
هشدار: در این مطلب تصاویر پیکر افراد و خون دیده میشود.
این مطلب به بررسی جزئیات ویدیوی ۱۶ دقیقه و ۲۲ ثانیهای وحید آنلاین از پزشکی قانونی کهریزک تهران / شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ میپردازد. ویدیو فقط مردان کشتهشده را نشان میدهد.
ویدیو با چرخیدن راوی در محوطهای که روی نقشه زیر نشان داده شده، تهیه شده است. او در میان ورودی مجموعه پزشکی قانونی، محوطه بیرونی سوله با سقف نارنجی، ساختمان سردخانه مانند با سقف سفید، پارکینگ سرپوشیده، ساختمان مرکز تشخیصی و آزمایشگاهی و محوطه خاکی سمت راست سوله این تصاویر را تهیه کرده است (نقشه گوگل).

در طول ویدیو میبینیم که اجساد قربانیان به صورت متراکم در سوله، و ساختمان با سقف سفید گذاشته شده است. بر اساس محاسبات ابزار «MapChecking» که یک ابزار آنلاین برای برآورد تعداد افراد در یک منطقه از روی نقشه است در این محدوده حدود ۱۱۰۰ نفر به صورت خوابیده (۲ متر مربع برای هر نفر) جا میشوند. با حذف فضاهای اضافی و گوشهها ما حدود ۳۰ درصد از این تعداد را کم میکنیم. بنابراین کل تعداد اجسادی که میتواند در این محدوده سردخانه، سوله و فضای خاکی کنار آن جا بگیرد به حدود ۸۰۰ نفر میرسد. ما اجسادی را که به صورت پراکنده در جاهای دیگر محوطه در ویدیو قابل مشاهده هستند را در این محاسبه وارد نکردیم. از سوی دیگر میدانیم که این محوطه با شناسایی اجساد و ورود کانتینرهای جدید پر و خالی میشود و از این رو لااقل در روز ۲۰دی که این ویدیو مربوط به آن است این تعداد به بیش از هزار نفر میرسد.

در ادامه مطلب مسیری را که راوی تا پایان روز در این ویدیو طی کرده بررسی میکنیم.
محل آغاز ویدیو:


در ۴۰ ثانیه اول ویدیو و قبل از ورود راوی به سردخانه، حدود ۳۷ پیکر روی زمین قابل شمارش است. به دلیل ازدحام جمعیت در اطراف پیکرها، بسیاری از اجساد در ویدیو دیده نمیشود. او که به نظر میرسد در حال گفتوگوی تلفنی با کسی است، میگوید که در انتظار کانتینر جدید اجساد هستند و در ادامه، وارد سالن با سقف سفید میشود.
در ثانیه ۴۷، راوی وارد ساختمان سردخانهمانندی با سقف سفید میشود. در ویدیوهای دیگری از جمله گزارش صدا و سیما هم این فضا دیده میشود. دیوارهای بیرونی این فضا، آجری با طرحهای نارنجی است. این ساختمان مستطیلی دو ورودی، در جلو و عقب ساختمان دارد. ستونی در وسط آن دیده میشود و دیوارهای آن سفید راهراه است. درِ پشتی ساختمان به راهروی باریکی که بین سوله سقف نارنجی و ساختمان با سقف سفید وجود دارد، باز میشود.


با توجه به ابعاد داخلی این فضا، که عمق چندانی ندارد و با توجه به اینکه در ادامه ویدیو میبینم که دری از این ساختمان سردخانه (یا سقف سفید) به سمت راست ساختمان باز میشود، میتوان دریافت که زیر این سقف دو فضای مجزا وجود دارد که از هم جدا شدهاند و ما درون فضای دوم را نمیبینیم. در ویدیوی دیگر که همراه همین ویدیو در کانال وحید آنلاین منتشر شده و ۵ دقیقه و ۴۱ ثانیه است، فضای داخل این اتاق دوم هم نشان داده شده که پر از اجساد است. در این ویدیو میبینیم این فضا با دری به اتاق اول هم راه دارد.


در این مکان (اتاق اول) زمین خونآلود است و پارچهها و پلاستیکهایی که در این فضا پراکنده شده، حاکی از جسدهایی است که شناسایی و ترخیص شدهاند. راوی هم توضیح میدهد که پیکرهایی که باقی ماندهاند آنهایی هستند که شناسایی نشدهاند. ما در این ویدیو درون اتاق دوم را نمیبینیم.
در ثانیه ۵۶ ویدیو فضای فیلم که از پشت سر هم قرار گرفتن چند ویدیوی کوتاهتر ساخته شده، تغییر میکند. تصویر یک ون سفید که روی آن نوشته شده «شهرداری شاهدشهر، واحد آرامستانها» قابل تشخیص است. با توجه به نشانههای تصویری، به نظر میرسد این بخش از ویدیو در خیابان بخش جنوبی مجموعه، پست ساختمان اصلی در کنار دیوارهای با طراحی آبی ضبط شده است.


شاهدشهر یکی از شهرهای شهرستان شهریار در استان تهران است و از سه روستای علیآباد درازه، درازه و شهسواری علیآباد تشکیل شده است. جمعیت زیادی اطراف این ون جمع شدهاند تا اجساد داخل آن را شناسایی کنند، اما دیده نمیشود که چند جسد درون آن است. روای به مخاطبش در پشت تلفن میگوید که آنها در حال بیرون کشیدن «دانه دانه جنازهها» هستند.
دقیقه ۲:۱۴ کلیپ جدیدی شروع میشود. بدنی خونآلود از پشت دیده میشود که دو نفر که احتمالا متخصصان پزشک قانونی هستند در حال معاینه آن دیده میشوند. روای میپرسد: «[تیر] به سرش خورده»، کسی پاسخ میدهد: «آره».
این ویدیو کمی جلوتر از ورودی سوله با سقف نارنجی ثبت شده است.


در ادامه مسیر راوی در خیابان اصلی مقابل سوله و سردخانه، پیکر خونآلود دیگری روی زمین دیده میشود که متخصص پزشک قانونی در حال بررسی است و روی پیکر هنوز چسبهای الکترودهای مانیتور قلب به چشم میخورد که احتمالا برای احیا استفاده شده بود. همه بدن خونی است و به نظر میرسد بخشی از دست، بریده شده است.

او در همان محوطه دوربین را میچرخاند و روی بدن خونآلود دیگری میرود که آن هم چسبهای الکترود دارد.

جسدهایی که متخصصان پزشکان قانونی آنها را معاینه میکنند، آنهایی هستند که شناسایی شدهاند. پزشک برای تشخیص دلیل مرگ و محل اصابت گلوله بالای سر جسد میرود و بعد ترخیص میشوند. بر سر این پیکرها معمولا کسی زاری میکند. فضای مقابل سوله مملو از اجساد است.
دوربین در ادامه میچرخد و محوطه خاکی مقابل سوله را که در آن جسدهایی در کنار کانکسها و نخاله ساختمانی وجود دارد، نشان میدهد. در ادامه، باز پیکر دیگری با ابزار احیا در حال معاینه و ترخیص دیده میشود. بدن، سالم به نظر میرسد، دکتر در حال معاینه سر است، سر کامل دیده نمیشود و صدایی از حاضران میگوید: «از پشت زدند، از جلو در رفت».
در ادامه، بدون آنکه ویدیو قطع شود باز هم در همین خیابان اصلی جلوی سوله و سردخانه، یک ون سفید دیده میشود که روی آن نوشته: «۱۵۳۰، سامانه ۲۴ ساعته حمل متوفیان».

دکتر میگوید که جسد را پایین بیاورند. مردی میگوید: «زنه، خواهرمه». سپس مردان را از اطراف آمبولانس دور میکنند. همراهان جسد، یک عدد میگویند: «۱۲۳۰۸ ». این کد را از روی گوشی به دکتر نشان میدهند. همراهان میخواهند همانجا کار ترخیص انجام شود اما دکتر میگوید که او را به سالن منتقل کنند، چون «باید رحِمش باز شود». این کار برای تشخیص اینکه باردار بوده یا نه، انجام میشود.
در دقیقه ۶:۱۹ ویدیو قطع شده و به نزدیکی ورودی مجموعه میرود. دوربین که میچرخد، در چشمانداز سردر ورودی و دورتر، تابلوهای «سازمان حمل و نقل همگانی شهر کهریزک» و «ساختمان مرکز تشخیصی و آزمایشگاهی» به چشم میخورد.


همچنین کانتینری با برند MARAL دیده میشود که احتمالا برای انتقال اجساد از آن استفاده شده است.

راوی دوربین را چند بار در محوطه میچرخاند و افراد را در حال ناله و زاری نشان میدهد. در تمام مسیر، اجساد زیادی قابل تشخیص هستند.
بدون آنکه فیلم قطع شود، به مقابل سوله با سقف نارنجی بازمیگردد.


درون سوله کاملا تاریک است، اما صداها نشان میدهد که افرادی داخل آن هستند. در ویدیوی دیگر که به همراه همین خبر منتشر شده و ۵ دقیقه و ۴۱ ثانیه است، فضای داخل این سوله هم به طور کامل نشان داده میشود که مملو از اجساد است.
دقیقه ۱۰:۴۳ تصویر جدیدی آغاز میشود. دوربین چنانچه روی نقشه نشان داده میشود روبروی ساختمان مرکز تشخیصی و آزمایشگاهی میچرخد.
دقیقه ۱۱:۱۴ باز تصویر قطع میشود و بار دیگر به خیابان اصلی روبروی سردخانه میرود. جمعیت به وضوح بیشتر شده و صدای ناله و شیون شنیده میشود. در دقیقه ۱۲:۴۳ همین ویدیو، راوی پشت تلفن میگوید: «با کانتینر آوردن» و ما در چشمانداز، کانتینری را میبینیم که درِ آن باز است. او مقابل کانتینر میرود. اجسادی در اطراف کانتینر دیده میشود. کانتینر خالی است. او در ادامه پای تلفن میگوید که «کلی داخل سولهست، سوله رو نمیشه رفت».
در دقیقه ۱۵:۲۶ ویدیوی جدیدی شروع میشود. به نظر میرسد پایان روز است. هوا رو به تاریکی رفته و چراغهای محوطه روشن شده است. اجسادی که هنوز شناسایی نشدهاند، روی زمین کنار باغچهها و در محوطه دیده میشوند، راوی توضیح میدهد که آنها بینام و نشان هستند. اجساد در باغچه ورودی مجموعه در اطراف کانتینر رها شدهاند.
دقیقه ۱۵:۴۵ ویدیوی جدید، به محوطه پشت ساختمان برمیگردد. راوی میگوید: «جسد دوباره آوردند با آمبولانس».
بررسی گامبهگام ویدیوی ۱۶ دقیقهای از محوطه پزشکی قانونی کهریزک در روز ۲۰ دی ۱۴۰۴ نشان میدهد حجم اجساد منتقلشده به این مجموعه، فراتر از ظرفیت عادی آن بوده است. تصاویر ثبتشده از سردخانه، سوله، محوطه خاکی و خیابانهای اطراف، تراکم بالای پیکرها، حضور مداوم پزشکان قانونی، ورود و خروج کانتینرها و آمبولانسها و تجمع خانوادهها برای شناسایی اجساد را نشان میدهد. برآوردهای مکانی حاکی از آن است که تنها در همان روز امکان نگهداری صدها جسد در این فضا وجود داشته و با توجه به گردش اجساد، تعداد کشتهشدگان میتواند به بیش از هزار نفر رسیده باشد.
در طول ویدیو نشانههای روشنی از مرگهای خشونتبار دیده میشود؛ از جمله پیکرهای خونآلود، آثار تلاش برای احیا و اشاره مستقیم پزشکان به اصابت گلوله، بهویژه به سر. بسیاری از اجساد تا پایان روز شناسایی نشده و در فضای باز محوطه رها شدهاند. مجموع این شواهد تصویری و مکانی، ویدیو را به سندی مهم درباره ابعاد کشتار، فشار شدید بر پزشکی قانونی کهریزک تبدیل میکند.