
شبکههای اجتماعی
تلگرام، توییتر، اینستاگرام، فیسبوک،...
عکس مادری که استخوانهای فرزند اعدامشدهاش را بعد از ۴۰ سال پیدا کرد

نادرست

تصویری در شبکههای اجتماعی به شکل گسترده بازنشر شده که ادعا میکند مربوط به مادری است که پس از ۴۰ سال استخوانهای فرزند اعدامشدهاش را پیدا کرده است. (لینک ۱، لینک ۲، لینک ۳، لینک ۴، لینک ۵)
در این تصویر زنی میانسال دیده میشود که جمجمه انسانی را بر روی سرش گذاشته و چند استخوان نیز در دستانش گرفته است.
در پرتکرارترین توضیح این ویدیو نوشته شده است:
«داستان دایه سلما—مادری که پس از چهار دهه جستوجو در زندانها و گورستانهای ایران، سرانجام بقایای فرزند اعدامشدهاش را پیدا کرد—بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشته است. او با گذاشتن جمجمه فرزندش بهعنوان «تاج» بر سر، تصویری تکاندهنده از رنج، دادخواهی و ایستادگی در برابر انکار حقیقت و بیعدالتی خلق کرد؛ نمادی از عشقی که با گذر زمان خاموش نشد.»
در برخی توضیحات همراه عکس هم این تصویر را «نماد دههها سیاست سرکوب و انکار هویت در کردستان» نامیدهاند.
بررسیهای فکتنامه نشان میدهد که این عکس قدیمی و مربوط به مادر یکی از جانباختگان جنگ ایران و عراق است که پس از ۱۰ سال مفقودالاثری استخوانهای باقیمانده از پیکر فرزندش پیدا و به خانواده تحویل داده شد.
قدیمیترین زمان قابل ردیابی برای انتشار این تصویر در اینترنت، به ۲۰ آبان ۱۳۹۵ بازمیگردد که در یکی از حسابهای توییتر منتشر شده بود. در توضیح آن آمده بود که عکس متعلق به مادر شهید محمدصادق رضایی است. پس از آن، این تصویر در وبلاگها و صفحات فیسبوک با همین توضیح بازنشر شد.

چند ماه بعد در یک وبسایت این عکس به عنوان «یک مادر ستمدیده» ایرانی که استخوانهای فرزند «اعدام شدهاش» را در دست دارد، منتشر شد؛ گرچه نام او یا فرزندش ذکر نشده بود.
تصویری که بهتازگی به فردی به نام «دایه سلما» منتشر شده تمام عکس را نشان نمیدهد و فضای بستهتری از این عکس دارد و رنگ و نورها در آن تغییر داده شده است.
بررسیهای فکتنامه نشان میدهد این تصویر مربوط به ملکه تیموری مادر محمدصادق رضایی است. او در مهرماه ۱۴۰۳ در گفتوگویی با خبرگزاری فارس از لحظه ثبت این عکس میگوید که وقتی بعد از ۱۰ سال مفقودالاثر بودن، استخوانهای فرزندش را در آغوش میکشد آنقدر خوشحال است که آن را بر سر میگذارد.
در مستند کوتاهی هم که خبرگزاری فارس در مهرماه ۱۴۰۴ از خانواده محمد صادق رضایی تهیه کرد، مادر او جزییات بیشتری راجع به فرزندش روایت میکند. به گفته او پسرش در شانزده سالگی عازم جبهه و در نوزده سالگی مفقودالاثر شد. او در شلمچه بوده و در جریان عملیات کربلای چهار با قایق به امالرصاص رفته و بعد از شهادت پیکرش آنجا ماند. ۱۰ سال بعد، باقی مانده پیکرش به کشور بازگشت و به خانواده تحویل داده شد.
عکس مورد اشاره، تصویری است که از این مادر در روز تحویل گرفتن استخوانهای فرزندش ثبت شده است.
تابوتهایی که با پرچم ایران در عکس پشت او دیده میشوند نیز این روایتها را تایید میکند.

بررسیهای فکتنامه همچنین نشان میدهد که فردی با نام «دایه سلما» با داستانی مشابه وجود ندارد.
گرچه مادران بسیاری در مناطق کردنشین ایران در سالهای گذشته با تجربه اعدام فرزندانشان به دلایل سیاسی یا امنیتی مواجه شدند و برخی از آنها سالها در انتظار خبر، دادرسی عادلانه یا حتی حسرت ملاقات آخر ماندند.
روایتهایی مانند آنچه بر «مادر شکاری» مادر حمید شکاری گذشت و در آرشیو حوری غمیان ثبت شده، از این جمله است؛ مادری که محل دفن فرزندش را عوض کرد تا در جایی که به نظرش مناسبتر است به خاک بسپارد.
یا روایتهایی از دایه شریفه مادر رامین حسین پناهی و مادرهای زانیار و لقمان مرادی زندانیان کرد اعدامی که پیکرهایشان به خانواده تحویل داده نشده و جمهوری اسلامی محل دفن آنها را هم پنهان کرد و خانواده را به شکلهای مختلف تحت فشار گذاشت.
با این توضیحات فکتنامه به انتساب تصویر مادری با جمجمه فرزند بر سرش به فردی با نام «دایه سلما» نشان نادرست میدهد.