وزیر امور خارجه

نادرست

ایران تنها کشور منطقه است که انتخابات برگزار می‌کند و تمام سیاستمدارانش با رای مردم انتخاب می‌شوند.

آیا انتخابات در خاورمیانه محدود به ایران است؟

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران، روز سه شنبه ۱۶ جولای ۲۰۱۹ در گفت‌وگو با برنامه هاردتاک بی بی سی گفت:

ایران تنها کشور منطقه است که انتخابات برگزار می‌کند و مردم از بالا تا پایین قدرت را در یک نظام انتخاباتی، انتخاب می کنند.

او سپس می پرسد: کدامیک از متحدان آمریکا در منطقه دموکراسی دارد؟

او مدعی است در ایران از مقام‌های بالا تا اعضای شورای شهر و روستا توسط مردم انتخاب می شوند. آیا ایران تنها کشور منطقه است که انتخابات دارد؟ آیا ایران تنها کشور منطقه است که تمام نهادهای قدرت در آن توسط مردم انتخاب می شوند؟ آیا اساسا انتخابات در ایران با معیارهای انتخابات آزاد همخوان است؟ می‌کوشیم با بررسی فکت‌های موجود، در این گزارش به آنها پاسخ دهیم.

 

انتخابات در کشورهای متحد آمریکا در منطقه

دموکراسی و انتخابات به صورت کلی در منطقه خاورمیانه کمرنگ و با معیارها و اصول انتخابات آزاد مصوب سازمان بین‌المللی بین‌المجالس، فاصله دارد. اما سطح دموکراسی در همه کشورهای خاورمیانه یکسان نیست. دموکراسی در برخی کشورها از سطح نازل‌تری و در برخی دیگر در وضعیت مقبول‌تری قرار دارد که اینجا به چند نمونه موفق‌تر آن اشاره می‌شود:

۱- اسرائیل

اسرائیل مهمترین متحد آمریکا در منطقه خاورمیانه است. نظام سیاسی این کشور بر انتخابات پارلمانی استوار است. اعضای پارلمان با رای مستقیم مردم انتخاب و آنها رئیس جمهور که پستی تشریفاتی است را انتخاب می‌کنند. نخست وزیر که مسئولیت اداره دولت را برعهده دارد نیز با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود. تفکیک قوا به رسمیت شناخته شده و همه صاحبان قدرت به طور مستقیم توسط مردم یا غیر مستقیم توسط اعضای پارلمان انتخاب می‌شوند.

آزادی احزاب به رسمیت شناخته شده و مردم در انتخابات به احزاب رای می‌دهند نه افراد. تمام شهروندان اسرائیل حق انتخاب شدن و انتخاب کردن دارند و چیزی به اسم نظارت استصوابی وجود ندارد. 

 

۲- عراق

بعد از فروپاشی دولت بعث صدام حسین، عراق به یکی از مهمترین متحدان آمریکا در منطقه بدل شد و نظام سیاسی آن دموکراتیک شد. قانون اساسی نظام سیاسی عراق در سال ۲۰۰۵ به تصویب مردم عراق رسید با ساختاری فدرال، دموکراتیک و مبتنی بر انتخابات. رئیس جمهور عراق با رای دو سوم اعضای پارلمان عراق که با رای مستقیم مردم انتخاب شده‌اند، برگزیده می‌شود و نخست وزیر توسط ائتلاف اکثریت در پارلمان انتخاب می‌شود و مسئولیت قوه مجریه را برعهده دارد. تفکیک قوا، آزادی احزاب و بیان به رسمیت شناخته شده است.

 

۳- افغانستان

بعد از فروپاشی طالبان، افغانستان نیز به یکی از مهمترین متحدان آمریکا در منطقه درآمد. سایت فکت‌نامه در مطلبی با عنوان «نظارت بر انتخابات در افغانستان؛ استصوابی یا قانونی؟» به بررسی نظام انتخاباتی در افغانستان پرداخته و به این جمع‌بندی رسیده که در افغانستان کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی، صلاحیت کاندیداها را با مواد قانون انتخابات تطابق داده و رای به واجد شرایط بودن یا واجد شرایط نبودن کاندیداها می‌دهند، یعنی به هیچ عنوان نظارت استصوابی اعمال نمی‌شود. بنابراین در افغانستان نیز نه تنها نظام انتخاباتی حاکم است بلکه واگذاری امر انتخابات به کمیسیون مستقل انتخابات، سطح سلامت و آزادی انتخابات را بالا برده است.

روزنامه «افغانستان ما» در تشریح نوع نظام سیاسی حاکم در افغانستان می‌نویسد: «نظام سیاسی افغانستان نیز مثل نظام سیاسی فرانسه می‌باشد یعنی نیمه ریاستی می‌باشد. رئیس جمهور از طرف مردم انتخاب می‌شود و پارلمان در شکل‌گیری کابینه نقش دارد و پارلمان می‌تواند اعضای کابینه را استیضاح نماید. اگرچه قانون اساسی افغانستان رئیس‌ جمهور را در رأس دولت جمهوری اسلامی افغانستان قرار داده و به رئیس‌ جمهور صلاحیت‌های اجرائیه، تقنینیه و قضائیه داده است اما از آنجایی که پارلمان در شکل‌گیری و از بین بردن کابینه نقش دارد، بنابراین نظام سیاسی افغانستان را می توان نظام نیمه ریاستی خواند».

 

انتخابات در ایران

مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور، اعضای مجلس خبرگان، اعضای مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراهای شهر و روستا با رای مستقیم مردم و رهبر، اعضای کابینه، اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و اعضای شورای نگهبان با رای غیرمستقیم مردم انتخاب می شوند. یعنی همانگونه که محمد جواد ظریف مدعی است از رهبری تا اعضای شورای شهر و روستا توسط مردم انتخاب می‌شوند. اما واقعیت این است که به دلیل «برخی ایرادات قانونی»، «عدم رعایت قانون» و «رعایت نکردن اصول و معیارهای انتخابات آزاد، سالم و عادلانه»، عملا نظام انتخاباتی ایران، ماهیت دموکراتیک بودن خود را از دست داده است، چرا که:

 

۱- قانون اساسی، برخلاف اصول و معیارهای قانون انتخابات آزاد، بخشی از شهروندان ایرانی را از حق انتخاب شدن محروم کرده است:

  • تنها فقها حق انتخاب شدن در انتخابات مجلس خبرگان دارند. یعنی عضویت در مجلس خبرگان رهبری به انحصار طبقه فقهای طرفدار نظام سیاسی در آمده و دیگر شهروندان و حتی صاحب نظران در حوزه های غیر فقهی و فقهای مخالف یا منتقد حکومت، حق انتخاب شدن در انتخابات مجلس خبرگان ندارند.
  • تنها مردان شیعه حق رئیس جمهور شدن دارند. یعنی ایرانیان غیر شیعه و زنان از حق رئیس جمهور شدن محروم شده‌اند. (در خصوص زنان، قانون اساسی از کلمه رجل سیاسی به کار برده یعنی زنان را محروم نکرده ولی شورای نگهبان عملا با رد صلاحیت تمام زنان کاندیدا در طول ۴۰ سال گذشته عملا کلمه رجل سیاسی را به مرد تفسیر کرده و زنان را از حق انتخاب شدن محروم کرده است.)
  • پیروان اقلیت‌های دینی تنها به نمایندگی از اقلیتی که به آن تعلق دارند می‌توانند کاندیدای انتخابات مجلس شوند و نمی‌توانند همچون سایر شهروندان ایرانی در هر حوزه‌ای که دوست دارند ثبت نام و از حق انتخاب شدن برخوردار شوند.
  • نظارت و اجرای انتخابات را به شورای نگهبان و وزارت کشور واگذار کرده که هر دو به نوعی ذی‌نفع هستند بنابراین سلامت انتخابات همواره مورد پرسش بوده است.

۲- نهاد ناظر بر انتخابات با اعمال «نظارت استصوابی»، حق انتخاب شدن را محدود کرده است.

۳- آزادی احزاب به عنوان رکن اصلی نظام انتخاباتی، مخدوش شده و تنها طرفداران نظام سیاسی از داشتن حزب و فعالیت سیاسی برخوردارند.

۴- توازن قدرت میان نهادهای انتخابی و انتصابی برقرار نیست و به دلیل وصل بودن نهادهای انتصابی به رهبر ایران، عملا نهادهای انتخابی قدرت خود را از دست داده و مقهور نهادهای انتصابی هستند. 

پیش از این روحانی‌سنج در مقاله‌ای با عنوان «لایحه جامع قانون انتخابات»: یک گام به جلو» که به بهانه تدوین لایحه جامع قانون انتخابات در دولت حسن روحانی رشته تحریر درآمد، به تفصیل به ایرادات قانون انتخابات در ایران پرداخته و تصریح کرده بود که لایحه جامع قانون انتخابات اگر بدون تغییر به تصویب برسد، انتخاباتی که در آینده برگزار خواهد شد، کماکان مطابق با اصول و معیارهای قانون انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مصوب بین‌المجالس نخواهد بود ولی در مقایسه با انتخابات گذشته، آزادتر، سالم‌تر و عادلانه‌تر خواهد بود.

 

ارزیابی بین‌المللی از دموکراسی در خاورمیانه

واحد اطلاعات اکونومیست (EIU) در گزارش سال ۲۰۱۸ خود از روند دموکراسی در جهان به دموکراسی در خاورمیانه و شمال آفریقا نیز پرداخته است. در مقدمه گزارش آمده که نتایج با بررسی وضعیت ۵ معیار دموکراسی یعنی «انتخابات و تکثرگرایی»، «آزادی های مدنی»، «ساختار قدرت»، «مشارکت سیاسی» و «فرهنگ دموکراسی» بدست آمده است. این گزارش، ایران را در میان کشورهای اقتدارگرا و رتبه آن را در خاورمیانه و شمال آفریقا پانزدهم عنوان کرده است یعنی ۱۴ کشور در این منطقه وضعیت دموکراتیک‌تری به نسبت ایران دارند. براساس این گزارش، وضعیت دموکراسی در کشورهای اسرائیل، لبنان، فلسطین، عراق، اردن، کویت، قطر، عمان، امارات و بحرین از ایران بهتر است. 

در بررسی کلی وضعیت دموکراسی در جهان نیز که با رنگ مشخص شده، نشان می دهد که ایران اساسا در میان کشورها دموکراتیک دیده نمی شود بلکه با رنگ قرمز که نشان دهنده کشورهای اقتدارگراست مشخص شده است. قرمز پررنگ یا زرشکی که نشان دهنده کمترین سطح از دموکراسی یا اقتدارگرایی کامل است نام کشورهایی همچون عربستان،‌ سودان، یمن و سوریه دیده می شود.

جمع‌بندی

محمد جواد ظریف در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی مدعی است ایران تنها کشور منطقه است که انتخابات برگزار می‌کند و تمام سیاستمدارانش با رای مردم انتخاب می‌شوند.

با بررسی فکت‌های موجود، به این نتایج دست یافتیم:

  • ایران تنها کشور منطقه نیست که انتخابات دارد. تقریبا همه کشورهای منطقه انتخابات دارند ولی تفاوت در سطح رعایت استانداردها و معیارهای انتخابات آزاد است.
  • ایران تنها کشوری در منطقه نیست که از بالاترین تا پایین ترین سطح قدرت توسط مردم انتخاب می شوند، حداقل سه کشور اسرائیل، عراق و افغانستان از این جهت از ایران دموکراتیک‌تر هستند. به این لیست ترکیه، پاکستان و برخی دیگر از کشورها را می‌شود اضافه کرد.
  • قدرت در ایران تنها در قانون اساسی و روی کاغذ دموکراتیک توزیع می شود، بلکه در واقع «ایرادات قانونی»، «رعایت نکردن قانون» و «رعایت نکردن اصول و معیارهای انتخابات آزاد، سالم و عادلانه»، دموکراتیک بودن نظام سیاسی ایران را به شدت تضعیف و از محتوا خالی کرده است.

با این حساب ادعای محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران مبنی بر اینکه «ایران تنها کشور منطقه است که انتخابات برگزار می‌کند و تمام سیاستمدارانش با رای مردم انتخاب می‌شوند»، نادرست است. 

نادرست

گفته یا آمار، نادرست است یا دست‌کم سندی معتبر آن را رد می‌کند. (درباره‌ نشان‌های فکت‌نامه)