برو به محتوای اصلی
  • فکت‌نامه چیست؟
  • روش کار ما
English
پادکست
جستجو
خانهفکت‌خانهدرستی‌سنجی

تصویر ساخته هوش مصنوعی GEMINI

آیا یک دوز قارچ روان‌گردان توانایی‌های از دست‌رفته بیمار مبتلا به آلزایمر را بازمی‌گرداند؟

درستی‌سنجی

زمان خواندن: ۱۶ دقیقه

اگر وقت ندارید …

  • پژوهشگران در ماه مه ۲۰۲۶ گزارشی درباره یک زن بیش از ۸۰ ساله با تشخیص بالینی آلزایمر پیشرفته منتشر کردند که پس از مصرف قارچ حاوی سیلوسایبین، بهبودهایی در گفتار، حرکت، تعامل اجتماعی و کنترل ادرار او مشاهده شده بود.
  • این گزارش اخیرا با توییت یک اپیدمولوژیست آمریکایی درباره اثر «تقریباً باورنکردنی» این قارچ، و بازتاب آن در فضای فارسی، مورد توجه قرار گرفت.
  • این گزارش فقط درباره یک بیمار است، نه یک کارآزمایی بالینی. بدون گروه کنترل، ارزیابی‌های استاندارد و تکرار نتایج نمی‌توان ثابت کرد که سیلوسایبین علت بهبود بوده است.
  • نویسندگان مقاله نیز در بخش نتیجه‌گیری تأکید کرده‌اند که مشاهده آن‌ها نباید به‌عنوان بازگشت فرایند بیماری آلزایمر تعبیر شود و تنها می‌تواند مبنایی برای طرح فرضیه‌های پژوهشی آینده باشد.
  • این بیمار ابتدا پنج گرم قارچ و یک ماه بعد سه گرم دیگر دریافت کرد. هرچند تغییرات اولیه پس از نوبت نخست گزارش شدند، پیگیری‌های بعدی شامل نوبت دوم نیز بود.
  • تشخیص آلزایمر با نشانگرهای زیستی تأیید نشده بود و نویسندگان مقاله گفته‌اند تصویربرداری پیشرفته و آزمایش‌های اختصاصی بیماری در دسترس نبوده است.
  • مقدار واقعی سیلوسایبین نامعلوم است. پنج گرم قارچ به معنی پنج گرم سیلوسایبین نیست. غلظت ترکیبات فعال در قارچ‌ها متفاوت است و در این گزارش مقدار واقعی آن‌ها اندازه‌گیری نشده است.
  • مصرف با علائم حاد نگران‌کننده همراه بود. تعریق شدید، احتمال افزایش دمای بدن و یک وضعیت خواب‌مانند طولانی گزارش شدند.
  • مصرف خانگی و خودسرانه با مصرف در یک پژوهش پزشکی کنترل‌شده تفاوت اساسی دارد. در پژوهش‌های بالینی، غربالگری بیمار، شناسایی و تعیین مقدار ماده، بررسی تداخل‌های دارویی و پایش عوارض بخشی از فرایند است.
  • فرآورده‌های بازار غیرقانونی خطرات مضاعفی دارند. شناسایی اشتباه قارچ، غلظت نامعلوم مواد فعال، وجود ترکیبات اعلام‌نشده و احتمال آلودگی یا نگهداری نامناسب از نگرانی‌های مهم هستند.
  • سیلوسایبین درمان تأییدشده آلزایمر نیست. پژوهش درباره کاربرد احتمالی آن در برخی اختلالات روانی و شناختی ادامه دارد، اما اثربخشی آن برای بازگرداندن حافظه یا درمان آلزایمر پیشرفته اثبات نشده است.

در ویدئوی منتشر شده در شبکه X، نیکلاس هالشر (Nicolas Hulscher) اپیدمیولوژیست و پژوهشگر آمریکایی حوزه سلامت عمومی، از اتفاقی غیرمنتظره خبر می‌دهد؛ زنی ۸۰ ساله که به آلزایمر شدید مبتلا بوده، پس از دریافت تنها یک نوبت سیلوسایبین، دوباره توانسته صحبت کند، راه برود، خاطراتش را به یاد بیاورد و کنترل مثانه خود را بازیابد.

هالشر در توییت همراه ویدیو این اتفاق را تقریباً باورنکردنی توصیف می‌کند و می‌نویسد هیچ داروی آلزایمری تاکنون نتیجه‌ای حتی نزدیک به آن نداشته است.

چنین ادعایی برای خانواده‌های میلیون‌ها بیمار مبتلا به آلزایمر اهمیت زیادی دارد. اما برای ارزیابی آن باید میان سه موضوع تفاوت بگذاریم: آیا چنین مشاهده‌ای واقعاً گزارش شده است؟ آیا سیلوسایبین علت بهبود بوده است؟ و آیا می‌توان انتظار داشت بیماران دیگر نیز نتیجه مشابهی بگیرند؟

پاسخ این پرسش‌ها یکسان نیست.

منشأ داستان کجاست؟

منبع اصلی ادعای هالشر، مقاله‌ای منتشرشده در ۲۸ مه ۲۰۲۶ در مجله Frontiers in Neuroscience است.

این مقاله با عنوان «بهبود موقت عملکرد در چند حوزه در بیماری آلزایمر پیشرفته پس از مصرف قارچ حاوی سیلوسایبین با مقدار بالا: گزارش یک مورد» به قلم مارکوس لاگو، ماریانا سروِیرا و جو خاویر سیمونه منتشر شده است.

پژوهشگران مورد یک زن ژاپنی‌آمریکایی بیش از ۸۰ ساله را گزارش کرده‌اند که طبق شرح‌حال پزشکی، حدود ده سال با تشخیص آلزایمر زندگی کرده و در پنج سال پیش از مداخله، کاهش شدید توانایی‌های شناختی و حرکتی داشته است.

به گفته نویسندگان، گفتار بیمار عمدتاً به پاسخ‌های تک‌هجایی محدود شده بود. او برای حرکت و فعالیت‌های روزمره به دیگران وابسته بود، کنترل ادرار نداشت، در بلع غذا مشکل داشت و تعامل عاطفی و اجتماعی‌اش بسیار کاهش یافته بود.

در نخستین نوبت، بیمار پنج گرم قارچ حاوی سیلوسایبین دریافت کرد. حدود ۱۹ ساعت پس از مصرف، به گفته نویسندگان، بیمار به‌طور خودجوش شروع به صحبت درباره خاطرات زندگی خود کرد و این گفت‌وگو نزدیک به چهار ساعت ادامه یافت.

در روزهای بعد نیز بهبودهایی در حرکت، لباس‌پوشیدن، تعامل با اطرافیان و کنترل ادرار گزارش شد.

این مشاهدات توجه‌برانگیزند؛ به‌ویژه اینکه کاهش پیشرونده توانایی‌های روزمره از ویژگی‌های مراحل پیشرفته آلزایمر است.

اما مقاله صرفاً این مشاهدات را توصیف می‌کند. نویسندگان ادعا نکرده‌اند که بیماری آلزایمر درمان شده است.

آیا بیمار فقط یک دوز دریافت کرد؟

یکی از تفاوت‌های مهم میان روایت شبکه اجتماعی و گزارش اصلی به تعداد نوبت‌های مصرف مربوط است.

طبق مقاله، بیمار ابتدا پنج گرم قارچ حاوی سیلوسایبین دریافت کرد. یک ماه بعد، در شرایطی که برخی بهبودهای گزارش‌شده همچنان ادامه داشتند، نوبت دوم با سه گرم قارچ انجام شد.

بنابراین درست است که آغاز تغییرات پس از نخستین نوبت گزارش شده، اما نمی‌توان تمام روند پیگیری را حاصل تنها یک نوبت مصرف دانست.

در نوبت دوم نیز نویسندگان از افزایش گفتار، شوخ‌طبعی، تحرک و بیان عاطفی بیمار خبر داده‌اند.

مقاله همچنین از تداوم بعضی تغییرات برای چند هفته سخن می‌گوید، اما داده‌های کافی برای نتیجه‌گیری درباره دوام بلندمدت آن‌ها ارائه نمی‌کند.

به همین دلیل، عبارت «بازگشت حافظه و توانایی‌ها پس از یک دوز» تصویری ساده‌شده از گزارشی پیچیده‌تر است.

آیا تشخیص آلزایمر پیشرفته قطعی بود؟

در مقاله آمده که تشخیص آلزایمر حدود ده سال پیش بر اساس نشانه‌های بالینی و سیر پیشرونده بیماری انجام شده بود.

اما پژوهشگران تصریح کرده‌اند که تأیید تشخیص با نشانگرهای زیستی یا تصویربرداری پیشرفته مغز در دسترس نبوده است.

این موضوع لزوماً به معنی اشتباه‌بودن تشخیص نیست. در بسیاری از موارد، تشخیص بالینی بر اساس شرح‌حال، معاینه و ارزیابی شناختی انجام می‌شود. بااین‌حال، در مطالعه‌ای که قرار است بهبود چشمگیر عملکرد مغز را به یک ماده نسبت دهد، اطمینان از تشخیص اولیه اهمیت بیشتری دارد.

بر اساس معیارهای بازنگری‌شده انجمن آلزایمر در سال ۲۰۲۴، نشانگرهای زیستی می‌توانند در شناسایی و تایید فرایند بیماری آلزایمر نقش داشته باشند.

نویسندگان گزارش نیز پذیرفته‌اند که نمی‌توان نقش بیماری‌های عصبی دیگر، از جمله مشکلات عروقی مغز، را کاملاً رد کرد.

در نتیجه، مقاله نه تصویر کاملی از فرایند آسیب‌شناختی مغز بیمار ارائه می‌دهد و نه ثابت می‌کند تغییرات گزارش‌شده ناشی از بازگشت تخریب عصبی بوده‌اند.

تفاوت یک تجربه واقعی با اثبات علمی چیست؟

این بخش مهم‌ترین نکته در ارزیابی چنین ادعاهایی است.

در پزشکی، گزارش موردی یا Case Report یکی از روش‌های ثبت مشاهدات بالینی است. پزشکان و پژوهشگران از این گزارش‌ها برای معرفی پدیده‌های غیرمعمول، عوارض ناشناخته داروها یا پاسخ‌های غیرمنتظره به درمان استفاده می‌کنند.

گزارش‌های موردی ارزش علمی دارند و گاهی نقطه آغاز کشف یک درمان تازه می‌شوند.

اما مشاهده تغییر در یک بیمار پس از مصرف یک ماده، به‌تنهایی رابطه علت و معلولی را ثابت نمی‌کند.

ممکن است تغییر واقعاً ناشی از مداخله باشد، اما احتمال‌های دیگری نیز وجود دارد: نوسان طبیعی علائم، تغییر وضعیت خواب و هوشیاری، تأثیر داروهای هم‌زمان، شرایط مراقبت، یا خطا در ارزیابی شدت اولیه بیماری.

همچنین باید میان تغییر یک عملکرد و بهبود خود بیماری تفاوت گذاشت.

ممکن است بیمار برای مدتی هوشیارتر، اجتماعی‌تر یا فعال‌تر شود، بدون آنکه فرایند تخریب سلول‌های عصبی متوقف یا معکوس شده باشد. برای تفکیک این احتمال‌ها، پژوهشگران به مطالعات کنترل‌شده نیاز دارند.

در یک کارآزمایی بالینی، گروهی از بیماران به‌صورت تصادفی به دریافت درمان مورد مطالعه یا مداخله مقایسه‌ای اختصاص داده می‌شوند. سپس نتایج با ابزارهای استاندارد، در زمان‌های مشخص و تا حد امکان با ارزیابی مستقل بررسی می‌شوند.

در گزارش مورد بحث، چنین مقایسه‌ای وجود ندارد. همچنین مقیاس‌های استاندارد شناختی و بررسی‌های دقیق عصبی برای اندازه‌گیری تغییرات به کار نرفته‌اند.

به بیان ساده، مقاله می‌گوید «پس از مصرف این ماده، چنین تغییراتی مشاهده شدند»، نه اینکه «ثابت شد ماده باعث بازگشت عملکرد مغز شده است».

سیلوسایبین چیست و چه اثری بر مغز دارد؟

سیلوسایبین ماده‌ای روان‌گردان است که به‌طور طبیعی در بعضی گونه‌های قارچ وجود دارد.

پس از ورود به بدن، این ترکیب به سیلوسین تبدیل می‌شود؛ ماده‌ای که از جمله با گیرنده سروتونینی 5-HT2A در مغز برهم‌کنش می‌کند.

این فرایند می‌تواند ادراک، احساسات، تجربه زمان و الگوهای فعالیت شبکه‌های مغزی را به‌طور موقت تغییر دهد.

در سال‌های اخیر پژوهشگران به کاربرد احتمالی سیلوسایبین در درمان بعضی اختلالات روان‌پزشکی، از جمله افسردگی، علاقه نشان داده‌اند.

همچنین پژوهش‌های آزمایشگاهی و تصویربرداری نشان داده‌اند که این ماده می‌تواند بر ارتباط میان شبکه‌های عصبی و برخی سازوکارهای مرتبط با انعطاف‌پذیری عصبی تاثیر بگذارد.

برای مثال، مطالعه‌ای منتشر شده در مجله Nature در سال ۲۰۲۴ تغییرات گسترده و موقت ارتباطات عملکردی مغز پس از مصرف سیلوسایبین را در انسان بررسی کرده است.

اما تغییر ارتباطات عملکردی مغز با بازسازی نورون‌های ازدست‌رفته یا درمان آلزایمر یکسان نیست.

اصطلاح «انعطاف‌پذیری عصبی» یا Neuroplasticity به توانایی دستگاه عصبی برای تغییر ارتباطات و عملکردهای خود اشاره دارد. وجود چنین ظرفیتی به‌تنهایی به معنای امکان جبران آسیب‌های ناشی از یک بیماری تخریب‌کننده عصبی نیست.

تحقیقات درباره سیلوسایبین و آلزایمر به کجا رسیده‌اند؟

پژوهش درباره کاربرد سیلوسایبین در بیماری‌های مرتبط با سالمندی و اختلالات شناختی هنوز مقدماتی است.

یکی از مطالعات ثبت‌شده در دانشگاه جانز هاپکینز، با شناسه NCT04123314 در سامانه کارآزمایی‌های بالینی آمریکا، به بررسی ایمنی و اثر احتمالی سیلوسایبین بر افسردگی و کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال شناختی خفیف یا آلزایمر اولیه می‌پردازد.

هدف چنین پژوهشی، اثبات درمان آلزایمر پیشرفته یا بازگرداندن حافظه ازدست‌رفته نیست.

شرکت‌کنندگان این مطالعات بر اساس معیارهای پزشکی مشخص انتخاب می‌شوند و مصرف ماده نیز در شرایط تحت نظارت انجام می‌شود.

این موضوع نشان می‌دهد که حتی در محیط پژوهشی، استفاده از سیلوسایبین برای افراد دارای اختلال شناختی با احتیاط و محدودیت‌های جدی همراه است.

تا زمان این راستی‌آزمایی، شواهد حاصل از کارآزمایی‌های بالینی معتبر برای اثبات اثربخشی سیلوسایبین در درمان آلزایمر پیشرفته در دسترس نیست.

پنج گرم قارچ چه مقدار سیلوسایبین دارد؟

یکی از مهم‌ترین جزئیات این پرونده، ماهیت ماده‌ای است که بیمار دریافت کرده است. در مقاله از مصرف پنج گرم قارچ حاوی سیلوسایبین از نوع موسوم به Enigma سخن گفته می‌شود. اما پنج گرم قارچ به معنی پنج گرم ماده خالص سیلوسایبین نیست.

قارچ‌ها حاوی ترکیبات مختلفی هستند و مقدار مواد فعال آن‌ها به ویژگی‌های زیستی نمونه، شرایط رشد، برداشت، خشک‌کردن و نگهداری بستگی دارد. به همین دلیل وزن قارچ معیار دقیقی برای تعیین مقدار ماده روان‌گردان نیست.

در گزارش مورد بحث، نتیجه آزمایش شیمیایی مستقلی برای تعیین مقدار واقعی سیلوسایبین و سیلوسین موجود در قارچ مصرف‌شده ارائه نشده است. بنابراین نمی‌دانیم بیمار دقیقاً چه مقدار ماده مؤثر دریافت کرده است.

این موضوع فقط یک نقص جزئی نیست. در پژوهش پزشکی، دانستن مقدار واقعی ماده فعال برای ارزیابی اثربخشی، عوارض و امکان تکرار نتایج اهمیت اساسی دارد.

نام‌گذاری غیررسمی یک نوع قارچ نیز جایگزین شناسایی دقیق و آزمایش ترکیب شیمیایی آن نیست.

تفاوت مصرف خانگی با مصرف در محیط پزشکی چیست؟

یکی از خطرهای انتشار شتاب‌زده چنین گزارش‌هایی آن است که برخی خانواده‌ها، به امید بازگرداندن حافظه یا عملکرد بیماران مبتلا به آلزایمر، به مصرف خودسرانه قارچ‌های روان‌گردان روی بیاورند.

اما میان مصرف ماده‌ای مانند سیلوسایبین در یک پژوهش بالینی کنترل‌شده و مصرف خانگی، تفاوت‌های اساسی وجود دارد.

در پژوهش پزشکی، پیش از هر مداخله، وضعیت سلامت فرد ارزیابی می‌شود. پژوهشگران سابقه بیماری‌های قلبی، اختلالات روان‌پزشکی، داروهای مصرفی و دیگر عوامل خطر را بررسی می‌کنند.

همچنین ماده مورد استفاده باید مشخص و استاندارد باشد و مقدار ترکیب فعال آن با دقت تعیین شود.

در طول مداخله، وضعیت بیمار تحت نظارت قرار می‌گیرد و امکانات لازم برای مواجهه با واکنش‌های نامطلوب باید فراهم باشد. حضور کارکنان آموزش‌دیده، محیط مناسب و برنامه پیگیری پس از مصرف نیز اهمیت دارند.

وزارت بهداشت کانادا در راهنمای خود درباره سیلوسایبین تأکید می‌کند که کارآزمایی‌های بالینی، مناسب‌ترین مسیر برای پیشبرد پژوهش درباره داروهای تایید شده، همراه با حفاظت از سلامت و ایمنی شرکت‌کنندگان هستند.

این نهاد همچنین توضیح می‌دهد که فرآورده‌های سیلوسایبین هنوز ارزیابی‌های لازم برای تایید معمول درمانی را پشت سر نگذاشته‌اند.

تحت نظارت بودن یک مداخله البته به معنی بی‌خطر بودن آن نیست. چنین نظارتی برای شناسایی و مدیریت بهتر خطرات است، نه حذف کامل آن‌ها.

در مقابل، در مصرف خانگی و بدون نظارت ممکن است بیماری‌های زمینه‌ای، تداخل‌های دارویی، تغییرات فشار خون، وضعیت روانی و واکنش‌های حاد فرد به‌درستی ارزیابی نشوند.

این خطر برای بیمار مبتلا به زوال عقل بیشتر است؛ زیرا ممکن است نتواند احساس درد، ترس، تپش قلب، سرگیجه یا سایر علائم خود را به‌روشنی بیان کند. ناتوانی در حفظ تعادل، اختلال بلع و کاهش قدرت تصمیم‌گیری نیز می‌توانند خطر سقوط، خفگی یا آسیب‌های دیگر را افزایش دهند.

نکته مهم این است که گزارش موردی منتشرشده، خود یک کارآزمایی بالینی کنترل‌شده نبود. نویسندگان آن توضیح داده‌اند که مداخله در چارچوب فعالیت بالینی خصوصی انجام شده و پروتکل پژوهشی آینده‌نگر یا کارآزمایی رسمی وجود نداشته است.

بنابراین نباید صرف وجود نظارت در این مورد را معادل رعایت تمام استانداردهای یک مطالعه بالینی دانست.

خطرات اضافه قارچ‌های بازار غیرقانونی چیست؟

خطر مصرف خودسرانه فقط به اثرات شناخته‌شده سیلوسایبین محدود نمی‌شود.

در بازارهای غیرقانونی یا فاقد نظارت دارویی، مصرف‌کننده ممکن است هیچ راه قابل اعتمادی برای اطمینان از هویت ماده، غلظت ترکیبات فعال یا کیفیت نگهداری محصول نداشته باشد.

در این زمینه چند خطر متفاوت باید از هم جدا شوند.

نخست، اشتباه در شناسایی قارچ است. گونه‌های مختلف قارچ ممکن است از نظر ظاهری به یکدیگر شباهت داشته باشند. بعضی از آن‌ها حاوی سموم خطرناک‌اند و اشتباه‌گرفتن آن‌ها با قارچ‌های روان‌گردان می‌تواند موجب مسمومیت شدید شود.

وزارت بهداشت کانادا صراحتاً درباره دشواری تشخیص بعضی گونه‌ها و خطر مصرف قارچ سمی به جای قارچ حاوی سیلوسایبین هشدار می‌دهد.

دوم، نامعلوم‌بودن مقدار ماده مؤثر است. حتی در صورتی که قارچ واقعاً حاوی سیلوسایبین باشد، غلظت آن ممکن است میان نمونه‌های مختلف تفاوت قابل‌توجهی داشته باشد.

در چنین شرایطی مصرف‌کننده نمی‌تواند صرفاً با اتکا به وزن قارچ یا ادعای فروشنده، اثرات و خطرات ماده را به‌درستی پیش‌بینی کند.

سوم، وجود ترکیبات اعلام‌نشده یا مواد دیگر در فرآورده‌های عرضه‌شده است.

این خطر فقط فرضیه نیست. در سال ۲۰۲۴، مقام‌های بهداشتی آمریکا موارد متعدد بیماری پس از مصرف فرآورده‌هایی را بررسی کردند که با نام تجاری Diamond Shruumz و در قالب شکلات، پاستیل و دیگر خوراکی‌های حاوی ترکیبات قارچی عرضه می‌شدند.

بر اساس گزارش CDC درباره این موارد مسمومیت، مصرف بعضی از این محصولات با بیماری‌های شدید و بستری همراه بود.

در آزمایش نمونه‌های مختلف، ترکیباتی از جمله سیلوسین، موسیمول، کاوالاکتون‌ها و مواد دیگر شناسایی شد. ترکیب محصولات مختلف یکسان نبود و بعضی از مواد شناسایی‌شده نیز روی برچسب محصولات اعلام نشده بودند.

گزارش تکمیلی CDC از تحقیقات آزمایشگاهی نیز نشان می‌دهد که در برخی نمونه‌ها ترکیباتی از جمله پرگابالین و O-acetylpsilocin شناسایی شده بود. در جریان این رویداد، مواردی از تشنج، کاهش سطح هوشیاری و نارسایی تنفسی گزارش شدند.

البته این پرونده مربوط به فرآورده‌های خوراکی تجاری حاوی ترکیبات قارچی است، نه لزوماً قارچ کامل و خشک‌شده. بنابراین نمی‌توان نتایج آن را به تمام قارچ‌های حاوی سیلوسایبین تعمیم داد.

اما این پرونده نمونه مستندی از خطری مهم است: محصولی که با عنوان قارچ روان‌گردان عرضه می‌شود، ممکن است حاوی ترکیباتی باشد که مصرف‌کننده از وجود آن‌ها اطلاع ندارد.

چهارم، احتمال آلودگی یا فساد ناشی از تولید و نگهداری نامناسب است. قارچ‌ها مواد زیستی فسادپذیرند و در صورت شرایط نامناسب نگهداری ممکن است دچار رشد کپک یا آلودگی میکروبی شوند.

بااین‌حال، باید تأکید کرد که صرف غیرقانونی‌بودن یک فرآورده، وجود آلودگی را ثابت نمی‌کند و بدون آزمایش نمی‌توان گفت نمونه مشخصی فاسد یا آلوده بوده است.

درباره قارچ استفاده‌شده در گزارش موردی آلزایمر نیز شواهدی از آلودگی یا فساد ارائه نشده است. نگرانی اصلی، نبود اطلاعات آزمایشگاهی کافی درباره هویت دقیق و مقدار ترکیبات فعال آن است.

بنابراین شواهد موجود از افزایش خطر در فرآورده‌های فاقد کنترل کیفیت حمایت می‌کنند، نه از این ادعا که تمام محصولات غیرقانونی الزاماً آلوده یا سمی‌اند.

عوارض مصرف سیلوسایبین در سالمندان چیست؟

حتی اگر هویت و ترکیب ماده مشخص باشد، سیلوسایبین همچنان می‌تواند عوارض جسمی و روانی ایجاد کند.

بر اساس راهنمای وزارت بهداشت کانادا، مصرف قارچ‌های حاوی سیلوسایبین ممکن است با افزایش ضربان قلب و فشار خون، تهوع، استفراغ، تعریق، افزایش دمای بدن، سردرگمی، اضطراب، ترس شدید و اختلال در قضاوت همراه باشد.

این عوارض برای سالمندان مبتلا به بیماری‌های قلبی، اختلالات شناختی یا مشکلات حرکتی می‌توانند خطر بیشتری داشته باشند.

در مقاله مورد بحث نیز پس از دریافت نوبت نخست، بیمار دچار تعریق شدید، احتمال افزایش دمای بدن و یک دوره طولانی خواب‌مانند شد. نویسندگان اعلام کرده‌اند که اندازه‌گیری دقیق دمای بدن انجام نشده است. بنابراین حتی شدت احتمالی افزایش دما نیز مشخص نیست.

در یک بیمار سالمند با اختلال بلع و وابستگی شدید، چنین وضعیتی نیازمند ارزیابی دقیق پزشکی است. کاهش طولانی سطح هوشیاری یا خواب‌مانندی عمیق می‌تواند خطراتی مانند آسپیراسیون، کم‌آبی یا مشکلات تنفسی به همراه داشته باشد. اینکه نویسندگان از مشاهده‌نشدن عوارض شدید پایدار در دوره پیگیری خبر داده‌اند، به معنی اثبات ایمنی روش نیست.

گزارش یک بیمار نمی‌تواند احتمال عوارض نادر یا شدید را در جمعیت بزرگ‌تر تعیین کند.

آیا هیچ داروی آلزایمری تاکنون چنین اثری نداشته است؟

بخش دیگری از توییت هالشر ادعا می‌کند که هیچ داروی آلزایمری تاکنون نتیجه‌ای نزدیک به این مشاهده نداشته است.

این مقایسه از نظر علمی مشکل دارد، زیرا دو نوع متفاوت از شواهد را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

داروهای تأییدشده آلزایمر معمولاً در کارآزمایی‌هایی با صدها یا هزاران بیمار بررسی می‌شوند و نتایج آن‌ها با شاخص‌های استاندارد سنجیده می‌شود.

برای نمونه، لکانمب در سال ۲۰۲۳ و دونانمب در سال ۲۰۲۴ برای درمان گروه‌های مشخصی از بیماران در مراحل اولیه آلزایمر در آمریکا تأیید شدند.

بر اساس اطلاعات FDA درباره لکانمب، کارآزمایی اصلی این دارو ۱۷۹۵ بیمار را دربر می‌گرفت. کارآزمایی اصلی دونانمب نیز شامل ۱۷۳۶ بیمار بود.

این داروها بیماری را درمان نمی‌کنند، اما در گروه‌های مشخصی از بیماران می‌توانند سرعت افت شناختی و عملکردی را کاهش دهند.

در مقابل، گزارش سیلوسایبین درباره یک بیمار با تشخیص بالینی آلزایمر پیشرفته است که بهبود عملکرد او بدون گروه کنترل و مقیاس‌های استاندارد توصیف شده است.

بنابراین نمی‌توان بزرگی بهبود گزارش‌شده در این فرد را مستقیماً با نتایج کارآزمایی‌های داروهای دیگر مقایسه کرد.

مهم‌تر اینکه داروهای یادشده برای مراحل اولیه بیماری مطالعه شده‌اند، نه برای بازگرداندن توانایی‌های ازدست‌رفته در مراحل پیشرفته.

این گزارش چه ارزشی برای پژوهش‌های آینده دارد؟

نباید نتیجه این راستی‌آزمایی را به معنی بی‌اهمیت‌بودن مقاله دانست.

ثبت یک تغییر غیرمنتظره در عملکرد بیمار می‌تواند پرسش‌های علمی تازه‌ای ایجاد کند.

برای مثال، آیا بعضی توانایی‌ها در جریان تخریب عصبی کاملاً از میان می‌روند یا ممکن است دسترسی به آن‌ها در شرایطی محدود شود؟ آیا تغییر موقت فعالیت شبکه‌های مغزی می‌تواند بر گفتار، توجه یا تعامل اجتماعی برخی بیماران اثر بگذارد؟

این پرسش‌ها ارزش بررسی دارند.

اما برای پاسخ‌دادن به آن‌ها، مطالعاتی با تشخیص دقیق بیماری، مواد استاندارد و قابل شناسایی، گروه کنترل، ارزیابی مستقل، پیگیری بلندمدت و نظارت کامل بر ایمنی لازم است.

نویسندگان مقاله نیز در بخش نتیجه‌گیری تأکید کرده‌اند که مشاهده آن‌ها نباید به‌عنوان بازگشت فرایند بیماری آلزایمر تعبیر شود و تنها می‌تواند مبنایی برای طرح فرضیه‌های پژوهشی آینده باشد.

این تفاوت میان نتیجه مقاله و برداشت رسانه‌ای از آن، مهم‌ترین بخش این راستی‌آزمایی است.

جمع‌بندی

ادعای مطرح‌شده در توییت نیکلاس هالشر ساختگی نیست. مقاله‌ای واقعی در مجله Frontiers in Neuroscience بهبودهایی در گفتار، تعامل اجتماعی، حرکت و کنترل ادرار یک زن سالمند با تشخیص بالینی آلزایمر پیشرفته پس از مصرف قارچ حاوی سیلوسایبین گزارش کرده است.
اما این گزارش تنها یک مشاهده موردی است و نمی‌تواند ثابت کند که سیلوسایبین علت تغییرات بوده یا قادر به درمان آلزایمر پیشرفته است.
تشخیص بیماری با نشانگرهای زیستی تأیید نشده، مقدار واقعی ماده موثر اندازه‌گیری نشده و تغییرات با ابزارهای استاندارد شناختی و گروه کنترل مقایسه نشده‌اند.
همچنین بیمار در ادامه یک نوبت دیگر قارچ دریافت کرده و نخستین مصرف با علائم حاد نگران‌کننده‌ای همراه بوده است.
از سوی دیگر، میان استفاده از سیلوسایبین در پژوهش‌های پزشکی تحت نظارت و مصرف خودسرانه قارچ‌های روان‌گردان تفاوت اساسی وجود دارد.
در محیط پژوهشی، وضعیت سلامت بیمار بررسی می‌شود، مقدار و هویت ماده باید مشخص باشد و امکان پایش عوارض و مداخله پزشکی فراهم است.
در مقابل، مصرف خانگی و استفاده از فرآورده‌های بازار غیرقانونی ممکن است علاوه بر عوارض شناخته‌شده سیلوسایبین، با خطرات ناشی از شناسایی اشتباه قارچ، غلظت نامعلوم ترکیبات فعال، وجود مواد اعلام‌نشده یا آلودگی احتمالی همراه باشد.
گزارش‌های مستند مراکز بهداشتی آمریکا نشان می‌دهند که بعضی فرآورده‌های عرضه‌شده با عنوان قارچ روان‌گردان حاوی ترکیبات غیرمنتظره بوده‌اند و با موارد مسمومیت شدید ارتباط داشته‌اند.
بنابراین سیلوسایبین را نمی‌توان درمانی اثبات‌شده یا بی‌خطر برای آلزایمر دانست و انتشار یک تجربه فردی، حتی اگر واقعی باشد، نباید مبنای مصرف خودسرانه آن قرار گیرد.
در پزشکی، مشاهده‌ای غیرمنتظره می‌تواند آغاز یک فرضیه علمی باشد، اما تا زمانی که نتایج در مطالعات دقیق و کنترل‌شده تکرار نشده‌اند، نمی‌توان آن را به یک درمان اثبات‌شده تبدیل کرد.

پرش به فهرست
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه
فکت‌نامه اولین سایت درستی‌سنجی (فکت‌چکینگ) سیاسی درباره ایران است.پیشنهاد سوژه