برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

تامین امنیت شهروندان ایرانی برای جمهوری اسلامی چقدر اولویت دارد؟

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۱۷ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • تامین امنیت شهروندان اولین وظیفه ذاتی هر حکومتی است. اما تامین امنیت شهروندان ایرانی برای جمهوری اسلامی چقدر اولویت دارد.
  • بررسی اطلاعات، گزارش‌ها و اخبار منتشر شده از ابتدای جنگ تاکنون نشان می‌دهد، در ۴۰ روز گذشته مسائل مهم‌تری در اولویت برنامه‌های حکومت ایران قرار داشته است.
  • از ابتدای جنگ مقام‌های حکومت بارها به صورت علنی حفظ نظام را اولویت حکومت اعلام و در در صدا و سیما و رسانه‌های داخلی معترضان را به برخورد نظامی و کشتار تهدید کردند.
  • با وجود وجود خطر بالقوه جنگ در سال‌ها و ماه‌های اخیر جمهوری اسلامی اقدام به ساخت پناهگاه‌های مجهز برای شهروندان نکرده است.
  • بر خلاف دوران جنگ ایران و عراق، سازوکار موثر و یکپارچه‌ای برای آژیر هشدار عمومی و محافظت فیزیکی از غیرنظامیان (پناهگاه) در ایران وجود ندارد.
  • در این میان حتی گزارشی از برقراری سیستم هشدار و دستورالعمل ویژه برای امنیت شهروندان منتشر نشده است.
  • در طول ۴۰ روز گذشته سازمان پدافند غیرعامل، به عنوان متولی دفاع غیرنظامی در ایران چهار اطلاعیه صادر کرده که بیشتر بر «مدیریت روانی» و توصیه‌های خانگی تمرکز داشته‌اند.
  • از ابتدای جنگ تا امروز صدا و سیما و مقام‌های حکومتی بارها مردم را به حضور در اماکن عمومی پرخطر تشویق کرده‌اند. در عین حال قرار گرفتن اهداف بالقوه مانند گشت‌های بسیج در مناطق پرجمعیت نیز پدیده‌ای رایج بوده که می‌توان آن را مصداق ایجاد «سپر انسانی» دانست.
  • به عنوان نمونه مقام‌های دولتی در آستانمه پایان مهلت امریکا برای حمله به زیرساخت‌ها، از مردم می‌خواهد که اطراف نیروگاه‌های برق سراسر کشور «زنجیره انسانی» تشکیل دهند.
  • قطع کامل اینترنت در شرایط جنگی، دسترسی مردم به هشدارهای حیاتی و جریان آزاد اطلاعات را مختل کرده و آسیب‌پذیری را افزایش داده است.

همزمان با اعلام آتش‌بس و پایان موقت جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، یکی از اصلی‌ترین سوال‌ها، وضعیت امنیت جانی شهروندان غیرنظامی در ایران است.

ایران، کشوری پهناور با حدود ۹۰ میلیون جمعیت است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش، مراکز نظامی زیادی در سراسر آن تاسیس کرده‌اند.

گزارش‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد کلانتری‌ها، مراکز پلیس و حتی مساجد و حسینیه‌ها، در کنار کارکرد عمومی و متعارف مانند حفظ امنیت یا محلی برای عبادت، در شرایط سرکوب به مراکزی تبدیل می‌شوند که نیروهای سرکوب در جمهوری اسلامی از آنها استفاده می‌کنند.

به همین دلیل است که وقتی ارتش اسرائیل و آمریکا اعلام می‌کنند حملات خود را برای از بین بردن «اماکن نظامی و حامی سرکوب» ادامه می‌دهند، این سوال به وجود می‌آید که با وجود این میزان از پراکندگی در مناطق شهری، وضعیت تامین امنیت جانی شهروندان چگونه خواهد بود.

جمهوری اسلامی به جای اینکه در سال‌های گذشته زیرساخت‌های حفاظت از جان شهروندان را ایجاد کند یا توسعه دهد، در رسانه‌های عمومی و رسمی با تمرکز بر آمار کشته‌شدگان غیرنظامی، تلاش می‌کند بخشی از راهبرد نظامی دیپلماتیک خود را به پیش برد.

حکومت با برگزاری گردهمایی‌های شبانه در خیابان‌های شهرهای ایران، جمعیت هوادار خود را به نمایش می‌گذارد و بارها در همین مراسم یا از تریبون‌های دیگر از جمله صداوسیما اعلام می‌کند اگر شهروندانی که از حکومت دفاع نمی‌کنند به خیابان بیایند، با آنها مانند دشمن (یعنی نیروهای اسرائیل و آمریکا) برخورد خواهد کرد؛ تهدیدهایی که این فرضیه را دامن می‌زند که اولویت جمهوری اسلامی، حفظ نظام و حکومت است و نه تامین امنیت جانی شهروندان.

به عنوان مثال یکی از فرماندهان نظامی در برنامه زنده تلویزیونی خطاب به دختران و پسران جوانی که ممکن است برای اعتراض به خیابان بیایند می‌گوید: «هر کسی امروز در خاک ایران نغمه‌ای از حلقومش بیرون بیاد که با دشمن همنوایی کنه، زیر پایش تل‌آویو است و کله‌اش هم نتانیاهو است، حکم تیر او صادر شده. ما دوست نداریم فرزند شما کشته شود چون فرزند شما جاهل و غافل است.»

حتی به نظر می‌رسد تاکید رسانه‌های نزدیک به حکومت بر آمارها و گزارش‌های کشته‌شدگان غیرنظامی، گاهی به عنوان ابزاری برای ایجاد اهرم فشار استفاده می‌شود؛ وضعیتی که برخی از ناظران آن را با عنوان «سپر انسانی» یاد می‌کنند.

در رسانه‌های عمومی اعلام می‌شود که کودکان به خیابان‌ها بیایند یا خانواده‌ها تشویق می‌شوند که در ایست‌های بازرسی حضور داشته باشند.

مثلا کمی مانده به پایان مهلت تعیین‌شده آمریکا، مقامات جمهوری اسلامی از جمله حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران و علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، از مردم به ویژه جوانان خواست که اطراف نیروگاه‌های برق سراسر کشور «زنجیره انسانی» تشکیل دهند.

چنین وضعیتی این سوال را به وجود می‌آورد که چه انگیزه‌هایی برای دفاع از جان شهروندان غیرنظامی در ایران وجود دارد.

همزمان جمهوری اسلامی از سویی ادعا می‌کند اینترنت شهروندان را به این دلیل به طور کامل قطع کرده که نگران به خطر افتادن امنیت آنهاست. این در حالی است که دسترسی به اینترنت، سال‌هاست در ایران با دشواری مواجه است و همزمان این قطعی اینترنت، باعث شده جریان اطلاع‌رسانی با دشواری انجام شود و شانس منتقل نشدن هشدارها و اطلاعات حیاتی، به شدت افزایش یابد.

به عنوان مثال اگر به زیرساخت و مرکزی حمله شود که تبعات خطرناک سلامتی داشته باشد، در شرایطی که افراد به اینترنت دسترسی ندارند، خبرها و هشدارهای مربوط به آن را دیرتر دریافت می‌کنند یا ممکن است اساسا به هیچ هشداری دسترسی نداشته باشند.

آمارهایی که از سوی جمهوری اسلامی اعلام می‌شود

در زمان تهیه این گزارش، آمارهایی از سوی نهادهای رسمی جمهوری اسلامی اعلام می‌شود که بر اساس آن، صدها کودک جان خود را بر اثر حملات اسرائیل و آمریکا از دست داده‌اند؛ آمارهایی که به صورت مستقل نمی‌توان دقت و صحت آن را تایید یا رد کرد.

مصاحبه رئیس پزشکی قانونی ایران، آمار بیش از ۳۰۰۰ کشته (نظامی و غیرنظامی) را تایید می‌کند.

وزیر بهداشت جمهوری اسلامی ایران می‌گوید از ابتدای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران حدود ۲۱۰ کودک کشته و بیش از ۱۵۱۰ نفر زیر ۱۸ سال زخمی شده‌اند؛ همچنین ۳۰۰ مرکز درمانی آسیب دیده و حدود ۳۰ آمبولانس از کار افتاده است. همزمان، هلال احمر اعلام کرده بیش از ۸۱ هزار واحد غیرنظامی هدف حمله قرار گرفته، از جمله ۴۹۸ مدرسه، ۱۷ مرکز هلال احمر، ۳ بالگرد و ۴۸ خودروی عملیاتی؛ علاوه بر این، ۲۱ نفر از کادر درمان کشته و ۱۰۳ نفر هم زخمی شده‌اند.

درباره آمار دیگر نهادها چه می‌دانیم؟

یکی از موانع موجود، قطع‌بودن سراسری اینترنت و مشکلات دسترسی رسانه‌های داخلی و بین‌المللی به ایران است. در این شرایط نمی‌توان آمارهای رسانه‌ای از میزان تلفات و مجروحان به دست آورد. هر چند برخی نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های فارسی‌زبان، گزارش‌های مستقلی از کشته‌شدن غیرنظامیان منتشر می‌کنند.

گروه حقوق بشری هرانا در گزارشی اعلام کرده از ابتدای جنگ، ۳۶۳۶ نفر در ایران کشته شده‌اند که ۱۷۰۱ نفر از آنها غیرنظامی بوده‌اند از جمله ۲۵۴ کودک.

در گزارش قدیمی‌تر هرانا، آمار تلفات به این صورت است (به‌روز شده تا زمان انتشار گزارش فکت‌نامه)

کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۳۹۴ نفر (از جمله دست‌کم ۲۱۰ کودک)

  • کشته‌شدگان نظامی: ۱۱۵۳ نفر
  • کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۶۳۹ نفر

در کنار این گزارش‌های تجمیعی، با وجود اینکه دسترسی به اینترنت در ایران تقریبا ناممکن است اما گزارش‌های موردی درباره غیرنظامیانی که کشته‌شده‌اند نیز مخابره می‌شود.

به عنوان مثال، پرستش دهاقین، داروسازی بود که ۱۸ اسفند در پی حمله هوایی به ساختمانی در تهران جان باخت. او در زمان حمله در ساختمان کنار شرکت «سحاب پرداز» مشغول به کار بود؛ شرکتی که یکی از پیمانکاران فنی پروژه‌هایی مانند سامانه‌های فیلترینگ در ایران است.

مناطق مسکونی زیر آتش جنگ

از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تصاویر، ویدیوها و عکس‌های زیادی از مناطق مسکونی در سراسر ایران منتشر شده که هدف حمله قرار گرفته‌اند.

بی‌بی‌سی فارسی در گزارشی که همچنان به‌روز می‌شود، بر اساس گزارش‌ها و تصاویر، نقشه‌هایی از مراکز غیرنظامی تهیه کرده که در جریان جنگ آسیب دیده‌اند.

درباره سازوکار آژیر هشدار و خبررسانی حملات در ایران چه می‌دانیم؟

در دوره جنگ ایران و عراق، برای حفاظت از غیرنظامیان دستورالعمل‌های مشخصی وجود داشت؛ از جمله استفاده از زیرزمین یا فضای زیر پله به‌عنوان پناهگاه. اما به نظر می‌رسد در سال‌های بعد از پایان جنگ، این زیرساخت‌ها و آموزش‌ها عملا رها شد و به مرور از بین رفته باشد. هیچ نشانه‌ای از توسعه یا حتی نگهداری پناهگاه‌های عمومی مجهز دیده نمی‌شود و حتی در اسناد و آرشیوها هم پیش از جنگ ۱۲ روزه، اشاره جدی به چنین آمادگی‌هایی وجود ندارد.

در جریان جنگ ۱۲ روزه، حکومت تا روزهای پایانی به‌صورت رسمی از واژه «جنگ» استفاده نمی‌کرد، در حالی که حملات هوایی و پهپادی در حال انجام بود. با وجود آسیب‌دیدن برخی سامانه‌های راداری و پدافندی، هیچ سیستم هشدار عمومی فعالی برای اطلاع‌رسانی به مردم وجود نداشت. نه آژیر خطر گسترده‌ای به صدا درآمد و نه رسانه‌ها دستورالعمل مشخصی برای حفاظت از جان شهروندان ارائه کردند. به نظر می‌رسد پذیرش حمله هوایی و اعلام آن، با ملاحظات تبلیغاتی و سیاسی در تضاد بوده است. انگار برای حکومتی که ادعای نادرست ساقط کردن چند هواپیمای اف ۳۵ اسرائیلی به دست پدافند خود را پوشش می‌دهد، اعلام روزانه به پایتخت حمله می‌شود، یک شکست تبلیغاتی بوده است.

این نبود هشدار محدود به شهروندان عادی نیست. حتی در سطح مقامات و سران سیاسی و نظامی نیز چنین سیستم هشداری وجود دارد. به‌طوری که برخی حملات بدون اطلاع قبلی به هدف می‌رسند و چهره‌های نظامی در «خانه‌های امن» آسیب می‌بینند. نبود اعتماد به ابزارهایی مانند تلفن همراه و عدم انتقال اطلاعات به‌موقع، باعث می‌شود شهروندان عملا بدون آگاهی در معرض خطر قرار بگیرند.

در مقابل، در برخی کشورها سیستم‌های هشدار زودهنگام بر اساس الگوی پروازی تهدیدها عمل می‌کنند و حتی گردشگران نیز از طریق اپلیکیشن‌ها هشدار دریافت می‌کنند. این سیستم‌های یکپارچه پدافند غیرعامل، با شفافیت و بدون پنهان‌کاری، به کاهش تلفات انسانی کمک می‌کنند. اما در شرایط مورد بحث، نه تنها چنین سازوکاری وجود ندارد، بلکه قطع اینترنت و نبود اطلاع‌رسانی مؤثر، همراه با استفاده تبلیغاتی از وضعیت غیرنظامیان، باعث افزایش آسیب‌پذیری مردم شده است.

ساختار پدافند غیرعامل در ایران

اگر بخواهیم ساختار پدافند غیرعامل در ایران را بررسی کنیم باید به سه نهاد اشاره کنیم.

۱. سازمان پدافند غیرعامل کشور

این نهاد، متولی اصلی سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و هماهنگی پدافند غیرعامل در کل کشور است و زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح فعالیت می‌کند. وظیفه سازمان پدافند غیرعامل، تدوین دستورالعمل‌ها، نظارت بر اجرای آنها در دستگاه‌های مختلف و ارتقای تاب‌آوری زیرساخت‌هاست.

۲. وزارت کشور

در سطح اجرایی و میدانی، وزارت کشور و زیرمجموعه‌هایش مانند سازمان مدیریت بحران، مسئول هماهنگی عملیات در زمان بحران، تخلیه اضطراری، اطلاع‌رسانی عمومی و مدیریت وضعیت شهری هستند.

۳. شهرداری‌ها

لایه دیگری از پدافند غیرعامل، مربوط به شهرداری‌ها و به خصوص شهرداری کلان‌شهرها در ایران است. شهرداری‌ها مسئول اجرای عملی بسیاری از اقدامات پدافند غیرعامل در شهر هستند؛ از جمله جانمایی پناهگاه‌ها، ایمن‌سازی فضاهای عمومی، آموزش شهروندان و مدیریت خدمات شهری در شرایط بحران.

با وجود اینکه این نهادها سالیانه برای پدافند غیرعامل، بودجه‌های قابل توجهی دریافت می‌کنند اما گزارش‌ها و بررسی آنچه در عمل اتفاق افتاده نشان می‌دهد ایران فاقد یک نظام یک‌پارچه پدافند و محافظت از امنیت شهروندان در شرایط جنگی است؛ کشوری که سردمدارانش خود را رهبران مبارزه علیه دشمنان بین‌المللی می‌دانند و سایه جنگ سال‌هاست بر آن افتاده است.

بررسی نمونه‌ای؛ سازمان پدافند غیرعامل

برای نمونه به سراغ بررسی نمونه‌ای از هشدارهای ایمنی به شهروندان در ایران می‌رویم؛ هشدارهایی که «سازمان پدافند غیرعامل» آنها را منتشر کرده است.

این سازمان از زمان آغاز حملات نظامی تا کنون چهار بیانیه هشدار منتشر کرده است:

اطلاعیه شماره ۶

اطلاعیه شماره ۷

اطلاعیه شماره ۸

اطلاعیه شماره ۹

مروری بر توصیه‌های این بیانیه‌ها می‌تواند بخشی از وضعیت موجود را شرح دهد.

در ادامه به پنج نکته که از این بیانیه‌های برداشت کرده‌ایم اشاره می‌کنیم:

۱- «مدیریت روانی» به جای «زیرساخت فیزیکی»

در شرایطی که هیچ نشانه‌ای از وجود زیرساخت‌های فیزیکی (مانند پناهگاه‌های امن) در ایران وجود ندارد که از جان شهروندان غیرنظامی در شرایط حمله محافظت کند، بیانیه‌هایی که از سوی نهادهای مسئول (مانند سازمان پدافند غیرعامل) منتشر می‌شود، نشان می‌دهد تاکید آنها بیشتر بر «مدیریت روانی» است. در هیچ کدام از بیانیه‌های رسمی، اشاره‌ای به پناهگاه، مسیرهای تخلیه یا رفتن به زیرساخت‌های ایمن در شهر دیده نمی‌شود.

سازمان پدافند غیرعامل در شرایطی که گزارش‌ها از حمله جنگنده‌ها به هزاران نقطه در ایران دارد، کنترل ترس، جلوگیری از پخش شایعه، انتقال ندادن اضطراب به کودکان، تکیه بر منابع رسمی و حتی توصیه‌هایی مانند آرام‌صحبت‌کردن را به عنوان پیشنهادهایی در بیانیه‌های خود مطرح می‌کند؛ توصیه‌هایی که هر کدام به نوبه خود ممکن است کارآمد باشد.

مساله اما اینجاست که جان شهروندان کشوری که در حال تجربه حملات نظامی است، با زیرساخت‌های فیزیکی مانند پناهگاه تامین می‌شود و وقتی تمام توصیه‌ها با محور «مدیریت روانی» مطرح می‌شود، نشانه‌ای از نبود این زیرساخت‌های فیزیکی است.

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی بیش از آنکه نگران از دست رفتن جان شهروندان باشد، از آنها انتظار دارد در این شرایط کاری نکنند و در خانه‌های خود بمانند.

۲- وضعیت اضطراری «باران اسیدی»

پس از حمله ارتش اسرائیل به زیرساخت‌های نفتی در تهران، نگرانی‌های زیادی مبنی بر تجربه «باران اسیدی» در تهران شدت گرفت.

سازمان پدافند غیرعامل هم توصیه‌هایی از قبیل استفاده از ماسک N95، شست‌وشوی پوست، اجتناب از مصرف آب چاه و همچنین علائم مسمومیت‌های تنفسی را در بیانیه‌ای تشریح کرد.

در این بیانیه‌ها اما نشانه‌ای از این نیست که شهروندان در صورت تجربه این وضعیت، چه راه‌حل‌هایی پیش رو دارند. مثلا آیا سیستم توزیع ماسک یا تجهیزات حفاظتی در نظر گرفته شده است؟ آیا برنامه‌ای برای تخلیه محله‌ها یا شهرها وجود دارد؟

پاسخ این سوالات را نمی‌دانیم اما در بیانیه‌های عمومی هم نشانه‌ای از وجود این موارد دیده نمی‌شود.

در واقع این خطر، شناخته شده اما مشخص نیست در عمل مردم چه ابزارهایی برای مواجهه با آن دارند.

۳- «ضعف در تاب‌آوری زیرساختی»

یکی دیگر از مواردی که به خصوص در دو بیانیه جدید سازمان پدافند غیرعامل دیده می‌شود، هشدار درباره تاب‌آوری زیرساخت‌های کشور است.

تاکید بر مدیریت مصرف (صرفه‌جویی در انرژی، آب و آمادگی برای قطع برق و گاز) نشان می‌دهد حکومت انتظار اختلال در خدمات حیاتی دارد.

از سویی دیگر توصیه‌ها، بیشتر یادآوری‌های ساده برای وضعیت خانگی است. مثلا داشتن پاوربانک، بستن شیر گاز قبل از خروج، بررسی وضعیت تهویه قبل از روشن‌کردن برق و پیش‌بینی وسایل گرمایشی جایگزین.

در این شرایط به نظر می‌رسد این پیام در حال مخابره است که در این شرایط، دولت مسئولیتی در ادامه وضعیت زیرساختی ندارد و مسئولیت بقا و تاب‌آوری به سطح خانواده‌ها منتقل شده است.

۴- وقتی پناهگاه وجود ندارد

شاید مهم‌ترین برداشتی که می‌توان از این بیانیه‌ها کرد این است که کشور، پناهگاه ندارد.

مکان پناهگاه معرفی نشده، مسیرهای تخلیه شهری توضیح داده نشده و درباره هیچ کدام از سیستم‌های هشدار (از جمله آژیر، اپلیکیشن‌ها و پیام‌های اضطراری) حرفی به میان نیامده است.

تنها توصیه‌ای که در یکی از بیانیه‌های آمده این است که «در صورت شنیدن آژیر، منطقه را ترک کنید.» این در حالی است که مشخص نیست این آژیر قرار است از کجا پخش شود و خانواده‌ها محل را به چه مقصدی ترک کنند؟

ما اطلاعاتی درباره پوشش این آژیرها نداریم و اساسا نمی‌دانیم در این روزها مردم به آن دسترسی دارند یا نه. تقریبا در هیچ‌کدام از پیام‌هایی معدود و کنترل‌شده‌ای که از داخل ایران مخابره شده به پخش سراسری آژیر اشاره نشده است.

۵- «دفاع محله‌محور»

به نظر می‌رسد حکومت بیش از آنکه در فکر راه‌کاری ملی برای حفظ امنیت شهروندان باشد، به مراکز سنتی و مذهبی محله‌محور مثل مساجد و حسینیه‌ها امید دارد.

دولت صراحتا اعلام کرده بخشی از مدیریت بحران را به شبکه‌های محلی و غیررسمی واگذار کرده و این یکی از نشانه‌های اصلی برای تقویت این نظریه است که ساختار مدرن و سراسری مدیریت بحران در ایران، یا وجود ندارد یا در بهترین حالت، پاسخگوی همه نیازهای کشور نیست.

نگرانی‌های اصلی در این بیانیه‌ها چیست؟

در مجموع می‌توان برداشت کرد دست‌کم بر اساس آنچه نهادهای رسمی حکومت اعلام می‌کنند، مواردی چون حمله به زیرساخت های انرژی، آلودگی‌های شیمیایی و محیطی، قطع خدمات حیاتی مانند آب، برق و گاز جزو اصلی‌ترین نگرانی‌ها به شمار می‌رود.

حکومت همچنین از «آشفتگی اجتماعی، پخش شایعه و از دست دادن مرجعیت خبری و رسانه‌ای» نگران است.

این در حالی است که در هیچ کدام از این بیانیه‌ها و اظهارنظرها مشخص نشده در صورتی که مناطق مسکونی به طور گسترده و شدید زیر حملات قرار بگیرد، شهروندان باید چگونه از جان خود محافظت کنند. به طور مشخص، هیچ برنامه و راهبردی برای پناه‌گیری در زمان حملات هوایی وجود ندارد.

این اطلاعیه‌ها نشان می‌دهند که در سناریوی جنگ، بقای غیرنظامیان در ایران تا حد زیادی به خودشان واگذار شده، نه به یک سیستم جامع و از پیش آماده‌شده شهری.

اطلاع‌رسانی چگونه انجام می‌شود؟

جدا از بررسی هشدارهای رسمی، یکی دیگر از پدیده‌هایی که به صورت مشخص می‌توان در جریان حملات هفته‌های گذشته بررسی کرد، وضعیت دسترسی مردم به رسانه‌ها و شرایط اطلاع‌رسانی است.

می‌دانیم که حکومت به خصوص بعد از هفته دوم جنگ، محدودیت شدیدی بر اینترنت اعمال کرده و عملا دسترسی مردم به شبکه اینترنت وجود ندارد.

ما همچنان به طور دقیق نمی‌دانیم که آیا میزان دسترسی شهروندان به شبکه ملی اطلاعات (مشهور به اینترنت ملی) چگونه است.

در این شرایط به نظر می‌رسد یکی از راه‌های اطلاع‌رسانی عمومی، از طریق تلویزیون و امواج ماهواره‌ای باشد.

بخش قابل توجهی از برنامه‌هایی که از صداوسیما پخش می‌شود، کلیپ‌های پروپاگاندای جنگ است. ضمن اینکه به دلیل همزمان این حمله‌ها با ماه رمضان، تلویزیون سراسری ساعت‌های زیادی را به پخش مراسم مذهبی و مداحی اختصاص می‌دهد؛ برنامه‌هایی که همزمان نشان‌دهنده جمعیتی است که حکومت آنها را به عنوان حامیان خود معرفی می‌کند.

اما مردم در ایران، به غیر از دسترسی به تلویزیون سراسری تحت کنترل حکومت، به شبکه‌های ماهواری‌ای فارسی‌زبان نیز دسترسی دارند.

گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد دسترسی به شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان (از جمله صدای آمریکا، بی‌بی‌سی فارسی، رادیو فردا و ایران اینترنشنال) به شدت محدود شده است.

در عین حال بررسی این شبکه‌های نشان می‌دهد که برخی از آنها (به خصوص تلویزیون ایران اینترنشنال) در بخش‌های مختلف، در کنار خبررسانی رویدادهای جنگ، موارد ایمنی آموزش داده می‌شود یا هشدارها و راهکارهایی برای حفظ آرامش و امنیت ارائه می‌شود.

همچنان این سوال وجود دارد: در شرایطی که زیرساختی واقعی برای محافظت از جان افراد در برابر حملات موشکی و نظامی وجود ندارد، توصیه‌های عمومی برای حفظ سلامت روانی چه میزان می‌تواند از جان شهروندان محافظت کند.

جمع‌بندی

امین امنیت شهروندان اولین وظیفه ذاتی هر حکومتی است. اما تامین امنیت شهروندان ایرانی برای جمهوری اسلامی چقدر اولویت دارد.

بررسی اطلاعات، گزارش‌ها و اخبار منتشر شده از ابتدای جنگ تاکنون نشان می‌دهد، در ۴۰ روز گذشته مسائل مهم‌تری در اولویت برنامه‌های حکومت ایران قرار داشته است.

از ابتدای جنگ مقام‌های حکومت بارها به صورت علنی حفظ نظام را اولویت حکومت اعلام و در در صدا و سیما و رسانه‌های داخلی معترضان را به برخورد نظامی و کشتار تهدید کردند.

با وجود وجود خطر بالقوه جنگ در سال‌ها و ماه‌های اخیر جمهوری اسلامی اقدام به ساخت پناهگاه‌های مجهز برای شهروندان نکرده است.

بر خلاف دوران جنگ ایران و عراق، سازوکار موثر و یکپارچه‌ای برای آژیر هشدار عمومی و محافظت فیزیکی از غیرنظامیان (پناهگاه) در ایران وجود ندارد.

در این میان حتی گزارشی از برقراری سیستم هشدار و دستورالعمل ویژه برای امنیت شهروندان منتشر نشده است.

در طول ۴۰ روز گذشته سازمان پدافند غیرعامل، به عنوان متولی دفاع غیرنظامی در ایران چهار اطلاعیه صادر کرده که بیشتر بر «مدیریت روانی» و توصیه‌های خانگی تمرکز داشته‌اند.

از ابتدای جنگ تا امروز صدا و سیما و مقام‌های حکومتی بارها مردم را به حضور در اماکن عمومی پرخطر تشویق کرده‌اند. در عین حال قرار گرفتن اهداف بالقوه مانند گشت‌های بسیج در مناطق پرجمعیت نیز پدیده‌ای رایج بوده که می‌توان آن را مصداق ایجاد «سپر انسانی» دانست.

قطع کامل اینترنت در شرایط جنگی، دسترسی مردم به هشدارهای حیاتی و جریان آزاد اطلاعات را مختل کرده و آسیب‌پذیری را افزایش داده است.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه