تلگرام، توییتر، اینستاگرام، فیسبوک،...

نیمه‌درست

بنزین به نسبت در آمد در ایران ۵برابر گران‌تر از آمریکا است.

آیا بنزین در ایران به نسبت درآمد، ۵ برابر گران‌تر از آمریکا است؟

این گزارش به درخواست یکی از مخاطبان فکت‌نامه نوشته شده است. از ما خواسته شده صحت و سقم اطلاعاتی را درباره گرانی قیمت بنزین در ایران بررسی کنیم. 

حمید توکلی روزنامه‌نگار، در حساب کاربری خود در توییتر ضمن مقایسه درآمد سالانه خانوار ایرانی و آمریکایی و قیمت بنزین در ایران و آمریکا نتیجه‌گیری کرده «به‌ نسبت درآمد، بنزین در ایران ۵برابر گرانتر از آمریکا است.» 

او چند آدرس را هم به عنوان منبع گفته خود معرفی کرده است. این منابع البته فرعی و واسطه‌ای‌اند و صحت و سقم آنها باید با منابع رسمی مطابقت داده شود. 

 

آیا مقایسه قیمت سوخت با درآمد و قدرت خرید مردم معمول است؟

هم بله و هم نه. این مقایسه معمولی است، چنانکه سایت بلومبرگ قیمت خام، قدرت خرید و سهم درآمدی که صرف خرید بنزین می‌شود را در کنار هم بررسی می‌کند. 

اما هدف از این مقایسه نشان دادن قدرت و توانایی اقتصادی و ظرفیت توسعه یک کشور است نه سنجش منصفانه بودن یا نبودن قیمت سوخت. در اغلب کشورهای جهان، مبنای تعیین قیمت سوخت، هزینه تمام شده و قیمت بهینه تولید یا واردات سوخت است.  این فرایند ارتباطی با درآمد سرانه یا ضریب برابری قدرت خرید عمومی و حتی اراده و تصمیم دولت‌ها ندارد. اما به هر حال مقایسه قیمت سوخت با قدرت خرید، تصویری از شرایط اقتصادی و ظرفیت توسعه آن کشور فراهم می‌‌کند. 

 

درستی‌سنجی

کلیت آنچه گفته شده درست است، حتی نسبت ۵ برابر هم با محاسبات جور در می‌آید. 

بر اساس آمار رسمی مرکز آمار آمریکا میانگین درآمد خانوار آمریکایی در سال ۲۰۱۸ میلادی ۶۳ هزار و ۱۷۹ دلار محاسبه شده است. اگر میانگین قیمت بنزین را در این سال در آمریکا ۷۵ سنت در نظر بگیریم، در سال گذشته میلادی هر خانواده آمریکایی می‌توانسته با حقوق خود ۸۴ هزار و ۲۳۸ لیتر بنزین بخرد. 

مرکز آمار ایران هم میانگین درآمد خانوار کل کشور را در سال ۱۳۹۷، برابر ۴۳ میلیون ۴۹۰ هزار تومان محاسبه کرده است. یعنی هر خانواده ایرانی در سال ۱۳۹۷ می‌توانسته با کل درآمدش ۴۳ هزار و ۴۹۰ لیتر بنزین بخرد. اگر قیمت بنزین ۳ برابر شود، قدرت خرید بنزین برای هر خانواده کمتر از ۱۵ هزار لیتر در سال خواهد شد. این یعنی قدرت خرید بنزین برای خانواده‌های آمریکایی تقریبا ۵/۶ برابر بیشتر از خانواده‌های ایرانی است. 

تا اینجا نتیجه نزدیک به آن چیزی است که گفته شده، اما نکته‌ای که جا مانده این است که هر دو این آمار مربوط به سال‌های گذشته‌اند، در حالی که قیمت بنزین در نیمه دوم سال کاهش پیدا کرده است. 

اگر بخواهیم آنها را به امسال تعمیم دهیم باید نسبت افزایش هزینه-درآمد خانوار را هم در نظر بگیریم. با توجه به اینکه نرخ تورم در یک سال گذشته در آمریکا زیر ۲ درصد و در ایران حدود ۴۰ درصد بوده، میزان تورم بودجه خانوار هم چشمگیر خواهد شد. 

با این حساب باید فرض کنیم قیمت بنزین در ایران ۳ برابر شده و در آمریکا ثابت است. بودجه خانوار در ایران حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و درآمد متوسط خانوارهای آمریکایی هم  اگر فرض متوسط درآمد خانوار آمریکایی هم به حدود ۶۵ هزار دلار رسیده است. با این حساب همین الان با متوسط درآمد هر خانوار ایرانی هر خانواده تا دیروز می‌توانست ۵۴ هزار لیتر بنزین بخرد. با سه برابر شدن قیمت این رقم به ۱۸ هزار لیتر می‌رسد. در حالی که این عدد در آمریکا حدود ۸۵ هزار لیتر است. در واقع قدرت خرید بنزین برای خانواده‌های آمریکایی‌ در حال حاضر ۴/۷ برابر بیشتر از خانواده‌های ایرانی است.

به جز بودجه خانوار روش دیگری هم برای مقایسه وجود دارد و آن محاسبه ارزش بنزین بر اساس سرانه درآمد ملی است. بر اساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول سرانه تولید ناخالص داخلی (به قیمت جاری) در ایران در سال جاری میلادی ۵ هزار و ۵۱۰ دلار آمریکا است. این عدد در ایالات متحده آمریکا ۶۵ هزار و ۱۱۰ دلار است. اگر قیمت ۳ هزار تومانی بنزین را معادل ۲۵ سنت در نظر بگیریم، سهم هر ایرانی از اقتصاد ایران معادل تقریبا ۲۲ هزار لیتر بنزین خواهد شد. اما در آمریکا اگر تمام اقتصاد را به واحد بنزین (به قیمت لیتری ۷۵ سنت) تبدیل کنیم، به هر نفر حدود ۸۷ هزار لیتر می‌رسد. با این حساب بعد از افزایش قیمت بنزین، قدرت خرید بنزین برای آمریکایی چهار برابر بیشتر از ایرانی‌ها است. 

 

بازخوانی وضعیت قیمت بنزین در ایران در مقایسه با سایر کشورها

داده‌های نقشه اینتراکتیو سایت بلومبرگ مربوط به سه ماهه سوم سال ۲۰۱۹ میلادی است. با این حساب این سایت قیمت هر لیتر بنزین را در ایران ۱۲۰۰ تومان (میانگین قیمت بنزین معمولی و سوپر) در نظر گرفته و آن را معدل ۱۱ سنت محاسبه کرده است. 

نقشه قیمت بنزین در سراسر دنیا تا پایان تابستان ۲۰۱۹/  منبع: بلومبرگ

با این حساب ایران تا قبل از آغاز روز جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸، دومین قیمت پایین بنزین در سراسر جهان را بعد از ونزوئلا دارد. بعد از ایران هم کشور کویت با قیمت ۳۵ سنت به ازای هر لیتر در مقام سوم قرار دارد. 

این نقشه دست کم تا یک ماه دیگر به روز نخواهد شد، اما اگر خودمان قیمت بنزین در ایران را سه برابر کنیم، باز هم جایگاه ایران تغییری نخواهد کرد. اگرچه قیمت سوخت در ایران به کشورهای دیگر نزدیک‌تر شده، اما همچنان دومین قیمت پایین سوخت در دنیا است.

قیمت سوخت بر اساس قدرت خرید

تا پیش از گران شدن بنزین، ایران به نسبت قدرت خرید در رده بیست و پنجم (از میان ۶۱ کشور) قرار داشت. مبنای محاسبه این بود که ایرانیان باید ۱.۵درصد متوسط درآمد روزانه‌شان را صرف خرید بنزین می‌کردند. حالا با فرض ثابت ماندن درآمد روزانه، اگر قیمت بنزین را سه برابر کنیم رتبه ایران به حوالی ۵۰ (از میان ۶۱ کشور) سقوط می‌کند و شاخص قدرت خرید بنزین در ایران به ۴.۵ درصد درآمد می‌رسد. 

نقشه قدرت خرید بنزین تا پایان تابستان ۲۰۱۹/ منبع: بلومبرگ

بلومبرگ برای محاسبات خود از داده‌های داده‌های صندوق بین‌المللی پول، استفاده کرده است. برای این محاسبات از شاخص‌های قیمت بنزین و سرانه تولید ناخالص داخلی استفاده شده است و هر دلار آمریکا را تقریبا معادل ۱۱ هزار تومان محاسبه کرده است. 

البته ابهاماتی در مورد محاسبه درآمد سرانه ایرانی‌ها وجود دارد. سایت بلومبرگ این رقم را ۷ دلار و ۶۴ سنت در روز به ازای هر نفر محاسبه کرده، در حالی که اگر سرانه تولید ناخالص داخلی ایران را در سال ۲۰۱۹ بر مبنای پیش‌بینی‌های صندوق بین‌المللی پول حساب کنیم، سرانه هر ایرانی حدود ۵۵۱۰ دلار در سال (معادل ۱۵ دلار در روز) می‌شود. البته اینکه در نظام پیچیده و چند نرخی ارز ایران، نرخ برابری دلار و تومان، چقدر در نظر گرفته شود، در محاسبات تعیین‌کننده خواهد بود. 

قیمت سوخت بر اساس هزینه مصرف

شاخص دیگری که در این گزارش از آن استفاده شده «هزینه مصرفی» است. در این شاخص میزان مصرف بنزین در کشورها هم در محاسبات وارد شده است. 

آن طور که بلومبرگ گزارش داده است بر اساس داده‌های سازمان ملل (آمار سال ۲۰۱۶) هر ایرانی در طول سال ۳۱۰/۲۱ لیتر بنزین مصرف می‌کند. اگر قیمت هر لیتر بنزین را در این مقدار ضرب کنیم و آن را با متوسط درآمد ملی مقایسه کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که هر ایرانی به طور متوسط  ۱.۲۷ درصد کل درآمدش را صرف بنزین می‌کند. با این حساب ایران در رتبه ۳۳ قرار دارد. این شاخص در ایالات متحده آمریکا ۱.۹۹ درصد است. 

این محاسبات البته مربوط به پیش از ۲۴ آبان است، وگرنه با افزایش قیمت بنزین اگر فرض کنیم میزان مصرف و همین طور درآمد ثابت بماند، میزان هزینه بنزین در سال به حدود ۳/۸ درصد درآمد متوسط می‌رسد و از این جهت ایران در انتهای جدول در میان ۶۱ کشور قرار می‌گیرد. 

نقشه هزینه مصرف بنزین تا پایان تابستان ۲۰۱۹/ منبع: بلومبرگ

 

 

جمع‌بندی

حمید توکلی روزنامه‌نگار، در حساب کاربری خود در توییتر ضمن مقایسه درآمد سالانه خانوار ایرانی و آمریکایی و قیمت بنزین در ایران و آمریکا مدعی شده «به‌ نسبت درآمد، بنزین در ایران ۵برابر گرانتر از آمریکا است.» 

یکی از مخاطبان فکت‌نامه از ما خواسته صحت و سقم محاسبات این روزنامه‌نگار را بررسی کنیم. بررسی‌های ما نشان می‌دهد، اگرچه اعداد و ارقامی که گفته شده دقیق نیستند، اما اگر نسبت را با اعداد دقیق حساب کنیم عدد حاصل نزدیک به نسبت ۵ برابری است که گفته شده. 

بر اساس محاسبات مرکز آمار ایران میانگین درآمد هر خانوار ایرانی در سال گذشته نزدیک ۴۴ میلیون تومان و بر اساس گزارش‌های مرکز آمار ایالات متحده، متوسط درآمد خانوار آمریکایی در سال ۲۰۱۸ میلادی حدود ۶۳ هزار دلار بوده است. با این حساب و با فرض قیمت بنزین ۷۵ سنتی در آمریکا و ۳ هزار تومانی در ایران، قدرت خرید خانواده‌های آمریکایی ۵/۶ برابر بیشتر از ایرانیان محاسبه می‌شود. 

اما اگر بخواهیم دقیق‌تر محاسبه کنیم باید برآوردی از وضعیت سال جاری داشته باشیم. اگر فرض کنیم تحت تاثیر تورم، میانگین بودجه خانوار ایرانی در سال ۱۳۹۸ حدود ۳۰ درصد بیش از سال ۹۷ باشد و میانگین درآمد خانوار در آمریکا تا ۶۵ هزار دلار بالا رفته باشد، باز قدرت خرید بنزین برای هر خانوار آمریکایی حدود ۴/۷ محاسبه می‌شود. 

با این حساب می‌توان گفت بعد از افزایش قیمت بنزین آزاد به ۳ هزار تومان، قدرت خرید بنزین (بر اساس درآمد خانوار) در آمریکا بین ۴/۷ تا ۵/۶ برابر بیشتر از ایران شده است. تا پارسال این نسبت کمتر از دو برابر بود. 

البته باید گفت که تقریبا در تمام دنیا به جز ایران و ونزوئلا، قدرت خرید عمومی، در قیمت‌گذاری بنزین اثری ندارد، بلکه قیمت بنزین تابعی از هزینه تمام شده تولید یا واردات است. 

 

خلاصه آنکه آنچه در نهایت گفته شده با فکت‌های اصلی همخوانی دارد، اما اعداد و ارقام و جزئیات آن دقیق و درست نیست. به همین دلیل فکت‌نامه کلیت آن را «نیمه‌درست» ارزیابی می‌کند.

نیمه‌درست

گفته یا آمار، واقعیت دارد اما توضیح یا اطلاعات بیشتری نیاز است و در برخی موارد ممکن است جزئیاتی مهم، ذکر نشده باشد. (درباره‌ نشان‌های فکت‌نامه)