
شبکههای اجتماعی
تلگرام، توییتر، اینستاگرام، فیسبوک،...
ویدیو استقرار پرواز اضطراری در مهرآباد برای فرار خامنهای به مسکو

نادرست

در روزهای اخیر ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که مدعی است دو هواپیما در بخش نظامی فرودگاه مهرآباد تهران مشاهده شدهاند. مطابق ادعای منتشرکننده، یکی از این هواپیماها یک فروند ترابری روسی Antonov An-124-100 است که در جریان جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل نیز مشاهده شده و هواپیمای دیگر جت تشریفاتی اختصاصی رهبر جمهوری اسلامی معرفی شده است. این ویدیو با روایتهایی درباره آمادهباش فوری و سناریوی اضطراری همراه شده است (لینک۱، لینک۲، لینک۳).

در ادامه براساس بررسی اجزای این ویدیو، اصالت یا جعلیبودن آن را بررسی میکنیم.
در نگاه نخست، ظاهر کلی برج مراقبت در پسزمینه میتواند بیننده را به یاد برج مراقبت فرودگاه مهرآباد بیندازد، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که این شباهت سطحی است. نه ابعاد برج با برج مهرآباد همخوانی دارد و نه بخش پایینی سر برج. نسبت ارتفاع کابین شیشهای برج در مهرآباد، با بخش پایین آن نمی خواند. همچنین بخش زیر کابین شیشهای برج دارای ساختاری چندضلعی و زاویهدار است، در حالی که در این ویدیو، پایه سر برج دایرهایشکل به نظر میرسد؛ تفاوتی که در معماری برجهای کنترل یک شاخص بسیار تعیینکننده محسوب میشود.

ساختمانهای قابل مشاهده در پسزمینه، در نگاه اول شباهتهایی به ترمینالهای قدیمی مهرآباد دارند، اما تطبیق ژئولوکیشن با کل فضای فرودگاه این فرض را تضعیف میکند. نسبت ساختمانها به باند، فاصله برج تا سازههای جانبی و چیدمان کلی فضا با تصاویر ماهوارهای و نقشههای شناختهشده مهرآباد همخوان نیست. این عدم تطابق نشان میدهد که حتی اگر برخی عناصر آشنا به نظر برسند، کل صحنه با جغرافیای واقعی مهرآباد منطبق نیست.



هواپیمای بزرگتر در ویدیو بهعنوان Antonov An-124-100 معرفی شده و روی سکان عمودی آن نشانهای شبیه پرچم روسیه دیده میشود. با این حال، صرف وجود رنگ یا نشانهای شبیه پرچم، برای نسبت دادن قطعی هواپیما کافی نیست. علاوه بر این، برخی جزئیات بدنه و نسبت اجزا در تصویر با مشخصات دقیق An-124-100 تطابق کامل ندارند و این موضوع احتمال استفاده از یک تصویر یا مدل بازتولیدشده را مطرح میکند.


هواپیمای کوچکتر جلوی صحنه از نظر کلی شبیه جتهای مسافرتی یا بیزنسجتهاست و با فرض سچورهشدن رنگ میتواند مشابه رنگآمیزی هواپیماهای تشریفات جمهوری اسلامی ایران باشد. اما تعداد و آرایش پنجرههای آن با فالکونهای شناختهشده مورد استفاده در ناوگان دولتی جمهوری اسلامی همخوانی ندارد. فالکونهای رایج مانند Falcon 50 یا Falcon 900 دارای الگوی مشخصی از پنجرهها هستند که با تعداد پنجرههای فالکون در این ویدیو همخوانی ندارد و این موضوع نسبت دادن هواپیما به «جت اختصاصی رهبری» را با تردید جدی مواجه میکند.

فالکون ۵۰:

فالکون ۹۰۰:

یکی از نکات قابل توجه، ابعاد تانکر سوخت در کنار هواپیمای کوچک است. مقیاس تانکر نسبت به بدنه هواپیما بهگونهای است که با ابعاد واقعی تانکرهای فرودگاهی و نسبت آنها به بیزنسجتهایی در کلاس فالکون تطابق دقیقی ندارد. این ناهماهنگی مقیاس، یکی از نشانههایی است که در تحلیلهای بصری بهعنوان زنگ خطر برای صحنههای بازتولیدشده یا ترکیبی مطرح میشود.

وجود فنس توری در جلوی دوربین، که بهصورت محوشده دیده میشود، در حالت عادی میتواند نتیجه عمق فوکوس بالا و فوکوس روی سوژه دور باشد. اما در این ویدیو، رفتار محوشدگی فنس در برخی فریمها با تغییرات فوکوس و حرکت دوربین همخوانی کامل ندارد و به نظر میرسد الگوی محوشدگی بیش از حد یکنواخت یا غیرطبیعی باشد؛ الگویی که در برخی ویدیوهای تولیدشده با هوش مصنوعی نیز دیده میشود.

در بخشهایی از ویدیو، خودروهای زمینی در انتهای کادر بهگونهای ظاهر یا محو میشوند که پیوستگی حرکتی طبیعی ندارند. این ناپدید شدن یا قطع ناگهانی، بدون خروج تدریجی از کادر یا تغییر منطقی زاویه دید، از دیگر نشانههایی است که میتواند به پردازش مصنوعی یا مونتاژ دیجیتال اشاره داشته باشد.

در مجموع، هرچند برخی عناصر ویدیو در نگاه اول واقعی به نظر میرسند، اما مجموعه ناسازگاریها در معماری برج مراقبت، ژئولوکیشن کلی، مشخصات هواپیماها، مقیاس تجهیزات زمینی و رفتار بصری فنس و خودروها، این احتمال را تقویت میکند که ویدیو بهطور کامل یا جزئی با استفاده از هوش مصنوعی یا تکنیکهای بازتولید دیجیتال ساخته شده باشد. بنابراین، علاوه بر اغراق و دیساینفورمیشن در روایت همراه، خود اصالت تصویری ویدیو نیز با تردید جدی مواجه است.
فکتنامه به ویدیو «برنامه اضطراری برای فرار خامنهای به مسکو به همراه خانوادهاش» نشان نادرست میدهد.