
شبکههای اجتماعی
تلگرام، توییتر، اینستاگرام، فیسبوک،...
ویدئوی کودک خردسالی که قاب عکس پدر کشته شدهاش را در دست دارد.

نادرست

ویدیویی کوتاه به طور بسیار گسترده در شبکههای اجتماعی بازنشر میشود که در آن کودک خردسالی که قاب عکس مردی را در دست دارد، در حالی که اشک میریزد میگوید «بابا پس کِی میای خونه. دلم برات تنگ شده.» (لینک ۱، لینک ۲، لینک ۳، لینک ۴، لینک ۵، لینک ۶، لینک ۷، لینک ۸، لینک ۹، لینک ۱۰).

این ویدیو در صفحههای مختلف اینستاگرام با توضیحات گوناگون منتشر شده، اما نکته یکسان در همه آنها این است که میگویند پدر این کودک در اعتراضات دیماه از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شده است.
این ویدیو واقعی نیست و ساخته هوش مصنوعی سورا (Sora) است. لوگوی سورا که تلاش شده محو شود، با کمی دقت، یکبار در بالای تصویر و بار دیگر در سمت راست تصویر قابل تشخیص است. در برخی ویدیوها که بالای آن بریده شده فقط لوگوی محو شده در سمت راست دیده میشود.
علاوه بر وجود لوگوی هوش مصنوعی، نوع زاویهبندی و صدای کودک تا حد زیادی به تشخیص غیرواقعی بودن آن کمک میکند. غیر از اینها، در هیچیک از صفحاتی که ویدیو بازنشر شده، نام و مشخصاتی از کودک یا پدر او گفته نشده است.
نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، روزهای ۱۸ و ۱۹ بهمن با شلیک مستقیم هزاران نفر را در خیابانهای شهرهای مختلف ایران کشتند و کودکان زیادی پدر، مادر یا حتی هر دو را از دست دادند. ویدیوهای بسیاری از این کودکان منتشر شده و از سوی مردم که سوگوار و خشمگین هستند بارها و بارها بازنشر میشود و لایک و کامنتهای بسیار میگیرند. در این میان افرادی با فرصتطلبی برای ماندن در الگوریتمهای اینستاگرام و افزایش بازدید صفحههایشان ویدیوهایی مانند همین ویدیوی مورد اشاره را تولید میکنند که وارد انبوه ویدیوهای واقعی میشود و به همان میزان بازخورد میگیرد.
فکتنامه پیش از این در مطلبی، ویدیوی دیگری را که منتسب به پدری داغدیده بود بررسی کرده و به آن نشان نادرست داده بود.
برخی معتقدند که با توجه به حجم کشتار و قساوتی که ایرانیان در اعتراضهای دیماه از سوی جمهوری اسلامی شاهد بودند، چنین صحنههایی در واقعیت به وجود آمده اما ممکن است فیلم آنها موجود نباشد و به همین خاطر ساخت این فیلمها با ابزار هوش مصنوعی ایرادی ندارد.
این استدلال درست نیست و وقتی یک خبر یا ویدیوی ساختهشده، به عنوان «واقعیت» میان مردم پخش میشود، دیگر چنین استدلالهایی نمیتواند در برابر آثار مخرب ورود خبر ساختگی موثر باشد.
مطابق بررسیهای رابرت پاتنام، جامعهشناسی که در زمینه سرمایههای اجتماعی مطالعات گستردهای انجام داده، اعتماد و هنجارهای صداقت، شالوده همکاری و همبستگی اجتماعیاند. وقتی مخاطبان میفهمند که بخشی از محتوای احساسی و بهظاهر مستند در واقع ساختگی بوده، اعتماد میان افراد و نسبت به منابع اطلاعاتی کاهش مییابد. این فرسایش اعتماد، شبکههای همبستگی را تضعیف میکند و مشارکت اخلاقی در کنشهای جمعی از همدردی تا دادخواهی را کمرمق میسازد.
از طرف دیگر «اثر اطلاعات نادرست» میتواند ردی ماندگار بگذارد. مواجهه با اطلاعات جعلی حتی پس از تکذیب میتواند حافظه و قضاوت افراد را دچار تحریف پایدار کند. در بستر بحران و سوگ، که هیجانها شدیدترند، این اثر تشدید میشود.
از همه مهمتر آنکه وجود چند نمونه جعلی خبر، حتی در میان انبوه اخبار واقعی، امکان بیاعتبارسازی کلی را برای قدرت سیاسی فراهم میکند. حاکمیت با سوءاستفاده از خبرهای کوچک ساختگی و برجستهسازی آنها، کل شواهد مردمی را بهعنوان «پروپاگاندا» نشان میدهد و آن را رد میکند که میتواند برای بخشی از مردم قابل باور باشد.
با این توضیحات فکتنامه به ویدیوی منتسب به کودک داغدیده که عکس پدرش را در دست دارد نشان «نادرست» میدهد.