
© Steigenberger Camp de Mar/Instagram - حسابهای خارج از کشور نشان میدهند که علی انصاری مالک هتل و مجموعه گلف و اسپا استیگنبرگر در کمپ د مار است — یک هتل لوکس ۱۶۴ اتاقه در مایورکا.
انتشار دو گزارش از دو رسانه معتبر غربی در فاصلهای کوتاه با موضوع رونمایی از امپراتوری مالی علی انصاری، سهامدار عمده و موسس بانک آینده در قاره اروپا، بار دیگر نگاهها را به کارنامه کاری او متمرکز کرد به ویژه آنکه در یکی از گزارشها به ارتباط او با مجتبی خامنهای، فرزند رهبر جمهوری اسلامی نیز اشاره شده بود که به خودی خود جذابیت موضوع را برای مخاطبان دوچندان میکند.
نخستین گزارش از این دوگانه، در روزنامه فایننشال تایمز منتشر شد، این گزارش بر رونمایی از سرمایهگذاریها و املاک متعلق به علی انصاری در کشورهای اروپایی و ارزش آنها و همچنین ساختار سرمایهگذاری او تمرکز شده بود.
فایننشالتایمز در این گزارش، علی انصاری را «یک سرمایهدار ایرانی» معرفی کرده که به «تامین مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» متهم است و در بریتانیا تحت تحریم قرار گرفته است.
در ماه اکتبر ۲۰۲۴ و پس از قرارگرفتن بانک آینده در فرایند گریز که به توقف فعالیت این بانک خصوصی و ادغام آن در بانک ملی ایران منجر شد، دولت بریتانیا، علی انصاری را به اتهام تسهیل و تامین مالی فعالیتهای خصمانه دولت جمهوری اسلامی علیه بریتانیا در فهرست تحریمها قرارداد و اموال و داراییهای او را توقیف کرد.
همان زمان پروژه گزارشگری فساد و جرایم سازمانیافته (OCCRP) در یک گزارش تحقیقی، علی انصاری ۵۶ ساله را مالک یک ساختمان مجلل در یکی از مناطق اعیاننشین لندن اعلام کرد که در سال ۲۰۱۴ به قیمت ۳۳.۷ میلیون پوند خریداری شده بود.
کمی قبل از آن، مجله پرایوتآی با انتشار گزارشی در شماره ۱۶۵۹ این نشریه، از مالکیت علی انصاری بر ۱۱ عمارت مجلل در خیابان بیشاپ در شمال لندن، معروف به «ردیف میلیاردها» خبر داده بود. این نشریه ارزش دفتری املاک متعلق به انصاری را، ۷۳ میلیون پوند برآورد کرده و تاریخ خرید آنها را سال ۲۰۱۳ اعلام کرده بود.
بر اساس این گزارش، مالک اصلی این املاک و عمارتها شرکت بیرچ ونچرز (Birch Ventures ltd) است که علی انصاری مالک آن است. این شرکت در جزیره من (Isle of Man) به ثبت رسیده، جزیرهای کوچک واقع در دریای ایرلند و یکی از بهشتهای مالیاتی در جهان، نکته جالب توجه آنکه تا پیش از این مالک این شرکت یک بازرگان قبرسی معرفی میشد که با بررسی رسانهها معلوم شد این قبرسی همان علی انصاری است که اسناد هویتی کشور قبرس را داراست.
این یافتهها در گزارش هفته گذشته روزنامه فایننشال تایمز تکرار شدهاند. این روزنامه علاوه بر موارد گفته شده، ارزش سرمایهگذاریهای علی انصاری را در بخش املاک و مستغلات در سراسر اروپا، بالغ بر ۴۰۰ میلیون یورو ارزیابی کرده است.
فایننشال تایمز در این گزارش، مجموعه پیچیدهای از شرکتها و داراییهای علی انصاری را رونمایی کرده که از لوکزامبورگ، سنت کیتس و نویس تا اتریش، آلمان و اسپانیا را در بر میگیرد.
یکی از املاکی که در این گزارش به آن اشاره شده، یک تفرجگاه ساحلی و هتلی لوکس ۲۲ میلیون یورویی با ۱۶۴ اتاق در سواحل مایورکای اسپانیاست.
بر اساس این گزارش، دو شعبه هتل هیلتون در شهر فرانکفورت آلمان از دیگر داراییهای علی انصاری است، که در فایننشال تایمز ارزش آنها را ۸۰ میلیون یورو، برآورد کرده است.
فایننشال تایمز، همچنین انصاری را سهامدار مجموعهای از هتلها و اقامتگاههای اسکی در کوههای آلپ در کشور اتریش معرفی کرده است.
از دیگر داراییهای انصاری در اروپا که در این گزارش، به آنها اشاره شده، مرکز خرید برو در اوبرهاوزن در شمال غرب آلمان به ارزش ۶۸ میلیون یورو است.
بر اساس یافتههای فایننشال تایمز، مالکیت این داراییها عمدتا از طریق مجموعهای از شرکتهای پیچیده، لایه لایه و تو در تو به علی انصاری میرسد؛ شرکتهایی همچون اسمارت گلوبال (Smart Global) که پیش از این با نام زیبا لیژر (Ziba Leisure) فعالیت می کرد و در سنتکیتس و نویس ثبت شده، این شرکت صاحب هلدینگ تیدالویو (Tidalwave Holding) در لوکزامبورگ و هلند است.

اما گزارش بلومبرگ علاوه بر تکرار آنچه به علی انصاری و ثروتش مربوط است، بخشی اضافهتر دارد که علاوه بر اهمیت اقتصادی این سرمایهگذاریها و املاک و مستغلات، جاذبههای سیاسی را نیز به موضوع میافزاید.
از همین روست که بلومبرگ، عنوان گزارش خود را نیز بر این موضوع متمرکز کرده و میپرسد: «چگونه پسر رهبر ایران یک امپراتوری املاک جهانی ساخت؟»
بلومبرگ مینویسد: «در پشت نمای این خانههای لوکس در خیابان بیشاپز، شبکهای از تهران تا دبی و فرانکفورت قرار دارد که مالکیت نهایی آنها را از طریق لایههایی از شرکتهای صوری، به یکی از قدرتمندترین مردان خاورمیانه میرساند: مجتبی خامنهای، دومین پسر ارشد رهبر ایران.»
بلومبرگ ارزش داراییهایی که در نهایت پس از گذر از این لایههای شرکتهای صوری به صاحب اصلی آنها یعنی مجتبی خامنهای، پسر دوم رهبر جمهوری اسلامی میرسد، بالغ بر ۱۰۰ میلیون پوند تخمین زده است.
به نوشته بلومبرگ، این داراییها یا به تعبیر این گزارش «امپراتوری سرمایهگذاری» از کشتیرانی خلیج فارس تا حساب های بانکی سوئیسِ املاک مجلل بریتانیایی را در بر میگیرد.
در عین حال بلومبرگ یادآوری میکند، در اسنادی که مشاهده کرده، به طور مستقیم هیچ داراییای به نام مجتبی خامنهای ثبت نشده است، در این گزارش به نقش علی انصاری به عنوان «مرد پولدار مجتبی» اشاره شده که در واقع این داراییها و ثروت را کارگزاری و مدیریت میکند.
در این گزارش آمده است: «تحقیقات یک ساله بلومبرگ نشان میدهد که چگونه دسترسی مالی این خانواده به فراتر از مرزهای جمهوری اسلامی گسترش یافته است.»
بلومبرگ منابع خود برای نوشتن این را «مصاحبه با افرادی که از معاملات مالی مجتبی خامنهای اطلاع مستقیم دارند» و همچنین «بررسی سوابق املاک و مستغلات و اسناد تجاری محرمانه، از قراردادهای مدیریت هتل گرفته تا جزئیات مالکیت شرکتها و نقل و انتقالات بانکی» بر میشمرد. بخش دیگری از مستندات بلومبرگ به «ارزیابی دستگاههای اطلاعاتی غرب»، تکیه میکند که در آنها به «نقشی حیاتی» علی انصاری در انجام این معاملات اشاره شده است.
فرزین ندیمی، عضو ارشد موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، یکی از افرادی است که بلومبرگ در گزارش خود به نظرات او به عنوان کسی که «امپراتوری مالی خانواده خامنهای را مطالعه کرده» استناد کرده است، ندیمی میگوید: «مجتبی سهام عمده یا کنترل عملی در نهادهای مختلف در سراسر ایران و خارج از کشور دارد. وقتی شبکه مالی او را تجزیه و تحلیل میکنید، علی انصاری صاحب اصلی حسابهای او [مجتبی خامنهای] است و همین موضوع انصاری را به عنوان یکی از بانفوذترین الیگارشیهای امروز ایران قرار میدهد.»
در گزارش بلومبرگ علاوه بر هلدینگها و شرکتهای لایه به لایه معرفی شده در گزارش فایننشالتایمز، نامهای دیگری از این دست شرکتها نیز وجود دارد.
شرکت اِی اند اِی لژر، (A&A Leisure Ltd) شرکتی ثبت شده در سنتکیس و نویس و همچنین نهادهایی ثبت شده در امارات با نامهای میداس اویل اینداستریز افزدسی (Midas Oil Industries FZC) و میداس اویل تریدینگ دیامسیسی (Midas Oil Trading DMCC) اسامی شرکتهایی است که به گفته منابع بلومبرگ، سود حاصل از صادرات نفت را از طریق هزارتوی این شرکتها، منتقل میکنند.
بر اساس این گزارش و «به گفته مقامات آمریکایی و افراد آشنا با این تجارت، شرکت ملی نفت ایران، رسماً نفت خام ایران را میفروشد، اما تحریمها بخش زیادی از تجارت را به کانالهای غیرشفاف شامل شرکتهای صوری، واسطهها و بازرگانان غیررسمی سوق داده است.
شرکتها و افرادی که به گفته این افراد، مرتبط با رهبر و سپاه پاسداران از جمله خامنهای جوان، در کنترل برخی از این شبکهها، نقش محوری داشته و دارند.
ارتباط علی انصاری با بیت رهبر جمهوری اسلامی و به طور خاص رابطه اقتصادی و مالی او با مجتبی خامنهای در سالهای گذشته نقل محافل رسانهای بوده است. جولان علی انصاری در فضای اقتصاد ایران و ادامه فعالیت مساله دار بانک آینده نیز به همین رابطهها نسبت داده میشد، از این رابطه چه میدانیم؟
بلومبرگ در گزارش خود به نقل از افرادی که از پیشینه خانوادگی انصاری اطلاع دارند اما از آنها نامی نمیبرد، آشنایی علی انصاری و مجتبی خامنهای را مربوط به اواخر دهه ۱۹۸۰ در دوره زمانی پایان جنگ ایران و عراق میداند، زمانی که انصاری جوان به خدمت سربازی فراخوانده شد و در همین زمان، او برای اولین بار با مجتبی خامنهای، که پدرش رئیس جمهوری وقت ایران بود، ملاقات کرد.
این افراد گفتهاند، انصاری در سالهای بعد قراردادهای سودآور دولتی و مجوزهای واردات را به دست آورد و به سرعت در بخشهای ساخت و ساز، کشتیرانی و پتروشیمی فعال شد، صنایعی که به گفته برخی از افراد، به عنوان مجاری انتقال منابع دولتی به خارج از کشور عمل میکردند.
نام علی انصاری در دهه ۷۰ با ساختو سازهایی که در بازار آهن در شادآباد تهران و مجتمعهای بهاران انجام داد، مطرح شد، پس از آن، ساخت بازار مبل ایران برای انصاری بازار آهن سکوی پرتاب شد، همان دوره روابط و همکاری انصاری با مسئولان وقت فدراسیونهای ورزشی ایران از جمله امیررضا واعظی آشتیانی، انصاری را به هیات مدیره باشگاه استقلال رساند.
او حتی در دورهای ریاست فدراسیون دوچرخه سواری ایران را نیز برعهده گرفت.
ساخت بازار موبایل ایران در خیابان حافظ تهران از دیگر پروژههای انصاری در حوزه ساخت و ساز مراکز تجاری است، اما علاوه بر اینها، علی انصاری فعالیت در حوزه بانکداری را هم میآزماید، ابتدا با راهاندازی بانک تات که هشتمین بانک خصوصی ایران به حساب میآمد و هلدینگی به همین نام به ریاست پدرش و دیگر برادران انصاری آن را اداره میکردند، بانک تات بانک کم حاشیهای نبود، گفته میشد برای تاسیس آن از کمکهای محمد علیآبادی، معاون محمود احمدینژاد و رئیس وقت سازمان ورزش ایران و فدراسیونهای ورزشی به سهامداران بهره گرفته شد، اما در نهایت فعالیتهای بانک تات به دلیل آنچه تخلفات در امور سپردهگذاری و سهامداران اعلام شده بود، متوقف شد و با ادغام بانک تات با موسسات مالی و اعتباری «صالحین» و «آتی» در سال ۱۳۹۱ بانک آینده شکل گرفت که خود در سالهای پس از تاسیس به بزرگترین مساله اقتصاد ایران بدل شد.
در جایی از گزارش بلومبرگ باز به نقل از «افراد آشنا با این موضوع» از نقش محوری خامنهای جوان در عملیات بانک آینده و پروژه اصلی و پرحاشیه این بانک یعنی ساخت مرکز خرید ایران مال، سخن به میان آمده است.
حتی دو نفر از این افراد به بلومبرگ گفتهاند: «انصاری به طور خصوصی با خامنهای در خانهای در منطقه زعفرانیه تهران ملاقات میکرد و در موارد متعدد از دفتر آینده برای انجام مذاکرات محرمانه استفاده میکرد.»
در گزارش بلومبرگ، افرادی که درباره ثروت مجتبی خامنهای یا رابطه مالی او با علی انصاری صحبت کردهاند بینام و نشان هستند، بلومبرگ دلیل آن را نگرانی و ترس این افراد از انتقام عنوان کرده است.
حضور همزمان مجتبی خامنهای و علی انصاری در مراسم نکوداشت غلامعلی حداد عادل، پدر همسر مجتبی خامنهای و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در تیرماه ۱۴۰۳ از جمله نشانههایی است که برای اثبات ارتباط این دو به آن اشاره میشود.
همچنین انتشار گزارشهایی از حضور شماری از مقامهای بلندپایه سیاسی و صاحبنفوذ در دفتر رهبر جمهوری اسلامی در مراسم ختم علیاکبر انصاری، رئیس هلدینگ تات و پدر علی انصاری در خردادماه ۱۴۰۴ نیز نشانه دیگری از این رابطه نزدیک است که در گزارش بلومبرگ نیز به آن اشاره شده است.
البته بلومبرگ در این گزارش به نقل از وکیل علی انصاری که نامی از او نبرده، ادعا یا اتهام ارتباط کاری موکلش با مجتبی خامنهای، فرزند رهبر جمهوری اسلامی را تکذیب کرده است.
سابقه ارتباط علی انصاری و مجتبی خامنهای و این ادعا که حامی انصاری افراد قدرتمندی در دفتر و بیت رهبر جمهوری اسلامی و از جمله فرزند اوست از ابتدای دهه ۸۰ در فضای غیررسمی وجود داشته، رشد سریع و جهشوار علی انصاری در فضای اقتصادی ایران در آن سالها این اتهام را منطقی جلوه میداد که قطعا او نمیتواند بدون داشتن یک حامی قدرتمند سیاسی اینچنین پلههای ترقی را بپیماید.
در سال ۱۳۸۴ برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و سر برآوردن محمود احمدینژاد، گمانه حمایت مجتبی خامنهای از او به عنوان نامزد مورد نظر دفتر رهبر جمهوری اسلامی را تقویت کرد و نام مجتبی خامنهای را به عنوان فرد قدرتمند بیت و همچنین جانشین احتمالی رهبر جمهوری اسلامی بر سر زبانها انداخت.
در سال ۱۳۸۸ انتخابات پرحاشیه ریاستجمهوری آن سال، روایتها از قدر قدرتی مجتبی خامنهای تقویت شدند، روایتهایی که با حضور پر رنگ علی انصاری در حوزه بانکداری همزمان بود.
ادامه فعالیت بانک آینده به رغم مشکلات و تخلفات آشکار و پروژه مسالهدار ایران مال در این سالها، بسیاری را به این جمع بندی منطقی رساند که از خود بپرسند مگر میشود علی انصاری بدون داشتن حامیان قدرتمند در فضای سیاسی و حمایت آنها به چنین فعالیتهایی ادامه دهد؟
همزمان با این تردیدها، کاربرانی هم در شبکههای مجازی بودند که نام علی انصاری، مجتبی خامنهای و ایران مال را کنار هم تکرار میکردند.
در بیش از یک دهه گذشته، گزارشهایی در روزنامه القدس العربی چاپ لندن و لیبراسیون فرانسه به چاپ رسیده که بدون ارائه مستندات یا مدارکی، از ثروت افسانهای مجتبی خامنهای ارزیابیهایی دادهاند.
به گزارش وب سایت ایران گلوبال، روزنامه لیبراسیون، در گزارش خود به اختلاف محمود احمدینژاد و رهبر جمهوری اسلامی بر سر اسفندیار رحیم مشایی، معاون اول رئیس دولت اشاره کرده و نوشته بود: احمدینژاد در دفاع از معاون اول خود و برای حفظ سمت او در دولت به نمایندگان آیتالله خامنهای یادآوری کرده اسنادی در اختیار دارد که نشان میدهد مجتبی خامنهای ۱.۶ میلیارد یورو از بیتالمال اختلاس کرده است.»
وبسایت انگلیسی العربیه، همان زمان محتوای این گزارش را بازنشر کرد.
روزنامه عرب زبان القدس العربی نیز در گزارشی که در جولای سال ۲۰۱۵ در صفحه اول خود منتشر کرد، ارزش داراییهای مجتبی خامنه ای را بیش از ۳ میلیارد دلار ارزیابی کرد و نوشت: « بیشتر ثروت او در بانکهای امارات متحده عربی، سوریه و ونزوئلا و چندین کشور آفریقایی نگهداری میشود.»
به نوشته این روزنامه «تخمین زده میشود که مجتبی خامنهای ۳۰۰ میلیون دلار از داراییهای خود را به صورت طلا و الماس نگاهداری میکند.
القدس العربی در گزارش خود مدعی شده بود که «حدود یک میلیارد دلار از این ثروت از برقراری مالیات ویژهای بر فروش نفت به دست آمده است.»
در مرداد ماه سال ۹۴ نیز یک حساب کاربری در توئیتر منتسب به مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، از قوه قضائیه درخواست کرده بود تا به فعالیتهای تجاری مجتبی خامنهای رسیدگی کند.
در آن پست توئیتری، «امتیاز ایرانسل، فروش نفت به بهای ارزان به خانواده سلطنتی انگلیس، انباشت بیش از شش میلیارد پوند در بانکهای انگلیس و مبالغ زیادی در بانکهای آسیایی و کشورهای اروپایی منجمله سوئیس، قاچاق پنج تن و ۸۰۰ کیلوگرم شمش طلا به ترکیه» از جمله فسادهای اقتصادی مجتبی خامنهای ذکر شده بود.
در آن توییت همچنین ادعا شده بود که مجتبی خامنهای صاحب «نزديک به دو میلیون و چهارصد هزار دلار پول نقد در مسكو، ارمنستان و گرجستان، املاک زيادی مثل هتلهای پنج ستاره و خانههای آنچنانی در مسكو، ايروان، عشقآباد و دبی، يک كارخانه مواد غذايی در مسكو، و يك كارخانه صنعتی در ايروان» است.
اما مهدی هاشمی توییت منتسب به خود درباره مجتبی خامنهای، فرزند رهبر جمهوری اسلامی را تکذیب کرد و آن را شایعهای دانست که توسط «عوامل» افرادی منتشر شده که با «پروندهسازی» برای او، در پی جدا کردن اکبر هاشمی رفسنجانی از آیتالله علی خامنهای بودهاند.
همزمان با انتشار آن گزارشها و ادعاهای مربوط به فعالیتهای اقتصادی مجتبی خامنهای و کارگزاری علی انصاری برای او، در مقابل مدافعان حکومت علاوه بر تکذیب رسمی این اخبار و گزارشها در سطح دیگری از مخاطبان در وبلاگها یا محافل خود دفاعیاتی را مطرح میکردند، از جمله در میانه دهه ۹۰، صحبت از یک تاجر دورگه ایرانی و اماراتی به نام مجتبی خامنه به میان آمد که به گفته این مدافعان حکومت به دلیل تشابه اسامی با مجتبی خامنهای، فعالیتهای اقتصادی او به جای فرزند رهبر جمهوری اسلامی در رسانهها منعکس میشد.
همین ادعا در سالهای بعد در اواخر دهه ۹۰ در سخنرانیهای علیاکبر رائفیپور تکرار شد، او در سالهای بعد توانست برای خود هوادارانی دستوپا کرده و با راهاندازی موسسّ ای به نام مصاف و دریافت بودجه و اعتباراتی در فضای سیاسی ایران نقش آفرینی کند.
همان ادعاهای رائفی پور در ماههای گذشته و بعد از آن طی روزهای اخیر و پس از انتشار گزارش بلومبرگ در شبکههای مجازی بازنشر شدند و در پاسخ به منتقدان حکومت به همان سخنان و ادعاها، استناد شد.
اما تلاش برای یافتن سند و مدرکی از «مجتبی خامنه» و یافتن سرنخی از فعالیتهای اقتصادی او نتیجهای در بر ندارد.
بسیار بعید است تاجری با تابعیت دوگانه ایرانی و اماراتی با گردش مالی قابل توجه که در این ادعاها یکی از ده نفر برتر تجارت در دبی معرفی شده و اعداد و ارقام منتسب به او و تجارتش سر به میلیونها و میلیاردها دلار و یورو بساید، هیچ نام و نشانهای از او در اینترنت و وب سایتهای تخصصی دادههای مربوط به ثبت شرکتها و سوابق مالیاتی یافت نشود.
رائفیپور و شبکهای که این توضیح را در دفاع از پاکدستی فرزند رهبر جمهوری اسلامی منتشر کردهاند نیز سند یا مدرکی از این ادعای خود ارائه ندادهاند.