برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهگزارش‌هاگزارش

صف‌آرایی‌ سیاسی اینستاگرام ایرانی

گزارش

زمان خواندن: ۱۶ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • داده‌کاوی فکت‌نامه (تحلیل شبکه ارتباطی بیش از ۸۰۰ صفحه پرمخاطب با محتوای سیاسی) نشان می‌دهد در یک سال گذشته، هم تعداد صفحه‌های سیاسی پرمخاطب به‌طور چشمگیری افزایش یافته و هم جایگاه و نقش گروه‌های سیاسی در اینستاگرام باز تعریف شده است.
  • صفحه‌های پرمخاطب سیاسی (با بیش از ۱۰۰ هزار دنبال‌کننده) در سال ۱۴۰۵ به نسبت سال قبل بیش از دو برابر و نرخ رشد این صفحات نزدیک به سه برابر شده است.
  • سلبریتی-کنشگرها که تا سال ۱۴۰۲ پرشمارترین گروه مرجع سیاسی در اینستاگرام بودند، طی سه سال گذشته به جایگاه سوم رسیده‌اند.
  • رشد بلاگرهای سیاسی و افزایش تعداد صفحات خبری از یکسو و کاهش سهم سلبریتی‌-کنشگرها از سوی دیگر نشان می‌دهد که مرجعیت سیاسی در اینستاگرام بیش از گذشته از «چهره» و «شهرت» به سمت «تولید مستمر محتوا» و حضور دائمی در فضای رسانه‌ای حرکت کرده است.
  • بر اساس روش اجتماع‌یابی (Community Detection) بر مبنای الگوریتم لووین، هفت خوشه در این شبکه شناسایی شده‌اند.
  • این خوشه‌های هفت‌گانه با در نظر گرفتن ویژگی‌های صفحه‌های تشکیل‌دهنده‌ی آنها، به این اسم‌ها نامگذاری شده‌اند:‌
    هواداران جمهوری اسلامی مشهور ارزشی‌ها (خوشه زرد)، اصلاح‌طلب‌ها (خوشه بنفش)، رسانه‌های فارسی‌زبان و جریان‌های غیرپادشاهی‌خواه (خوشه سبز)، ایران‌اینترنشنال و روزنامه‌نگاران برانداز (خوشه قرمز)، پادشاهی‌خواهان جریان اصلی (خوشه فیروزه‌ای)، بلاگرهای پادشاهی‌خواه (خوشه آبی) و صفحات «خبر فوری» نزدیک به مجاهدین خلق (خوشه نارنجی)
  • ذکر این نکته ضروری است که جایگاه افراد در خوشه‌بندی ثابت نیست و ممکن است در جریان تکرار اجتماع‌یابی تغییر کند، اما منطق صف‌آرایی‌ها تغییری نخواهد کرد چنانکه با حرکت از سمت راست شبکه به‌سمت چپ، شدت تغییرخواهی و مخالفت با نظام سیاسی افزایش می‌یابد.
  • برخی نکات برجسته درباره صف‌آرایی سیاسی صفحات پرمخاطب:
    • افزایش سهم شبکه برای خوشه‌های «پادشاهی‌خواهان جریان اصلی» و «هواداران جمهوری اسلامی (ارزشی‌ها)»
    • افزایش سهم «بلاگرهای سیاسی» به خصوص در دو سر طیف موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی
    • فعالیت جزیره‌ای صفحات نزدیک به مجاهدین خلق که با عناوین شبیه خبر و اخبار فوری فعالیت می‌کنند
    • توزیع نامتوازن‌ جنسیتی در میان ارزشی‌ها واصلاح‌طلب‌ (تنها ۴ درصد از صفحه‌های شخصی‌ متعلق به زنان است)
    • توزیع جنسیتی صفحه‌های شخصی در خوشه «رسانه‌های فارسی‌زبان و جریان‌های سیاسی غیرپادشاهی‌خواه» کاملاً متوازن است و مردان و زنان سهم ۵۰ درصدی در این خوشه دارند.
    • حدود ۹۰ درصد دنبال‌کنندگان خوشه «حامیان جمهوری اسلامی (ارزشی) خوشه خودشان را دنبال می‌کنند.
    • این نسبت در شبکه نزدیک به مجاهدین خلق، حدود ۷۰ درصد است.

فضای سیاسی اینستاگرام ایرانی در یک سال گذشته دستخوش تغییراتی شده که به‌نظر می‌رسد فراتر از یک نوسان مقطعی در میزان تولید و مصرف محتوای سیاسی باشد. یافته‌های داده‌کاوی اخیر فکت‌نامه در شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که هم تعداد صفحه‌های سیاسی پرمخاطب به‌طور چشمگیری افزایش یافته و هم جایگاه و نقش گروه‌های مختلف سیاسی در این فضا در حال بازتعریف است. این تغییرات را می‌توان بازتابی از تحولات سیاسی سال گذشته دانست؛ اما اهمیت آن فقط در ثبت تصویری از گذشته نیست. بررسی اینکه چه گروه‌هایی در این فضای جدید در حال رشد هستند، چه گروه‌هایی جایگاه پیشین خود را از دست داده‌اند و پیوند میان مخاطبان و مراجع سیاسی چگونه در حال تغییر است، می‌تواند به درک بهتر منطق حاکم بر سیاست و صف‌آرایی‌های سیاسی در فضای عمومی امروز ایران کمک کند و در عین حال، سرنخ‌هایی تحلیلی درباره روندهای سیاسی و رسانه‌ای پیش رو به دست دهد؛ سرنخ‌هایی که البته نه به‌عنوان مبنایی برای پیش‌بینی قطعی آینده، بلکه به‌عنوان یکی از منابع برای شناسایی جهت‌گیری‌ها و تغییراتِ در حال شکل‌گیری مورد توجه قرار بگیرند.

در این مطالعه، صفحه‌های اینستاگرامی فعال پرمخاطب، با بیش از ۱۰۰ هزار مخاطب بررسی شده‌اند که پست‌های اینستاگرامیِ یک سال گذشته‌شان بیشتر از هر موضوع دیگری به مسائل سیاسی ایران مرتبط بوده‌ است . برای جمع‌آوری اطلاعات این صفحه‌ها از روش ردیابی پیوندها یا همان Link tracing استفاده کرده‌ایم؛ به این شکل که ابتدا لیست متنوعی از صفحه‌های سیاسی پرمخاطب در جریان‌های مختلف را تهیه کرده‌ایم و سپس با استخراج لیست صفحه‌هایی که هر کدام از این لیست اولیه دنبال می‌کرده‌اند، به‌تدریج صفحه‌های پرمخاطب سیاسی دیگری شناسایی شده‌اند. این فرآیند تا جایی ادامه پیدا کرده است که در تمام خوشه‌ها و جریان‌های سیاسی، شناسایی صفحه‌های جدید به حد اشباع برسد.

چنانکه در نمودار زیر مشاهده می‌شود، برخلاف سال‌های گذشته که تعداد صفحه‌های فعال و پرمخاطب سیاسی با شیب نسبتاً یکسانی و به‌طور تدریجی افزایش می‌یافت، طی یک سال گذشته نرخ رشد این صفحه‌ها نزدیک به سه‌ برابر شده است و در تاریخ جمع‌آوری داده‌ها (شهریور ۱۴۰۵) به تعداد ۸۰۷ صفحه رسیده که به نسبت سال قبل بیش از دو برابر شده است.

Alignments_1

صفحه‌های اینستاگرامی با بیش از ۱۰۰ هزار مخاطب بررسی شده‌اند که برای مخاطبان ایرانی، پیام سیاسی اعم از خبر، تحلیل، اظهارنظر، فراخوان، مناظره و گفت‌وگو ... منتشر می‌کنند.

اما تغییراتی که در فضای سیاسی اینستاگرام ایرانی رخ داده است، فراتر از این رشد کمّی است. برای شناخت کیفی‌تری از این تغییرات، می‌توان روند تغییر فراوانی‌هارا در بین گروه‌ها بررسی کرد. در نمودار شماره ۲، این مقایسه با تمرکز بر پنج گروه اصلی شامل صفحه‌های خبر سیاسی، بلاگرهای سیاسی، کنشگران سیاسی، سلبریتی-کنشگران و سیاستمداران انجام شده است.

Alignments_2

«رسانه/ روزنامه‌نگار» صفحاتی که تمرکز اصلی آنها بر انتشار اخبار سیاسی است. از بین رسانه‌ها و اهالی رسانه، مراد ویسی، ایران اینترنشنال و من‌وتو بیشترین مرجعیت را در بین صفحه‌های پرمخاطب سیاسی ایرانی در اینستاگرام دارند.

«کنشگر سیاسی» صفحاتی که صاحبان آنها بیشتر به واسطه کنش‌ها و فعالیت‌های سیاسی خود مورد توجه قرار گرفته‌اند. در زمان انتشار این گزارش، از بین کنشگران سیاسی امیرحسین اعتمادی، احمد باطبی و سعید قاسمی‌نژاد بالاترین میزان مرجعیت را در بین صفحه‌های پرمخاطب سیاسی دارند.

«سلبریتی-کنشگر» نیز به افرادی اشاره دارد که ابتدا به واسطه فعالیت حرفه‌ای یا شهرت خود مخاطبان گسترده‌ای پیدا کرده‌اند و سپس وارد فعالیت و کنشگری سیاسی شده‌اند. بیشترین میزان مرجعیت در بین این گروه از صفحه‌های پرمخاطب سیاسی به‌ترتیب متعلق به حمید فرخ‌نژاد، شاهین نجفی و سوشا مکانی است.

«سیاستمدار» صفحاتی که صاحبان آنها به‌عنوان شخصیت‌های سیاسی شناخته می‌شوند و فعالیت یا هویت اصلی آنها در حوزه سیاست قرار دارد. در بین سیاستمداران و چهره‌های سیاسی، رضا پهلوی، فرح پهلوی و یاسمین پهلوی بالاترین مرجعیت را دارند.

«بلاگر سیاسی» به افرادی گفته می‌شود که در تولید محتوای سیاسی در فضای آنلاین فعال هستند ولی برخلاف کنشگران سیاسی، پیش‌ از شهرت در شبکه‌های اجتماعی به عنوان سابقه فعالیت و کنش سیاسی نداشته‌اند. مازیار نظری، فریبرز کرمی زند و آریا روحی سه نمونه پرمخاطب از بلاگرهای سیاسی در اینستاگرام هستند.

مرور اسامی صفحه‌هایی که بر اساس شاخص Authority بالاترین امتیاز را کسب کرده‌اند، ممکن است این ذهنیت را ایجاد کند که فضای سیاسی اینستاگرام ایرانی زیر سایه‌ی سنگین مرجعیت براندازهای جریان اصلی قرار دارد. با این‌ حال، بررسی شاخص‌های دیگر می‌تواند این ارزیابی اولیه را تعدیل کند. برای مثال، اگر به‌جای Authority، که در چارچوب الگوریتم HITS جایگاه مرجع‌گونه‌ هر صفحه را بر اساس پیوندهای دریافتی از هاب‌های ارتباطی می‌سنجد، از PageRank استفاده کنیم، تصویر متفاوتی به دست می‌آید. بر اساس این شاخص، که اهمیت ساختاری هر صفحه را با در نظر گرفتن جایگاه شبکه‌ای حساب‌های دنبال‌کننده‌ی آن محاسبه می‌کند، صفحه‌های منتسب به رهبر فعلی و رهبر سابق جمهوری اسلامی، با وجود برخورداری از مخاطبان کمتر، در رتبه‌های اول و دوم قرار می‌گیرند و حساب رضا پهلوی در رتبه‌ی سوم جای می‌گیرد. با این‌ حال، این تفاوت در رتبه‌بندی‌ها نشان می‌دهد که جایگاه صفحه‌های سیاسی را نمی‌توان صرفاً با تعداد مخاطبان یا حتی یک شاخص منفرد از اهمیت شبکه‌ای توضیح داد. از این‌ رو، فهم ساختار فضای سیاسی اینستاگرام ایرانی مستلزم توجه هم‌زمان به ابعاد مختلف شبکه و پرهیز از فروکاستن آن به دوگانه‌های سیاسی ساده‌سازانه است.

برای اینکه به تصویر روشن‌تری از پیچیدگی‌های موجود در صف‌آرایی‌های سیاسی صفحه‌های پرمخاطب ایرانی در اینستاگرام برسیم، لازم است چند قدم به عقب برگردیم. تا سال ۱۴۰۲، فضای سیاسی اینستاگرام به‌طور مشهودی زیر سایه‌ی سلبریتی-کنشگرها قرار داشت. سال ۱۴۰۲ آغاز افول نسبی مرجعیت سیاسی سلبریتی-کنشگرها بوده است؛ به‌طوری که این گروه در فاصله‌ی سه سال از جایگاه نخست گروه‌های مرجع سیاسی در اینستاگرام ایرانی به جایگاه سوم سقوط کرده‌اند. این کاهش محسوس مرجعیت سلبریتی-کنشگرها تا حد زیادی به محدودتر شدن زمین بازیگری سیاسی آنها در عرصه‌ی عمومی ایران مرتبط است. با پرهزینه‌تر شدن کنشگری سیاسی برای سلبریتی‌ها، شانس سلبریتی‌ها برای اینکه به‌طور همزمان در هر دو میدان سیاست و میدان فعالیت حرفه‌ای‌شان باقی بمانند کاسته شده است؛ و در نتیجه به‌نظر می‌رسد بخشی از سلبریتی‌هایی که تا پیش از این تمایل به نقش‌آفرینی سیاسی نیز داشتند، تصمیم گرفته‌اند که صرفاً به ایفا کردن نقش سلبریتی قناعت کنند.

اما از زاویه دیگری نیز می‌توان این صفحه‌های پرمخاطب سیاسی در اینستاگرام را دسته‌بندی و تحلیل کرد؛ به‌گونه‌ای که بدون توجه به برچسب‌هایی که به هر کدام از این صفحه‌ها اطلاق کرده‌ایم، صرفاً آنها را بر اساس پیوندهایشان (الگوی دنبال کردن) با همدیگر مورد شناسایی قرار بدهیم و خوشه‌بندی کنیم. همین‌طور که در گراف زیر می‌بینیم، شبکه روابط مابین صفحه‌های پرمخاطب سیاسی فعال در اینستاگرام ایرانی، دارای کشیدگی و قطبیدگی مشهودی است که نشان‌دهنده‌ی قطبیدگی بالا در صف‌آرایی‌های سیاسی در فضای ایرانی اینستاگرام است.

گراف صف‌آرایی‌های سیاسی اینستاگرام ایرانی (بر اساس شبکه روابط مابین صفحه‌های پرمخاطب سیاسی فعال)

gephi-lite-export

برای دیدن نسخه اینتراکتیو نمودار و دسترسی به داده‌ها روی تصویر یا روی این متن کلیک کنید.

بر اساس روش اجتماع‌یابی (Community Detection) بر مبنای الگوریتم لووین، هفت خوشه در این شبکه قابل تشخیص‌اند که در گراف فوق هر کدام با رنگ‌های مختلف نمایش داده شده‌اند. در اینجا لازم به یادآوری است که معیار اجتماع‌یابی در تحلیل شبکه، صرفاً توزیع و انباشت روابط است و نه محتواهایی که توسط هر کدام از گره‌ها (در اینجا صفحه‌های پرمخاطب سیاسی) منتشر شده است.

ضمن اینکه جایگاه افراد و حساب‌های فعال ثابت نیست و ممکن است به دنبال هر تغییر در الگوی ارتباطی و در جریان تکرار اجتماع‌یابی تغییر کند. با این حال مرور گره‌ها یا node های این گراف نشان می‌دهد که به‌طور کلی هرچقدر از سمت راست شبکه به‌سمت چپ حرکت می‌کنیم (در اینجا چپ و راست شبکه جنبه‌ی قراردادی دارد و ربطی به چپ‌گرایی و راست‌گرایی ندارد)، شدت تغییرخواهی و مخالفت با نظام سیاسی فعلی نیز افزایش می‌یابد. البته نکته‌ی بسیار مهم در تفسیر اینگونه شبکه‌ها این است که آنچه اهمیت و دقت تحلیل بیشتری دارد موقعیت خوشه‌ها یا کامیونیتی‌هاست و نه الزاماً موقعیت تک‌تک گره‌ها در شبکه. به بیان دیگر، ممکن است در این شبکه، یکی از سلبریتی‌ها به‌دلیل مقبولیت بیشتری که در بین یک جریان سیاسی دارد، جایگاهش در شبکه نزدیک به آن جریان سیاسی نمایش داده شده باشد؛ اما الزاماً آن فرد گرایش سیاسی نسبتاً متفاوتی با آن جریان سیاسی داشته باشد.

درباره‌ی الگوریتم لووین ارائه‌ی این توضیح ضروری است که اجتماع‌یابی بر اساس این الگوریتم بر اساس دو متغیر می‌تواند ما را به یافته‌هایی نسبتاً متفاوت برساند. اولین متغیر رزولوشن است. با تغییر رزولوشن، تعداد اجتماع‌های قابل تشخیص نیز تغییر می‌کنند. در این مطالعه، برای آنکه به حد بهینه‌ای از اجتماع‌یابی برسیم، رزولوشن را آنقدر تغییر دادیم تا خوشه‌هایی که شناسایی می‌شوند به‌لحاظ محتواهایی که انتشار می‌دهند همگنی بیشتری داشته باشند. متغیر دیگری که در اجتماع‌یابی بر اساس الگوریتم لووین تأثیر می‌گذارند، نقطه‌ی شروعی است که نرم‌افزار در زمان محاسبه به‌صورت تصادفی از بین گره‌های شبکه انتخاب می‌کند. در نتیجه نباید تصور کرد که اجتماع‌یابی بر اساس الگوریتم لووین می‌تواند پاسخ ثابت و دقیقی داشته باشد.

در جدول شماره یک می‌توانیم از دریچه‌ی متغیرهای مختلف، به شناختی نسبی از ویژگی‌های خوشه‌های شناسایی شده در شبکه روابط مابین صفحه‌های سیاسی اینستاگرام ایرانی دست یابیم. بیاییم به‌ترتیب سهمی که هر کدام از این خوشه‌‌ها دارند، نگاهی به ویژگی‌هایشان بیاندازیم.

خوشه زرد (حامیان جمهوری اسلامی مشهور به «ارزشی‌ها»): این خوشه که در اختیار حامیان حکومت است، نزدیک به یک‌چهارم کل شبکه را به خود اختصاص داده است. علیرغم اینکه این چهره‌های شاخص این جریان سیاسی به‌وضوح از تشدید محدودیت‌ها و فیلترینگ حمایت می‌کنند و کاربران ایرانی را به‌سمت استفاده از پلتفرم‌های اصطلاحاً «بومی» تشویق می‌کنند، سهم این خوشه در بین کل شبکه‌ی صفحه‌های سیاسی اینستاگرام ایرانی در سال ۱۴۰۵ به بیشترین میزان خود در مقایسه با سال‌های گذشته رسیده است. لازم به توضیح است که در این گزارش، برچسب‌هایی مانند «ارزشی‌ها» بر اساس رواج این نام‌ها در فضای عمومی است و کاربرد آنها مبتنی بر داوری ارزشی نیست.

در نتیجه به‌نظر می‌رسد نگرانی‌های این جریان سیاسی از آنچه معمولاً «تأثیرات مخرب اینستاگرام» می‌نامند، صرفاً درباره‌ی کاربرانی که گرایش‌های سیاسی متفاوتی نسبت به خودشان دارند موضوعیت پیدا می‌کند. مرجع‌ترین صفحه‌ها در این خوشه، صفحه‌های منتسب به رهبران فعلی، سابق و اسبق جمهوری اسلامی هستند. یکی از وجوه تمایز این خوشه نسبت به سایر خوشه‌ها، مرجعیت سیاسی مداح‌ها، روحانیون و هیأت‌های مذهبی است که در کنار بلاگرهای سیاسی، ترکیب متمایزی از مروجان ایده‌های سیاسی را شکل داده‌اند. محسن چاوشی و مجید واشقانی نیز از معدود سلبریتی-کنشگرهایی‌اند که در این خوشه قرار گرفته‌اند.

نامتوازن‌ترین توزیع جنسیتی در بین این خوشه‌های هفت‌گانه متعلق به خوشه زرد (ارزشی‌ها) است که به همراه خوشه بنفش (اصلاح‌طلب‌ها و رسانه‌‌های داخلی) تنها ۴ درصد از صفحه‌های شخصی‌شان متعلق به زنان است.

یکی از نکات قابل توجه درباره این خوشه این است که ۸۹ درصد دنبال‌کنندگان این خوشه، خودشان هستند.

Alignments_3

خوشه بنفش (اصلاح‌طلب‌ها): سهم این خوشه نسبت به کل شبکه ۱۳درصد است. البته این بدان معنا نیست که ۱۳درصد شبکه گرایش سیاسی اصلاح‌طلب دارند؛ بلکه به این معناست که در این خوشه که چنین سهمی از کل را دارد، اصلاح‌طلب‌ها که نزدیک به نیمی از این خوشه را در اختیار دارند، جریان سیاسی مسلط در آن محسوب می‌شوند.

اکوایران، دنیای اقتصاد، رسانه آزاد و روزنامه شرق مرجع‌ترین رسانه‌ها در این خوشه محسوب می‌شوند. همان‌طور که بالاتر نیز اشاره شد، این خوشه در کنار خوشه ارزشی‌ها نامتوازن‌ترین توزیع جنسیتی به نفع مردان را به خود اختصاص داده‌اند.

Alignments_4

خوشه سبز (رسانه‌های فارسی‌زبان و جریان‌های غیرپادشاهی‌خواه): این خوشه که متکثرترین بخش از گراف است، حدود یک‌پنجم شبکه را شامل می‌شود. همین‌طور که در سمت چپ جدول نیز قابل مشاهده است، این بخش از شبکه شدیدترین کاهش سهم را طی سال‌های گذشته تجربه کرده است.

در حالی که سهم سلبریتی-کنشگرها در کل شبکه ۱۳ درصد است، این گروه از صفحه‌های سیاسی در خوشه‌ی سبزرنگ سهم ۳۰ درصدی دارند. در واقع، محدود شدن شعاع تاثیرگذاری این خوشه در صف‌آرایی‌های سیاسی اخیر در اینستاگرام ایرانی، تا حد زیادی با محدودتر شدن امکان تأثیرگذاری سلبریتی-کنشگرها نیز مرتبط است. بی‌بی‌سی فارسی، رادیو فردا و صدای امریکا مهمترین رسانه‌هایی‌اند که در این خوشه مرجعیت دارند. نکته‌ی حائز اهمیت دیگر درباره‌ی این خوشه این است که برخلاف سایر خوشه‌ها، توزیع جنسیتی صفحه‌های شخصی در این خوشه کاملاً متوازن است و مردان و زنان سهم ۵۰ درصدی در این خوشه دارند.

Alignments_5

خوشه قرمز (ایران‌اینترنشنال و روزنامه‌نگاران برانداز): این خوشه که عمدتاً با محوریت رسانه ایران اینترنشنال شکل گرفته است، 5 درصد از سهم شبکه را به خود اختصاص داده است. علاوه بر صفحه‌های فارسی و انگلیسی ایران اینترنشنال، کارمندان و کارشناسان این رسانه بیشترین مرجعیت را در این خوشه دارند.

Alignments_6

خوشه فیروزه‌ای (پادشاهی‌خواهان جریان اصلی): این خوشه که دربرگیرنده‌ی حدود یک‌پنجم از شبکه است، همانند خوشه‌ ارزشی‌ها (خوشه زرد)، در سال ۱۴۰۵ به بیشترین سهم خود در شبکه‌ی صفحه‌های سیاسی پرمخاطب اینستاگرام ایرانی دست یافته است. مهم‌ترین گروه‌های مرجع در این خوشه، صفحه‌هایی‌اند که پیوندهای ارگانیک‌تری با آقای پهلوی دارند. همچنین، مهمترین رسانه این خوشه «منوتو» است. علاوه بر اینها، بخشی از خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات نیز در این خوشه حضور دارند و تبدیل به یکی از جدیدترین گروه‌های سیاسی مرجع در فضای اینستاگرام ایرانی شده‌اند.

Alignments_7

خوشه آبی (بلاگرهای پادشاهی‌خواه): این خوشه که ۱۱ درصد از کل شبکه را شامل می‌شود، عمدتاً با محوریت بلاگرهای حامی آقای پهلوی شکل گرفته است. در حالی که سهم بلاگرهای سیاسی در کل شبکه ۲۳ درصد است، سهم بلاگرهای سیاسی در این خوشه به ۵۴ درصد رسیده است که نشان‌دهنده‌ی اصلی‌ترین وجه تمایز این خوشه نسبت به سایر خوشه‌ها است.

Alignments_8

خوشه نارنجی (صفحات «خبر فوری» نزدیک به مجاهدین خلق): توضیحی که درباره‌ خوشه بنفش اشاره شد، درباره‌ این خوشه نیز اهمیت پیدا می‌کند. سهم ۷ درصدی این خوشه به آن معنا نیست که ۷ درصد از کل شبکه در اختیار مجاهدین خلق قرار دارد؛ بلکه به این معناست که در این خوشه‌ ۷ درصدی، مجاهدین خلق مرجعیت سیاسی بالاتری دارند. برخلاف پادشاهی‌خواهان که صراحتاً با تأکید بر نمادهای سیاسی این جریان، ایده‌های سیاسی خود را ترویج می‌کنند، مجاهدین خلق به‌صورتی غیرمستقیم و با محوریت صفحه‌های موسوم به «خبر فوری» (که البته با رسانه‌های خبر فوری در ایران متفاوت‌اند) توانسته‌اند پیوند خود با مخاطبان‌شان را تقویت و در میان این خبرهای فوری، محتواهایی نیز با هدف تبلیغ این جریان سیاسی منتشر می‌کنند. این خوشه بیشتر از سایر خوشه‌ها در بخش‌های مختلف شبکه پراکندگی دارند و از این رو، نقاط متراکمی را که از گره‌های نارنجی تشکیل شده باشند به‌سختی می‌توان در گراف پیدا کرد.

Alignments_9

ویژگی‌های خوشه‌های شبکه روابط مابین صفحه‌های سیاسی اینستاگرام ایرانی

هر خوشه چه خوشه‌ای را دنبال می‌کند؟

جمع‌بندی

آنچه از مجموع این یافته‌ها می‌توان دریافت، این است که فضای سیاسی اینستاگرام ایرانی در سال‌های اخیر نه‌تنها بزرگ‌تر، بلکه از نظر ساختار سیاسی و رسانه‌ای نیز متکثرتر و در عین حال قطبی‌تر شده است. افزایش سه‌برابری نرخ رشد صفحه‌های پرمخاطب سیاسی در سال ۱۴۰۵، نشان می‌دهد که اینستاگرام بیش از گذشته به یکی از میدان‌های اصلی شکل‌گیری و بازتولید مرجعیت سیاسی برای مخاطبان ایرانی تبدیل شده است.

در این فضای جدید، جایگاه گروه‌های سیاسی نیز دستخوش تغییر شده است. سلبریتی-کنشگرها که تا سال ۱۴۰۲ مهم‌ترین گروه مرجع سیاسی در اینستاگرام بودند، طی سه سال گذشته به جایگاه سوم رسیده‌اند؛ و در مقابل، برخی جریان‌های سیاسی از جمله ارزشی‌ها و پادشاهی‌خواهان توانسته‌اند سهم خود را در شبکه افزایش دهند. همزمان، رشد چشمگیر بلاگرهای سیاسی و افزایش تعداد صفحات خبری نشان می‌دهد که مرجعیت سیاسی در اینستاگرام بیش از گذشته از «چهره» و «شهرت» به سمت «تولید مستمر محتوا» و حضور دائمی در فضای رسانه‌ای حرکت کرده است.

تحلیل شبکه روابط میان این صفحات نیز تصویری از یک فضای به‌شدت قطبی ارائه می‌کند. شناسایی هفت خوشه سیاسی نشان می‌دهد که اگرچه جریان‌های مختلف در یک شبکه مشترک حضور دارند، اما پیوندهای میان آنها به شکل محسوسی در امتداد صف‌آرایی‌های سیاسی موجود شکل گرفته است. در عین حال، تفاوت میان این خوشه‌ها صرفاً به گرایش سیاسی آنها محدود نمی‌شود؛ بلکه هر خوشه ترکیب متفاوتی از رسانه‌ها، بلاگرها، کنشگران، سلبریتی‌ها، سیاستمداران و سایر گروه‌های سیاسی مرجع را در خود جای داده و از الگوی متفاوتی برای تولید و بازتولید مرجعیت سیاسی برخوردار است.

از این منظر، شاید مهم‌ترین تحول را بتوان در تغییر رابطه میان مخاطبان و مراجع سیاسی جست‌وجو کرد. در فضای سیاسی جدید اینستاگرام، صرفِ داشتن شهرت، سابقه سیاسی یا جایگاه رسمی برای حفظ مرجعیت کافی نیست و حتی سیاستمداران، کنشگران و سلبریتی‌ها نیز برای حفظ ارتباط خود با مخاطبان ناگزیرند به منطق تولید محتوا و رفتارهای رایج در میان بلاگرهای سیاسی نزدیک شوند. به بیان دیگر، سیاست در اینستاگرام بیش از گذشته تحت تأثیر منطق پلتفرم قرار گرفته است؛ منطقی که در آن استمرار حضور، تولید محتوا و توانایی حفظ ارتباط مستقیم با مخاطب، بخشی از فرایند کسب و حفظ مرجعیت سیاسی محسوب می‌شود.

بنابراین، صف‌آرایی‌های سیاسی جدید در اینستاگرام ایرانی را نمی‌توان صرفاً بازتابی از صف‌بندی‌های سیاسی بیرون از اینستاگرام دانست. اینستاگرام خود به عرصه‌ای تبدیل شده است که در آن مرجعیت سیاسی بازتعریف می‌شود، برخی بازیگران جدید امکان رشد پیدا می‌کنند، برخی بازیگران قدیمی جایگاه خود را از دست می‌دهند و پیوند میان جریان‌های سیاسی و مخاطبانشان شکل تازه‌ای پیدا می‌کند. از همین رو، تغییرات مشاهده‌شده در این شبکه می‌تواند نه‌فقط تصویری از وضعیت کنونی سیاست در فضای آنلاین، بلکه نشانه‌ای از تغییرات مهم‌تر در شیوه‌های شکل‌گیری مرجعیت سیاسی و نیز الگوهای تأثیرگذاری متقابل میان گروه‌های مرجع سیاسی و کاربران باشد.

در انتها لازم به یادآوری است که آن بخش از فضای ایرانی اینستاگرام که در این گزارش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است، تمام تعاملات و مرجعیت‌های سیاسی در بین کاربران ایرانی اینستاگرام را دربرنمی‌گیرد و در واقع این گزارش صرفاً بر تغییراتی که در لایه‌ی صفحه‌های پرمخاطب سیاسی رخ می‌دهند متمرکز است.

فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
پرش به فهرست