شبکههای اجتماعی
تلگرام، توییتر، اینستاگرام، فیسبوک،...
ادعای رسیدگی به آرامگاه کوروش کبیر، بعد از انقلاب و بیتوجهی به آن در دوران پهلوی
نادرست
برخی از کاربران در شبکههای اجتماعی، ادعا میکنند مقبره کوروش کبیر، پس از انقلاب مرمت و حفاظت شده و در دوران پهلوی، به آن توجهی نمیشده است.
به عنوان مثال، برخی از کاربران، تصاویری از آرامگاه کوروش منتشر کردهاند که وضعیت گذشته و فعلی آن را نمایش میدهد. در تصویر پایین میبینیم که گلهای از گوسفندان در اطراف آرامگاه در حال چرا هستند و روی آن نوشته: «قبل از انقلاب» و در تصاویر پایین نورپردازی و حفاظ شیشهای دیده میشود و روی آن نوشته «بعد از انقلاب».
در شرح این پست آمده:
آرامگاه کوروش چی بوده، چی شده.
آرامگاه کوروش بعد از انقلاب واسش نگهبانی و مدیریت و حفاظت شیشهای لحاظ شد و سال ۱۳۸۳ به ثبت جهانی رسید.
حالا کی ایرانیتره؟
این عکس اولینبار نیست که با این مضمون منتشر میشود (مشرق نیوز، ویسگون). منتهی در نسخه جدید این ادعا، عکسهای نورپردازی و حفاظت در زمان جمهوری اسلامی ایران، به آن اضافه شدهاست.
برای راستیآزمایی چنین ادعایی، باید تاریخ وضعیت پاسارگاد و آرامگاه کوروش را مرور کنیم. پاسارگاد از سال ۲۰۰۳، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. اما واقعیت این است که این بنا در دورههای مختلف شرایط متفاوتی داشتهاست.
از زمان حمله اسکندر مقدونی در ۲۳۳۰ سال پیش به ایران، تا دوره اسلامی و بعد از آن، مورخین و جهانگردان و مستشرقین، اطلاعات مختلفی را در طول زمان درباره این بنا ثبت کردهاند که شرح آن در دایرهالمعارفها آمدهاست (دانشنامه ایرانیکا، لینکهای ویکیپدیا). به هرحال ماهیت این بنا، در طول زمان فراموش شده و از بعد از اسلام مردم محلی از آن با عنوان «مشهد مادر سلیمان» نام میبردند (نزههالقلوب، حمدالله مستوفی، قرن ۱۴ میلادی).
تصویر نقاشی از آرامگاه کوروش بزرگ که در آن زمان به نام «مقبره مادر سلیمان» نامگذاری شده است، ۱۸۱۱ (معادل ۱۲۲۶ هجری شمسی):
تصویر نقاشی آرامگاه کوروش کبیر، جان یوشر، ۱۸۶۵ (معادل ۱۲۴۳ هجری شمسی):
باستانشناسان اروپایی در قرن نوزدهم به تاریخ این بنا در پاسارگاد، علاقهمند شدند. نخستین گزارشهای مستند را رابرت کر پورتر در اوایل سده نوزدهم ارائه داد، اما انتساب قطعی بنا به کوروش بزرگ تا پیش از حفاریها و بررسیهای علمی ممکن نبود.
در اواخر قرن نوزدهم جیمز موریه، اوژن فلاندن و پاسکال کست تحقیقاتی انجام داده و چند مقاله علمی منتشر کردند، اما سرانجام افتخار این کشف از آن «ارنست هرتسفلد» شد. او در سال ۱۹۰۷ از پایاننامه دکتری خود با موضوع «پاسارگاد» در دانشگاه فریدریش ویلهلم برلین دفاع کرد. در این تحقیق او با تحلیل کلیه متون تاریخی و کنار هم گذاشتن شواهد باستانشناسی، ماهیت آرامگاه کوروش کبیر را کشف کرد.
تصویر: آرامگاه کوروش کبیر، ارنست هرتسفلد، کتاب «سنگنگارههای باستانی ایرانی»، تصویربرداری: ۱۹۰۵ (معادل ۱۲۸۳ - دوره مظفرالدین شاه)، انتشار ۱۹۳۸
بعدها در جریان کاوشهای هیاتهای باستانشناسی مستقل دیگر بهویژه آرنولد تایلور و آندره گدار این انتساب تایید شد. با اینحال، در آن زمان، آرامگاه کوروش کبیر وضعیت نگهداری مطلوبی نداشت و تردد گلهداران در اطراف آن محل در آن زمان دور از انتظار نیست.
تصویر از کتاب «پارس، گذشته و حال»، نوشته ویلیام جکسن ۱۹۰۶ (معادل ۱۲۸۵ هجری شمسی)
با روی کار آمدن رضاشاه، سرمایهگذاری زیادی روی احیای هویت ملی ایران انجام شد. کشف آرامگاه بسیاری از شعرا و از همه مهمتر فردوسی و سپس ساخت آرامگاه او بر اساس آرامگاه کوروش و افتتاح آن به دست رضاشاه نشاندهنده جایگاه آرامگاه کوروش در نزد وی بود. در دوره قاجار امتیاز کاوشهای باستانشناسی در خاک ایران در انحصار فرانسه قرار گرفته بود. رضاشاه این انحصار را ملغی و آثار باستانی را ملی اعلام کرد و دولت ایران، ارنست هرتسفلد را که استاد دانشگاه برلین شده و در تیسفون (در عراق امروزی) در حال تحقیق بود دعوت کرد تا در یک همکاری بینالمللی بین دولت ایران و موسسه شرقشناسی شیکاگو، مسئول علمی پروژه کاوش در پاسارگاد و تخت جمشید شود.
تصویر: دیدار رضا شاه و ارنست هرتسفلد (کاشف آرامگاه کوروش کبیر) در تخت جمشید، سال ۱۳۱۲.
هرتسفلد یک دهه در ایران بود اما در سال ۱۹۳۴ بهخاطر یهودی بودن مجبور شد از دانشگاه برلین استفا بدهد؛ بنابراین زندگی خود را از برلین جمع کرده و در مهاجرتی طولانی ابتدا به لندن و سپس به آمریکا (دانشگاه پرینستون) رفت. هزاران لوح گلی را که هرتسفلد در پلکان کاخ آپادانا کشف کردهبود هم به موسسه شرقشناسی شیکاگو رفت. الواح مشهوری که تا امروز بخشی از مناقشه سیاسی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده بوده و حتی پای آنها به دادگاههای حقوق بشر (غرامت بمبگذاری در اسرائیل) هم رسیدهاست. تاکنون بیش از ۴۳هزار لوح (بیش از ۳۷هزار پیش از انقلاب و ۶هزار پس از انقلاب) به کشور برگشتهاند.
تصویر آرامگاه کوروش کبیر در حال مرمت، در سال ۱۹۴۳ (تقریبا ۱۳۲۱ هجری شمسی):
وضعیت آرامگاه در سال ۱۹۵۱ (معادل ۱۳۳۰) در تصویر زیر دیده میشود. مهمترین تفاوت تصاویر در اوایل دوره پهلوی با تصاویر دوره قاجار این است که گیاهان مخرب از روی بنا پاک شده و خود بنا تمیز شده و محوطه هم خلوت شدهاست.
اما به سراغ عکس مشهور چرای گوسفندان در کنار آرامگاه کوروش برویم که در وبسایت گتیایمیج، نام جک گاروفالو (Jack Garofalo) عکاس خبری فرانسوی (۱۹۲۴ - ۲۰۰۴) روی آن ثبت شدهاست. این عکاس در اوایل دهه ۱۳۴۰ از ایران عکاسی کردهاست.
بررسی دقیق آرامگاه در عکس، وضعیت آن را در میانه قرن بیستم نشان میدهد. سنگکاریها علائم هوازدگی و رشد گیاهان را بر خود دارند، اما فاقد آسیبهای گسترده یا مرمتهای متأخری هستند که در عکسهای امروزیتر دیده میشود. محوطه اطراف آرامگاه توسعهنیافته و بکر است که با وضعیت آن پیش از پروژههای بزرگ محوطهسازی برای جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰ شمسی) مطابقت دارد. وجود پراکنده پایهستونها و بقایای ویرانهها در اطراف، با تصاویر این دوره همخوانی دارد.
دو دختر بچه حاضر در تصویر، لباسهایی رنگارنگ و طرحدار به تن دارند. این سبک پوشش، که به احتمال زیاد از پارچههای نخی با چاپ ماشینی تهیه شده، مشخصه لباسهای روستایی و عشایری منطقه فارس در اواسط قرن بیستم است زیرا با منسوجات دستباف و برشهای متمایز دوره قاجار تفاوت دارد. حضور این کودکان، نشاندهنده وجود جوامع عشایری محلی مانند قشقاییهاست که به طور تاریخی از دشت پاسارگاد به عنوان چراگاه استفاده میکردند. گلهای که در تصویر دیده میشود، ترکیبی از گوسفند و بز است که برای گلههای دامپروران منطقه زاگرس معمول است. حضور آنها صرفاً تصادفی نیست، بلکه گواهی بر استفاده مستمر از این سرزمین برای چرای دام است؛ ویژگی کلیدی چشمانداز پاسارگاد در طول هزاران سال. تصویر دیگری نیز مربوط به سال ۱۹۶۲ وجود دارد که وضعیت فیزیکی محل در آن بسیار شبیه عکس فوق است.
این عکس، تصویری رنگی با پالت رنگی متمایز است که مشخصه فیلمهای رنگی اولیه مانند «کداکروم» (Kodachrome) است. این نوع فیلم در دهه ۱۹۶۰ میلادی در میان دانشگاهیان و مستندسازان محبوبیت فراوانی داشت. اشباع رنگ، کنتراست و ساختار دانهبندی (grain) تصویر با عکاسی آنالوگ رنگی آن دوران سازگار است. احتمال اینکه این تصویر، نسخه رنگیشده یک عکس قاجاری باشد، منتفی است. ظرافت تُنها، ظاهر طبیعی نور و فقدان ایرادات رایج در رنگیسازی دیجیتال (مانند پخششدگی رنگ یا سطوح رنگی تخت و یکنواخت) به وضوح نشان میدهد که این یک عکس رنگی اصیل است.
چندین منبع به اشتباه این عکس را به به دیوید استروناخ نسبت داده و تاریخ آن را به دوره فعالیت او در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مرتبط میدانند. بررسی جامع او از این محوطه، نه تنها شامل مستندسازی بناها، بلکه محیط اطراف و کاربری معاصر آن نیز میشد. بنابراین، ثبت چنین عکسی بخش منطقی از سوابق آرشیوی او بوده است. در گزارش دیوید استروناخ از کاوشهای انجامشده بهدست موسسه بریتانیایی مطالعات ایران که سال ۱۹۷۸ (معادل ۱۳۵۷) منتشر شده، آمده که تحقیقات از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳ انجام شدهاست. اما در آن گزارش تصویر زیر منتشر شده که این هم نظر وضعیت شبیه تصویر است اما خبری از چرای گوسفندان نیست.
محمدرضا شاه پهلوی توجه ویژهای به آرامگاه کوروش داشت و آن را نمادی از هویت ملی و پیوند با ایران باستان میدانست. از دهه ۱۳۴۰ با برنامهریزیهای رسمی و حمایتهای دولتی، محوطه پاسارگاد مرمت و ساماندهی شد، مسیر دسترسی به آرامگاه را هموار شد. شاه با حضور در مراسمهای ملی و تبلیغاتی، اهمیت تاریخی و فرهنگی کوروش را برجسته کرد.
اما مهمترین اتفاق در زمینه مرمت بازسازی آرامگاه کوروش به «جشنهای ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی» باز میگردد.
در این مراسم، شاه با حضور در کنار آرامگاه کوروش کبیر، تلاش کرد تا ارتباط خود را با تاریخ کهن ایران و هویت ملی سرزمین نشان دهد. این اقدام، بخشی از تلاشهای گستردهتر شاه برای احیای نمادهای باستانی ایران بود. در این راستا، آرامگاه کوروش بهعنوان نمادی از شکوه و عظمت ایران باستان، مورد توجه ویژه قرار گرفت.
تصاویر (مربوط به ۱۳۵۰) بهخوبی نشاندهنده وضعیت بسیار متفاوت آرامگاه کوروش با گذشته و حتی آینده آن دارد:
تصاویر توریستهای خارجی در دهه ۱۳۵۰ نشاندهنده ادامه این وضعیت تا زمان وقوع انقلاب است.
بنابراین بخش اول این ادعا که در دوره پهلوی به آرامگاه کوروش کبیر بیتوجهی شده، نادرست است و شواهد و گزارشها نشان میدهد این بنا در طول سالها، مرمت شده و به مرور تبدیل به نمادی مهم در ادبیات رسمی ایران شده است.
حالا به سراغ بخش دوم ادعا یعنی رسیدگی به این بنا بعد از انقلاب میرویم.
بعد از انقلاب، برای سالها محوطه پاسارگاد با کمترین بودجه رها شد. بسیاری از تصاویر دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ نشان میدهد که وضعیت حفاظتی ضعیف و بیتوجهی وجود داشته است.
تصویر: آرامگاه کوروش، آبان ۱۳۸۰
گزارشهایی در رسانهها وجود دارد که نشان میدهد بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷، تلاشهایی برای ترمیم این مجموعه انجام شده است؛ تلاشهایی که برخی از کارشناسان در آن زمان اعلام کردند، عملا منجر به تخریب بیشتر این بنا و از بین رفتن سقف آن شده است. هر چند مسئولان رسمی جمهوری اسلامی، این مساله را تکذیب میکنند.
در سال ۱۳۸۷ نیز نشستی درباره وضعیت مرمت این بنا برگزار شد و چند کارشناس در آن گزارشهایی را نسبت به مشکلاتی که برای این بنا به وجود آمده است، ارائه کردند.
تصویری از مرمت بنای آرامگاه کوروش کبیر، ۹ دی ۱۳۸۵
به هر حال لازم است به این موضوع توجه کنیم که این بنا در سالهای گذشته، به عنوان یک میراث جهانی شناخته میشود و همه کشورها ملزم به رعایت استانداردهایی در مرمت و نگهداری از این مجموعهها هستند.
صادق خلخالی که یکی از تندترین منتقدان کوروش در جمهوری اسلامی بود در نوشتههای خود کوروش را «ساخته و پرداخته سیاست استعماری-یهودی» معرفی کرده و هرودوت و دیگر مورخان یونانی را «دروغپرداز» خوانده است. در نگاه او، بزرگداشت کوروش پروژهای «صهیونیستی» بود. او حتی برخی روایتهای مذهبی که کوروش را با ذوالقرنین تطبیق میدهند، رد کرده و آن را تحریف دینی دانسته است. او پرویز ناتل خانلری را مهره ثابت صهیونیسم بینالمللی نامید و در دهه ۱۳۵۰ با دست بردن در املای کلمات «مشیرالدوله پیرنیا» به کوروش اتهامات جنسی وارد کرده و وقتی سعیدی سیرجانی و باستانیپاریزی او را به «تحریف» تاریخ متهم کردند در مصاحبهای گفت (سال ۱۳۷۷): «از کلمات تاریخی میتوان برداشتهایی متفاوت داشت». فکتنامه قبلا این موضوع را بررسی کردهبود.
روحالله خمینی، موسس جمهوری اسلامی ایران، در سخنان خود نسبت به همه پادشاهان ایران رویکردی منفی داشت. در مجموعه سخنرانیها و نوشتههایش تصریح کرده بود که سلطنت، چه در ایران باستان و چه در دورههای بعد، «طاغوت» است و حتی پادشاهانی که به عدالت شهرت داشتند را فاسد میدانست. او گفته بود:
«یک ملتی که در طول تاریخ زیر سلطه سلاطین جور بوده؛ … حتی آن عادلهایشان هم خبیث بودند. من گمان ندارم در تمام سلسله سلاطین حتی یک نفرشان آدم حسابی باشد.»
سید علی خامنهای، رهبری جمهوری اسلامی ایران نیز در چندین سخنرانی، افتخار به دوران هخامنشیان و کوروش را نقد کرده و آن را «توهم» نامید:
«عزّت ملّی یعنی احساس افتخار ملّی که این احساسِ افتخار، ناشی از واقعیّات باشد، ناشی از یک واقعیّاتی در متن جامعه و بر روی زمین، و نه متّکی بر توهّمات و تصوّرات؛ وَالّا گاهی اوقات احساس افتخار به حکومت کیان و هخامنشیان و مانند اینها هم بود؛ اینها تصوّرات واهی و توهّم است، افتخارآفرین نیست.»
با این حال، گزارشها نشان میدهد اقبال مردم به بزرگداشت کوروش کبیر، به خصوص با حضور در مقبره او، همچنان ادامه یافته است. نمونه مشهور آن، تجمع مردمی روز ۷ آبان ۱۳۹۵ در مقبره کوروش است؛ اتفاقی که بازتاب زیادی در رسانهها داشت و در آن مردم، بدون هیچ فراخوان رسمی یا برنامه از پیش اعلامشدهای، به صورت خودجوش بر مزار کوروش کبیر حاضر شدند.
تصویر: گردهمایی ایرانیان، ۷ آبان ۱۳۹۵، آرامگاه کوروش کبیر
به نظر میرسد به دلیل همین اقبال عمومی است که تبلیغات حکومتی ضد کوروش از آن زمان اوج گرفته و بررسی اظهارنظرها نشان میدهد این مساله تا امروز ادامه دارد (اللهکرم، نقدی)؛ از سید علی خامنهای رهبری جمهوری اسلامی ایران که افتخار به هخامنشیان را توهم دانست تا نوری همدانی، مرجع شیعه که در سخنرانی در همان روزها گفت:
چطور میتوانند در مزار کوروش جمع شوند، همان شعارهایی که برای رهبر معظم انقلاب میدهیم، برای کوروش بدهند و باز ما زنده، نشسته و تماشاگر هستیم.
گزارشهای متعددی در رسانهها نشان میدهد از آن زمان، گرامیداشت کوروش، برای جمهوری اسلامی ایران، تبدیل به مسالهای امنیتی شدهاست. در آستانه ۷ آبان ۱۳۹۶ وبسایت «صراط» اعلام کرد که وزارت اطلاعات تیمی «ضد انقلاب» را که در فضای مجازی «به بهانه روز بزرگداشت کوروش در هفتم آبان خواهان اقداماتی متناسب با اهداف از پیش طراحی شده مانند ایجاد تجمع غیرقانونی و آسیب به اموال عمومی بود، شناسایی و منهدم کرد».
جمهوری اسلامی ایران، از آن زمان تاکنون در ۸ سال گذشته، همواره در آستانه ۷ آبان، انواع محدودیتهای در مسیر جاده اصفهان-شیراز، در محدوده پاسارگاد اعمال میکند؛ از ممانعت پلیس از تجمع و حصار کشی به دور آرامگاه کوروش تا استقرار یگانهای سپاه پاسداران در محل. همچنین جمهوری اسلامی ایران، در سال ۱۳۹۵ در حریم درجه دو پاسارگاد اقدام به ساخت «مقبره شهدای گمنام» کرد.
با توجه به شواهد ادعای مطرحشده در تصویر «چرای گوسفندان در آرامگاه کوروش قبل از انقلاب و نورپردازی و حفاظت بعد از انقلاب» که مدعیست رسیدگی به آرامگاه کوروش پس از انقلاب انجام شده، فاصله زیادی با واقعیت دارد و وضعیت آرامگاه کوروش در دهه ۱۳۴۰ سامان یافته و پس از انقلاب برای بیش از دو دهه به حال خود رها شده و بعد از آن که در دهه ۱۳۹۰، این آرامگاه با اقبال گسترده مردم ایران روبرو شد، حکومت موانع جدی برای بازدیدکنندگان بهخصوص در ایامی مانند هفته اول آبانماه هر سال ایجاد میکند.
بنابراین فکت نامه به این ادعا که بعد از انقلاب به مقبره کوروش کبیر رسیدگی شده و پهلوی به این بنا بیتوجه بوده، نشان نادرست میدهد.