
سعید لیلاز
روزنامهنگار، تحلیلگر اقتصادی و فعال سیاسی
سعید لیلاز مشکلات ما به جنگ مربوط نیست… چنانکه در ۳ ماه دوم ۱۴۰۴ یعنی پس از جنگ ۱۲روزه رشد اقتصادی مثبت شد.

گمراهکننده

سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی روز شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ در برنامه تلویزیونی «به وقت ایران» در شبکه خبر، گفت: «ما فراموش میکنیم مسائل بنیادین ما برای قبل از جنگ است…. نکته جالبی است که در سه ماه اول سال ۱۴۰۴، بدون جنگ رشد اقتصادی منفی داشتیم اما در سه ماه دوم ۱۴۰۴ یعنی پساز جنگ ۱۲روزه، رشد اقتصادی مثبت بود.»
او این آمار را در بخشی از صحبتهای خود مطرح کرد که تلاش میکرد نشان دهد جنگ بر وضعیت اقتصاد ایران تاثیری نداشته است.
جنگ ۱۲ روزه، ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۴ با حمله اسرائیل به ایران آغاز شد و در سوم تیرماه پایان گرفت. دور بعدی جنگ ۹ اسفند ماه همان سال از سر گرفته شد و بعد از چهل روز با آتشبس به پایان رسید؛ هر چند تنشها و حملات در منطقه، ادامه داشت.
بین این دو جنگ هم اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ و سرکوب خونین معترضان اتفاق افتاد.
با این حساب بررسی فصل به فصل از زمستان ۱۴۰۳ به بعد میتواند دوره زمانی تمام این اتفاقات و تاثیرات اقتصادی آنها را پوشش دهد و بر اساس آن میتوان دید هر کدام از این رشدها و کاهشها بعد از جنگها و اعتراضها، چه وضعیتی داشته است.
ما در بررسی رشد فصلی اقتصاد ایران از گزارشهای آماری هر دو مرجع آماری یعنی بانک مرکزی و مرکز آمار استفاده کردیم.
ضمن اینکه روایت هر کدام از این مراجع درباره رشد تولید ناخالص داخلی ایران یک بار با در نظر گرفتن بخش نفت و یک بار بدون نفت در این نمودارها خلاصه شده است.


همانطور که در این نمودار نشان داده شده، در حالیکه نرخ رشد اقتصادی در زمستان سال ۱۴۰۳ ارقام مثبتی بوده، در بهار ۱۴۰۴ برآورد مرکز آمار و بانک مرکزی از نرخ رشد اقتصادی چه با نفت و چه بدون نفت منفی شده است.
بر اساس آمارها، نرخ رشد اقتصاد ایران در فصل پس از آن یعنی تابستان ۱۴۰۴ مثبت گزارش شده است؛ به جز در روایت مرکز آمار از نرخ رشد اقتصاد ایران بدون نفت که منفی ۰/۲ درصد اعلام شده.
هرچند که میزان مثبت بودن این نرخ رشد در بالاترین ارزیابی، فقط نیم درصد است.
مثبت بودن نرخهای رشد اقتصادی در پاییز پارسال ادامه یافته و حتی ارقامی بهتر از تابستان ۱۴۰۴ در این فصل به جا گذاشته است.
اما زمستان سال ۱۴۰۴ داستانی کاملا متفاوت با تابستان و پاییز دارد. در گزارشهای هر دو مرجع آماری و در هر دو روایت با و بدون نفت، نرخهای رشد این فصل منفی است.
حاصل این نوسانات فصلی در نرخ رشد اقتصادی کل سال ۱۴۰۴ منعکس شده است. بهجز رشد اقتصادی با نفت در گزارش مرکز آمار که ۰/۲ درصد اعلام شد، سایر برآوردها از رشد اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۴ منفی بودند.

وقتی نتایج گزارش مرکز آمار ایران از نرخ رشد اقتصادی بهار ۱۴۰۵ را به عنوان جدیدترین ارزیابی از رشد اقتصادی در کنار نرخهای فصلی پیشین میگذاریم، روشن میشود که روند سقوط تولید ناخالص داخلی ایران در نخستین فصل سال ۱۴۰۵ به مراتب شدیدتر از قبل ادامه یافته است.
بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، نرخ رشد اقتصادی ایران در بهار امسال منفی ۱۰/۱ درصد بوده، این نرخ بدون در نظر گرفتن عملکرد بخش نفت، منفی ۴/۶ درصد است.
این در حالی است که بانک مرکزی هنوز گزارش خود از نرخ رشد اقتصادی بهار ۱۴۰۵ را اعلام نکرده است.
در این مجموعه از نرخهای فصلی رشد اقتصادی به نظر میرسد تمام دادهها، آثار و پیامدهای منفی جنگ بر اقتصاد کلان را تایید میکند. تنها گزینهای که نمیتواند این ارتباط در اثرگذاری منفی جنگ بر روند اقتصاد کلان را توضیح دهد، همان نرخهای رشد فصل تابستان ۱۴۰۴ است که سعید لیلاز به آن اشاره کرده است.
بنابراین به نظر میرسد او بدون اشاره به دیگر آمارها، به بخش مهمی از واقعیت درباره وضعیت رشد اقتصادی ایران اشاره نکرده است.
البته در گزارش مرکز آمار ایران نرخ رشد اقتصادی بدون نفت همان فصل هم منفی ۰/۲ درصد اعلام شده اما با این حال با انتظار منفی بودن یکسره اقتصاد در پی بروز جنگ، همخوانی ندارد.
برای پاسخ به این ابهام، گزارشهای مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران از شاخص مدیران خرید اقتصاد ایران (شامخ) راهگشاست و توضیحاتی را درباره فضای اقتصاد کلان در ماههای پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه در هفته آخر خرداد و هفته اول تیرماه ۱۴۰۴ ارایه میکند.
در هر سه گزارش شامخ ماههای بهار ۱۴۰۴، یکی از موانع و مشکلات اصلی از دید فعالان اقتصادی، «تداوم نااطمینانیهای اقتصادی» و «ابهام در مذاکرات و نااطمینانی های قیمتی» عنوان شده است.
به طور مثال در گزارش شاخص مدیران اقتصاد ایران مربوط به خرداد ۱۴۰۴ آمده است: «تداوم نااطمینانیها و بحرانهای قبلی به دنبال بالا رفتن ریسکهای کنونی باعث شده تا شرکتها با نبود چشمانداز روشن، امکان برنامهریزی برای آینده را دشوار کرده و تاب آوری کسب و کارها به شدت کاهش یافته و بسیاری در آستانه تعطیلی قرار گیرند.»
این وضعیت در واقع به معنای پیشخور کردن آثار تشدید تنش یا جنگ بوده که در نرخهای رشد اقتصادی بهار ۱۴۰۴ خود را نشان داده است.
اگرچه نگرانیها از تداوم ریسکهای سیاسی و پایداری نااطمینانیها همچنان در ماههای تابستان پارسال برقرار بوده اما کوتاه بودن دوره جنگ ۱۲ روزه و آثار محدود آن بر بخشهای مختلف اقتصادی، بهتر از انتظارات فعالان اقتصادی پیش از بروز جنگ بود.
به طور مثال در گزارش شامخ تیرماه، به نقل از فعالان اقتصادی مشارکتکننده در تدوین این گزارش آمده است: «نگرانی ناشی از احتمال وقوع درگیری بعدی، تاثیر قابل توجهی بر فضا و نااطمینانی اقتصادی کشور گذاشته است، در حالی که ثبات سیاسی می تواند نقش کلیدی و تعیین کنندهای در حل مشکلات اقتصادی ایفا کند.»
در گزارش شامخ مردادماه ۱۴۰۴، تصریح شده که «فراهم آوردن شرایط با ثبات سیاسی-اقتصادی، میتواند موتور محرک تازهای برای بازگشت به مسیر رشد و خروج تدریجی از رکود باشد.»
در همین گزارش فعالان اقتصادی به «خبرهای رسانهای هفته اخیر مبنی بر توافق اولیه با اروپا برای ادامه مذاکرات» اشاره کرده و امیدوار بودند که این اخبار بتواند «فضای نگرانی فعالان اقتصادی و صاحبان کسب و کارها را کاهش دهد و نقش مهمی در مدیریت انتظارات داشته باشد.»
و از شهریور ماه ۱۴۰۴، نگرانی از عواملی جدید پای به میدان میگذارد در گزارش شامخ این ماه میخوانیم: «با توجه به مکانیسم ماشه و نااطمینانی سیاسی، نگرانی از تحریم ها و ناپایداری بازار ارز فضای انتظارات فعالان اقتصادی منفی و چشم انداز کوتاه مدت اقتصاد ایران مبهم و شکننده ارزیابی می شود.»
طبیعتا افت و خیزهای اقتصاد ایران را فقط با یک مولفه «ریسک سیاسی، نااطمینانی و بروز تنش یا وقوع جنگ» نمیتوان توضیح داد اما ثابت ماندن این عامل در میان عوامل و مشکلات اصلی از دید فعالان اقتصادی به معنای آن است که سهمی قابل توجه در اثرگذاری بر اقتصاد کلان و شاخصهای آن دارد.
از این رو، با اینکه نرخ رشد اقتصادی تابستان ۱۴۰۴ اندکی مثبت بوده اما از قضا میتوان این مثبت بودن بسیار جزئی یا دستکم منفی نشدن شدید را به کوتاه بودن دوره جنگ ۱۲ روزه و محدود بودن آثار آن نسبت به انتظار فعالان اقتصادی پیش از وقوع جنگ نسبت داد، چرا که با وقوع جنگ ۴۰ روزه و آثار و پیامدهای بعدی آن، نرخ رشد اقتصادی در زمستان منفی شد و در بهار ۱۴۰۵ این روند نزولی با شدت بیشتری ادامه یافت.
این اظهارنظر سعید لیلاز وجه گمراهکننده دارد؛ زیرا فضای منفی شکلگرفته در ماههای پیش از جنگ و تاثیر نگرانی از وقوع آن بر شاخصهای کلان اقتصادی را نادیده میگیرد. او همچنین به این نکته توجه نمیکند که آثار جنگ ۱۲ روزه، در مقایسه با انتظارات فعالان اقتصادی، محدودتر بود. افزون بر این، روند منفی رشد اقتصادی در زمستان ۱۴۰۴، رشد کل سال ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ نیز در روایت او نادیده گرفته شده است.
فکتنامه نیز به این ادعای او نشان «گمراهکننده» میدهد.

گمراهکننده
گفته یا آمار، نادرست نیست اما به گونهای بیان شده تا بر فکت مهمی سرپوش بگذارد یا واقعیت را منحرف کند.
درباره نشانهای میرزاروش کار ما