایی‌شده حدود ۳/۵ کیلومتر دورتر بوده‌است. این سازمان همچنین تصریح کرد سلاح به‌کاررفته «به‌شدت کم‌دقت» بوده و با توجه به سرجنگی بزرگش، اساسا برای استفاده در مناطق پرجمعیت نامناسب است. در همان پرونده، عفو بین‌الملل شعاع خسارت را حدود ۵۰۰ متر برآورد کرد. این یافته‌ها مهم‌اند، چون نشان می‌دهند حتی در مواردی که موشک به شهر رسیده و خسارت سنگین ایجاد کرده، شواهد علنی لزوما از اصابت دقیق به هدف نظامی مشخص حکایت نمی‌کنند.

در حمله ۲۱ مارس به جنوب اسرائیل نیز جمهوری اسلامی مدعی هدف قرار دادن تاسیسات و مراکز نظامی نزدیک نیروگاه هسته‌ای دیمونا شد، اما گزارش‌های رویترز از اصابت موشک‌ها به خودِ شهرهای عراد و دیمونا و زخمی شدن ده‌ها غیرنظامی، از جمله کودکان، حکایت دارد. در این جمله هم شواهد علنی، ادعای اصابت دقیق به هدف ادعایی را تایید نمی‌کنند.

از نظر فنی هم برآوردهای عمومی موجود با ادعای «بهبود محسوس دقت» سازگار نیست. منابع پژوهشی، پیش از این برای خانواده موشک‌های عماد و قدر که به عنوان بخشی از زرادخانه میان‌برد هوافضای سپاه شناخته می‌شوند، از دقت‌های تقریبی در حد صدها متر سخن می‌گفتند: حدود ۳۰۰ متر CEP برای قدر و حدود ۵۰۰ متر برای عماد.

فکت‌نامه در تحقیقی که پس از جنگ۱۲ روزه بر روی خبرهای داخلی مبنی بر بهبود دقت قدر و عماد منتشر کرد نوشته بود:

جمهوری اسلامی ایران در حال عملیاتی کردن تاکتیک‌های پیچیده است که ترکیبی از اشباع (با موشک‌های قدر مقاوم در برابر جنگ الکترونیک) و دقت (با کلاهک‌های مانورپذیر عماد) است. هدف این است که از موشک‌های ارزان‌تر و با قابلیت کمتر قدر برای جذب رهگیرها و وادار کردن پدافند اسرائیل به آشکارسازی موقعیت خود استفاده شود تا راه برای موشک‌های باارزش‌تر عماد (یا سجیل) جهت ضربه زدن به اهداف حیاتی باز شود. این توانایی تقویت‌شده می‌تواند سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی را در سیاست‌های منطقه‌ای خود جسورتر و قاطع‌تر کند. از سوی دیگر، ممکن است اسرائیل را وادار به بررسی استراتژی‌های پیش‌دستانه‌تر یا سرمایه‌گذاری در نسل بعدی پدافندها مانند سلاح‌های انرژی هدایت‌شده (پدافند لیزری) یا ارو-۴ برای بازگرداندن برتری دفاعی خود کند.

اگر این برآوردها را تقریبی و مربوط به مدل‌های پایه بدانیم، همین مقیاس خطا نشان می‌دهد که در برابر اهداف کوچک یا اهداف واقع در بافت شهری «رسیدن به شهر» را نمی‌توان با «دقت بالا» یکی گرفت. افزون بر آن، صلیب سرخ یادآور می‌شود که حتی استفاده از سلاح‌های دارای سامانه هدایت نیز وقتی با سرجنگی‌های با اثر منطقه‌ای یا شعاع تخریب بزرگ همراه شود، همچنان می‌تواند در محیط شهری آثار بی‌تمایز ایجاد کند.

در نتیجه، بر پایه شواهد منبع‌باز، گزارش‌های میدانی و ارزیابی‌های فنی، ادعای قالیباف درباره این‌که «دقت» شلیک‌های جمهوری اسلامی در طول جنگ نه‌تنها افت نکرد بلکه بهتر هم شد، پشتوانه محکمی ندارد. آنچه شواهد علنی بیشتر نشان می‌دهد، توانایی جمهوری اسلامی ایران در حفظ بخشی از ظرفیت شلیک و در برخی موارد عبور دادن پرتابه‌ها از پدافند است، نه اثبات بهبود دقت نقطه‌زنی. برعکس، استفاده گسترده از سرجنگی‌های خوشه‌ای، اصابت‌های مرگبار در مناطق مسکونی، و نبود شواهد روشن از انهدام دقیق اهداف نظامی ادعایی، بیشتر به نفع این جمع‌بندی است که بخش مهمی از این حملات از منظر دقت، یا کم‌دقت بوده‌اند یا دست‌کم نمی‌توان برای آن‌ها ادعای «بهبود دقت» را اثبات کرد.

جمع‌بندی

محمدباقر قالیباف در یک مصاحبه تلویزیونی مدعی شد که با گذشت زمان از آغاز جنگ، «نواخت تیر» (تعداد شلیک) و «دقت تیر» موشکی ایران کاهش نیافت. منابع رسمی داخل ایران داده‌های کمی، منظم و قابل اتکایی درباره تعداد روزانه شلیک موشک‌ها و پهپادها (نواخت تیر) ارائه نمی‌کنند. گزارش‌ها اغلب توصیفی، «موج‌محور» و فاقد تفکیک دقیق میان انواع پرتابه‌ها هستند. حتی با تجمیع ادعای موج‌های رسمی (که از موج ۱ تا ۱۰۰ می‌رسد)، به دلیل ناهمگونی در واحدهای گزارش (گاهی تعداد موشک، گاهی اهداف)، نمی‌توان یک سری زمانی استاندارد برای اثبات ثبات یا بهبود نواخت استخراج کرد.

در مقابل، شواهد مستقل و داده‌های منبع باز خارجی (اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس) نشان می‌دهد که شدت حملات جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در مورد کشورهای عربی و اسرائیل، عموماً پس از هفته‌های ابتدایی جنگ کاهش یافته است. به طور مثال، حجم شلیک‌ها به امارات در هفته پایانی کمتر از نصف هفته نخست بود و حملات موشکی روزانه به اسرائیل نیز به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد (از بیش از ۹۰ موشک در روزهای اول به ۱۰ تا ۱۵ موشک در روزهای پایانی). این الگو با ادعای «ثبات یا بهبود نواخت تیر» سازگار نیست و بیشتر از «کاهش تدریجی شدت حملات» حکایت دارد. شواهد علنی و فنی از ادعای «افزایش دقت نقطه‌زنی» هم حمایت نمی‌کنند.

۱. استفاده از مهمات خوشه‌ای: گزارش‌ها حاکی از استفاده گسترده جمهوری اسلامی از موشک‌هایی با سرجنگی خوشه‌ای علیه اسرائیل بود. این نوع تسلیحات ذاتاً «منطقه‌زن» هستند و به دلیل خطای پراکندگی بالا، استفاده از آن‌ها با منطق «دقت نقطه‌زن بالا» در تضاد است. ۲. عدم اصابت دقیق به اهداف نظامی: بررسی‌های میدانی (مانند حمله به بیت‌شمش) نشان می‌دهد که موشک‌ها به جای اصابت دقیق به اهداف نظامی ادعایی، به مناطق مسکونی اصابت و خسارات و تلفات غیرنظامی ایجاد کرده‌اند؛ در برخی موارد، نزدیک‌ترین هدف نظامی چندین کیلومتر دورتر بوده است. ۳. برآوردهای فنی: برآوردهای فنی عمومی موجود برای برخی از موشک‌های مورد استفاده (مانند قدر و عماد) خطای دایره‌ای تقریبی (CEP) در حد صدها متر نشان می‌دهد، که به این معنی است که «رسیدن به شهر» با «اصابت دقیق به هدف نظامی» یکسان نیست.

در نهایت، با توجه به نبود داده‌های کمی داخلی برای اثبات نواخت و شواهد خارجی مبنی بر کاهش شدت حملات، و همچنین شواهد فنی و میدانی که دقت بالا را تأیید نمی‌کنند، ادعای قالیباف نادرست تشخیص داده شد.

بنابراین فکت‌نامه به این ادعای محمدباقر قالیباف، که «هر چقدر زمان [از آغاز این دور جنگ] گذشت، در نواخت تیر ما، دقت تیر ما… اتفاقی نیفتاد» نشان نادرست می‌دهد.

نادرست

گفته یا آمار، نادرست است یا دست‌کم سندی معتبر آن را رد می‌کند.

درباره نشان‌های میرزاروش کار ما
پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه

آخرین گزارش‌ها