
بشیر بیآزار
مدیر پیشین دفتر موسیقی و سرود سازمان صداوسیما
در جریان اعتراضات اخیر فرانسه، برخورد پلیس به مرگ و کمای دانشآموزان و نابینایی تعداد زیادی منجر شد.

شاخدار

بشیر بیآزار در گفتگویی (لینک بایگانی) با خبرگزاری دانشجو مجموعهای از ادعاهای نادرست، پیرامون اعتراضات اخیر در فرانسه مطرح کرده است. این گفتگو در شبکههای اجتماعی خبرگزاری دانشجو نیز منتشر شده است. (لینک۱ ، لینک۲ ، لینک۳)

بیآزار در این گفتگو ادعا میکند یکی از دانشآموزان در این اعتراضات فوت شده، و دیگری به کما رفته و تعداد زیادی چشمشان را در برخورد پلیس از دست دادند. او در ادامه و در تناقض با این ادعا میگوید «پلیس فرانسه کسی را نمیکشد».
او همچنین مدعی است که در فرانسه کسی به پاسگاه و کلانتری حمله نمیکند.
او میافزاید در غرب کسی اجازه صحبت کردن درباره «غزه» را ندارد و در ایران همه آزادانه درباره همه مسائل اظهارنظر میکنند. او همچنین مدعی است که هفت هزار نفر بر اثر گرما در فرانسه جانشان را از دست دادهاند، ۳۶ درصد مردم فرانسه مسلمان هستند و در نظرسنجیها و آمارگیریها کسی دین افراد را نمیپرسد.
این دسته از ادعاهای بیآزار قابل راستیآزمایی هستند. اما او در این گفتگو مجموعهای از ادعاها را نیز مطرح میکند که قابل صحتسنجی نیستند. از جمله این که اگر اروپاییها آزادی ایرانیها را داشتند همدیگر را میخوردند و این که دوستان بشیر بیآزار جرات ندارند درباره اعتراضات اخیر صحبت کنند.
فکتنامه آن دسته از ادعاهای مطرح شده در این گفتگو را که قابل راستیآزمایی هستند بررسی کرده و بخش عمده آنها را نادرست تشخیص داده است.
بیآزار در بخش دیگری از گفتگو تاکید میکند که تبحر پلیس فرانسه در سرکوب باعث شده آنها به طریقی که منجر به مرگ معترضان شود برخورد نکنند. این گزاره با ادعای اولیه او در رابطه با مرگ معترضان در تناقض است. اما فارغ از این تناقض تا لحظه تنظیم این گزارش در ۲۱ مهرماه، هیچ گزارش معتبر و موثقی مبنی بر مرگ معترضان در اعتراضات اخیر وجود ندارد.
گزارشهای معتبر از «آسیب برگشتناپذیر» چهار دانشآموز خبر دادهاند که منجر به ایجاد ۲۴ پرونده در بازرسی پلیس فرانسه شده است. آسیب به چشم منجر به نابینایی یک چشم، آسیب چشم که منجر به نابینایی نشده، قطع یک دست و آسیب فک و دندان مواردی هستند که «آسیب برگشتناپذیر» عنوان شدهاند. هیچ کدام از گزارشها از این که دانشآموزی به کما رفته باشد خبر نمیدهند.
لوموند در گزارشی به تاریخ ۱۳ مهرماه به آسیب چشمی دو دانش آموز بر اثر خشونت پلیس اشاره کرده است. یکی از آنها بینایی یک چشمش را از دست داده و دیگری دچار آسیب سطحی شده است. بعد از این گزارش، شواهدی مبنی بر این که دانشآموزان فرانسوی بیناییشان بر اثر واکنش پلیس از دست داده باشند وجود ندارد. در نتیجه ادعای تعداد بالای افرادی که بیناییشان را از دست دادهاند نیز نادرست است.
در جریان اعتراضات مختلف پیرامون مسائل سیاسی و اجتماعی، حمله معترضان به کلانتریها و پاسگاههای پلیس در فرانسه و به طور خاص در پاریس مسبوق به سابقه است. (لینک۱ ، لینک۲ ، لینک۳)
در جریان اعتراضات اخیر نیز دستکم یک مورد حمله با مواد آتشزا به پاسگاه پلیس در شهر بوردو گزارش شده است.
گزارشهایی نیز از جمله حمله به پلیس پاریس در میدان باستیل به تاریخ ۱۶ مهرماه منتشر شده که منجر به جراحت چند مامور پلیس در جریان اعتراضات اخیر شد.
همچنین تا روز ۱۸ مهرماه دستکم ۷۰۰ مامور پلیس در جریان اعتراضات مجروح شدهاند.
سازمان بهداشت عمومی فرانسه در گزارشی به تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ اعلام کرد که در موج گرمای تابستان امسال، حدود ۵٬۷۶۴ مورد مرگ و میر مازاد از «همه علل» ثبت شده است؛ یعنی حدود ۳۶ درصد بیشتر از تعداد مورد انتظار. این سازمان تصریح کرده که این «آمار اولیه» الزاما تعداد مرگهایی نیست که رابطه مستقیم آنها با موج گرمای اخیر ثابت شده باشد. بنابراین ادعای هفتهزار مرگ به خاطر گرمای شدید را با استناد به این گزارش رسمی، نمیتوان تایید کرد.
براساس آخرین پژوهش مشترک موسسه ملی آمار و موسسه مطالعات جمعیتی فرانسه، در سال ۲۰۲۰، حدود ۱۰ درصد جمعیت ۱۸ تا ۵۹ ساله این کشور، خود را مسلمان معرفی کردهاند. شاید این نرخ به سایر گروههای سنی، زیر ۱۸ سال و بالای ۵۹ سال قابل تعمیم نباشد اما فاصله آن با ادعای ۳۶ درصد، قابل توجه است.
در بخش روششناسی این پژوهش اشاره شده که دو پرسش پیرامون دین در این آمارگیری وجود داشته است؛ «آیا دینی دارید؟» و در صورت پاسخ مثبت «کدام دین؟». پاسخ به این بخش اختیاری بوده است.
اگرچه در مواردی برخی محدودیتها برای تعدادی از گروههایی که حامی فلسطین معرفی میشوند اعمال شده، اما به طور کلی شواهد فراوانی وجود دارد که اظهارنظر پیرامون غزه و به طور خاص عنوان «نسلکشی» در رابطه با آن، در اروپا کاربرد دارد.
معاون اجرایی کمیسیون اروپا، در شهریور ماه گذشته در اظهاراتی در پاریس، اقدامات اسرائیل در غزه را نسلکشی خواند. دبیر اول حزب سوسیالیست فرانسه تاکید دارد که در مورد غزه نباید از واژه جنگ استفاده کرد و به جای آن باید آن را نسلکشی خواند. همچنین جایزه نوبل صلح ۲۰۲۶ که در اروپا اهدا میشود به حقوقدانی تعلق گرفت که جنگ غزه را نسلکشی خوانده بود.
همچنین در شهریور ماه سال گذشته دهها نماینده مجلس ملی فرانسه طرحی را با عنوان «درخواست از جمهوری فرانسه برای به رسمیت شناختن نسلکشی مردم فلسطین در غزه به دست اسرائیل و اتخاذ تدابیر فوری برای پایان دادن به آن.» به پارلمان تقدیم کردند.
فارغ از میزان محدودیت یا آزادی اظهار نظر پیرامون مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی در اروپا، شواهد موجود نشان میدهد این ادعا در مورد ایران نادرست است.
گزارش اخیر خانه آزادی با بررسی شاخصهایی از جمله محدودیت رسانهها، تعقیب منتقدان و نظارت بر اظهار نظرهای سیاسی شهروندان، ایران را در دسته کشورهای «غیرآزاد» قرار داده است.
سازمان گزارشگران بدون مرز نیز در آخرین رده بندی خود در شاخص آزادی مطبوعات ایران را در رتبه ۱۷۷ از ۱۸۰ کشور قرار داده است. این سازمان با بررسی پنج شاخص سیاسی، اقتصادی، قانونی، اجتماعی و امنیتی، وضعیت رسانهها را ارزیابی میکند و میگوید جمهوری اسلامی کنترل گستردهای بر رسانههای داخلی دارد و سرکوب روزنامهنگاران و محدودیتهای اطلاعرسانی را تشدید کرده است.
با در نظر گرفتن این دو نهاد و سایر سازمانهایی که آزادیهای اجتماعی و سیاسی را در جهان رصد میکنند، ادعای بشیر بیآزار پیرامون آزادی بیان در ایران نادرست است.
بشیر بیآزار، فعال رسانهای نزدیک به جمهوری اسلامی، مدیر سابق تولیدات دفتر موسیقی و سرود سازمان صداوسیما و دبیر پیشین انجمن اسلامی دانشجویان مقیم لندن است. او در رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و فیلمسازی در ایران، هند و بریتانیا تحصیل کرده است.
بیآزار به ارتباط با سپاه پاسداران و دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی متهم و بازداشت شد. او سرانجام در تابستان ۱۴۰۳ از خاک فرانسه اخراج شد. روزنامه لوموند در همان زمان گزارشی منتشر کرد که میگفت دولت فرانسه قصد داشته از بیآزار به عنوان اهرم فشاری برای آزادی چند زندانی فرانسوی در ایران استفاده کند.
بنابراین فکتنامه به مجموعه ادعاهای بشیر بیآزار پیرامون اعتراضات فرانسه در گفتگو با خبرگزاری دانشجو نشان «شاخدار» میدهد.

شاخدار
گفته یا آمار، به قدری نادرست و مضحک است که حتی مرغ پخته هم به خنده میافتد!
درباره نشانهای میرزاروش کار ما