برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

درباره خسارت‌های نیروی دریایی ایران در جنگ ۴۰ روزه چه می‌دانیم؟

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۲۱ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • مروری بر گزارش‌ها، تصاویر و منابع رسمی و غیررسمی نشان می‌دهد جنگ ۴۰ روزه، ضربه سنگینی به نیروی دریایی ایران وارد کرده است. ارتش آمریکا می‌گوید بیش از ۱۵۰ شناور ایرانی در این جنگ آسیب دیده، منهدم شده یا از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند؛ هر چند بررسی دقیق‌تر این تلفات، همچنان نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد.
  • در میان مهم‌ترین خسارت‌ها، ناوچه دنا غرق شد و شناورهای بزرگی مثل مکران و ناو پهپادبر شهید باقری به‌شدت آسیب دیدند و عملا از چرخه عملیاتی خارج شدند. چهار ناوچه کلاس شهید سلیمانی سپاه و بخشی از زیردریایی‌ها و زیرساخت‌های دریایی ایران هم هدف قرار گرفتند.
  • با وجود این خسارت‌های قابل توجه، به نظر می‌رسد بخشی از توان نامتقارن سپاه پاسداران، یعنی قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی، موشک‌های ساحلی و شناورهای بدون سرنشین، همچنان باقی مانده و می‌تواند در خلیج فارس و تنگه هرمز تهدید ایجاد کند.

عملیات «خشم حماسی» از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و در کمتر از شش هفته، بخش بزرگی از توان متعارف نیروی دریایی ایران را از کار انداخت. بر اساس آمار رسمی ارتش آمریکا، بیش از ۱۵۰ شناور وابسته به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی دریایی سپاه پاسداران در جریان این عملیات آسیب دیدند، منهدم شدند یا از چرخه عملیاتی خارج شدند. با این حال، این ارقام از سوی یکی از طرف‌های جنگ ارائه شده و هنوز فهرستی مستقل که همه موارد را به‌صورت موردی و با مدارک تصویری تایید کند، در دسترس نیست.

اعداد رسمی آمریکا از ۹ شناور در روزهای نخست به بیش از ۱۵۰ شناور در هفته‌های بعد رسید. در مقابل، منابع باز و پایگاه‌های ردیابی مستقل تنها توانسته‌اند بخشی از این خسارت‌ها را به‌صورت موردی ثبت کنند. این شکاف بزرگ لزوماً به معنای نادرست بودن ادعاهای رسمی نیست، بلکه تا حد زیادی بازتاب تفاوت میان «هدف قرار گرفتن»، «آسیب دیدن»، «انهدام»، «غرق شدن» و «خروج از چرخه عملیاتی» است؛ مفاهیمی که در گزارش‌های نظامی و رسانه‌ای گاهی به‌جای یکدیگر به کار می‌روند.

توضیح تصویر : تصویر ماهواره ای Planet Labs از منطقه یکم دریایی بندرعباس، تاریخ دوم مارس ۲۰۲۶

مهم‌ترین شناورهای ازدست‌رفته یا آسیب‌دیده شامل ناوچه دنا از کلاس موج، ناو بندر مکران، ناو پهپادبر شهید باقری، ناوچه سهند، چهار فروند ناوچه کاتاماران کلاس شهید سلیمانی و شماری از زیردریایی‌ها، مین‌گذارها و قایق‌های تندرو هستند.

در مورد برخی از این شناورها، مانند دنا، گزارش‌ها از غرق شدن کامل حکایت دارند؛ اما درباره برخی دیگر، مانند شهید باقری و مکران، دقیق‌تر است از «آسیب شدید» یا «خروج از چرخه عملیاتی» سخن گفته شود، مگر آنکه شواهد مستقل و قطعی درباره نابودی کامل آن‌ها وجود داشته باشد.

توضیح تصویر :تصویر ماهواره ای Planet Labs از ناوبندر مکران، تاریخ دوم مارس ۲۰۲۶

در مقابل، قایق های تندرو نیروی دریایی سپاه پاسداران یا «ناوگان پشه»، شناورهای کوچک، مین‌ها، موشک‌های ساحلی و شناورهای بدون سرنشین، به‌طور کامل از بین نرفت. برآورد می‌شود بخش قابل‌توجهی از قایق‌های عملیاتی سپاه در خلیج فارس و تنگه هرمز منهدم یا از کار افتاده باشند، اما بخش دیگری از این توان در غارها، تونل‌ها، پناهگاه‌های ساحلی، اسکله های غیر نظامی و تحت پوشش شناورهای غیرنظامی باقی مانده است.

آتش‌بس ۸ آوریل ۲۰۲۶ / ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ پایان کامل جنگ دریایی نبود. درگیری‌ها در اواخر اردیبهشت و خرداد ادامه یافت. سقوط یک بالگرد آپاچی آمریکایی در نزدیکی سواحل عمان و حملات بعدی آمریکا نشان داد که حتی پس از اعلام آتش‌بس نیز وضعیت دریایی در خلیج فارس و دریای عمان شکننده باقی مانده است. تنها در ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ آتش‌بس تازه‌ای برقرار شد؛ آتش‌بسی که قرار است به معاهده صلح رسمی در ۲۹ خرداد منجر شود.

جمهوری اسلامی تا زمان تدوین این گزارش هیچ آمار رسمی، شفاف و قابل راستی‌آزمایی از تلفات دریایی خود منتشر نکرده است.

دو نیروی دریایی، دو دکترین

برای درک آنچه در جنگ از دست رفت، ابتدا باید تصویری روشن از آنچه پیش از جنگ وجود داشت ارائه کرد. جمهوری اسلامی عملا دو نیروی دریایی جداگانه با ماموریت‌ها و فلسفه‌هایی متفاوت اداره می‌کرد: نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

نیروی دریایی ارتش؛ ناوگان آب‌های آزاد

نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با حدود ۱۸ هزار تا ۲۳ هزار پرسنل، نیروی آب‌های آزاد جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رفت؛ یعنی نیرویی که ماموریت آن فقط به خلیج فارس محدود نبود و برای حضور در دریای عمان، اقیانوس هند، دریای سرخ و مسیرهای دوردست طراحی شده بود.

در بخش شناورهای سطحی، نداجا مجموعه‌ای متنوع از ناوچه‌ها، ناوچه‌های سبک، شناورهای گشتی، کشتی‌های لجستیکی و شناورهای پشتیبانی در اختیار داشت. شاخص‌ترین شناورهای رزمی این نیرو ناوچه‌های کلاس موج، از جمله جماران و دنا، بودند؛ شناورهایی که به‌عنوان نماد تلاش ایران برای ساخت ناوچه بومی معرفی می‌شدند و به سامانه‌های موشکی، توپخانه دریایی و تجهیزات جنگ الکترونیک مجهز بودند.

توضیح تصویر : ناوچه جماران نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

برای عملیات دوردست، نیروی دریایی ارتش به شناورهای لجستیکی و پشتیبانی تکیه می‌کرد. مهم‌ترین آنها ناو بندر مکران بود؛ یک نفتکش بزرگ تغییرکاربری‌یافته که قرار بود امکان پشتیبانی طولانی‌مدت از ناوگروه‌های ایرانی در آب‌های دوردست را فراهم کند و به نداجا توان حضور فراتر از خلیج فارس و دریای عمان بدهد.

در کنار این ناوگان سطحی، توان زیرسطحی نیز بخش مهمی از ساختار نداجا را تشکیل می‌داد. این نیرو سه فروند زیردریایی دیزلی-الکتریکی کلاس کیلو ساخت روسیه، چند فروند زیردریایی ساحلی کلاس فاتح و ناوگانی بزرگ‌تر از زیردریایی‌های کوچک کلاس غدیر و نهنگ در اختیار داشت. این ترکیب، دست‌کم روی کاغذ، به نیروی دریایی ارتش امکان می‌داد هم در آب‌های عمیق‌تر و هم در آب‌های کم‌عمق نزدیک به سواحل ایران، عملیات زیرسطحی انجام دهد.

توضیح تصویر : زیردریایی کلاس کیلو

نیروی دریایی سپاه؛ ناوگان نامتقارن

نیروی دریایی سپاه پاسداران، با حدود ۲۰ هزار پرسنل، فلسفه‌ای متفاوت داشت: جنگ نامتقارن در آب‌های کم‌عمق. برخلاف نداجا که به دنبال نمایش حضور فرامنطقه‌ای بود، ندسا برای بالا بردن هزینه حضور دشمن در خلیج فارس و تنگه هرمز طراحی شده بود.

شاخص‌ترین دارایی‌های جدید سپاه چهار فروند ناوچه کلاس شهید سلیمانی بودند. این شناورها با طراحی کاتاماران، سطح مقطع راداری کمتر، موشک‌های ضدکشتی و سامانه‌های دفاع هوایی کوتاه‌برد، قرار بود توان رزمی سپاه را از سطح قایق‌های تندرو فراتر ببرند.

توضیح تصویر : ناوچه کلاس شهید سلیمانی

در کنار آن، ناو پهپادبر شهید باقری یکی از نمادهای جاه‌طلبی جدید سپاه بود. این شناور از یک کشتی کانتینری تغییر کاربری داده شده بود و با عرشه پرواز بلند و رمپ پرش اسکی، برای پرتاب پهپادهای دوربرد و انتحاری معرفی شد. شهید باقری تنها مدت کوتاهی پیش از جنگ به ناوگان ملحق شده بود و از نظر تبلیغاتی جایگاهی ویژه در روایت رسمی جمهوری اسلامی داشت.

اما عمق واقعی توان دریایی سپاه در شناورهای بزرگ‌تر نبود، بلکه در صدها قایق تندرو، قایق‌های موشک‌انداز، شناورهای مین‌گذار، قایق‌های انتحاری و شناورهای بدون سرنشین قرار داشت؛ مجموعه‌ای که از آن با عنوان «ناوگان پشه» یاد می‌شود. این ناوگان برای حملات سریع، پراکنده، کم‌هزینه و فرسایشی طراحی شده بود و به‌ویژه در محیط جغرافیایی پیچیده خلیج فارس و تنگه هرمز اهمیت داشت.

توضیح تصویر : ناو پهپادبر شهید باقری

ساعت صفر؛ آغاز حملات در ۹ اسفند ۱۴۰۴

در ساعات نخست ۹ اسفند ۱۴۰۴، موج اولیه حملات آمریکا، هم‌زمان با حملات هوایی اسرائیل، علیه اهدافی در سراسر ایران آغاز شد. بخشی از این اهداف به زیرساخت‌های موشکی، پهپادی، هسته‌ای و فرماندهی جمهوری اسلامی مربوط بود، اما از همان روز نخست روشن شد که نیروی دریایی ایران نیز یکی از اهداف اصلی عملیات است.

در بندرعباس، چابهار، بوشهر و دیگر نقاط ایران، شناورهای ایران در اسکله‌ها، حوضچه‌ها، کارخانه‌های کشتی‌سازی و پایگاه‌های پشتیبانی هدف قرار گرفتند. تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده در روزهای بعد نشان می‌داد بسیاری از شناورها حتی فرصت خروج از لنگرگاه را پیدا نکرده‌اند. این الگو نشان می‌داد آمریکا تلاش کرده پیش از آنکه نیروی دریایی ایران بتواند به‌صورت فعال وارد جنگ شود، بخش مهمی از توان ثابت، بزرگ و قابل‌شناسایی آن را از کار بیندازد.

توضیح عکس : تصویر ماهواره ای شرکت Vantor از اسکله کنارک نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی و ناوچه هدف قرار گرفته این نیرو

دونالد ترامپ در روزهای نخست عملیات اعلام کرد چندین شناور جنگی ایران غرق شده یا از کار افتاده‌اند. سنتکام نیز از هدف قرار گرفتن مقرهای فرماندهی، شناورهای رزمی، کشتی‌های پشتیبانی و زیرساخت‌های دریایی ایران خبر داد. با این حال، از همان ابتدا میان ادعاهای رسمی آمریکا و مواردی که از طریق تصاویر ماهواره‌ای یا منابع باز قابل تایید بود، فاصله وجود داشت.

این فاصله یکی از مسائل اصلی در ارزیابی خسارت دریایی ایران است؛ زیرا تایید مستقل تلفات قایق‌های کوچک و پراکنده بسیار دشوارتر از شناسایی خسارت به یک ناوچه یا کشتی بزرگ است. یک شناور بزرگِ آسیب‌دیده معمولا در تصاویر ماهواره‌ای به‌وضوح دیده می‌شود، اما یک قایق تندروی چند متری ممکن است میان شناورهای غیرنظامی، اسکله‌های محلی، سایه سازه‌های ساحلی یا پوشش‌های استتاری قابل تشخیص نباشد. از سوی دیگر، نبودن یک قایق در تصویر بعدی الزاما به معنای نابودی آن نیست؛ ممکن است جابه‌جا، پنهان یا تعمیر شده باشد. به همین دلیل، منابع باز معمولا فقط مواردی را ثبت می‌کنند که برای آنها تصویر، مختصات یا شواهد قابل تطبیق وجود داشته باشد.

توضیح تصویر : لحظاتی پیش از نابودی یک قایق تندرو ایران توسط هواگردهای آمریکایی

غرق شدن ناو دنا

یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین رویدادهای دریایی جنگ، غرق شدن ناوچه دنا از کلاس موج بود. دنا یکی از شاخص‌ترین شناورهای رزمی نداجا به شمار می‌رفت و در زمان حمله، طبق گزارش‌ها، در حال بازگشت از رزمایش بین‌المللی MILAN در هند بود.

توضیح تصویر : ناوچه دنا

در روز ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ / ۴ مارس ۲۰۲۶، این ناوچه در آب‌های بین‌المللی نزدیک به سواحل جنوبی سریلانکا هدف قرار گرفت. گزارش‌های مختلف، زیردریایی آمریکایی مهاجم را USS Charlotte از کلاس لس‌آنجلس معرفی کرده‌اند و نوع تسلیحات مورد استفاده را اژدر سنگین Mark 48 ADCAP دانسته‌اند. این اولین بار از سال ۱۹۴۵ بود که یک زیردریایی آمریکایی یک شناور جنگی سطحی را با اژدر غرق کرده بود. آخرین نمونه مشابه این اتفاق در سال ۱۹۸۲ رخ داده بود، زمانی که زیردریایی بریتانیایی HMS Conqueror ناو آرژانتینی ARA General Belgrano را در جنگ فالکلند غرق کرد.

توضیح تصویر : بارگذاری اژدر Mk48 برای زیردریایی USS Vermont نیروی دریایی آمریکا

دنا پس از اصابت به‌سرعت غرق شد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده به نقل از مقام‌های سریلانکا، ۳۲ نفر از خدمه نجات یافتند و پیکر ۸۴ نفر از آب بیرون کشیده شد. جمهوری اسلامی، شمار کشته‌شدگان را ۱۰۴ نفر اعلام کرد؛ که شامل ۱۴ نفر از خدمه این ناو است که پیکرشان کشف نشد.

غرق شدن دنا از نظر نظامی و حقوقی اهمیت ویژه‌ای داشت. این حمله در آب‌های بین‌المللی و دور از خلیج فارس انجام شد؛ جایی که ناو ایرانی مستقیما در حال درگیری با نیروهای آمریکایی نبود. همین موضوع بحث‌هایی را در میان متخصصان حقوق جنگ دریایی برانگیخت. از یک سو، کشتی جنگی یک طرف درگیری، حتی در آب‌های بین‌المللی، می‌تواند هدف مشروع تلقی شود. از سوی دیگر، این پرسش باقی ماند که آیا حمله به یک ناوچه در حال بازگشت از رزمایش و دور از منطقه اصلی نبرد، از نظر تناسب، ضرورت نظامی و پیامدهای راهبردی قابل دفاع بوده است یا نه.

سرنوشت شناورهای همراه دنا نیز قابل توجه بود. گزارش‌ها نشان می‌دهند ناو لجستیکی بوشهر و شناور دوزیست توان، که در همان مسیر حضور داشتند، به سمت بنادر امن‌تر منحرف شدند و عملا تا پایان دوره اصلی درگیری از صحنه عملیات خارج ماندند.

سقوط سریع اعداد رسمی

یکی از ویژگی‌های مشترک جنگ‌های مدرن، تغییر سریع اعداد رسمی در روزها و هفته‌های نخست است. جنگ ۲۰۲۶ نیز از این قاعده مستثنا نبود. مقام‌های آمریکایی در ابتدا از انهدام چند شناور سخن گفتند، اما این عدد در هفته‌های بعد به‌سرعت افزایش یافت.

در روایت رسمی آمریکا، ابتدا از انهدام ۹ یا ۱۰ شناور سخن گفته شد. چند روز بعد، وزارت دفاع آمریکا از بیش از ۲۰ شناور آسیب‌دیده یا منهدم‌شده خبر داد. سپس مقام‌های سنتکام عدد را به بیش از ۳۰ شناور رساندند. در ادامه، آمارها به ۶۰، بیش از ۱۰۰ و در نهایت به بیش از ۱۵۰ شناور افزایش یافت.

اما این اعداد نباید ساده و یکسان خوانده شوند. در برخی بیانیه‌ها از «شناورهای منهدم‌شده» سخن گفته شده، در برخی از «شناورهای آسیب‌دیده یا منهدم‌شده» و در برخی دیگر از «شناورهای از چرخه عملیاتی خارج‌شده». این سه عبارت الزاما معنای یکسانی ندارند.

توضیح تصویر : قایق تندرو، احتمالا از کلاس ذوالفقار پیش از هدف قرار گرفتن

یک قایق تندرو که موتور آن در حمله هوایی از کار افتاده، ممکن است در گزارش نظامی به‌عنوان «خارج‌شده از چرخه عملیاتی» ثبت شود، اما در تصاویر ماهواره‌ای اثری قابل تشخیص از آن دیده نشود. در مقابل، یک ناوچه بزرگ که در لنگرگاه آتش گرفته، به‌راحتی در تصاویر ماهواره‌ای شناسایی می‌شود. به همین دلیل، آمارهای رسمی آمریکا و فهرست‌های منابع باز لزوماً یک چیز را اندازه‌گیری نمی‌کنند.

بنابراین، دقیق‌ترین روش خواندن این آمارها آن است که گفته شود: آمریکا مدعی وارد کردن خسارت به بیش از ۱۵۰ شناور ایرانی شده، اما تعداد مواردی که به‌صورت مستقل، موردی و با نام قابل شناسایی هستند، بسیار کمتر از این عدد است.

فاصله میان ادعا و تایید

در حالی که اعداد رسمی آمریکا هر هفته افزایش می‌یافت، پژوهشگران منابع باز تصویر محدودتر و محتاطانه‌تری ارائه می‌کردند. فهرست‌های مستقل و نیمه‌مستقل تنها بخشی از خسارت‌های ادعا شده را به‌صورت موردی ثبت کردند. این تفاوت، پیش از آنکه تناقضی ساده باشد، نتیجه تفاوت روش‌شناسی و سطح دسترسی به اطلاعات است.

یک تحلیلگر منابع باز معمولا تنها زمانی یک شناور را در فهرست تلفات قرار می‌دهد که برای آن نام، موقعیت، تصویر ماهواره‌ای، تصویر میدانی، ویدئو یا دست‌کم یک گزارش معتبر و قابل تطبیق وجود داشته باشد. این روش محافظه‌کارانه است، اما اعتبار بالاتری دارد. در مقابل، فرماندهان نظامی و مقام‌های رسمی ممکن است به تصاویر، ویدئوها، داده‌های حسگرها، گزارش‌های اطلاعاتی و ارزیابی‌های پس از حمله دسترسی داشته باشند که برای پژوهشگران، خبرنگاران و عموم مردم قابل دسترس نیست.

به همین دلیل، یک بیانیه نظامی ممکن است هر هدفی را که در جریان عملیات مورد اصابت قرار گرفته یا بر اساس ارزیابی‌های داخلی از چرخه عملیاتی خارج شده، در آمار خود لحاظ کند. چنین آماری می‌تواند شامل قایق‌های کوچک، شناورهای نیمه‌منهدم، تجهیزات مستقر در اسکله، بدنه‌های در حال تعمیر یا شناورهایی باشد که تنها به‌طور موقت غیرعملیاتی شده‌اند؛ مواردی که لزوماً در تصاویر ماهواره‌ای تجاری یا منابع باز قابل شناسایی نیستند.

به همین دلیل، عدد ثبت‌شده در منابع باز را باید حداقلِ قابل‌شناسایی دانست، نه برآورد نهایی تلفات. همچنین آمار رسمی آمریکا را باید ادعای یک طرف جنگ دانست، نه عددی قطعی و مستقل. ارزیابی دقیق خسارت واقعی تنها زمانی ممکن خواهد بود که فهرست شناورها، تصاویر پیش و پس از حمله، وضعیت تعمیرپذیری و وضعیت عملیاتی هر مورد به‌صورت جداگانه بررسی شود.

این تمایز برای تحلیل پیامدهای جنگ بسیار مهم است. ممکن است آمریکا از نظر عملیاتی موفق شده باشد بخش بزرگی از ناوگان ایران را برای مدت طولانی از کار بیندازد، اما این با غرق شدن فیزیکی همه شناورها یکسان نیست. به همین ترتیب، ممکن است منابع باز تنها بخش کوچکی از تلفات را ثبت کرده باشند، اما این به معنای محدود بودن واقعی خسارت‌ها به همان موارد ثبت‌شده نیست.

معمای زیردریایی‌ها

گیج‌کننده‌ترین بخش حسابرسی تلفات نیروی دریایی ایران، موضوع زیردریایی‌هاست. در برخی بیانیه‌های رسمی آمریکا از نابودی یا غرق شدن همه زیردریایی‌های ایران سخن گفته شد، در حالی که برخی گزارش‌های تحلیلی از انهدام تعداد مشخصی بدنه زیردریایی و خروج عملیاتی باقی توان زیرسطحی ایران خبر می‌دادند.

برای فهم این اختلاف باید میان دو مفهوم تفاوت گذاشت: «انهدام فیزیکی بدنه» و «از بین رفتن توان عملیاتی». ممکن است یک زیردریایی مستقیماً هدف قرار نگرفته باشد و بدنه آن همچنان سالم باشد، اما به دلیل نابودی تأسیسات شارژ باتری، کارگاه‌های تعمیر، سامانه‌های ارتباطی، اسکله‌های پشتیبانی یا مسیرهای خروج، دیگر توان انجام ماموریت رزمی نداشته باشد.

توضیح تصویر : زیردریایی کلاس غدیر نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پایگاه منطقه یکم

از سوی دیگر، اگر یک گزارش از «همه زیردریایی‌ها» سخن می‌گوید، باید روشن باشد که منظور آن غرق شدن فیزیکی همه بدنه‌هاست یا صفر شدن توان عملیاتی نیروی زیرسطحی. در متن‌های رسمی و رسانه‌ای این دو معنا گاهی با هم مخلوط شده‌اند و همین مسئله سبب سردرگمی شده است.

بر اساس داده‌های موجود، محتاطانه‌ترین جمع‌بندی این است که بخشی از زیردریایی‌های ایران به‌صورت مستقیم آسیب دیده یا منهدم شده‌اند و بخش دیگری، حتی اگر از نظر فیزیکی سالم مانده باشند، به دلیل نابودی زیرساخت‌های پشتیبانی و فرماندهی، دست‌کم برای دوره‌ای از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند. بنابراین، در نبود مدارک کامل، نباید ادعای «غرق شدن فیزیکی همه زیردریایی‌ها» را بدون قید و توضیح تکرار کرد.

دارایی‌های راهبردی؛ مکران و شهید باقری

دو شناور بزرگی که بیش از همه نماد جاه‌طلبی دریایی ایران بودند، در نخستین مرحله جنگ آسیب دیدند: ناو بندر مکران و ناو پهپادبر شهید باقری. هر دو شناور برای جمهوری اسلامی بیش از یک دارایی نظامی صرف بودند؛ آن‌ها قرار بود نشان دهند ایران می‌تواند فراتر از قایق‌های تندرو و شناورهای ساحلی، ابزارهایی برای حضور دوربرد و عملیات پهپادی دریایی در اختیار داشته باشد.

مکران؛ ضربه به نماد حضور دوردست

ناو بندر مکران، بزرگ‌ترین شناور نظامی ایران و یکی از مهم‌ترین ابزارهای نداجا برای ماموریت‌های دوردست، از همان روزهای نخست جنگ در بندرعباس هدف قرار گرفت. تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌های منابع باز از آتش‌سوزی گسترده، آسیب جدی و از کار افتادن این شناور حکایت داشتند.

بر اساس تصاویر موجود، مکران در وضعیتی نیمه‌غرق‌شده قرار دارد؛ وضعیتی که ارزیابی سرنوشت آن را از یک آسیب قابل تعمیر فراتر می‌برد. قرار گرفتن طولانی‌مدت بخش‌هایی از بدنه و سازه داخلی کشتی در آب شور خلیج فارس، آن هم در شرایط آب‌وهوایی گرم و مرطوب منطقه، می‌تواند به خوردگی شدید، تخریب سامانه‌های داخلی، آسیب به موتورخانه، کابل‌کشی، تجهیزات الکترونیکی و زیرساخت‌های پشتیبانی منجر شود.

با توجه به ابعاد خسارت، وضعیت نیمه‌غرق‌شده شناور و اثرات مخرب آب شور و رطوبت بر سازه و سامانه‌های داخلی، مکران را باید عملا از چرخه عملیاتی خارج‌شده و در فهرست شناورهای غیرقابل بازگشت به خدمت، یا written off، در نظر گرفت. هرچند ارزیابی نهایی درباره امکان بازیابی محدود یا اوراق‌سازی آن نیازمند بررسی فنی نزدیک از بدنه، موتورخانه و سامانه‌های داخلی است، اما بر اساس شواهد موجود، بازگشت این شناور به خدمت عملیاتی بسیار بعید به نظر می‌رسد.

شهید باقری؛ شناوری آسیب‌دیده و آلاینده

سرنوشت ناو پهپادبر شهید باقری به یکی از پرونده‌های مهم منابع باز در این جنگ تبدیل شد. سنتکام اعلام کرد این ناو هدف قرار گرفته، اما جزئیات دقیقی از میزان خسارت منتشر نکرد. ادعاهای اولیه درباره غرق شدن کامل آن با تصاویر بعدی همخوان نبودند.

توضیح تصویر : لحظه اصابت پرتابه آمریکایی به ناو پهپادبر شهید باقری

تصاویر رادار دهانه ترکیبی (SAR) و اپتیکال از ماهوارههای Sentinel و Landsat در تاریخ ۸ فروردین / ۲۸ مارس، پرده از سرنوشت این ناو برداشت. تحلیل تیم Misbar نشان داد که ناو به‌طور کامل غرق نشده، اما به‌شدت آسیب دیده، بخشی از کشتی به زیر آب رفته و در فاصله حدود ۵ کیلومتری از سواحل جنوبی ایران در مختصات ۲۷.۰۳ درجه شمالی، ۵۶.۰۸ درجه شرقی سرگردان است. نکته مهم‌تر، نشت گسترده مواد سوختی از بدنه شکسته این ناو بود که یک لکه به وسعت ۲۲ کیلومتر مربع ایجاد کرده بود. تا اواسط خرداد، شهید باقری یک لاشه شناور، غیرعملیاتی، مخروبه و در حال نشت آلاینده توصیف می‌شود.

کلاس شهید سلیمانی؛ از دست رفتن شاخص‌ترین شناورهای سپاه

چهار فروند ناوچه کلاس شهید سلیمانی، شاخص‌ترین شناورهای رزمی نیروی دریایی سپاه بودند. این شناورها قرار بود توان ندسا را از سطح قایق‌های سبک و عملیات کاملاً نامتقارن فراتر ببرند و به سپاه امکان دهند در کنار قایق‌های تندرو، شناورهایی بزرگ‌تر و مجهزتر نیز در اختیار داشته باشد.

این شناورهای ۶۵ متری با طراحی کاتاماران، سطح مقطع راداری کمتر، موشک‌های ضدکشتی و سامانه‌های دفاع هوایی کوتاه‌برد معرفی شده بودند. از نظر تبلیغاتی نیز کلاس شهید سلیمانی اهمیت زیادی داشت، زیرا جمهوری اسلامی آن را نماد نسل جدید توان دریایی سپاه معرفی می‌کرد.

در جریان حملات آمریکا، این کلاس به‌صورت هدفمند مورد حمله قرار گرفت. سنتکام علاوه بر انتشار گزارش‌های رسمی درباره هدف قرار گرفتن این شناورها، ویدئویی از لحظه حمله به یکی از آنها نیز منتشر کرد؛ ویدئویی که نشان می‌داد دست‌کم یکی از شناورهای این کلاس به‌طور مستقیم مورد اصابت قرار گرفته است. بر اساس اعلام رسمی آمریکا، هر چهار فروند این کلاس منهدم شده یا از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند.

توضیح تصویر: ناوچه شهید صیاد شیرازی، از کلاس شهید سلیمانی پس از اصابت پرتابه آمریکایی

با این حال، در نبود شواهد مستقل و کامل درباره سرنوشت دقیق تک‌تک شناورها، دقیق‌تر است از عبارت «منهدم یا غیرعملیاتی‌شده» استفاده شود، نه اینکه درباره غرق شدن همه آنها حکم قطعی داده شود. از دست رفتن این کلاس ضربه‌ای مهم به بخش نسبتا متعارف‌تر نیروی دریایی سپاه بود. پس از آن، توان ندسا بیش از پیش به همان ابزارهای سنتی جنگ نامتقارن، یعنی قایق‌های تندرو، مین‌ها، موشک‌های ساحلی، پهپادهای انتحاری و شناورهای بدون سرنشین متکی شد.

ناوگان پشه؛ بقای نسبی تهدید نامتقارن

اگر بخواهیم بخشی از نیروی دریایی ایران را که بیشترین شانس بقا در جنگ داشت مشخص کنیم، آن بخش همان ناوگان قایق های تندرو یا «ناوگان پشه» نیروی دریایی سپاه پاسداران است؛ قایق‌ها و شناورهای کوچکی که به دلیل اندازه کم، پراکندگی، سرعت بالا و امکان پنهان‌سازی، هدفی دشوارتر از ناوچه‌ها و کشتی‌های بزرگ به شمار می‌رفتند.

برآوردهای تحلیلی نشان می‌دهد بخشی قابل توجه از قایق‌های عملیاتی سپاه در خلیج فارس و تنگه هرمز منهدم شده یا از کار افتاده‌اند. برخی ارزیابی‌ها از نابودی یا از کار افتادن حدود یک‌سوم تا نیمی از قایق‌های رزمی خط مقدم سپاه سخن گفته‌اند. با این حال، همین آمار نشان می‌دهد بخش مهمی از این ناوگان باقی مانده است.

دلیل این بقا روشن است. قایق‌های کوچک را می‌توان در غارها، تونل‌ها، پناهگاه‌های ساحلی، حوضچه‌های کوچک، اسکله‌های محلی و حتی زیر پوشش شناورهای غیرنظامی پنهان کرد. برخلاف یک ناوچه یا کشتی پشتیبانی بزرگ، شناسایی و ردیابی یک قایق تندروی کوچک در محیط پیچیده ساحلی کار ساده‌ای نیست؛ به‌خصوص اگر از تور استتار، پوشش غیرنظامی یا جابه‌جایی مداوم استفاده کند.

همین مسئله باعث شد بخشی از توان نامتقارن سپاه، حتی پس از ضربات سنگین آمریکا، همچنان تهدیدی واقعی باقی بماند. قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی، موشک‌های ساحلی، پهپادها و شناورهای بدون سرنشین، در کنار یکدیگر می‌توانند کشتیرانی تجاری و نظامی در تنگه هرمز را تهدید کنند؛ حتی اگر بخش بزرگی از ناوگان متعارف ایران آسیب دیده یا از بین رفته باشد.

گزارش‌های مربوط به استفاده از شناورهای بدون سرنشین نیز نشان می‌دهد سپاه تلاش کرده از تجربه جنگ اوکراین و حملات حوثی‌ها در دریای سرخ برای توسعه تهدیدات دریایی خود بهره بگیرد. این شناورها، به دلیل هزینه کمتر و امکان استفاده در حملات انتحاری، می‌توانند نقش مهمی در ادامه تهدید نامتقارن علیه کشتیرانی ایفا کنند.

توضیح تصویر : جنگنده A-10C تاندربولت ۲ نیروی هوایی آمریکا

سکوت آماری جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی در تمام این دوره، در قبال تلفات دریایی خود رویکردی تقریبا ثابت در پیش گرفت: سکوت آماری. هیچ مقام رسمی، خبرگزاری دولتی یا رسانه وابسته به سپاه فهرستی کامل و قابل راستی‌آزمایی از شناورهای آسیب‌دیده، منهدم‌شده یا غرق‌شده منتشر نکرد.

رسانه‌های رسمی و نیمه‌رسمی جمهوری اسلامی، به‌جای ارائه آمار تلفات، عمدتا بر چند محور تمرکز کردند: محکوم کردن حملات آمریکا، برجسته کردن روایت «جنایت جنگی» در پرونده‌هایی مانند غرق شدن دنا، نمایش حملات قایق‌های سپاه به شناورهای غربی و حمله به منتقدان داخلی که از توافق یا آتش‌بس حمایت می‌کردند.

ممکن است دلیل این سکوت آماری، حفظ روحیه نیروهای نظامی و همچنین هواداران حکومت باشد؛ آماری که می‌تواند تصویر بازدارندگی و اقتدار دریایی جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرد.

از سوی دیگر، پنهان کردن تلفات نیز باعث شد منابع مستقل و رسانه‌های خارجی نقش مهم‌تری در شکل دادن به روایت عمومی جنگ پیدا کنند.

رونمایی از شناور ۲۷ رجب

کمتر از یک ماه پس از آتش‌بس، نیروی دریایی سپاه از شناور تهاجمی تریماران «۲۷ رجب» رونمایی کرد. تریماران به شناوری گفته می‌شود که به‌جای یک بدنه اصلی، از ساختار سه‌بدنه استفاده می‌کند؛ طراحی‌ای که می‌تواند به افزایش پایداری، سرعت و عملکرد بهتر در آب‌های متلاطم کمک کند. این رونمایی از نظر تبلیغاتی اهمیت زیادی داشت، زیرا جمهوری اسلامی تلاش می‌کرد نشان دهد با وجود خسارت‌های سنگین، توان بازسازی و ادامه مسیر دریایی خود را حفظ کرده است.

با این حال، مشخص نیست شناور ۲۷ رجب دقیقا در چه زمانی تولید شده است. با توجه به آسیب‌های وارد شده به زیرساخت‌های تولید و پشتیبانی شناورهای نظامی در طول جنگ، از جمله تاسیسات کشتی‌سازی در بوشهر و مراکز قایق‌سازی سپاه در شیراز، بعید به نظر می‌رسد این شناور از تولیدات دوران جنگ یا پس از آن باشد. محتمل‌تر است که ساخت یا تکمیل آن پیش از آغاز جنگ انجام شده و رونمایی آن پس از آتش‌بس، بیشتر با هدف ارسال پیام سیاسی و تبلیغاتی صورت گرفته باشد.

توضیح تصویر‌ : تصاویری از صنایع کشتی سازی شهید محلاتی بوشهر در قبل و بعد از حملات آمریکا

بر اساس ادعاهای رسانه‌ها و منابع ایرانی، این شناور با بدنه سه‌پوسته می‌تواند به سرعتی بسیار بالا برسد، در شرایط نسبتا سخت دریایی حرکت کند و به موشک‌های کروز ضد کشتی مجهز شود؛ ادعاهایی که نمی‌توان آنها را به صورت مستقل، تایید یا رد کرد. تایید قابلیت‌های واقعی «رجب ۲۷» نیز مانند بسیاری از رونمایی‌های نظامی جمهوری اسلامی، نیاز به بررسی‌ها و ارزیابی‌های مستقل دارد و صرف نمایش یا ثبت یک شناور، به معنای تایید کامل توان عملیاتی آن نیست.

اگر این رونمایی را نمونه‌ای از سیاست راهبردی تصمیم‌گیران نظامی جمهوری اسلامی در نظر بگیریم، باید گفت سپاه، دست‌کم در کوتاه‌مدت، به دنبال بازسازی ناوگانی مشابه شناورهای بزرگ ازدست‌رفته نیست و به‌جای آن می‌کوشد دکترین «ناوگان پشه» را با فناوری جدیدتر، سرعت بیشتر، شناورهای کوچک‌تر و قابلیت‌های نامتقارن بازتعریف کند.

به بیان دیگر، آنچه بیشترین آسیب را دید، بخش بزرگ، نمایشی و قابل‌شناسایی ناوگان ایران بود؛ اما بخشی که از نظر عملیاتی همچنان می‌تواند برای کشتیرانی و نیروهای خارجی خطر آفرین باشد، به‌طور کامل از میان نرفت و به نشانه‌هایی وجود دارد که تایید می‌کند در حال بازسازی یا تغییر شکل است.

جمع‌بندی

با جمع‌بندی داده‌های موجود، می‌توان گفت جنگ ۲۰۲۶ ضربه‌ای سنگین به نیروی دریایی ایران وارد کرد؛ به‌ویژه به بخش‌های متعارف‌تر، بزرگ‌تر و قابل‌شناسایی‌تر آن. ناوچه‌ها، شناورهای پشتیبانی، ناوهای نمادین، بخشی از زیردریایی‌ها و زیرساخت‌های فرماندهی و پشتیبانی دریایی ایران هدف قرار گرفتند و در بسیاری موارد از چرخه عملیاتی خارج شدند.
با این حال، هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت چه تعداد شناور به‌طور کامل غرق شده‌اند، چه تعداد قابل تعمیرند و چه تعداد فقط برای مدتی از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند. آمارهای رسمی آمریکا از بیش از ۱۵۰ شناور آسیب‌دیده یا منهدم‌شده سخن می‌گویند، اما منابع باز تنها بخشی از این موارد را به‌صورت موردی ثبت کرده‌اند. بنابراین، هر عدد نهایی باید با احتیاط و همراه با توضیح روش‌شناسی ارائه شود.
در حال حاضر، قابل‌دفاع‌ترین جمع‌بندی این است که بخش مهمی از توان متعارف نیروی دریایی ارتش و سپاه از بین رفته یا برای مدت طولانی غیرعملیاتی شده است. این شامل شماری از شناورهای بزرگ، شناورهای راهبردی، ناوچه‌های جدید سپاه، بخشی از توان زیرسطحی و بخشی از ناوگان قایق‌های تندرو می‌شود.
اما این به معنای نابودی کامل توان دریایی ایران نیست. بخش نامتقارن نیروی دریایی سپاه، شامل قایق‌های کوچک، مین‌ها، موشک‌های ساحلی، شناورهای بدون سرنشین و زیرساخت‌های پراکنده ساحلی، همچنان می‌تواند تهدیدی جدی برای کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز باشد.
سه نکته در خواندن این اعداد اهمیت دارد:
نخست، آمار رسمی آمریکا باید به‌عنوان روایت یک طرف جنگ خوانده شود، نه عددی مستقل و قطعی.
دوم، فهرست‌های منابع باز «حداقل» موارد قابل‌شناسایی را نشان می‌دهند، نه سقف واقعی تلفات.
سوم، آنچه بیشترین آسیب را دید، عمدتا بخش بزرگ، متمرکز و قابل‌ردیابی ناوگان ایران بود. آنچه باقی ماند، بخشی از توان پراکنده و نامتقارن است؛ توانی که شاید در رژه‌ها کمتر به چشم بیاید، اما در محیطی مانند تنگه هرمز همچنان می‌تواند خطرناک باشد.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه