برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی
مطبوعات و رسانه‌ها

مطبوعات و رسانه‌ها

نشریات چاپی و آنلاین

یک باستان‌شناس کتیبه طلایی داریوش را ذوب کرد تا پیکان بخرد

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۸ دقیقه

غیر‌قابل اثبات

آیا باستان‌شناسی کتیبه طلایی داریوش را ذوب کرد تا خودرو پیکان بخرد؟

اگر وقت ندارید …

  • در برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ادعا شده که چندین دهه قبل، یکی از مسئولان نگهداری آثار تاریخی ایران، لوحی حدود ۲۵۰۰ ساله را ذوب کرد، طلای آن را فروخت و با پولش یک خودرو پیکان خرید.
  • داستان چهار لوح طلایی و نقره‌ای داریوش، واقعی است. شهریور ۱۳۱۲، فردریش کرفتر، معمار آلمانی عضو هیات باستان‌شناسی دانشگاه شیکاگو، دو صندوق سنگی در پی کاخ آپادانای تخت جمشید کشف کرد و در هر صندوق یک لوح زرین و یک لوح سیمین قرار داشت.
  • کشف این آثار در اسناد معتبر باستان‌شناسی ثبت شده است. چهار لوح دارای متن یکسانی به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی بودند که در آن داریوش خود را معرفی می‌کرد و حدود قلمرو شاهنشاهی هخامنشی را شرح می‌داد.
  • گزارش‌های تاریخی از ناپدیدشدن یکی از لوح‌های زرین خبر می‌دهند. به روایت رسانه‌ها، شاهرخ رزمجو، باستان‌شناس، در سال ۱۳۷۷ متوجه فقدان دو لوح شد. یکی از لوح‌های سیمین بعدها پیدا شد، اما لوح زرین هیچگاه بازنگشت.
  • داستان خرید پیکان بر پایه اعترافی گزارش‌شده است. منابع رسانه‌ای می‌گویند نصرت‌الله معتمدی، از مدیران پیشین موزه ملی، مدعی شده لوح را ذوب کرده و طلای آن را به مبلغ یک میلیون تومان فروخته تا یک خودرو پیکان بخرد.
  • ذوب‌شدن لوح به‌طور مستقل تأیید نشده است. متن رسمی بازجویی‌ها، اسناد معاملات طلا، مدارک خرید خودرو یا حکم قضایی که جزئیات این اتفاق را اثبات کند، در منابع عمومی بررسی‌شده در دسترس نبود.
  • احتمال سرقت و خروج لوح از ایران نیز مطرح شده، اما مدرک معتبری برای تأیید این فرضیه نیز پیدا نشد. در نتیجه نمی‌توان با اطمینان گفت لوح، ذوب شده یا همچنان در جایی نگهداری می‌شود.
  • بنابراین اصل کشف لوح‌ها و ناپدیدشدن یکی از آنها، قابل تایید بوده اما سرنوشت نهایی لوح و داستان خرید پیکان همچنان اثبات‌نشده است.

در روزهای اخیر، داستانی درباره سرنوشت یکی از کتیبه‌های طلایی داریوش هخامنشی دوباره در رسانه‌ها مطرح شده است. این روایت می‌گوید یکی از مسئولان نگهداری آثار تاریخی ایران، لوحی حدود ۲۵۰۰ ساله را ذوب کرد، طلای آن را فروخت و با پولش یک خودرو پیکان خرید.

این داستان در نگاه نخست بیشتر شبیه یک افسانه تلخ درباره نابودی میراث فرهنگی است؛ اما برخلاف بسیاری از روایت‌های ساختگی تاریخی، بخش قابل‌توجهی از آن به یک پرونده واقعی و مجموعه‌ای از آثار شناخته‌شده باستان‌شناسی مربوط می‌شود.

برای نمونه، ایندیپندنت فارسی در گزارشی به تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ نوشت که یکی از چهار لوح زرین و سیمین داریوش، کشف‌شده در سال ۱۳۱۲، پس از انتقال میان مجموعه‌های موزه‌ای ناپدید شده و یکی از مسئولان سابق موزه مدعی شده که آن را ذوب کرده است.

اما آیا مدارک تاریخی چنین روایتی را تأیید می‌کنند؟

چهار لوح زرین و سیمین داریوش چه بودند؟

در سال ۱۹۳۳ میلادی، برابر با ۱۳۱۲ خورشیدی، گروهی از باستان‌شناسان وابسته به موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو مشغول کاوش در تخت جمشید بودند. سرپرست کاوش‌ها «ارنست هرتسفلد»، باستان‌شناس آلمانی بود. در سپتامبر آن سال، هنگامی که هرتسفلد در محل حضور نداشت، فردریش کرفتر، معمار و عضو هیات کاوش، در دو گوشه از تالار مرکزی کاخ آپادانا به محفظه‌هایی سنگی برخورد کرد. در هر محفظه یک لوح طلایی و یک لوح نقره‌ای قرار داشت؛ بنابراین در مجموع چهار لوح کشف شد.

این کشف در منابع معتبر باستان‌شناسی ثبت شده است. دانشنامه ایرانیکا در مقاله مربوط به تخت جمشید توضیح می‌دهد که کرفتر دو صندوق سنگی در پی کاخ آپادانا پیدا کرد که هر کدام حاوی یک جفت لوح زرین و سیمین بودند.

همچنین در مقاله تخصصی مربوط به فعالیت هرتسفلد در تخت جمشید تاریخ کشف این لوح‌ها سپتامبر ۱۹۳۳ و محل آن دو گوشه شمال شرقی و جنوب شرقی تالار مرکزی آپادانا ثبت شده است.

در نتیجه اصل وجود و کشف این چهار لوح، درست است و جای تردید ندارد.

روی لوح‌ها چه نوشته شده بود؟

این چهار لوح دارای متن یکسانی به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی بودند. در این نوشته‌ها داریوش یکم خود را شاه بزرگ، شاه شاهان و شاه سرزمین‌ها معرفی می‌کند و گستره قلمرو خود را شرح می‌دهد.

بر اساس ترجمه و بررسی متن کتیبه که در پژوهش‌های هخامنشی با شناسه DPh شناخته می‌شود، داریوش قلمرو خود را از سرزمین سکاهای آن سوی سغد تا کوش و از هند تا سارد توصیف کرده است.

این لوح‌ها تنها اشیای ساخته‌شده از فلزات گران‌بها نبودند، بلکه اسناد بنیان‌گذاری یکی از مهم‌ترین بناهای شاهنشاهی هخامنشی به شمار می‌رفتند.

قرار دادن اشیای ارزشمند و کتیبه‌های مربوط به فرمانروایان در پی ساختمان‌های مهم، در سنت‌های باستانی خاور نزدیک سابقه داشت. پژوهشگران معتقدند داریوش نیز از چنین سنتی پیروی کرده بود و لوح‌ها به‌صورت آگاهانه هنگام پی‌ریزی کاخ درون صندوق‌های سنگی قرار گرفته بودند.

در کنار آن‌ها سکه‌هایی از سرزمین‌های باستانی غرب آسیا و مدیترانه نیز کشف شد. بررسی این سکه‌ها برای تعیین زمان تقریبی پی‌ریزی آپادانا اهمیت دارد.

دانشنامه ایرانیکا در مقاله مربوط به آپادانا توضیح می‌دهد که بررسی سکه‌های همراه این لوح‌ها، تاریخ قرار دادن آن‌ها در پی کاخ را احتمالاً به حدود سال ۵۰۰ پیش از میلاد نزدیک می‌کند.

پژوهش مفصل دیگری با عنوان The four inscribed metal plaques from the so-called Apadana in Takht-e Jamshid/Persepolis and their inscription نوشته جان پیترو بازلو، در مجموعه علمی Achemenet منتشر شده است. این مطالعه علاوه بر بررسی نوشته‌ها، جزئیات کشف و ویژگی‌های باستان‌شناختی لوح‌ها را توضیح می‌دهد (مشخصات پژوهش در JSTOR).

لوح‌ها پس از کشف کجا رفتند؟

پس از کشف چهار لوح، موضوع مالکیت و نگهداری آن‌ها مطرح شد. بر اساس گزارش‌های تاریخی، هیات باستان‌شناسی آمریکایی انتظار داشت بخشی از یافته‌ها بر اساس ترتیبات مربوط به کاوش به دانشگاه شیکاگو منتقل شود؛ اما رضا شاه دستور داد هر چهار لوح در ایران باقی بمانند.

مطابق گزارش ایندیپندنت فارسی، در نهایت یک جفت از لوح‌ها، شامل یک لوح زرین و یک لوح سیمین، به مجموعه کاخ مرمر انتقال یافت و جفت دیگر در موزه ایران باستان نگهداری شد.

با تاسیس موزه برج شهیاد، که امروزه برج آزادی نام دارد، دو لوح موجود در مجموعه سلطنتی به آنجا منتقل شدند.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تغییر کاربری مجموعه‌های وابسته به حکومت پیشین، آثار تاریخی نگهداری‌شده در موزه شهیاد نیز قرار بود به موزه ایران‌باستان منتقل شوند.

گزارش‌های رسانه‌ای می‌گویند مشکلات ثبت و تحویل این آثار موجب شد که ناپدیدشدن بعضی از آنها برای سال‌ها مشخص نشود.

این بخش از روایت درباره انتقال‌های موزه‌ای عمدتاً بر گزارش‌های تاریخی و رسانه‌ای متکی است. برای بازسازی قطعی مسیر انتقال هر لوح، بررسی دفترهای رسمی ثبت آثار و صورتجلسه‌های تحویل نیز ضروری است.

چه زمانی مشخص شد یکی از لوح‌ها ناپدید شده است؟

به گزارش رسانه‌های ایرانی، در سال ۱۳۷۷ شاهرخ رزمجو، باستان‌شناس، هنگام بررسی و ساماندهی کتیبه‌های موجود در خزانه موزه ملی ایران متوجه شد که دو لوح منتقل‌شده از موزه شهیاد در میان آثار موجود نیستند.

این موضوع پیگیری شد و در جریان تحقیقات، نام نصرت‌الله معتمدی، باستان‌شناس و از مسئولان پیشین موزه ملی ایران، مطرح شد.

در روایت‌های منتشرشده آمده که معتمدی مدتی مسئول نگهداری آثار بوده و هنگام آغاز تحقیقات در محوطه تاریخی زیویه در کردستان فعالیت می‌کرده است.

پس از پیگیری پرونده، لوح سیمین پیدا شد، اما لوح زرین همچنان مفقود ماند.

این روایت، فقط در گزارش تازه سال ۲۰۲۶ مطرح نشده است؛ بلکه گزارشی که در سال ۲۰۲۰ با عنوان «وقتی طلای داریوش هخامنشی را آب کردند» منتشر شد نیز همین روند را توضیح می‌دهد.

وجود روایت‌های قدیمی‌تر نشان می‌دهد این داستان، ساخته گزارش‌های تازه نیست؛ بااین‌حال، تکرار آن در رسانه‌های مختلف به‌خودی‌خود به معنای تایید مستقل تمام جزئیات پرونده نیست.

داستان ذوب‌کردن کتیبه و خرید پیکان از کجا آمده است؟

بخش اصلی ادعا به توضیحی مربوط است که گفته می‌شود نصرت‌الله معتمدی در جریان تحقیقات ارائه کرده است. بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، معتمدی مدعی شد لوح زرین را سال‌ها قبل قطعه‌قطعه کرده، سپس ذوب کرده و طلای آن را به مبلغ یک میلیون تومان فروخته است.

در این روایت، انگیزه فروش طلا، تأمین پول خرید یک خودرو پیکان عنوان شده است.

گزارش منتشرشده در سال ۲۰۲۰ از این موضوع با تعبیر غیرقطعی یاد می‌کند و می‌گوید ظاهرا پول حاصل از فروش لوح برای خرید پیکان صرف شده است.

اما گزارش ایندیپندنت فارسی در اکتبر ۲۰۲۶ همین ادعا را با جزئیات بیشتری نقل کرده و توضیح داده که اسناد قضایی کامل مربوط به پرونده در دسترس نیستند.

این تفاوت اهمیت دارد.

آنچه منابع منتشرشده نشان می‌دهند، وجود روایت و ادعایی درباره ذوب‌کردن لوح است؛ نه اثبات مستقل اینکه این اتفاق دقیقا به همین شکل رخ داده است.

در منابع بررسی‌شده، متن رسمی اعتراف یا اسناد فروش طلای حاصل از لوح، مدارک خرید خودرو و مدارک فنی که بتواند ذوب‌شدن لوح را تایید کند، پیدا نشد. بنابراین نمی‌توان صرفا بر اساس روایت رسانه‌ای نتیجه گرفت که لوح حتما ذوب شده یا مبلغ مشخصی بابت آن دریافت شده و اگر شده، صَرف چه کاری شده است.

آیا ممکن است لوح از ایران خارج شده باشد؟

یکی از پرسش‌های مطرح‌شده درباره این پرونده آن است که آیا لوح زرین واقعا ذوب شده یا روایت ذوب‌کردن آن، برای پنهان‌کردنِ سرنوشت دیگری ارائه شده است؟

در برخی گزارش‌ها این احتمال مطرح شده که لوح ممکن است به سرقت رفته و به خارج از کشور منتقل شده باشد؛ اما این موضوع نیز در حد احتمال باقی مانده است.

در بررسی منابع عمومی، سند معتبری درباره مشاهده یا شناسایی لوح مفقودشده در مجموعه‌ای خصوصی، موزه‌ای خارجی یا بازار آثار تاریخی به دست نیامد. از سوی دیگر، نبودِ چنین مدرکی نیز به معنی اثبات ذوب‌شدن لوح نیست.

بنابراین دو فرضیه اصلی، یعنی «نابودی لوح بر اثر ذوب‌شدن» یا «باقی‌ماندن آن در مجموعه‌ای ناشناخته»، فاقد مدارک مستقل هستند و در نتیجه قابل تأیید قطعی نیستند.

در این پرونده باید میان آنچه درباره وجود تاریخی لوح می‌دانیم و آنچه درباره سرنوشت نهایی آن نمی‌دانیم، تفاوت گذاشت.

آیا تصاویر لوح طلایی می‌توانند این داستان را اثبات کنند؟

تصاویر تاریخی و موزه‌ای می‌توانند وجود لوح‌ها و ویژگی‌های ظاهری آن‌ها را تایید کنند، اما به‌تنهایی مدرکی درباره سرنوشت لوح ناپدیدشده نیستند.

چهار لوحِ کشف‌شده در سال ۱۳۱۲، شامل دو لوح زرین و دو لوح سیمین بود. بنابراین تصویری که یک لوح طلایی داریوش را نشان می‌دهد، الزاما تصویر لوح مفقودشده نیست.

برای شناسایی دقیق هر قطعه باید اطلاعاتی مانند شماره ثبت، مشخصات فیزیکی، وضعیت نگهداری و سابقه انتقال آن بررسی شود.

این نکته به‌خصوص هنگام استفاده از تصاویر کتیبه‌ها در گزارش‌های رسانه‌ای اهمیت دارد؛ زیرا شباهت ظاهری این آثار می‌تواند موجب شود تصویر یکی از لوح‌های باقی‌مانده، به اشتباه به‌عنوان تصویر لوح ناپدیدشده معرفی شود.

جمع‌بندی

ماجرای لوح‌های طلایی و نقره‌ای داریوش هخامنشی، داستانی کاملاً ساختگی نیست و کشف چهار لوح در سال ۱۳۱۲ در تخت جمشید، با اسناد علمی و تاریخی معتبر تأیید می‌شود.

گزارش‌های منتشرشده نیز از ناپدیدشدن یکی از لوح‌های زرین در جریان انتقال و نگهداری آثار موزه‌ای خبر می‌دهند.

اما بخش اصلی ادعا، یعنی اینکه نصرت‌الله معتمدی یکی از لوح‌ها را ذوب کرده و پول آن را برای خرید یک خودرو پیکان استفاده کرده، بر روایت‌هایی از اظهارات منتسب به او تکیه دارد و سند مستقلی ندارد.

در منابع عمومی بررسی‌شده، اسناد مستقل کافی برای اثبات ذوب‌شدن لوح، فروش طلای آن یا خرید خودرو پیدا نشد. احتمال خروج لوح از کشور نیز بدون شواهد مستقل مطرح شده است.

بنابراین درحالی‌که اصل کشف لوح‌ها مستند است و گزارش‌های متعددی از مفقودشدن یکی از آن‌ها وجود دارد، سرنوشت نهایی این اثر تاریخی همچنان روشن نیست.

با این توضیحات، فکت‌نامه به ادعای «ذوب‌کردن کتیبه طلایی داریوش برای خرید پیکان» نشان «غیرقابل اثبات» می‌دهد.

غیر‌قابل اثبات

گفته یا آمار را نمی‌توان با فکت‌های قابل دسترس، تایید یا رد کرد.

درباره نشان‌های میرزاروش کار ما
پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه