
در شرایطی که تنشها در تنگه هرمز و آبهای اطراف آن ادامه دارد، این منطقه در دو هفته منتهی به ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ موج حملات علیه کشتیرانی تجاری را تجربه کرده است.
در این شرایط، نگرانیها درباره امنیت شناورها در یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان افزایش پیدا کرده است.
درباره این تشدید حملات در هفتههای گذشته، چه میدانیم؟
بر اساس گزارش مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) که مرجع رسمی هشدارها و گزارشهای امنیتی کشتیرانی در منطقه است، تنها در فاصله ۵ تا ۱۱ اکتبر حداقل ۱۲ شناور هدف قرار گرفتهاند. این رقم، رکورد هفتگی از زمان شروع جنگ محسوب میشود. هفته پیش از آن نیز ۱۰ مورد گزارش شده بود. در ارزیابی هفتگی دیگری، UKMTO رقم ۱۲ حمله را ثبت کرد که ۱۰ مورد آن مستقیماً در محدوده تنگه هرمز رخ داده است.
سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) نیز تا ۲۲ اکتبر، مجموعاً ۱۲۰ حادثه تأییدشده را از آغاز درگیریها فهرست کرده و شمار کشتهشدگان دریانورد را ۲۴ نفر اعلام کرده است. مقامهای دریایی تأکید دارند که بسیاری از گزارشها با تأخیر منتشر میشوند و برخی مالکان یا مدیران کشتیها به دلایل امنیتی و تجاری از اعلام رسمی حادثه خودداری میکنند؛ به همین دلیل، کارشناسان بر این باورند که آمار واقعی احتمالاً از ارقام اعلامشده بالاتر است.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی و نیروی دریایی سپاه پاسداران روز ۲۲ اکتبر مدعی شدند که ۷ شناور در منطقه آسیب دیدهاند. طبق این روایت، چهار مورد که به گفته آنها در حال انتقال غیرقانونی نفت در شمال خلیج فارس بودهاند، همزمان هدف قرار گرفته و آتش گرفتهاند و سه مورد دیگر در غرب تنگه به مین برخورد کردهاند. سپاه همچنین تهدید کرده که ادامه اقدامات آمریکا میتواند به پاسخی گستردهتر منجر شود. در روزهای پیش از آن نیز مقامهای ایرانی ادعاهایی درباره برخورد سوپرتانکرها به مین به دلیل استفاده از «مسیرهای غیرمجاز» مطرح کرده بودند.

توضیح: تصویر ماهوارهای از کشتی کانتینر بر GFS Pride که در تاریخ ۱۳ اکتبر هدف قرار گرفت و غرق شد.
با این حال، سنتکام و مرکز اطلاعات دریایی مشترک (JMIC) اغلب این ادعاها را تأیید نکردهاند. آنها حملات را عمدتاً به پرتابههای سپاه نسبت دادهاند، نه برخورد با مین. در گزارشهای رسمی UKMTO و IMO، ماهیت دقیق پرتابههای اصابتکرده به کشتیها در بیشتر موارد مشخص نشده و عمدتاً تحت عنوان «پرتابه ناشناخته» ثبت شدهاند. هرچند در برخی موارد به پهپاد یا راکت از قایقهای کوچک اشاره شده، اما عمده موارد گزارششده و تأییدشده از نوع پرتابههای ناشناخته بودهاند.
مقایسه میان دو روایت نشان میدهد که تعداد و تداوم حملات تأییدشده در گزارشهای رسمی بینالمللی در این دوره بسیار بیشتر از ادعاهای روزمره جمهوری اسلامی بوده است. این شکاف نهتنها در اعداد، بلکه در توصیف ماهیت حوادث نیز آشکار است و تصویر متفاوتی از وضعیت امنیتی تنگه هرمز ارائه میدهد.
افزایش شدت حملات در حالی رخ داده که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال پایدار در آن میتواند پیامدهای گستردهای برای بازارهای انرژی و زنجیره تأمین جهانی داشته باشد. مقامهای دریایی و امنیتی بر ضرورت هوشیاری بیشتر کشتیها و گزارش سریع هرگونه فعالیت مشکوک تأکید کردهاند و در عین حال اذعان دارند که تأخیر در گزارش ها و انتشار اطلاعات مربوطه، ارزیابی دقیق از ابعاد واقعی تهدید را دشوارتر کرده است.

توضیح تصویر: تانکر GEM NO.2 که در تاریخ ۹ اکتبر هدف حمله قرار گرفت.
تعداد دقیق کشتیهای هدف قرار گرفته در تنگه هرمز و آبهای اطراف آن در ماه اکتبر ۲۰۲۶ بهطور کامل مشخص نیست. با این حال، هویت، نوع و پرچم تعدادی از این شناورها در فهرستهای تأییدشده سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) و گزارشهای مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) ثبت شده و قابل استناد است.
جدول زیر، ۱۳ مورد از این کشتیها را نشان میدهد که نام، شماره IMO، پرچم و نوع آنها مشخص شده است. این موارد شامل کانتینربر، نفتکش (از جمله VLCC)، تانکر فرآوردههای نفتی، فلهبر و یک یدککش میشود. از این ۱۳ مورد، نوع پرتابه در گزارشهای رسمی برای ۱۲ کشتی «نامشخص» ثبت شده و تنها در یک مورد (کشتی Loyalty) به راکت پرتابشده از قایق کوچک (RPG) اشاره شده است.

این اختلاف آمار میان تعداد کل حملات گزارششده و تعداد کشتیهای دارای هویت مشخص، نشاندهنده محدودیتهای موجود در شفافیت اطلاعات دریایی است. در حالی که منابع مستقل غربی بر وقوع پرتابههای عمدتاً ناشناخته تأکید دارند، روایت جمهوری اسلامی بیشتر بر برخورد با مین یا هدف قرار گرفتن کشتیهای در حال «انتقال غیرقانونی نفت» متمرکز است. این تفاوت در توصیف ماهیت حوادث، ارزیابی دقیق از ابعاد واقعی تهدید علیه کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز را دشوارتر کرده است.
افزایش شدت حملات در تنگه هرمز در حالی رخ داده که این گذرگاه همچنان حدود یکپنجم نفت تجارتشده دریایی جهان را جابهجا میکند. استمرار حملات، حتی اگر به توقف کامل عبور کشتیها منجر نشود، هزینههای بیمه دریایی و ریسک عملیاتی را برای مالکان و اپراتورها بالا برده است. برخی شرکتها در واکنش به این شرایط، تردد در منطقه را کاهش داده یا مسیرهای جایگزین را بررسی کردهاند؛ هرچند این گزینهها معمولاً زمانبرتر و پرهزینهتر هستند.
در کنار هزینههای مستقیم، نبود شفافیت کافی درباره هویت کامل کشتیهای هدف و نوع پرتابهها، ارزیابی دقیق تأثیر این حوادث بر بازار انرژی را دشوار کرده است. وقتی بخش قابل توجهی از گزارشها با تأخیر منتشر میشود یا برخی مالکان از اعلام رسمی خودداری میکنند، تصویر کلی از ابعاد واقعی تهدید ناقص میماند. این مساله نهتنها برای تحلیلگران امنیتی، بلکه برای بازیگران بازار انرژی نیز تصمیمگیری را پیچیدهتر کرده است.