
در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از درگیریهای مسلحانه در استان سیستان و بلوچستان ایران منتشر شده است. این درگیریها در هفتههای گذشته شدت یافتهاند و در مواردی به کشته و زخمی شدن شهروندان غیرنظامی، نیروهای حکومتی و افراد مسلح انجامیده است. شهرستانهای زاهدان، سراوان، ایرانشهر، راسک و نیکشهر از مناطق اصلی وقوع این درگیریها هستند. با این حال گزارشهایی هم از وقوع درگیری در استانهای کرمان و هرمزگان نیز منتشر شده است. ائتلافی موسوم به «جبهه مبارزین مردمی» نام پرتکراری است که در این میان شنیده میشود.

روز ۱۹ آذر ۱۴۰۴، گروههای سیاسی و مسلح بلوچ با انتشار بیانیهای از تشکیل ائتلافی به نام «جبهه مبارزین مردمی» خبر دادند. در این بیانیه ویدیویی فردی که «محمد بلوچ» معرفی شد از اتحاد چندین نهاد و سازمان با هدف «افزایش هماهنگی» و «اثرگذاری فعالیت علیه جمهوری اسلامی» خبر داد. این ائتلاف همچنین اساسنامهای منتشر کرد که در آن اهداف، روشهای فعالیت و گروههای عضو جبهه را معرفی میکرد. جیشالعدل، جنبش پادا بلوچ، حرکت نصر بلوچستان، گروه محمدرسولالله و افرادی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ» از اعضای این ائتلاف هستند. تا این لحظه اطلاع دقیقی از تعداد اعضای ائتلاف، میزان استقلال و نحوه ادغام ساختارهای نظامی این گروهها، وجود ندارد.

نشان «جبهه مبارزین مردمی»
در بیانیه تاسیس، هدف از این ائتلاف افزایش اتحاد میان گروههای مخالف جمهوری اسلامی و گسترش فعالیت آن در سطح کشور، تاکید بر ایرانی متعلق به همه ایرانیان و مخالفت با تبعیض و همکاری با سایر مخالفان است. اما شواهد نشان میداد که تغییری در رویکرد مسلحانه این گروهها مشاهده نشد. همزمان با اعلام تشکیل جبهه، چهار نیروی سپاه پاسداران در حوالی زاهدان کشته شدند. جبهه مسئولیت حمله را پذیرفت و گفت این گروه در سرکوب مردم در بلوچستان نقش داشتهاند.
خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران در این باره نوشت که تشکیل جبهه مبارزین مردمی در واقع تلاشی از سوی جیشالعدل برای تغییر نام و بازسازی چهره این گروه پس از کشته و بازداشت شدن تعدادی از اعضای آن است. تسنیم تشکیل این ائتلاف را «نمایشی برای تطهیر تروریسم» خوانده و همچون گذشته لفظ «جیشالظلم» را به جای نام جیشالعدل به کار برده است.
در مقابل، ائتلاف جدید خود را حاصل اتحاد چند سازمان با هدف فعالیت مشترک سیاسی و نظامی معرفی میکند. با اطلاعات عمومی موجود، هنوز نمیتوان بهطور مستقل تعیین کرد که این ائتلاف تا چه اندازه به سازمانی با فرماندهی و ساختار واحد تبدیل شده یا بیشتر چارچوبی برای هماهنگی گروههای عضو است.
در ماههای پس از تشکیل ائتلاف، نام جبهه مبارزین مردمی در تعدادی از حملات و درگیریهای مسلحانه بلوچستان مطرح شده است. با این حال نام این نهاد در تنها ۱۱ رویداد از بین ۷۴ درگیری مسلحانه دیده میشود.
حمله ۱۳ مهرماه به گشت انتظامی در مسیر ایرانشهر به بمپور، حمله ۱۵ مهر به مقر انتظامی گلشن در جالق، حملات ۱۶ مهر در نیکشهر و نصرآباد، انفجار بمب کنار جادهای در چشمهزیارت زاهدان که منجر به کشته شدن معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان و یک نیروی امنیتی دیگر شد، حمله ۲۰ مهرماه به یک پاسگاه در نزدیکی راسک و حملاتی در تفتان، کورین زاهدان و چابهار از جمله مواردی هستند که ائتلاف مسئولیت آنها را بر عهده گرفته است.
هنوز پاسخ دقیقی برای این پرسش که چرا این حملات افزایش یافتهاند وجود ندارد. یکی از عوامل احتمالی تغییر شرایط نظامی و امنیتی ایران پس از آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل است. برخی تحلیلها نیز به سابقه نارضایتیهای تاریخی در بلوچستان اشاره کردهاند. تشکیل ائتلاف احتمالا یکی از عوامل افزایش درگیریها باشد چرا که ممکن است به گروههای مسلح امکان هماهنگی و پشتیبانی بیشتر داده باشد.
بررسیهای فکتنامه نشان میدهد از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا ۲۹ مهرماه، دستکم ۷۴ رویداد مسلحانه در جنوب شرق ایران گزارش شده است. این رویدادها شامل درگیری میان نیروهای حکومتی و گروههای مسلح، حملات یکجانبه، ترور، بمبگذاری، حمله به مراکز نظامی و انتظامی و عملیات نیروهای امنیتی است.
این فهرست با بررسی گزارشهای هرانا، حالوش، شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان و دیگر رسانههای مستقل و حکومتی از جمله خبرگزاریهای فارس و تسنیم، تهیه شده است. بیشترین تعداد رویدادها مربوط به مهرماه با ۲۸ مورد است در حالی که در شهریور ۱۱ و در مرداد با ۹ مورد گزارش شده، رو به رو هستیم.

از مجموع ۷۴ رویداد در ۱۱ مورد نام «جبهه مبارزین مردمی» مطرح شده است. این ائتلاف مسئولیت ۹ حمله در مهرماه را پذیرفته و در دو درگیری دیگر که به گفته منابع مختلف از جانب نیروهای حکومتی آغاز شده، حضور داشته است. «انصار الفرقان» نیز مسئولیت یک حمله را پذیرفته و در یک مورد دیگر گروهی به نام «مبارزین بلوچ» مسئول یک رویداد مسلحانه معرفی شده است. در ۳۶ رویداد عامل حمله در منابع مستقل «گروههای مسلح ناشناس» عنوان شده است. سایر موارد نیز شامل آن دسته از رویدادهایی است که از جانب نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی آغاز شدهاند.
تعداد کل رویدادهای ثبتشده در مهرماه تقریباً ۲٫۵ برابر شهریور و بیش از سه برابر مرداد بوده است. این افزایش نشاندهنده تشدید گزارششده درگیریهاست. مناطق پرتکرار در گزارشها عبارتاند از زاهدان، سراوان، ایرانشهر، راسک و نیکشهر. در کنار این مناطق، گزارشهایی از درگیری در بخشهایی از کرمان و هرمزگان نیز مطرح شده است.
یکی از نکات قابل توجه در حملات اخیر، هدف قرار گرفتن نیروهای منتسب به «فاطمیون» است. از ۹ عملیات جبهه مبارزین مردمی، سه مورد در رودماهی، زاهدان، مورتان (راسک) و رمین (چابهار) این نیروها هدف حمله بودهاند. در عملیات دیگری در پیرسوران کورین نیز منابع محلی از فاطمیون نام بردهاند اما جبهه مبارزات مردمی گفته نیروهای سپاه را هدف قرار داده است.
لشکر فاطمیون یک گروه شبهنظامی متشکل از شیعیان افغانستان است که تحت فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران سازماندهی شد و از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ و سقوط حکومت بشار اسد در سوریه در حمایت از دولت وقت فعالیت نظامی داشت.
حال وش و شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان گزارشهایی همراه با تصاویر و ویدیو استقرار و گشتزنی و مشارکت نیروهای منتسب به فاطمیون را در عملیات امنیتی در بلوچستان منتشر کردهاند. گزارشهای دیگری نیز از فاطمیون به عنوان گروهی که در عملیات امنیت داخلی سیستان و بلوچستان فعال هستند، یاد کردهاند. با این حال مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون حضور این نیروها را تاکنون به طور رسمی تایید نکردهاند.
بلوچستان منطقهای تاریخی و جغرافیایی است که امروزه در جنوبشرق ایران و بخشهایی از پاکستان و افغانستان واقع شده است. در ایران، بخش اصلی بلوچستان در مناطق مرکزی و جنوبی استان سیستان و بلوچستان واقع شده، اما بخشهایی از استانهای کرمان و هرمزگان نیز بلوچنشین محسوب میشوند.
پیشینه درگیریهای مسلحانه میان حکومت مرکزی ایران و برخی رهبران محلی بلوچستان به پیش از تاسیس جمهوری اسلامی و دوره پهلوی اول باز میگردد. در سال ۱۳۰۷، ارتش رضاشاه برای گسترش کنترل حکومت مرکزی بر بلوچستان وارد این منطقه شد و نیروهای دوستمحمدخان بارکزهی، از حاکمان محلی، را شکست داد. شورشهای بعدی علیه حکومت مرکزی نیز با شکست مواجه شدند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز اختلاف بر سر خودگردانی محلی، حقوق مذهبی و نحوه اداره استان به اعتراضات و درگیریهایی در زاهدان و دیگر مناطق بلوچستان انجامید اما در نهایت با سرکوب مواجه شد و به شکست انجامید.
مرحله جدیدی از فعالیت سازمانیافته گروههای مسلح بلوچ از اوایل دهه ۱۳۸۰، با تاسیس سازمانی مسلح به نام «جندالله» به رهبری عبدالمالک ریگی آغاز شد. جندالله مدعی دفاع از حقوق بلوچها و مسلمانان اهل سنت در ایران بود و در طرف مقابل جمهوری اسلامی کشورهای عربی منطقه از جمله عربستان سعودی را به حمایت و تجهیز این گروه متهم میکرد.
جندالله مجموعهای از حملات مسلحانه و بمبگذاریها را علیه نیروهای نظامی و امنیتی و همچنین اهداف غیرنظامی انجام داد که در مواردی علاوه بر نیروهای نظامی به کشته شدن شهروندان غیر نظامی از جمله سران طوایف بلوچ انجامید.
ریگی سرانجام در بهمن ۱۳۸۸ بازداشت و در خرداد سال بعد اعدام شد.

عبدالمالک ریگی، رهبر «جندالله»
اعدام او اما منجر به توقف فعالیتهای جندالله نشد. این گروه در تیرماه ۱۳۸۹ مسئولیت دو انفجار انتحاری در مسجد جامع شیعیان زاهدان را پذیرفت که به کشته شدن ۲۷ نفر و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان انجامید. با این حال پس از این دوره گروههای مسلح دیگری نیز از جمله «حرکت انصار ایران» و «جیشالعدل» در حدود سال ۱۳۹۱ فعالیت خود را آغاز کردند و برخی اعضای پیشین جندالله نیز به آنها پیوستند.
یکی از خبرسازترین رویدادهای این دوره به آبان ۱۳۹۲ بازمیگردد. زمانی که در حمله افراد مسلح در نزدیکی سراوان، ۱۴ مرزبان ایرانی کشته شدند و جیشالعدل مسئولیت آن را پذیرفت. یک روز بعد، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران ۱۶ زندانی بلوچ را اعدام کرد. سازمانهای حقوق بشری این اقدام را واکنشی به کشته شدن مرزبانان قلمداد کردند.
حملات مسلحانه و انتحاری جیشالعدل و سایر گروهها ادامه داشت تا این که پس از اعتراضات ۱۴۰۱، در روزی که بعدها به «جمعه خونین زاهدان» نامیده شد، جیش العدل با انتشار بیانیهای ضمن رد نقش خود در رویدادهای پس از نماز جمعه هشتم مهرماه زاهدان، شهروندان را دعوت کرد تا مسلح شوند. حدود نه ماه بعد جیشالعدل با اشاره به وقایع مهرماه ۱۴۰۱، حملهای مسلحانه به کلانتری ۱۶ زاهدان ترتیب داد که در آن دو مامور کلانتری و چهار تن از مهاجمان کشته شدند.
درگیریهای مسلحانه در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نیز ادامه داشت تا این که در آذر ۱۴۰۴، ائتلاف «جبهه مبارزین مردمی» میان گروههای مسلح بلوچ شکل گرفت.
درگیریهای مسلحانه در بلوچستان در مهرماه ۱۴۰۵ افزایش محسوسی داشتهاند. تعداد رویدادهای ثبتشده از ۱۱ مورد در شهریور ۱۴۰۵ به ۲۸ مورد در مهر رسیده است. ائتلافی تازه موسوم به «جبهه مبارزین مردمی» به یکی از بازیگران مطرح در این درگیریها تبدیل شده است. این گروه از ائتلاف چند گروه بلوچ، از جمله جیشالعدل شکل گرفته است. این ائتلاف مسئولیت شماری از حملات را پذیرفته، اما تنها در ۱۱ مورد از ۷۴ رویداد نام آن مطرح شده است.
درگیریهای کنونی ریشههایی عمیقتر از تشکیل ائتلاف جدید دارند. تاریخ منازعات محلی، تنش بر سر حقوق سیاسی و مذهبی، فعالیت گروههای مسلح پیشین و واکنشهای امنیتی حکومت، همگی برای فهم زمینه این بحران اهمیت دارند.
نقش دقیق برخی بازیگران و علت اصلی افزایش درگیریها همچنان نامشخص است. بهویژه درباره ساختار واقعی جبهه، هویت عاملان حملات ناشناس و حضور نیروهای منتسب به فاطمیون، به شواهد مستقل بیشتری نیاز است.
در نهایت تشدید درگیریهای مسلحانه در بستری تاریخی و امنیتی پیچیده است و جبهه مبارزین مردمی یکی از عوامل احتمالی این روند است، اما میزان تأثیر آن و سهم سایر عوامل هنوز بهطور قطعی مشخص نشده است.