
طبق آمار رسمی، نرخ بیکاری در ایران در سال ۱۴۰۴ به پایینترین حد تاریخی رسیده است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در سال گذشته ۷/۵ درصد بوده است که با کاهش یکدهمی درصدی نسبت به سال قبل، پایینترین نرخ بیکاری جمعیت بالای ۱۵ سال از سال ۱۳۸۴ تا امروز است؛ اما آیا این نشاندهنده رونق بازار کار و فعالیت اقتصادی در ایران است؟
برای پاسخ به این سوال باید اول دید تعریف بیکاری چیست؟
طبق تعریف، بیکار به کسی اطلاق میشود که در هفته آمارگیری، در حالی که آماده کار و فعالیت اقتصادی بوده، اما موفق نشده است کار پیدا کند. یعنی شرط لازم، آمادگی و تمایل به کار است و اگر کسی به دلایل مختلف تمایل به کار نداشته باشد، جزو جمعیت بیکار محسوب نمیشود. طبق این تعریف دانشآموزان، بسیاری از دانشجویان، بازنشستگان، کسانی که منبع درآمد دیگری دارند (مثلاً صاحبخانهاند و با پول اجارهای که میگیرند اموراتشان را میگذرانند) و افرادی که به هر دلیلی نیاز یا تمایلی به کار و فعالیت اقتصادی رسمی ندارند، طبق تعریف «بیکار» محسوب نمیشوند. اینها جمعیت غیرفعال محسوب میشوند که طبق گزارش اخیر مرکز آمار، در سال ۱۴۰۴ حدود ۵۹/۵ درصد جمعیت بالای ۱۵ سال ایران را تشکیل میدهند.
این نسبت هم بالاترین میزان در ۲۰ سال گذشته محسوب میشود. طبق محاسبه مرکز آمار، نرخ مشارکت اقتصادی (نسبت جمعیت فعال به جمعیت بالای ۱۵ سال) در سال گذشته ۴۰/۶ درصد است که فقط یک بار در سال ۱۳۹۰ در این حد اتفاق افتاده است. این یعنی حدود ۶۰ درصد جمعیت سن کار، در بازار کار غایباند و هیچ نقشی در تولید ندارند.
نمودار زیر تغییرات نرخ مشارکت اقتصادی، نرخ بیکاری و همینطور نسبت اشتغال را در ۲۰ سال گذشته به تصویر میکشد. این نمودار نشان میدهد همزمان با کاهش نرخ بیکاری، نرخ مشارکت اقتصادی هم کاهش یافته است؛ به عبارتی بازار کار و فعالیت اقتصادی در ایران کوچک شده است. در واقع اشتغال کاهش پیدا کرده است.
این پدیده، یعنی کاهش اشتغال، در شاخص دوم در نمودار زیر به خوبی مشخص است. در حالی که تا سال ۱۳۹۸ حدود ۴۰ درصد جمعیت سن کار شاغل بودهاند، این نسبت در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۷/۵ درصد رسیده است. یعنی ۲/۵ واحد درصد کاهش پیدا کرده که در مقیاس جمعیت ایران، عدد بزرگی است.
اما چرا این نرخ مشارکت اقتصادی،یا تمایل و آمادگی به کار کاهش پیدا کرده است؟
تداوم رکود اقتصادی، بهخصوص در بخشهای اشتغالزا، مهمترین دلیل کاهش نرخ مشارکت اقتصادی است. در واقع بحران اقتصادی باعث شده، بسیاری از افرادی که قبلا در بازار کار حضور داشتهاند از این بازار خارج شوند. بهخصوص افرادی که موفق نشدهاند کار مناسب پیدا کنند. بخشی از این افراد در شرایط عادی قاعدتا باید جزو جمعیت بیکار به حساب میآمدند، اما به دلیل ناامیدی از بازار کار، تصمیم گرفتهاند به کل از بازار کار رسمی خارج شوند. در عین حال ممکن است کم بودن دستمزد کار و فعالیت رسمی، باعث شده کار برای خیلیها صرف نداشته باشد و به همین دلیل از بازار کار رسمی خارج شده باشند.
در چنین شرایطی، کاهش نرخ بیکاری بسیار گمراهکننده است. این شاخص نهتنها نشانگر رونق بازار کار نیست، بلکه نشان از کوچک شدن بازار کار و فعالیت اقتصادی دارد.