
روز ۲۵ دی ۱۴۰۴، تلویزیون ایران اینترنشنال ویدیویی را منتشر کرد و نوشت:
تردد سرکوبگران مسلح حکومتی در شهسوار در روز یکشنبه ۲۱ دی ... طبق گزارشهای میدانی، با برقراری شرایط حکومت نظامی در سراسر ایران نیروهای نظامی با هدف وحشتافکنی در سطح شهرها حضور مداوم دارند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، تردد سرکوبگران مسلح حکومتی در شهسوار در روز یکشنبه ۲۱ دیماه را نشان میدهد. طبق گزارشهای میدانی، با برقراری شرایط حکومت نظامی در سراسر ایران نیروهای نظامی با هدف وحشتافکنی در سطح شهرها حضور مداوم دارند. pic.twitter.com/T3QHlJnFCx
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) January 15, 2026
این ویدیو ابتدا از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که در آن یک خودرو نیمهزرهی دیده میشد. همزمان در این روزها، ویدیوهایی از ابوعزرائیل منتشر شده است؛ یکی از گروههای شبهنظامی شیعه وابسته به الحشد الشعبی در عراق.
ابوعزرائیل در این ویدیو در کنار تعدادی از «اِمرپ»های «کتائب امام علی» (MRAP - خودرو زرهی ضدمین و ضد کمین) از گروههای زیرمجموعه حشد الشعبی نشان میداد.
من يحرق بيوتَ الله ويعتدي على مؤسساتِ الشعب، فليس ثائرًا ولا مصلحًا، بل أداةٌ رخيصة بيد أعداء الأمة، ينفّذ أجنداتٍ صهيونية بغطاء الفوضى والشعارات الكاذبة.
— أبو عزرائيل - Abu Azrael (@abu_azrael78) January 11, 2026
مع الجمهورية ضد الاستكبار العالمي pic.twitter.com/lIapbUMZBd
در شبکههای اجتماعی ادعا شدهبود که این نیروها در حال حرکت به سمت ایران هستند. فکتنامه پیش از این ویدیوی دیگری از ابوعزرائیل را راستی آزمایی کرده و به این نتیجه رسیدهبود که ادعای نشانههای حرکت او به سمت ایران در این ویدیو دیده نمیشود.
پس از انتشار ویدیوی شهسوار، کاربرانی از کنار هم قراردادن تصاویر نفربر نیمهزرهی مشاهدهشده در شهر با ویدیوهای ابوعزرائیل در کنار خودروهای زرهی، به این نتیجه رسیدند که حشد الشعبی در سرکوب اعتراضات تنکابن (شهسوار) نقشداشتهاست.
شناسایی شدند
— Behnam Gholipour (@beehnam) January 15, 2026
خودروی شبهنظامیان شیعه عراقی و بال مسلح «جنبش اسلامی عراق» به فرماندهی ابوعزرائیل @abu_azrael78 در خیابانهای شهسوار که هفته گذشته در قالب ۶۰ اتوبوس برای کشتار معترضان وارد ایران شدند.#DigitalBlackoutIran #IranMassacre #IranRevolution2026 pic.twitter.com/ifG0mLiekf
در ادامه، با بررسی جزییات این ویدیو، به نکاتی درباره الگوی عملیات سرکوب چندلایه جمهوری اسلامی با استفاده از نیروهای پلیس، یگان ویژه و نیروهای سپاه و تجهیزات و لجستیک آنها با محوریت نمونه «شهسوار، بعدازظهر ۲۱ دی» اشاره میشود.
روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، شهسوار یا تنکابن در استان مازندران یکی از شهرهایی بود که کانون اعتراضات شدید مردم بود.
🇮🇷🔴 A video obtained by @IranIntl shows a police kiosk being set on fire by protesters on January 8 in Tonekabon (Shahsavar), Mazandaran province, Iran.
— Zaryon OSINT (@zarGEOINT) January 11, 2026
📍 Geolocation: 36.81892, 50.87708@GeoConfirmed @FaytuksNetwork
1/2 pic.twitter.com/CbtsQUDIqh

ویدیوهایی در روز ۲۰ دی منتشر شده که اگر زمان آنها دقیق باشد، نشان میدهد این اعتراضات تا ۲۰ دی هم با شدت بیشتری ادامه داشتهاست. با این حال چون بسیاری از ویدیوها در روزهای بعد منتشر شدهاست نمیتوان زمان دقیق آن را تایید کرد. عیسی بازیار، فعال حقوق بشر ساکن نروژ که در زمینه مینزدایی فعالیت میکند، زمان این ویدیو را ۲۰ دی ذکر کردهاست.
#فوری_مهم #شهسوار
— eisabazyar (@eisabazyar1) January 10, 2026
امشب ۲۰ دیماه
همانطور که قبلا گفتم من مسئولیتی در مقابل فحش هایی که این عزیزان می دهند ندارم ولی دلیل نیست که خوشحال نشم #DigitalBlackoutIran #اعتراضات_سراسری pic.twitter.com/gCZ7kd9RbV
تصویری منتشر شده که مدعیست نگین قدیمی، ۲۸ ساله، یکی از کسانی بود که در این اعتراضات با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.
— توانا Tavaana (@Tavaana) January 15, 2026
🕊️ نگین قدیمی، ۲۸ ساله، با شلیک مستقیم گلوله جنگی در شهسوار کشته شد
جاویدنام نگین قدیمی، ۲۸ ساله، در جریان سرکوب اعتراضات مردمی در شهر شهسوار (تنکابن) بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او پس از اصابت گلوله، در آغوش پدرش جان سپرد؛ صحنه… pic.twitter.com/Pw5CCG8qRl
بررسی نشانههای شهری قابل مشاهده در ویدیو نشان میدهد که این تصاویر در غرب شهر تنکابن (شهسوار) ضبط شدهاند (نقشه). تطبیق ساختمانها، مسیر خیابان، فضای سبز و موقعیت پارک با تصاویر ماهوارهای و نقشه گوگل نشان میدهد محل ضبط ویدیو بلوار کریمآباد (بلوار شهید شیرودی) و در محدوده روبروی پارک جوان است (لینک۱، لینک۲).
[Geolocation]
— Middle East Buka (@MiddleEastBuka) January 15, 2026
Iran government security forces at Shahsavar, northern Iran.
Reportedly 11 January.
36.83367, 50.85176 (via old google street and google maps imagery)@GeoConfirmed https://t.co/19HkwqABk5 pic.twitter.com/F0d2CkWweo

بر اساس دادههای نجومی، زمان غروب آفتاب در شهر تنکابن در روز یکشنبه ۲۱ دیماه حدود ساعت ۱۷:۰۰ تا ۱۷:۱۰ بوده است. تحلیل سایهها نشان میدهد زمان ضبط ویدیو چیزی حدود ساعت ۱۷:۰۰ (پنج عصر) است. شرایط نوری ویدیو با این بازه زمانی همخوانی کامل دارد. بنابراین میتوان با اطمینان گفت که ویدیو در حوالی غروب ضبط شده است.

ویدیوی شهسوار نشان میدهد که آنچه در خیابان جریان داشته، یک واکنش پراکنده یا صرفا انتظامی نبوده، بلکه نمونهای از الگوی سرکوب چندلایه است؛ الگویی که در آن، هر دسته از نیروها نقش مشخص و مکملی را در یک چیدمان واحد ایفا میکنند.
آنچه در خیابان جریان داشته، نه یک واکنش تدریجی یا مرحلهبهمرحله، بلکه حضور همزمان و سازمانیافته مجموعهای از نیروهای امنیتی و شبهنظامی بوده است. نیروها نه بهصورت لایههایی که بهتدریج وارد میدان شوند، بلکه در آرایشی شبیه به رژه عملیاتی، پشت سر هم و در یک بازه زمانی کوتاه در سطح شهر به حرکت درآمدهاند. این همزمانی، میتواند برای نمایش حداکثری قدرت در شبی که وضعیت امنیتی شهر، بحرانی تلقی شدهاست باشد.
Armed military forces of the Islamic regime seen moving through #Shahsavar.
— Farzad Fattahi (@FattahiFarzad) January 15, 2026
11 January 2026#Iran pic.twitter.com/eW1cG9bwUQ
پلیس رسمی با خودروهای نشانهدار (سمند پلیس در سطح کلانتری)، چارچوب ظاهرا قانونی عملیات را ایجاد میکند. این حضور، بیش از آنکه متکی بر اعمال خشونت مستقیم باشد، کارکرد نمادین دارد: القای نظم، کنترل مسیرها و ارسال این پیام که آنچه رخ میدهد «اجرای قانون» است.
در لایه دوم، یگان ویژه پلیس با موتور تریل و نفربر نیمهزرهی، در آرایش ضد شورش در آمادهباش کامل قرار دارد تا مانع شکلگیری تجمع شود و یا درصورت شکلگیری جمعیت کنترل مستقیم تجمع و عقبراندن جمعیت را بر عهده بگیرد. ابزارهای این لایه، ابزارهای کلاسیک کنترل جمعیتاند؛ سپر، باتون و آرایش ضدشورش.
لایه سوم اما نقطهی گذار از انتظامیگری به نظامیسازی است. حضور نیروهای مسلح با پوشش استتاری، سلاح بلند و استقرار رزمی در خودروهای غیر انتظامی نشان میدهد که سرکوب خشن، بازداشت خیابانی و ایجاد ترس به این لایه سپرده شدهاست؛ نیروهای نظامی با استتار دیجیتال در پست تویوتا لندکروز (علامت نیروی زمینی سپاه) و نیروهای شبهنظامی پشت تویوتا هایلوکس یا مشابه چینی آن (علامت نیروی مقاومت بسیج).
این تفکیک نقشها، به نیروی سرکوبگر امکان میدهد همزمان هم چهرهای «قانونی» از سرکوب ارائه کند و هم از ظرفیت نیروهای شبهنظامی برای کنترل سخت میدان بهره ببرد. چنین الگویی همواره در سرکوب اعتراضات سراسری مشاهده شده و بهتدریج به رویهای تثبیتشده بدل شدهاست.
در ابتدای ویدیو، صدای نوحه شبیه «حیدر، حیدر» شنیده میشود؛ صدایی که به نظر میرسد از یک بلندگو و همزمان با حرکت کاروان پخش میشود و بیش از آنکه واکنشی لحظهای باشد، به یک نمایش سازمانیافته قدرت و هویت ایدئولوژیک شباهت دارد. در ادامه، با ورود آژیر خودروهای انتظامی و امنیتی، لایهای آشکار از ارعاب صوتی به صحنه افزوده میشود. این ترکیب صدا، در کنار حضور فیزیکی نیروها، بخش روانی عملیات را تقویت میکند و نشان میدهد که کنترل فضا نهفقط با نیرو و تجهیزات، بلکه با مهندسی ادراک و ایجاد هراس دنبال میشود.
سمند به گشتهای انتظامی زیرمجموعه فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) تعلق دارند و نخستین لایه رسمی حضور حکومتی در خیابان را شکل میدهند.

نقش این نیروها، بر اساس آنچه در تصاویر دیده میشود، ورود مستقیم به درگیری یا اعمال خشونت سنگین نیست، بلکه اشغال نمادین فضا، کنترل مسیرها و ایجاد چارچوب ظاهراً قانونی برای عملیات است. این لایه، چهره کلاسیک «حفظ نظم عمومی» را بازنمایی میکند و به حضور همزمان سایر نیروها مشروعیت ظاهری میبخشد.
نیروهای یگان ویژه فراجا (پلیس) بهطور واضح قابل شناساییاند. این نیروها با لباس مشکی ضدشورش، کلاه ایمنی پلیسی نقابدار، سپر شفاف و باتوم در قسمت بار وانتهای نشانهدار پلیس مستقر شدهاند.

ماموریت این یگان، بر اساس الگوی شناختهشده عملکرد آن، کنترل مستقیم تجمع، عقبراندن جمعیت و شکستن تمرکز معترضان است. یگان ویژه در این چیدمان، خط اول تماس فیزیکی با جمعیت را تشکیل میدهد و نقش واسط میان حضور نمادین پلیس و اعمال خشونت سختتر را ایفا میکند. هرچند این نیرو همچنان در چارچوب انتظامی تعریف میشود، شدت و ابزار مداخله آن فراتر از گشتهای معمول پلیس است.
استفاده از موتورسیکلتهای تریل، که برای عبور از مسیرهای ناهموار، پیادهروها و کوچههای باریک مناسباند، نشاندهنده مأموریتی مبتنی بر تحرک بالا و واکنش سریع است.

نقش عملیاتی این نیروها معمولا تعقیب افراد پراکنده، کنترل نقاط فرعی، انتقال پیام تهدیدآمیز در سطح شهر و پشتیبانی میدانی از سایر یگانهاست. حضور همزمان آنها با خودروهای سرکوب، امکان پوشش فضاهایی را فراهم میکند که دسترسی خودروهای سنگین یا پلیسی به آنها محدود است و به تکمیل حلقه کنترل میدانی کمک میکند.
در میان خودروهای حاضر در ویدیو، یک نفربر نیمهزرهی فاتق (نسخه ۳) دیده میشود که نیروهای مسلح در بخش فوقانی آن مستقر شدهاند. این نوع خودرو نه در رده خودروهای انتظامی معمول قرار میگیرد و نه یک زرهپوش سنگین نظامی مانند امرپهای ابوعزرائیل (کتائب امام علی) است، بلکه برای عملیات شهری با سطح بالاتری از قهر طراحی شده و سالهاست در اختیار یگان ویژه فراجا است.

نقش عملیاتی فاتق در چنین چیدمانی، عملکردن بهعنوان خط دوم نفوذ است؛ یعنی ورود به فضاهایی که یگان ویژه پیشتر آنها را تضعیف کرده و شکستن تمرکز یا انسجام باقیمانده جمعیت. حضور این خودرو همچنین نقش بازدارنده و روانی دارد و سطح تهدید میدانی را بهطور محسوسی افزایش میدهد، بدون آنکه الزاما بهمعنای ورود به فاز نظامی کلاسیک باشد.
خودروی نیمهزرهی «فاتق» یکی از پلتفرمهایی است که بهطور مشخص برای کنترل ناآرامیهای شهری و سرکوب داخلی طراحی شده است، نه برای نبرد کلاسیک نظامی. این خودرو بر پایه شاسی خودروهای سبک چهارچرخ محرک توسعه یافته، اما با زره تقویتشده، شیشههای مقاوم، امکان استقرار نیرو در بخش فوقانی و قابلیت نصب تجهیزات ضدشورش مانند پرتابگرهای گاز اشکآور یا سلاحهای غیرکشنده عرضه میشود. همین ترکیب، فاتق را به ابزاری میانی میان خودروی پلیسی و زرهپوش نظامی تبدیل میکند.

تفاوت فاتق با هامویهای مشکی رنگ ابوعزرائیل در ماموریت و طراحی است. هاموی اساسا یک خودروی تاکتیکی نظامی برای جابهجایی نیرو در میدان نبرد است و زرهپوشبودن آن در نسخههای خاص، تابع تهدیدات نظامی است، نه مدیریت جمعیت.

امرپ نیز بهطور مشخص برای مقاومت در برابر مین و کمین در مناطق جنگی طراحی شده و وزن، ارتفاع و شکل بدنه آن برای محیط شهری مناسب نیست.

در مقابل، فاتق برای نفوذ در بافت شهری، نمایش قدرت، و اعمال فشار روانی و فیزیکی بر جمعیت ساخته شده است. به همین دلیل، حضور آن در خیابان بیش از آنکه پیام جنگ بدهد، نشانهای از نظامیسازی سرکوب شهری است.

تصویر بالا راتق، مکمل فاتق است ماموریت اصلی این خودرو آن است که در شرایط بحرانی، بین نیروی عملیاتی و جمعیت معترض قرار گیرد و فاصله ایجاد کند. در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، فاتق در بسیاری از نقاط کشور حاضر بود. تصاویری که از اعتراضات در تبریز در آن زمان ثبت شد، دو دستگاه از این خودروها را در تلاش برای زیر گرفتن معترضان نشان میداد.

در فریمهایی از ویدیو، نیروهایی در قسمت بار وانتهای هایلوکس دوکابین دیده میشوند که از نظر پوشش و آرایش عملیاتی، ناهمگونتر از دیگر نیروها هستند. این افراد با لباس مشکی یا استتاری غیر یکدست، ترکیبی از کلاه رزمی یا بدون کلاه و تجهیزات فردی سادهتر مستقر شدهاند.

چنین الگویی با ماموریتهای رایج نیروهای وابسته به نیروی مقاومت بسیج همخوانی دارد؛ نیرویی که در سرکوبهای شهری معمولاً نقش پشتیبانی عملیاتی، تعقیب و بازداشت خیابانی و کنترل مسیرهای فرعی را ایفا میکند. استفاده از هایلوکس یا مشابه چینی آن، تحرک بالا و انعطاف این نیروها را در میدان افزایش میدهد و آنها را به حلقه واسط میان پلیس و نیروهای منظمتر نظامی تبدیل میکند.
در بخشی از تصاویر، نیروهایی دیده میشوند که در قسمت بار لندکروز خاکی مستقر شدهاند و از نظر پوشش و آرایش، منظمتر از نیروهای سوار بر هایلوکساند. این افراد با لباس استتاری یکدست، هلمت (کلاه ایمنی/کلاهخود) رزمی همشکل و آرایش بدنی هماهنگ دیده میشوند که نشاندهنده سطح بالاتری از سازمانیافتگی و آموزش است.

هرچند ویدیو امکان انتساب قطعی سازمانی را فراهم نمیکند، اما این الگو با نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همخوانی دارد. نقش این زیرلایه، اعمال قهر سختتر، ایجاد بازدارندگی میدانی و نمایش قدرت سازمانیافته در فضای شهری است؛ حضوری که مرز میان انتظامیگری و منطق نظامی را آشکارا کمرنگ میکند.
گردانهای امنیتی امام علی بخشی از ساختار عملیاتی نیروی مقاومت بسیج هستند که برای کنترل ناآرامیهای شهری و سرکوب اعتراضات طراحی شدهاند. در استان مازندران، شهرستان شهسوار (تنکابن)، این گردانها بهصورت سازمانی زیرمجموعه سپاه کربلا فعالیت میکنند که خود تحت فرماندهی قرارگاه منطقهای کربلا در نیروی زمینی سپاه قرار دارد. این قرارگاه یکی از قرارگاههای منطقهای (دهگانه) نیروی زمینی سپاه پاسداران است که مسئولیت شمال کشور را بر عهده دارد. این یگانها معمولاً در شرایطی وارد میدان میشوند که پلیس و یگان ویژه برای کنترل وضعیت کافی تلقی نمیشوند و نقش آنها اعمال قهر سخت، بازداشت میدانی و ایجاد بازدارندگی روانی است.
در ویدیو، حضور دو آمبولانس (یکی شهری و دیگری انتظامی) در کنار خودروهای انتظامی و نیروهای مسلح دیده میشود. در شرایط عادی، آمبولانس نماد خدمات امدادی مستقل و بیطرف است، اما قرار گرفتن آن در دل یک صحنه امنیتی این پرسش را ایجاد میکند که آیا مأموریت آن صرفا انتقال مجروحان بوده یا بخشی از چیدمان عملیاتی محسوب میشده است.


بدون دادههای تکمیلی، نمیتوان سواستفاده از پوشش امدادی را قطعی دانست، اما همین همزمانی و هممکانی، مرز میان امداد پزشکی و عملیات امنیتی را مخدوش میکند و نیازمند بررسی مستقل است.
آنچه در غروب ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ در شهسوار مشاهده میشود، نه یک حضور پراکنده یا واکنش لحظهای، بلکه چیدمانی کامل و همزمان از نیروها و ابزارهای سرکوب است که خیابان را عملا به میدان عملیات امنیتی تبدیل میکند. پلیس با خودروهای نشانهدار، چارچوب قانونی و ظاهری عملیات را فراهم میکند؛ یگان ویژه بهعنوان خط اول کنترل جمعیت عمل میکند؛ نیروهای شبهنظامی بسیج با تحرک بالا نقش پشتیبانی و بازداشت میدانی را بر عهده دارند؛ نیروهای منظمتر همسو با سپاه در لندکروزهای خاکی پیام سرکوب سخت و اقتدار نظامی را منتقل میکنند؛ خودروی نیمهزرهی فاتق سطح تهدید را ارتقا میدهد؛ و موتورسواران تریل حلقه تحرک، تعقیب و رعب را کامل میکنند. حتی حضور آمبولانس، مرز میان امداد و عملیات امنیتی را مبهم میسازد.
اهمیت این ویدیو در همنشینی همه این عناصر در یک صحنه واحد است. این ترکیب نشان میدهد که در لحظات اوج بحران، مدیریت میدان در جمهوری اسلامی از مدل انتظامی عبور کرده و به الگوی نظامیسازی کنترل شهری میرسد.