
شبکههای اجتماعی
تلگرام، توییتر، اینستاگرام، فیسبوک،...
احیای دریاچه هامون پس از ۱۲ سال در پی رایزنیهای مولوی عبدالحمید

گمراهکننده

در هفتههای گذشته ویدیوهایی از قایقسواری و مردمی که در ساحل تالاب هامون هستند منتشر شده که در آنها ادعا میشود دریاچه هامون پس از ۱۲ سال نزدیک به احیا شده که حاصل رایزنیهای مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی از علمای پرنفوذ سنی است. (لینک ۱، لینک ۲، لینک ۳، لینک ۴)
در توضیحات این ویدیو نوشته شده است:
«مولوی عبدالحمید گره آب هامون را باز کرد؛ جایی که جمهوری اسلامی ۱۲ سال از حل آن ناکام مانده بود. هامون پس از ۱۲ سال جان گرفت؛ موفقیتی که نام مولوی عبدالحمید را پررنگتر و ضعف تهران را آشکار کرد. در حالی که جمهوری اسلامی طی بیش از یک دهه با وجود در اختیار داشتن تمامی نهادهای دیپلماتیک، امنیتی و سیاسی، از حل بحران حقآبۀ سیستان و احیای دریاچۀ هامون ناتوان مانده بود، اکنون ورود آب به این تالاب پس از ۱۲ سال، نام مولوی عبدالحمید را بیش از هر مقام حکومتی در مرکز توجه قرار داده است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، پس از درخواست و پیگیری مولوی عبدالحمید، امام جمعه زاهدان، مقامات افغانستان اقدام به رهاسازی آب به سمت سیستان کردهاند؛ اقدامی که باعث شده در نخستین ماه سال جاری، آب بار دیگر وارد حوضۀ هامون شود و این تالاب برای نخستینبار از سال ۱۳۹۳ جان دوباره بگیرد. گزارشها نشان میدهد در برخی مناطق حجم آب به حدی رسیده که امکان قایقسواری نیز فراهم شده؛ اتفاقی که برای مردم سیستان پس از سالها خشکسالی، نابودی کشاورزی و مهاجرت اجباری، معنایی فراتر از یک رویداد زیستمحیطی دارد. روز شنبه ۵ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ نیز جمعی از علما، معتمدین و سفید ریشان سیستان با حضور در زاهدان، از تلاشهای مولوی عبدالحمید در حل یکی از پیچیدهترین بحرانهای منطقه قدردانی کردند. مولوی عبدالحمید نیز ضمن تشکر از مسئولان افغانستان بابت «همکاریهای صمیمانه»، عملاً نشان داد مسئلهای که سالها در میزهای رسمی جمهوری اسلامی بینتیجه مانده بود، خارج از ساختار حکومتی به نتیجه رسیده است. این اتفاق برای بسیاری از شهروندان، بیش از آنکه یک موفقیت زیستمحیطی باشد، نمادی آشکار از ناکارآمدی ساختار حکومتی در حل بحرانهای حیاتی مردم سیستان تلقی میشود.»
این ادعا گمراه کننده است؛ گرچه در سالهای گذشته ایران همواره برای دریافت حقآبه هامون از افغانستان با چالش مواجه بوده اما طی سالها دستکم بخشی از آب را دریافت کرده است. همچنین به رغم ادعای مطرح شده، در سالهای گذشته مثل سال ۱۳۹۹ هامون به وضعیت امیدوارکننده برای احیا بازگشته بود.

تقریباً همه منابع معتبر، خشکسالی بزرگ حوضه هیرمند از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ را آغاز بحران مدرن هامون میدانند. این دوره در گزارشهای سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS) بهعنوان طولانیترین خشکسالی ثبتشده حوضه تا آن زمان آمده است. در این دوره ورودی هیرمند بهشدت افت کرد؛ در سال ۱۳۸۰ جریان مرزی تقریباً ۹۸ درصد کمتر از میانگین بود و در عمل آب کافی به هامون نمیرسید. (لینک ۱، لینک ۲، لینک ۳) اما سالهای امیدوارکنندهای هم در این میان وجود داشت.
سال ۱۳۸۵ و آغاز ۱۳۸۶ بعد از پایان خشکسالی شدید، بارشهای بهتر در بالادست باعث ورود آب به هامون شد. گزارش USGS میگوید در سال ۱۳۸۵ منطقه تازه داشت از خشکسالی خارج میشد. این نخستین موج امید جدی بود اما احیا پایدار نشد و بیشتر یک تنفس موقت بود.
در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ چند دوره سیلاب و رهاسازی آب از افغانستان باعث شد بخشهایی از هامون دوباره آب بگیرند و دوباره بحث احیا داغ شد. ولی پژوهش ۲۰۲۲ نشان میدهد در همین بازه هم روند کلی همچنان نزولی بود.
سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ یکی از مهمترین موجهای امید شکل گرفت. بارشهای شدید در افغانستان و سیلابهای حوضه هیرمند باعث شد بخش قابلتوجهی از هامون دوباره آبگیری شود و رسانهها از «جان گرفتن تالاب» گفتند. این شاید پررنگترین امید احیا در دهه اخیر بود. (لینک ۱، لینک ۲، لینک ۳، لینک ۴)

بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ با باز شدن مقطعی جریان آب از سوی افغانستان و برخی رهاسازیها دوباره امید کوتاهمدت شکل گرفت، ولی همزمان تنش آبی بین ایران و افغانستان و بهرهبرداریهای بالادست اجازه نداد این وضعیت ماندگار شود. (لینک ۱، لینک ۲)
و حالا در اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ با آبگیری بخشهایی از دریاچه هامون در پی بارندگیهای مداوم در منطقه و باز شدن مسیر آب از سمت افغانستان بار دیگر امیدهایی برای احیا دریاچه هامون به وجود آمده است.
بنابراین اساس این ادعا که هامون بعد از ۱۲ سال جان گرفت نادرست است و آبگیری در حدی که الان مشاهده میشود در سالهای پیشین هم رخ داده است.
مطالعات علمی نشان میدهند کاهش آب هامون ناشی از ترکیب سه عامل است. یکی تغییر اقلیم و کاهش بارش برف در سرچشمههای هندوکش و همزمان افزایش دما و تبخیر. عامل دیگر فشار انسانی شامل سدسازی روی هیرمند مثل سد کجکی و کمالخان و کارشکنی طرف افغانستان در رساندن حق آبه ایران به هامون است.
همچنین مدیریت ناکارآمد و نادرست در ذخیرهسازی و انحراف آب در ایران هم از دیگر عوامل بحران ساز است که هامون را تا مرز خشکی کشانده است. مطالعه USGS نشان میدهد سطح هامون بین ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ حدود ۸۹٪ کاهش یافت.
ریشه اختلافات ایران و افغانستان بر سر رودخانه هیرمند و رسیدن حقآبه بسیار طولانی است و به بیش از یک و نیم قرن باز میگردد و بین سالهای ۱۲۵۱ تا ۱۳۵۱ شمسی چهار قرارداد بین دو کشور امضا شد. در این بین قرارداد سال ۱۳۵۱ آخرین معاهدهای است که برای تامین حقابه ایران از رودخانه مرزی و مشترک هیرمند به امضا رسیده و هم اکنون بر اساس آن طرف افغانستانی متعهد به تحویل ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب به طرف ایرانی در سال است.
با این حال در تمام این سالها افغانستان به دلایل متفاوت از پرداخت تمام و کمال حقابه هیرمند به ایران به نوعی سر باز زده و به گفته بعضی از کارشناسان در بعضی سالها حتی آب را به جای ایران به شورهزار گودزره هدایت کرده است.
در دهه گذشته، دولت ایران تقریبا همیشه برای گرفتن سهم آب از رود هیرمند به معاهده ۱۳۵۱ بهعنوان مبنای حقوقی استناد کرده است. جلسات کمیسیون مشترک هیرمند در مقاطع مختلف برگزار شد، اما اغلب به نتیجه اجرایی چشمگیر و دائمی نرسید.
پس از تسلط دوباره طالبان، ایران تلاش کرد از طریق گفتوگوی مستقیم با حکومت جدید کابل، اجرای سهمیه آب را پیگیری کند اما اختلافها بسیار بود؛ طالبان «کمآبی و خشکسالی» را عامل کاهش تحویل میدانست و ایران معتقد بود که آب عمدا به سمت ایران هدایت نمیشود. کار تا جایی بالا گرفت که در اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۲ تنش لفظی بین تهران و طالبان شکل گرفت.
اما پس از آن تنش کاهش پیدا و تلاشهای دیپلماسی برای رسیدن به توافقی برای تحویل حقآبه ادامه پیدا کرد.
با این حال در تمام این سالها و نه فقط امسال، در کنار مسیر رسمی، نفوذ اجتماعی و مذهبی برای کاهش تنش از سوی افراد تاثیرگذاری مانند مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان در جریان بود.
در اوج تنشهای اردیبهشت ۱۴۰۲، مولوی عبدالحمید در سخنانی گفت که اختلاف حقآبه باید «بدون تنش و از طریق گفتوگو» حل شود و از دو طرف خواست از ادبیات تند فاصله بگیرند.
همچنین در چند نوبت، او از طالبان خواست در توزیع آب «عدالت» را رعایت کنند و بحران انسانی سیستان را در نظر بگیرند. موضع ثابت عبدالحمید این بوده که بحران هامون صرفا موضوع امنیتی یا ژئوپلیتیک نیست؛ بلکه مسأله معیشت، مهاجرت و بقا برای مردم سیستان است.
در خطبههای ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ که در این ادعا به آن اشاره شده، مولوی عبدالحمید بار دیگر از عدالت در توزیع آب در منطقه سیستان سخن گفت و از مسئولان در افغانستان خواست تا آب را از مردم منطقه دریغ نکنند.
تالاب هامون از سه پهنه اصلی تشکیل شده است. هامون پوزک ورودی شرقی و اولین دریافتکننده جریانهای افغانستان است. هامون صابری بزرگترین مخزن میانی است و هامون هیرمند که بخش غربی و بیش از بقیه وابسته به رهاسازی آب هیرمند است. در سالهای پرآب این سه به یک دریاچه واحد تبدیل میشوند و در خشکسالی جدا یا خشک میشوند.
مهمترین و غالبترین منبع تغذیه هامون رود هیرمند است که از ارتفاعات هندوکش افغانستان سرچشمه میگیرد و پس از عبور از ولایتهای بامیان، ارزگان، هلمند و نیمروز به مرز ایران و افغانستان میرسد و به دشت سیستان و هامون میریزد. افغانستان طبق معاهده ۱۳۵۱ باید سهم مشخصی از آب این رود را به ایران بدهد.

حوضه آبریز رود هیرمند/ Science of The Total Environment
رود فراهرود که از غرب افغانستان میآید و بیشتر به هامون پوزک میریزد، هاروترود که یکی از تغذیهکنندههای فصلی است و بارشهای محلی و روانابهای داخلی از دیگر منابع تامین آب هامون به شمار میرود.
با توضیحات بالا درباره اختلافهای ایران و افغانستان در تحویل حقآبه هیرمند و جلوگیری از خشک شدن هامون و همچنین تلاشها برای حل بحران آن در تمام سالهای گذشته، فکتنامه به ادعای احیای دریاچه هامون بعد از ۱۲ سال به دلیل درخواست مولوی عبدالحمید نشان «گمراه کننده» میدهد.

گمراهکننده
گفته یا آمار، نادرست نیست اما به گونهای بیان شده تا بر فکت مهمی سرپوش بگذارد یا واقعیت را منحرف کند.
درباره نشانهای میرزاروش کار ما